en
Feedback
🖤دلنوشتهای کلبه تنهایی🖤

🖤دلنوشتهای کلبه تنهایی🖤

Open in Telegram
653
Subscribers
-124 hours
No data7 days
+1130 days
Posts Archive
جان پرورم گهی که تو جانان من شوی جاوید زنده مانم اگر جان من شوی رنجم شفا بود چو تو باشی طبیب من دردم دوا شود چو تو درمان من شوی پروانه‌وار سوزم و سازم بدین امید کاید شبی که شمع شبستان من شوی دور از تو گرچه زآتش دل در جهنّمم دارم طمع که روضه‌ی رضوان من شوی مرغ دلم تذروِ گلستان عشق شد بر بوی آنکه لاله و ریحان من شوی اکنون که خضر ظلمت زلف تو شد دلم بگشای لب که چشمه‌ی حیوان من شوی چشمم فتاد بر تو و آبم ز سرگذشت و اندیشه‌ام نبود که طوفان من شوی چون شمع پیش روی تو میرم ز سوز دل هر صبحدم که مِهرِ درفشان من شوی زلفت به خواب بینم و خواهم که هر شبی تعبیر خواب‌های پریشان من شوی می‌گفت دوش با دل خواجو خیال تو کآن دم رسی به گنج که ویران من شوی وان ساعتت رسد که بر ابنای روزگار فرمان دهی، که بندهٔ فرمان من شوی #خواجوی_کرمانی 🖤🖤

جان پرورم گهی که تو جانان من شوی جاوید زنده مانم اگر جان من شوی رنجم شفا بود چو تو باشی طبیب من دردم دوا شود چو تو درمان من شوی پروانه‌وار سوزم و سازم بدین امید کاید شبی که شمع شبستان من شوی دور از تو گرچه زآتش دل در جهنّمم دارم طمع که روضه‌ی رضوان من شوی مرغ دلم تذروِ گلستان عشق شد بر بوی آنکه لاله و ریحان من شوی اکنون که خضر ظلمت زلف تو شد دلم بگشای لب که چشمه‌ی حیوان من شوی چشمم فتاد بر تو و آبم ز سرگذشت و اندیشه‌ام نبود که طوفان من شوی چون شمع پیش روی تو میرم ز سوز دل هر صبحدم که مِهرِ درفشان من شوی زلفت به خواب بینم و خواهم که هر شبی تعبیر خواب‌های پریشان من شوی می‌گفت دوش با دل خواجو خیال تو کآن دم رسی به گنج که ویران من شوی وان ساعتت رسد که بر ابنای روزگار فرمان دهی، که بندهٔ فرمان من شوی #خواجوی_کرمانی 🖤🖤

اخلاقم شبیه افسرهای راهنمایی رانندگی شده با اولین اشتباه میگم پیاده شو. 🚶‍♀🖤🖤😐

ارتباط کمتر،کیفیت بیشترو ذهن ارومتر. 🖤🖤

‏یه چیزایی هوس میکنم که برای طبقه اقتصادیِ جدیدم اصلا مناسب نیست 🖤🖤

‍ ‏تنها واحدی که زیاد پاس کردیم و عبــــــــــــــــــــــــــــــرت نگرفتم ؛؛؛ همین رفاقت بود !🤞😔💔🚶‍♀ بله رفیق ‍🖤🖤

خوبی تورا کسی میبیند که خودش خوب است چون آدمیزاد هر چه در ذات خودش باشد را در دیگران زودتر پیدا میکند🤞👏🖤👏🖤👏

#دکلمه_پدر نامه ای به پدرم : سلام بابا جون ... خوبی؟ دلت تنگ نشده برامون؟ راستش یه نموره دلم گرفته ، چشام خیس شدن انگار ... هی از این لبخند خنگولکیا میزنم انگار که غم عار داره .. یادته بچه که بودم مریض میشدم با اخم میگفتی چرا مریض شدی؟ انگار یه کار اشتباهی کردم و حالا باید پاکت پاکت خجالت بکشم ... بابا جون غم و شادیمون قاطی شده ، راستش نمیدونیم شاد باشیم یا غمگین ... حالا هی روزا اشک میریزم تند تند ، نمیدونم این اشکا از کجا میاد همینطور میریزه ، کاش بیای بغلم کنی ... باباجون سلول به سلول تنم، دستات که میلرزن رو موهام که نازم کنه ومیخواد که بگه چته گیس بریده ؟از چی دلهره داری؟مگه من مردم دختر من گریه کنه ... بابا جونم ، واقعا دلم میخواد سرم و بزارم رو پاهات و برام بازم مثل بچگیا داستان بگی ، دلم میخواد شونه کنی موهامو و بعدم مثل بچگیام ببافیشون ... میگم باباجون درسته از پس همه چی بر میام ولی فکرام شدن خط خطیه یه بچه دوساله ... پس کی میای بابایی پاشو بازم  بیا بغلم کن ... اصلا بغل هیچی ! قرار بود بزنی پس کلم هنوز اونم نزدی ، دارم آدم نمیشمااااا.... باباجون میخواستم یه اعتراف کنم بلکه یه نموره سبک شه دلم ... حقیقتا غرض از مزاحمت... اووو حال کردی لفظ قلم صحبت کردن و بابا جون ؟ دخترت ادم حسابی شده ها ... خوب ولش کن خواستم این و بگم من دیگه فهمیدم که دیگه فراری ام اخه از عالم و آدم دارم فرار میکنم ، از اون که دوسش دارم ،از دوستام، حتی از خانوادم ... طبیعیه باباجون؟ اینقدر ولم کردن و رفتن ، چشام ترسیده خودم آدمارو ول میکنم .... یکاری میکنم آدما برن ... لاعلاجه بابا جون؟ واسه همین تنها شدم دیگه... ترس دارم ب قول این روانشناس دیوونه هه ریشه در کودکیت دارهههه ، کدوم کودکی؟ اومدم بهت بگم بزن پس کلم تا آدم شم نترسم ، بگو گیس بریده بسه فرار از واقعیتا .... تصمیم گرفتم  واسه اخرین بار باز فرار کنم ولی قول میدم بار آخرم باشه ... میگم باباجون ... قلبم درد میکنه ، خیلی درد میکنه ... دوباره برگردکنارم شایداین قلب آروم شه ... خلاصه که باباجون به جایی تعلق ندارم ، تیکه پاره رو هوام ، الان دیگه شوخی نمیکنم واقعا نصف و نیمه شدم ... هی میخوابم شاید چشام و وا کنم ببینم تو اون دنیا کنار توام ... باباجون از خوابیدن به قصد مردن به اینجام رسیده !  انگار نه انگار بهاره خورشید داره یخ میتابونه به کلهُم وجودم ... تنم یخ کرده دیگه بابا... خستم ، مثل تو محکم نبودم که ،هیچوقت نبودم... اخر منم با یه لبخند عین خودت  جونم و میدم به خدا ... میام پیشت ... دلتنگتم ... خدانگهدار...صی 🖤🖤 ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌

عشق یعنی بی گلایه لب فرو بستن، سکوت دلخوش از اینکه شبی با او قراری داشتی.. #شهريار و دوباره شب و دلتنگی 🖤🖤

شب آرام آمده است مثل دستی که روی موهایم می‌کشی تو نیستی اما همه‌چیز شبیه توست ماه از دور نگاه می‌کند و نمی‌پرسد چرا من در این تاریکی هنوز دوستت دارم 🖤🖤

گاهی وقتا فراموش کن... 🖤🖤

‏آرزو می‌کنم، اون لحظه‌ای که فکر می‌کنی همه چیز تموم شده خدا قلبت رو نوازش کنه. 🖤🖤
‏آرزو می‌کنم، اون لحظه‌ای که فکر می‌کنی همه چیز تموم شده خدا قلبت رو نوازش کنه. 🖤🖤

امشب از غمها نمیخوابم ،تواما..واے نہ باعث بیخوابے شبهاے تارم «شب بخیر»!‌‌ 🖤🖤

و ما شب را به دلتنگیِ کسانی بیداریم؛ که جز ما، همه‌چیز را دوست داشتند!🔥 🖤🖤

مرگ الکیه آدما وقتی میمیرن که دیگه کسی دوستشون نداشته باشه... 🖤🖤

کسایی که از عشق بیزارن دقیقا همونایین که یه وقتی عاشق یکی بودن . 🖤🖤

و شب کاش با تو مهربان باشد؛ با تویی که در تنهایی، اشک می‌ریزی و آرام به خودت می‌گویی: «طاقت بیاور، عزیزِ من.» 🖤🖤

با دستهای خالی به دنیا آمده ایم با دستهای خالی هم از دنیا خواهیم رفت پس نگران چیزهایی که آرامش را از تو می گیرند نباش نگرانی مشکل فردای تو را از بین نخواهد برد اما آرامش امروزت را قطعا از تو خواهد گرفت نگران فردای ندیده ات نباش خداي ديروز و امروزت ، فردا هم هست. خدا بزرگتر از هرچیزی است بزرگتر از هر چیزی که فکرت رو مشغول کرده تنها چیزی که از فردا میدانم این است که خدا قبل از خورشید بیدار است خیالت راحت تا خدا هست هیچ غمی نیست 🖤🖤