2 380
Subscribers
No data24 hours
+257 days
+4530 days
Posts Archive
2 380
دلم میخواد همه چیز رو ول کنم و برم، نباشم، ناپدید شم، کسی از من خبر نداشته باشه، کسی منو نشناسه، از یاد ها کمرنگ و بعدشم محو شم. انگار هیچ وقت وجود نداشتم.
2 380
ولی قبول داری بعضی آدما حیفت میکنن؟
حرف و عملشون یکی نیست ، اعتمادتو ، احساساتتو ، قلبتو ، عقلتو ، حال خوبتو ، حتی قنج رفتن دلتو حیف میکنن
کاش آدما رو با حرفا و کاراتون حیف نکنین.
2 380
تحمل میکنی ، تحمل میکنی ، تحمل میکنی
یهو که آستینت به دستگیره در گیر میکنه میزنی زیر گریه و آدما فکرمیکنن دیوونهای.
2 380
من واقعا تا سیر نباشم نمیتونم فکرکنم ، یعنی هرکاری بخوام انجام بدم ، اول مغزم از معدم میپرسه هی سیری؟
2 380
تا حالا براتون پیش اومده تو مغزتون داد بزنید ، همهی ظرفارو بشکونید ، میزا و برگردونین ، همه چیو بهم بریزین و برین ، درحالیکه نشستین و به ی نقطه خیره شدید؟
2 380
حس هایی هستند که نام ندارند ، نگران نیستی ، اما آرام هم نیستی ، غریب نیستی ، اما اهل اینجا هم نیستی ، نه دلت میخواهد بمانی ، نه آرزوی رفتن داری ، دلت میخواهد جایی که هستی نباشی ، اما جای دیگری هم نباشی.
2 380
من اونجایی فهمیدم زندگی قشنگنیست که پذیرفتم یک سری چیزها مال من نیست و تو اوج دوست داشتن باید رهاش کنم.
2 380
هر چقدر هم بزرگبشم و سعی کنم قوی باشم ، هنوزم وقتی چیزی از دست میدم ، کودک درونم ی گوشه از قلبم زانوی غم بغل میگیره ، هر چقدر هم بخوام واقع بین باشم ، کودک درونم وقتی میفهمه که باید چیزی و رها کنه دلش میلرزه و دائم به من یادآوری میکنه که بزرگ شدن با دلشکستگی های زیادی همراهه.
2 380
هر چقدر هم بزرگبشم و سعی کنم قوی باشم ، هنوزم وقتی چیزی از دست میدم ، کودک درونم ی گوشه از قلبم زانوی غم بغل میگیره ، هر چقدر هم بخوام واقع بین باشم ، کودک درونم وقتی میفهمه که باید چیزی و رها کنه دلش میلرزه و دائم به من یادآوری میکنه که بزرگ شدن با دلشکستگی های زیادی همراهه.
2 380
آخرین باری که تلاش کردم یکیو دوست داشته باشم طوری پیش رفت که دیگه بعدش حتی خودم رو هم دوست نداشتم.
