en
Feedback
ماموستا عبدالرحمٰن فتاحی

ماموستا عبدالرحمٰن فتاحی

Open in Telegram

جهت طرح سوال، انتقاد یا پیشنهاد: @ErtebatBaMAF _________________ توییتر: https://twitter.com/MAfattahi __________________ اینستاگرام: https://instagram.com/mafattahi1

Show more
1 126
Subscribers
+324 hours
+357 days
+7630 days
Posts Archive
قال صلى الله عليه و سلم أسلَمَ النَّاسُ وآمَنَ عَمْرُو بنُ العاصِ.

قال صلى الله عليه و سلم أسلَمَ النَّاسُ وآمَنَ عَمْرُو بنُ العاصِ.

Repost from زبیر کردی
بفرمایید از ما می‌خواهند با اینها برادر باشیم بر روی منبر می‌گوید اگر عمرو بن عاص، ابوهریره و معاویه رضی الله عنهم أجمعین، مسلمان باشند من از این دین اعلام بیزاری می‌کنم!! اگر بر روی منبر چنین هستند در محافل خاصشان چگونه خواهند بود؟!

﴿ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ جهانی شدنِ وحیانی؛ ابتکار پیامبر (صلی الله علیه وسلم ) جهانیسازی مدرن، ریشه در سنتی دارد که پیامبر اسلام (ص) چهارده قرن پیش بنیان نهاد. پیش از بعثت، بشر در انزوای جغرافیایی و عقیدتی اسیر بود و هیچ مکتبی طرح خروج از این جدایی را نداشت. اما پیامبر (ص)، جهانی شدن را بهصورت عملی با ارسال نامه به پادشاهان ایران و روم آغاز کرد و از نظریه، آن را در قالب کرامت انسانی، برابری نژادها و وحدت هدف، سامان داد. جهانی شدن در اسلام نه سلطه، که امتداد دعوت توحیدی تا افقهای دور است؛ الگویی که همچنان برای جهان امروز راهگشاست.

ليسَ منَّا من خبَّبَ امرأةً علَى زوجِها أو عبدًا علَى سيِّدِه اسلام دین عدل و رحمت است و بر پایه‌های استواری بنا شده که روابط میان افراد جامعهٔ اسلامی را تقویت می‌کند؛ تا برادری و الفت را محقق سازد و جامعه را از عوامل پراکندگی و تفرقه حفظ نماید. در این حدیث، تعالیم والای اسلام تجلّی یافته است؛ چرا که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم کسی را که میان مردم در روابط اجتماعی دشمنی ایجاد کند، هشدار داده و می‌فرماید: «از ما نیست کسی که زنی را بر ضد شوهرش فریب دهد». یعنی: بر راه و روش و سنّت و احکام شرع ما نیست. و «خبَّبَ امرأَةً» یعنی زنی را فاسد و گمراه کند به گونه‌ای که با ذکر عیوب شوهر، دشمنی او را با شوهرش در نظرش بیاراید یا محاسن مرد بیگانه‌ای را برایش بگوید تا او را با شوهرش مقایسه کند، یا طلاق را برایش خوش‌جلوه دهد؛ تا خود با او ازدواج کند یا او را به دیگری شوهر دهد. و یا «بنده‌ای را بر ضد اربابش فریب دهد» یعنی او را به هر نوع فسادی بکشاند، مانند اینکه فرار از ارباب را برایش زینت دهد، یا درخواست فروخته شدن را، یا او را بر بدرفتاری با ارباب تحریک کند، و سایر انواع ایجاد دشمنی میان آن دو. در این حدیث، هشدار از ایجاد دشمنی میان مردم و اینکه این کار از ستم آشکار است، نهفته است.

إن من الناسِ مفاتيحُ للخيرِ، مغاليقُ للشرِ، وإن من الناسِ مفاتيحُ للشرّ، مغاليقُ للخيرِ، فطوبى لمن جعلَ اللهُ مفاتيحَ الخيرِ على يديهِ، وويلٌ لمن جعلَ الله مفاتيحَ الشرِّ على يديهِ ما همیشه مدافع و دعاگوی برادران و مجاهدان افغانستان بوده ایم و خواهیم بود، و آنچه از آنها انتظار میرود این است که کلید خیر و وحدت و برادری باشند، نه سبب و عامل تفرقه و اختلاف. و هر شیّاد و دروغگویی آمد و ادعای نمایندگی مجاهدان را کرد، صددرصد تسلیم حرف و حدیثهایش نشوند. ما شرعاً مکلف هستیم که از هر مخبر فاسق تبیّن کنیم؛ پس از تبیّن، بد و بستان و تعامل و تعاون را شروع نماییم.

دیروز بشار وامروز حوثی فردا .....

Repost from زبیر کردی
دیروز بشار و امروز حوثی

إن من الناسِ مفاتيحُ للخيرِ، مغاليقُ للشرِ، وإن من الناسِ مفاتيحُ للشرّ، مغاليقُ للخيرِ، فطوبى لمن جعلَ اللهُ مفاتيحَ الخيرِ على يديهِ، وويلٌ لمن جعلَ الله مفاتيحَ الشرِّ على يديهِ به راستی که برخی از مردم، کلیدهای خیر و قفل‌های شر هستند، و برخی از مردم، کلیدهای شر و قفل‌های خیرند. خوشا به حال کسی که خداوند کلیدهای خیر را بر دستان او قرار دهد، و وای بر کسی که خداوند کلیدهای شر را بر دستان او قرار دهد.

زنی عرب‌تبار... انجمن‌های فمینیستی را افشا می‌کند... برای دکتر احمد عبدالله العمری، خطیب مسجد المیقات، پیامی می‌فرستد: دکتر! شما نشسته‌اید دربارهٔ فمینیسم صحبت می‌کنید. به خدا، نه شما و نه همراهانتان نمی‌دانید فمینیسم چیست! من سال‌ها با این جریان همراه بوده‌ام. دانش‌آموختهٔ دانشگاه هستم، معلمم، ۴۲ سال سن دارم و مادر سه پسر و دو دختر. یعنی آدم نادانی نیستم. این موج فکری بعد از اعتیادم به توییتر و اینستاگرام مرا با خود برد. خدا آن کسی را که این فضا را وارد زندگی‌مان کرد، نیامرزد. من در پناه خدا آرام زندگی می‌کردم. شوهرم مرد خوبی بود، به خدا مردی نجیب و بزرگوار، اما با من و دخترانم جدی و محکم بود. از طریق توییتر و اینستاگرام با زنانی آشنا شدم که گفت‌وگوهای تندی داشتند؛ همهٔ حرف‌هایشان حول محور تنفر از هر مذکری می‌چرخید: شوهر، پدر، برادر. بیش از همه روی شیطان‌سازی از شوهر تمرکز داشتند و القا می‌کردند که زن تا وقتی شوهر دارد، نمی‌تواند خوشبخت باشد، مگر اینکه یا شوهر کاملاً تسلیمش شود، یا طلاق بگیرد! ابتدا فقط برای سرگرمی در این گفت‌وگوها شرکت می‌کردم و چندان قانع نبودم. تا اینکه مرا با زنانی در همان شهر خودم آشنا کردند. آنها سعی کردند مرا به مهمانی‌هایشان ببرند، اما شوهرم هر دعوتی به جز دعوت اقوام را رد می‌کرد. به ناچار به او دروغ می‌گفتم که مثلاً این دعوت همسر هم‌کلاسی‌ام است، یا جشن تولد فلان دوست و از این دست بهانه‌ها. آنها را شاد و آزاد می‌دیدم؛ هیچ قیدی نداشتند، نه در پوشش، نه در رفت‌وآمد. کاملاً بی‌قید و بند. کم‌کم در این مهمانی‌ها شرکت کردم و با خودم می‌گفتم: چه حماقتی می‌کردم که این زندگی را نداشتم! یا بهتر بگویم، آنها به من القا کردند که زندگی‌ام بی‌ارزش است. این مهمانی‌ها بسیار باز و بی‌حجاب بود. در ابتدا برایم عجیب بود، اما شیطان آنها را برایم شیرین کرد، تا جایی که بی‌تاب می‌شدم. به نظر من، آنجا بهشت بود و خانه‌ام جهنم و شوهرم شیطان بزرگ. استراحتگاه و شاله اجاره می‌کردیم، گاهی هم در خانهٔ یکی از ما جمع می‌شدیم. همه پول‌دار بودند، همه شاغل، و اگر زنی کار نداشت، برایش کاری پیدا می‌کردند؛ مهم این بود که به هیچ مردی نیاز نداشته باشد. جلسات ما پر از رقص، آهنگ و آزادی بی‌حد و حصر بود. اما خطرناک‌تر از همه، این بود که هرکدام از ما داستان‌هایی از شوهرش تعریف می‌کرد که چطور او را ادب کرده، چطور به دادگاه کشانده، چطور بدهکارش کرده، چطور او را به جایی رسانده که با خودش حرف بزند و... و من مثل آدمی بی‌خبر گوش می‌دادم و در خودم کینه جمع می‌کردم. گاهی هم مردانی می‌آمدند و برایمان سخنرانی‌های انگیزشی دربارهٔ استقلال و خودباوری می‌دادند، اما لابهلای حرف‌هایشان شوهرها را مسخره می‌کردند. کم‌کم شوهرم را شیطان دیدم و باور کردم که او مرا از خوشبختی محروم کرده است. چشم انتظار روزی بودم که در صورتش فریاد بزنم. و آن روز فرا رسید؛ در حالی که پر از خشم بودم. به او گفتم: «امشب به مهمانی هم‌کلاسی‌ام می‌روم.» پرسید: «کدام هم‌کلاسی؟» گفتم: «به تو ربطی ندارد!» برای اولین بار بود چنین حرفی به او می‌زدم. تند نگاهم کرد و گفت: «نمی‌روی.» گفتم: «می‌روم و هر کاری دلت می‌خواهد بکن.» نمی‌دانم این حرف را چطور گفتم؛ در تمام عمرم هرگز چنین نکرده بودم. اما این نتیجهٔ بیش از یک سال شستشوی مغزی بود. گفت: «اگر از این در بیرون بروی، مطلقه‌ای.» گفتم: «هر طور دوست داری! من می‌روم.» و من مثل ماشینی عمل می‌کردم که برنامه‌ریزی شده باشد. شوهرم اما عاقل و خردمند بود و با من درگیر نشد. من اما آرزو داشتم که دعوا راه بیندازد تا با هم درگیر شوم، به پلیس زنگ بزنم و او را به دادگاه بکشانم، دقیقاً طبق همان دستورالعمل‌هایی که گروهک به من داده بود که اگر کار به پلیس بکشد، وکیلی برایم تعیین می‌شود. رفتم و در مهمانی شرکت کردم و ماجرا را برای آنها تعریف کردم. آنها چنان ذوق‌زده شدند که مرا روی شانه‌هایشان بلند کردند، انگار که بیت‌المقدس را فتح کرده‌ام. یک هفته تمام مرا با تبریک‌های «آزادی از بز نر» سرگرم کردند. خلاصه، از همان روز بعد، شوهرم طلاق را در دادگاه به ثبت رساند و پیامش برایم آمد. عکس سند طلاق را برای گروهک فرستادم. آنها برایم جشن گرفتند و این «پیروزی بزرگ» را تبریک گفتند. خانه و فرزندانم را ترک کردم و نزدیک محل کارم آپارتمانی اجاره کردم. آپارتمانم به یکی از پایگاه‌های آنها تبدیل شد. گاهی مبالغی ناچیز برایم واریز می‌کردند؛ یک بار به عنوان هدیه، بار دیگر برای اثاثیهٔ خانه و... به طور خلاصه، حدود ۴ سال با آنها ماندم، تا اینکه چهرهٔ واقعی این گروهک جنایتکار برایم آشکار شد. متوجه شدم هدف آنها نابودی خانواده‌هاست، از طریق کینه‌افکنی و دشمنی با مردان؛ اینکه مرد شیطان است، و زن باید درآمد و ماشین شخصی خود را داشته باشد و اجازه ندهد هیچ مردی در کارش دخالت کند، حتی پدرش

«آثارِ منفیِ زن، زندگی، آزادی پس از گذشتِ یک دهه، خود را بیشتر نمایان میکند. آن زمان خواهیم دید که چه بلایی بر سرِ بنیانِ خانواده و پسران و دخترانِ مردم آمده است. اما اشکال ندارد، چرا؟ چون شیطانپرستان یک قدم به نابودیِ زمین و بشریت نزدیکتر شدهاند.» يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا «ای فرزندان آدم، شیطان شما را نفریبد، همان‌گونه که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون کرد، در حالی که جامه‌شان را از تنشان بیرون می‌کشید تا عورت‌شان را به آنان بنمایاند.» سوره أعراف آیه ۲۷

«انتشار فرهنگ «زن، زندگی، آزادی» باعث می‌شود که حوادث و وقایعی همچون حادثهٔ پیرانشهر رخ دهد. فرهنگ مبتذلِ برهنگی و اختلاط و عدم رعایت ضوابط اسلامی، چنین حوادثی را به وجود می‌آورد. خدای متعال از زبان شیطان نقل می‌کند که گفت: «فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ» (پس مرا سرزنش نکنید و خود را سرزنش کنید) که دنبال وعدهای دروغین من افتادید

‏﷽ {إنّ اللهَ وملائكتَهُ يُصَـلُّونَ على النبي يا أيها الذين آمنوا صَلُّوا عليه وسلِّمُوا تسليما} قال رسول الله ﷺ :- «أكثروا من الصلاة عليّ ليلة الجمعة ويوم الجمعة فإن صلاتكم معروضة عليّ». اللهم صل وسلم عل نبينا محمدﷺ اللهم صل وسلم عل نبينا محمدﷺ اللهم صل وسلم عل نبينا محمدﷺ اللهم صل وسلم عل نبينا محمدﷺ اللهم صل وسلم عل نبينا محمدﷺ

خاطره ای برایتان تعریف کنم در یکی از جلسات نفس گیری که در مجلس خبرگان در تابستان ۱۳۵۸ داشتم در خلال یکی ازجلسات خصوصی همین آقای خامنه ای که الان رئیس جمهور است با صراحت در برابر برخی نمایندگان مجلس خبرگان گفت در این مجلس هیچ قانونی با به رسمیت شناختن حقوق متساوی برای سنی و شیعی امکان ندارد تصویب شود، با اینکه حرفش غلط بود اما از صراحتش خوشم آمد که بر خلاف دیگران واقعیت را بی پرده و لاپوشانی بر زبان آورد. حالا همین آقا لباس تقوی برتن کرده دم از اتحاد می زند! مگر شما همان نیستی که می گفت امکان ندارد خقوق اهل سنت را به رسمیت بشناسیم؟ اگر این آقا مقام مهم ریاست جمهوری را به دست نداشت نقل نمی کردم، چرا که منهای مقامش فرد قابل توجهی نیست. او دروغگو و مزور است تنها هم نیست یکی دیگر از مسئولین هم همین را گفته است.آن وقت متوجه سوء نیت بعضی از آقایان نسبت به اهل سنت شدم أحمد مفتی زاده علیرغم ملاحظاتی بر افکار و‌منهج مفتی زاده أما در مورد روافض حرفش درست است

ایران که کشور کهن و عمیقی در تاریخ است دارای ثروت‌ عظیم و بزرگ عقل و خرد و حکمت است ... اما خامنه‌ای دیکتاتور و خود محور همچون بشار أسد آن را ویران خواهد کرد ... پس باید عقلاء و خردمندان برای نجات ایران به پا خیزند، زیرا این یک مسؤليت تاریخی است در غیر این صورت آنها نیز در تخریب و ویرانی ایران شریک خواهند بود. 10/دسامبر 2024

په یامی مؤمن ئال فرعون به شی چوار له وانه ی 1

الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ «كسانى كه مردم به آنان گفتند: «مردم [دشمنان] بر ضد شما گرد آمدهاند، پس از آنان بترسيد!» امّا [اين سخن] بر ایمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را بس است و چه خوب وكيلى است!»»

قال صلى الله عليه و سلم: مَن دَلَّ على خيرٍ ، فلَهُ مِثلُ أجْرِ فاعِلِهِ در رساند پیام بیداری در أجر و ثوابش با ما سهیم باشید