شعرهای دل
Open in Telegram
به پریشانی این کانال شعرم منگر که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Show more224
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+230 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+1
in 0 channels
April '26
+2
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+7
in 0 channels
Get PRO
January '26
+6
in 0 channels
Get PRO
December '25
+9
in 1 channels
Get PRO
November '25
+7
in 0 channels
Get PRO
October '25
+11
in 0 channels
Get PRO
September '25
+13
in 0 channels
Get PRO
August '25
+8
in 0 channels
Get PRO
July '25
+6
in 0 channels
Get PRO
June '25
+5
in 0 channels
Get PRO
May '25
+5
in 1 channels
Get PRO
April '25
+8
in 0 channels
Get PRO
March '25
+5
in 0 channels
Get PRO
February '25
+8
in 0 channels
Get PRO
January '25
+11
in 0 channels
Get PRO
December '24
+20
in 0 channels
Get PRO
November '24
+16
in 0 channels
Get PRO
October '24
+17
in 0 channels
Get PRO
September '24
+15
in 0 channels
Get PRO
August '24
+15
in 0 channels
Get PRO
July '24
+17
in 0 channels
Get PRO
June '24
+6
in 0 channels
Get PRO
May '24
+14
in 1 channels
Get PRO
April '24
+12
in 0 channels
Get PRO
March '24
+18
in 0 channels
Get PRO
February '24
+13
in 1 channels
Get PRO
January '24
+26
in 0 channels
Get PRO
December '23
+181
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 19 May | 0 | |||
| 18 May | 0 | |||
| 17 May | 0 | |||
| 16 May | 0 | |||
| 15 May | 0 | |||
| 14 May | 0 | |||
| 13 May | 0 | |||
| 12 May | 0 | |||
| 11 May | 0 | |||
| 10 May | 0 | |||
| 09 May | 0 | |||
| 08 May | 0 | |||
| 07 May | 0 | |||
| 06 May | 0 | |||
| 05 May | 0 | |||
| 04 May | 0 | |||
| 03 May | 0 | |||
| 02 May | 0 | |||
| 01 May | +1 |
Channel Posts
«گیرند همه روزه و من...»
رباعیّه
جویند همه هلال و من، ابرویش
گیرند همه روزه و من، گیسویش
در دورهٔ این دوازده ماه مرا
یک ماه مبارک است آن هم رویش
«حکیم لعلی تبریزی»
| 2 | «تمجیدِ ماه روزه»
رباعیّه
آنان که به ماهِ روزه تمجید کنند
تحقیق نفرموده و تقلید کنند
ماهِ رمضان اگر نکو بود و سعید
در روزِ وفاتِ او چرا عید کنند
حکیم لعلی تبریزی | 17 |
| 3 | یه موزیک خوب
#ستارهها نمیمیرن تو دل شب
رگ و ریشه رو نمیشه قیچی کرد...
#حسین_پارسا | 17 |
| 4 | من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می کند بدجور
ساقه تا شاخه ام پر از زخم است ، تبرم درد می کند بدجور
من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هویت دارم
یک اشاره بدون انگشتم ، اثرم درد می کند بدجور
جنگجویی نشسته بر خاکم ، در قماری که هر دو می بازیم
پسرم روی دستم افتاده ، سپرم درد می کند بد جور
مثل قابیل بی قبیله شدم ، بوی گندم گرفته دنیا را
بس که حوا هوایی اش کرده ، پدرم درد می کند بدجور
هرچه کوه بزرگ می بینی ، همگی روی دوش من هستند
عاشقی هم که قوز بالا قوز ، کمرم درد می کند بدجور
تو فقط صبر می کنی تجویز ، من فقط صبر می کنم یکریز
بس که دندان گذاشتم رویش ، جگرم درد می کند بدجور
بستری کن مرا در آغوشت ، با دو نخ شعر و این هوا باران
مرغ عشقی بدون همزادم ، که پرم درد می کند بد جور
برسان قرص بوسه – اورژانسی – قرص یک ور سفید و یک ور سرخ
برسان نشئه ای ز لب هایت ، که سرم درد می کند بدجور
#مرتضی_خدایگان | 20 |
| 5 | بر نشیمنگاه قدرت هیچکس ثابت نمانْد
همدلی ای دوستان از همنشینی بهتر است
پوشش مردم مگر گویای وضع جیب نیست؟
پس برای پوشش مردم بیکینی بهتر است
وسعت اندیشهی بیمرزمان دارد خطر
وسعتِ اندیشهها تا نوکِ بینی بهتر است
#مهدی_خضری | 19 |
| 6 | میپرسند اگر عزادارند چرا میرقصند؟
میرقصند تا زندگی ناتمام عزیزانشان را تداوم بخشند.
میرقصند چون نمیخواهند تصویر عزیزانشان در قاب سیاهِ مرگ بماند.
میرقصند چون نمیخواهند مرگ آخرین روایت باشد.
میرقصند چون نمیخواهند سوگ هم در انحصار شما باشد.
می رقصند تا نشون بدن سر خم کردن هرگز .
می رقصند تا نشون بدن انتقام میگیرند.
می رقصند برای اینکه نشون بدن غم سینه سوزشون اونها رو از پا نمیاندازه.
میرقصند و پا میکوبند و فریاد میزنن که ادامه میدن و انتقام میگیرند .
میرقصند تا دشمن شاد نشن و قاتل فکر نکنه اینا مایوس و ناامید شدند.
✍خسرو معصومی | 39 |
| 7 | صبر کن قدری، که ساعتها زمان آورده ام
گفته بودی کم توان هستی ، توان آورده ام
نیمه جانی هست سهمم از تمامِ زندگی
بنده از سهمم برایت ، نیمه ،جان آورده ام
شاعرم ، در کوله بارم نیست جز ، مشتی غزل
مشت ، مشت از هر چه دارم من ، همان آورده ام
با خودم از سرزمین جنگ هایِ تن به تن
یک درفشِ کاویان از بانوان آورده ام
من گذشتم از دیارِ ابر و باران و تگرگ
با خود از آنجا کمی رنگین کمان، آورده ام
شاعرم در سفره ام جز غصه ی مردم نبود
از همین سفره برایت ، آب و نان آورده ام
#رضا_ایزدی | 35 |
| 8 | مرا گویند «بامش از چه سوی است؟»
از آن سویی که آوردند جان را
از آن سویی که هر شب جان روان است
به وقت صبح بازآرد روان را
#مولانا | 30 |
| 9 | «روزهٔ یک روزه»
مر مرا روزهٔ یک روزه درآورد ز پای
تا دگر روزهٔ سیروزه چه آرد بر سر¹
«حکیم قاآنی شیرازی»
____
1_دیوان حکیم قاآنی شیرازی ،تصحیح مجید شفق، چاپ اوّل، تهران ، انتشارات سنایی، ۱۳۸۷ه ش ، صفحهٔ۳۳۳ | 35 |
| 10 | توصیف تو در شأن کسی نیست به جز من
تعریف شراب از دهن مست قبول است ...
#امیرعلی_سلیمانی | 33 |
| 11 | ای باغ! چه شد مدفنِ خونینکفنانت؟
کو خاکِ شهیدانِ کفن پیرهنانت؟
تا سرب که پاشیده و تا لاله که چیده است
در سینه و سیمایِ بهارینبدنانت؟
آه ای وطن! ای خورده به بازارِ شقاوت
بس چوبِ حراج از طرفِ بیوطنانت
خونِ که شتک زد ز پدرها و پسرها
بر صبحِ یتیمان و شبِ بیوهزنانت
رودابهی من! رودگری کن که فتادند
در چاهِ شغادانِ زمان، تهمتنانت
رگبار گرفت آنگه و بارید ز هر سو
بر سینه و سر، نیزه و شمشیر و سنانت
ای باغِ اهوراییام! افسوس که کردند
بیفرّه و بیفرّ و شکوه، اهرمنانت
همخوانِ نسیمم من و همگریهی باران
در ماتمِ سرخِ سمن و یاسمنانت
#حسین_منزوی | 53 |
| 12 | زخمیست نای کشور من، درد میکند
حتی صدای کشور من درد میکند
هم شانههای نازک او را شکستهاند
هم دست و پای کشور من درد میکند
ایران زنی به هیئت یک سرو زخمی است
بالابلایِ کشور من درد میکند!
بارانِ خون و سرفه و باروت و سنگ و سرب
آب وهوای کشور من درد میکند
"بسطامی" است مویهگر این روزها فقط
"گلپونهها"ی کشور من درد میکند
این روزها چقدر دل وجان بیقرار
در جایجایِ کشور من درد میکند
یک گوشه از سرت- به خدا- ای خدا بگو
آیا برای کشور من درد میکند؟
#رضا_علی_اکبری | 41 |
| 13 | به خون نشستهی این داغ، مادران منند
زنانِ چهرهخراشیده خواهران منند
چگونه باز در این کوچهها قدم بزنم؟
که کشتگان خیابان، برادران منند
گلِ سپید بیارید و بنگرید به چشم
درون کیسهی مشکی، دلاوران منند
ای آسمانِ پذیرنده! مهربانی کن
که میهمان تو امشب، کبوتران منند
دو خط مصیبت جنگل بخوان برادر جان
شکستهها همه سرو و صنوبران منند
یگانه مذهب من عزت است و آزادیست
و رادمردمِ ایران پیمبران منند
بگو به ظلمت شب، چهرههای خونآلود
چراغِ زخمیِ از ماهبهتران منند
به حال و روز وطن ایستاده میگریند
درختهای خیابان که دختران منند
#سعید_مبشر
@saeid_mobasher_71 | 40 |
| 14 | این غزل یکی از نالههای عاشقانهٔ #مولانا ست؛
اما نه نالهای برای نگهداشتن معشوق،
بلکه فریادی از عمق دلبستگیِ انسانی که میداند
جهان بیرون، برای کسی که دلش در جای دیگری جا مانده،
غریبهتر از همیشه است.
بشنیدهام که عزم سفر میکنی مکن
مِهر حریف و یار دگر میکنی مکن
تو در جهان غریبی غربت چه میکنی ؟
قصد کدام خستهجگر میکنی؟ مکن
از ما مدزد خویش به بیگانگان مرو
دزدیده سوی غیر نظر میکنی؟ مکن
ای مه که چرخ زیر و زبر از برای توست
ما را خراب و زیر و زبر میکنی مکن
چه وعده میدهی و چه سوگند میخوری ؟
سوگند و عشوه را تو سپر میکنی مکن
کو عهد و کو وثیقه که با بنده کردهای ؟
از عهد و قول خویش عبر میکنی مکن
ای برتر از وجود و عدم بارگاه تو
از خطه وجود گذر میکنی مکن
ای دوزخ و بهشت غلامان امر تو
بر ما بهشت را چو سقر میکنی مکن
اندر شکرستان تو از زهر ایمنیم
آن زهر را حریف شکر میکنی مکن
جانم چو کورهای است پرآتش بَسَت نکرد؟
روی من از فراق چو زر میکنی مکن
چون روی درکشی تو، شود مهْ سیه ز غم
قصد خسوف قرص قمر میکنی؟ مکن
ما خشک لب شویم چو تو خشک آوری
چشم مرا به اشک چه تر میکنی؟ | 45 |
| 15 | "آنچه را که غمگينت مىکند، هرگز برای کسی بازگو مکن؛
مگر برای آن کسی که همیشه در اندیشهی خوشحال کردن توست ...!"
#غسان_کنفانی | 44 |
| 16 | هر وقت براتون سوال پیش اومد که اولویت کسی هستین یا نه؟ بدونین که نیستین.
چون اگه بودین،
کاری میکرد که این سوال هیچوقت براتون پیش نیاد... | 47 |
| 17 | 🌹 | 54 |
| 18 | میخواستم که ولوله بر پا کنم ولی...
با شورِ شعر محشر کبرا کنم ولی...
با نی به هفت بند غزل ناله سر دهم
با مثنوی رهی به نوا واکنم ولی...
تا باز روح قدسی حافظ مدد کند
دم میزدم که کار مسیحا کنم ولی...
فریاد را بکوبم پا بر سر سکوت
یا دستکم به زمزمه نجوا کنم ولی...
دل بر کنم از این دل مردابوار تنگ
با رود رو به جانب دریا کنم ولی...
این بیکرانه آبی آیینۀ تو را
با چشمِ تشنه سیر تماشا کنم ولی...
«باید» به جای «شاید» و «آیا» بیاورم
فکری به حال «گرچه» و «اما» کنم ولی...
#قیصر_امینپور | 56 |
| 19 | بر درخت زنده بیبرگی چه غم
وای بر احوال برگ بیدرخت..
#شفیعی_کدکنی | 42 |
| 20 | تبخیر شدم به گِل نشستم بیتو
آرام گریستم، شکستم بیتو
از من مشتی نمک به جا مانده فقط
دریاچهی اورمیه هستم بیتو
#نفیسه_نعمتی | 43 |
