en
Feedback
White with [ص]

White with [ص]

Open in Telegram

𝐒𝐞𝐭 𝐭𝐡𝐞 𝐖𝐡𝐢𝐭𝐞 𝐭𝐨 𝐭𝐡𝐞 𝐖𝐨𝐫𝐝𝐬 اینجا از مشاهده‌ها و احوال روزانه‌ام میگم. من: ☆ @whitestoryteller صحبت‌هامون: ☆ @SefidArea

Show more
1 424
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-4430 days
Posts Archive
خدافظ🫶🏻

خدافظ🫶🏻

ولی خدایی اولین‌باریه که چنل بزرگه رو از پین درمیارم گریه😭

عه صاحاب چنل نیستم پرایوتش کنم-

من همیشه به اینجا می‌گفتم چنل‌بزرگه. همیشه هم چنل‌بزرگه‌م می‌مونه. قرار هم نیست پاکش کنم. فقط اینکه امروز ۲۰ تیر ۴۰۴ئه. اولین‌باری که چنل بزرگه رو پرایوت می‌کنم. اگر دوست دارید لفت بدید اگر می‌خواید هم بمونید نمی‌دانم.

من رفتم اینجا، شما هم اگر دوست دارید بیاید. جوین‌ و لفت‌هاش رو چک نمی‌کنم همونطور که تمام این سال‌ها اینجا رو چک نکردم. فرق محتوایی خاصی با اینجا نداره. شاید یه روز برگردیم شاید هم دیگه برنگردیم.

لبام از چشمام جدا شد.

انقدر با من مهربونید که نمی‌دونم چی بگم جدی:(((((((((((((((

من هم شما رو دوست دارم، هم روزمره‌نویسی رو هم تجربه‌ی اینترنتی‌ای که باهم داریم رو ولی این چنله بهم استرس می‌‌ده. انگار دیگه حق ندارم توش باشم.

بهش زیاد فکر کردم. من از صفید خیلی فاصله گرفتم.

بچه‌ها من ممکنه این چنل رو غیرفعال کنم.

بچه‌سال‌تر که بودم و هنوز مدرسه می‌رفتم، حضوری و دونه‌دونه کتاب می‌خریدم. هر هفته می‌دیدمش؛ راجع‌به کتاب‌ها یکی دو دقیقه‌ای حرف می‌زدیم، من نظرم رو می‌گفتم اون بهم پیشنهادی چیزی می داد. شاید توی حال‌وهوای نوجوونی روش کراش هم داشتم یادم نمیاد. با دیدن لیست کتاب‌هام و سلیقه‌ی کتابخونیم بهم اعتمادبه‌نفس می‌داد. برام واقعا آدم جذابی بود. امروز دوباره نوجوون شده بودم ولی اون نوجوونی من رو یادش نبود.

لاس ادبی/کتابخونی

آخرش هم بهم شماره داد. 😌 (که کتابی چیزی خواستم بسپرم موجود کنه بعد برم سر بزنم ولی به هرحال)

امروز با یادآوری امیرحسین رفتم کتابفروشی و بعد از هزار سال اون کتابفروش‌ جذابه رو دیدم و کلی با هم لاس ادبی زدیم.

کاملنم همسانن نمی‌دونم چرا به خودشون می‌گن ناهمسان-

AnimatedSticker.tgs0.11 KB

گفتم دوقلوانننن
گفتم دوقلوانننن

Repost from N/a
مامانم می‌گفت فردا می‌رم مهریه‌م رو می‌ذارم اجرا. بعد من اون وسط می‌گفتم بابا حواست باشه مامان مهریه‌ش رو بذاره اجرا اولین کسی که می‌ره شهادت می‌ده داری مهریه‌ش رو بدی خودمم.