en
Feedback
عا میم ☔

عا میم ☔

Open in Telegram

بنظر می‌رسد که من با تیری در قلب زاده شده‌ام. تیری که تحمل فشار آن در قلب دردناک است و خارج کردنش کشنده ..(: خلیل‌جبران🌱

Show more
270
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1330 days
Posts Archive
Repost from عا میم ☔
شمس گفت:تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده. به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند و بگوید" چه کنم! تقدیرم این بوده،" نشانهٔ جهالت است. تقدیر همهٔ راه نیست، فقط تا سر دو راهی هاست . گذرگاه مشخص است اما انتخاب در دست مسافر است. پس: نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آنی این را بیست و نهمین قاعده میگوید... #ملت_عشق #الیف_شافاک

جایی که تو دستت نمی‌رسد؛ خدا شاخه‌ها را پایین می‌آورد. من این صحنه را بارها دیده‌ام! #غاده_السمان

photo content

اگر روزی غمگین روبه‌روی تو ایستادم، فکر نکن که چه ضعیف و کم‌توان هستم، به این فکر کن که من تو را امن دیدم و روی تو حساب کردم که روی غمگینم را نشانت دادم.

من اینجا دلم سخت معجزه می‌خواهد و تو انگار معجزه هایت را گذاشته‌‌ای برای روز مبادا. #پل_الوار

‏همیشه هم نور خوب نیست، گاهی بهتر است در تاریکی بنشینی تا کسی حالاتِ تو را نبیند... #حمید‌_سلیمی

بخشی از من با تمام بخش‌های وجودم جنگیده و گستاخانه به زندگی بازگشته و دارد یکه و تنها و با کمترین دلخوشی‌ها زندگی‌اش را می‌کند. بخش‌های دیگرم باخشم، در سایه‌ ایستاده و مشت‌ها را به هم فشار داده و تا حد مرگ غمگین است. من اندوهی‌ام به توانِ بی‌نهایت و "شادی" در من ماهی کوچک تنهایی‌ست در عمیق‌ترین لایه‌های یک اقیانوس. شادی هم هست، امید هم هست، اما آنقدر کوچک که به جایی قد نمی‌دهد، فقط و فقط و فقط؛ مرا زنده نگه می‌دارد... #نرگس_صرافیان_طوفان @narges_sarrafian_toofan

برای تو چه بگویم؟ بگویم زخمم آن‌قدر عمیق شده که می‌توان در آن درختی کاشت؟ بگویم غمگینم و مرگ کاری نمی‌کند؟ #غلامرضا_بروسان

این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است ؛ اما مهمترینش یک جوانیِ بدونِ رنج و نگرانی در یک سرزمین آرام است … #عباس_معروفی

برگشتیم... ولی امید و دلخوشی با ما برنگشت. برگشتیم اما تاریک بود و خیلی تاریک بود و ما خیلی چیزها را پشت‌سر جاگذاشتیم. برگشتیم اما ذوقمان برنگشت. بی ذوق شده‌ایم و معنای حقیقی زیستنمان را از یاد برده‌ایم. بخشی از هویت و روایت ما را قطع کردند و اینجایی که وصلمان کردند، از یک‌جا به بعدِ ماست... ما سردرگمیم و یادمان رفته داشتیم چه کار می‌کردیم و باید چه‌کار کنیم و از کجا باید کلاف تکه تکه شده‌ی زندگی را سرهم کنیم و ادامه بدهیم... #نرگس_صرافیان_طوفان

بهار کاش چیزی بیشتر از رنگِ باغچه ها را... عوض می کرد کاش یک بار هم ما شکوفه می دادیم ما که اینهمه هَرَس شده ایم #معین_دهاز

4_5780407805773095261.mp34.47 MB

آن‌ها را هرگز ندیده بود، اما حس می‌کرد گلوله‌ای که در تن‌شان رفته، در تن خودش است.

photo content

شجریان-افشاریان(Radiop0l).mp38.01 MB

photo content

از دفن ما سال‌هاست که می‌گذرد، فقط کاش کسی می‌دانست چرا نمی‌میریم..؟! #معین_دهاز

«‏دیگر سرزنده نبود. بیشتر اوقاتش به دل‌نگرانی می‌گذشت. انرژی‌ای که روزگاری صرف عشق‌ ورزیدن به زندگی می‌کرد، حالا داشت صرف دوام‌ آوردنش می‌شد.»