عا میم ☔
Open in Telegram
بنظر میرسد که من با تیری در قلب زاده شدهام. تیری که تحمل فشار آن در قلب دردناک است و خارج کردنش کشنده ..(: خلیلجبران🌱
Show more270
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1330 days
Posts Archive
270
آماده باش برای آزادی
آماده باش برای شکوفایی
آماده باش برای آبادی...
از پنجره نگاه به بیرون کن؛
خورشید را میان خیابانها
دارند تکه تکه به آغوشی...
خورشید را دوباره به هم پیوند
این شهر را دوباره ز غم رستن
بر چهرههای آدمیان، لبخند..
لبخندهای روشن و معنی دار...
با دستهای خسته از این بیداد
این ظلم را ز مام وطن، بیرون؛
این زخم را ز قلب وطن، تیمار
این درد را به قامت جان، فریاد
فردا بهار میرسد از راهی،
این بغض را ز شانهی خود بردار
فردا طلوع کامل آزادیست
میعادگاه شادی و آبادیست...
#نرگس_صرافیان_طوفان
270
آماده باش برای آزادی
آماده باش برای شکوفایی
آماده باش برای آبادی...
از پنجره نگاه به بیرون کن؛
خورشید را میان خیابانها
دارند تکه تکه به آغوشی...
خورشید را دوباره به هم پیوند
این شهر را دوباره ز غم رستن
بر چهرههای آدمیان، لبخند..
لبخندهای روشن و معنی دار...
با دستهای خسته از این بیداد
این ظلم را ز مام وطن، بیرون؛
این زخم را ز قلب وطن، تیمار
این درد را به قامت جان، فریاد
فردا بهار میرسد از راهی،
این بغض را ز شانهی خود بردار
فردا طلوع کامل آزادیست
میعادگاه شادی و آبادیست...
#نرگس_صرافیان_طوفان
270
آماده باش برای آزادی
آماده باش برای شکوفایی
آماده باش برای آبادی...
از پنجره نگاه به بیرون کن؛
خورشید را میان خیابانها
دارند تکه تکه به آغوشی...
خورشید را دوباره به هم پیوند
این شهر را دوباره ز غم رستن
بر چهرههای آدمیان، لبخند..
لبخندهای روشن و معنی دار...
با دستهای خسته از این بیداد
این ظلم را ز مام وطن، بیرون؛
این زخم را ز قلب وطن، تیمار
این درد را به قامت جان، فریاد
فردا بهار میرسد از راهی،
این بغض را ز شانهی خود بردار
فردا طلوع کامل آزادیست
میعادگاه شادی و آبادیست...
#نرگس_صرافیان_طوفان
270
چو آه در تن بیروح نی دمیده شدم
سکوت بودم و با یک نفس شنیده شدم
شبیه سایه، عدم بود هستیام اما
به هر طرف نظر انداخت نور، دیده شدم
همین که چشمۀ عشق تو در دلم جوشید
ز کوه صبر به دشت جنون کشیده شدم
تو سیب سرخی و من برگ سبز، خوشحالم
که در کنار تو بودم که با تو چیده شدم
قسم به آه که فاضل ندارد از خود هیچ
من از اضافۀ خاک تو آفریده شدم
#فاضل_نظری
@aaamimm
270
نه سر در عقل میبندم، نه دل در عشق میبازم
که این نامرد بیدرد است و آن پردرد نامرد است...
#فاضل_نظری
270
ما هرچه را که باید
از دست داده باشیم، از دست دادهایم
ما بیچراغ به راه افتادیم...
#فروغ_فرخزاد
270
اینبار حرف مردم، آزادی و حق انتخاب حجاب نیست! اینبار مردم واقعا در نان شبشان ماندهاند، اینبار جوانها آخرِ تمام راهها را رفتهاند و دستخالی و باهراس بیآیندگی بازگشتهاند. اینبار کارگرها و کارمندها و شغلآزادها همه باهم به پوچی و اندوه رسیدهاند. اینبار فرق دارد آقایان مدیر و مسئول! اینبار حقوق هیچکس جوابگوی اینهمه تورم نیست! اینبار هرچقدر بدویم به هیچ چیز نمیرسیم! مردم میوه و آجیل و گوشت و برنج را گذاشتند کنار، بیخیالِ خرید خانه و ماشین و لباس و حتی وسایل ضروری شدند، بیخیالِ دلخوشی و تفریح، بیخیالِ آرزو و آینده... فرزندان خودتان هم به همین وضعند؟ دقیقا آن بالا دارید چهکار میکنید؟ که هرجا رفتیم و هرکس را در هر شغل و شرایطی دیدیم، دلمان برای هم سوخت، که هرکار کردیم نشد دلمان را به هیچ ادامهای خوش کنیم و هرچقدر گشتیم هیچ نقطه و دلیل روشنی نیافتیم! که هیچ راهی نمانده و جوان و پیر و دارا و ندار باهم میسوزیم. کدام قدم را برای مردم برداشتید و کدام مشکلی را حل کردید؟ چطور دق نمیکنید و نمیمیرید از اینهمه آسیب و رنجی که باعثانش شما بودید؟ شما از کدام قماشید؟ چطور عذاب وجدان نمیگیرید؟ چطور هنوز سر کاری میروید که برایش هیچ تلاشی نکردهاید و نمیکنید و دستمزدش را میگیرید؟ مگر چندسال میمانید و زنده میمانید که از پایان نمیترسید؟! از آه و خشم و فریاد هشتاد و چند میلیون انسانی که چیزی برای از دست دادن برایشان نمانده و کاردها به استخوانشان رسیده و جانهایشان به لب؟؟؟ چطور نمیترسید و چطور احساس مسئولیت و اندوه نمیکنید که کار را به اینجا رساندهاید و مثل گرگ، رفاه و آسایش و آیندهی این مردم را دریدهاید و به دنبال گرگهای آنسوی مرز میگردید؟؟؟! چطور خجالت نمیکشید و شرم نمیکنید؟ چطور لقمه از گلویتان میرود پایین؟! چطور نفس میکشید هنوز؟
#نرگس_صرافیان_طوفان
@aaamimm
