en
Feedback
✍ متنِ ݣاݞـــذے مٌــݘالھ✐

✍ متنِ ݣاݞـــذے مٌــݘالھ✐

Open in Telegram

"قلب آدما از جنس #ڪـــاغذ نيست ڪھ،ولى بعضی وقتا #مچــــــالھ 🗞 میشھ"💜👌 🍂 🌸

Show more
759
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
sticker.webp0.04 KB

‌ ‌ ♡ و تو را من ستوده ام رنج برده ام ای دریغ و تو را ستوده ام ...💜🌱👉 #احمد_شاملو ‌‌
‌ ‌ ♡ و تو را من ستوده ام رنج برده ام ای دریغ و تو را ستوده ام ...💜🌱👉 #احمد_شاملو ‌‌

چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم...!! #مهدی_اخوان_ثالث

‌ مکث کردن رو تمرین کنید، وقتی شک دارید وقتی خسته‌اید وقتی عصبانی هستید وقتی استرس دارید وقتی بی‌حوصله‌اید مکث کنید، سکوت کنید و هیچ حرفی نزنید و تصمیمی نگیرید .

جهان رنگ تماشا از تماشای تو می‌گیرد... #فاضل_نظری

ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان باشد کز آن میانه یکی کارگر شود ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود از کیمیای مهر تو زر گشت روی من آری به یمن لطف شما خاک زر شود در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب یا رب مباد آن که گدا معتبر شود بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست سرها بر آستانه او خاک در شود حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود #حافظ

«در آخر، ما سکوتِ دوستانمان را به یاد می‌آوریم، نه سخنانِ دشمنانمان را.» #مارتین_لوترکینگ

ای بغض فرو خفته مرا مرد نگه دار #فاضل_نظری

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام، فردا چرا... #شهریار

سلام بر آن‌هایی که فراموش شده‌اند، اما هرگز نتوانسته‌اند فراموش کنند. #محمود_درویش

همگان به جستجوی خانه می‌گردند، من کوچه‌ی خلوتی را می‌خواهم بی ‌انتها برای رفتن... #سیدعلی_صالحی

یه جمله خیلی قشنگی می‌خوندم که می‌گفت؛ ”پنجره‌ای که بهت آسیب میزنه رو ببند حتی اگر ویو خوبی داشته باشه“. و چه خودمراقبتی شجاعانه‌ای.

این چنین زیر و زبر عالم نمی ماند مدام می نشاند چرخ هر کس را به جای خویشتن #صائب_تبریزی

sticker.webp0.47 KB

‌‌ ‌ ♡ باز آمدم از چشمه‌ی خواب کوزه‌ی تر در دستم مرغانی می‌خواندند نیلوفر وا می‌شد کوزه‌ی تر بشکستم در بستم و در ایوان تماشای
‌‌ ‌ ♡ باز آمدم از چشمه‌ی خواب کوزه‌ی تر در دستم مرغانی می‌خواندند نیلوفر وا می‌شد کوزه‌ی تر بشکستم در بستم و در ایوان تماشای تو بنشستم..💜🌱👉 #سهراب_سپهری

کاش می‌شد آدم اندوه را از پنجره بیرون بریزد.

«احساسات می‌گذرند؛ رنج کشیدن می‌ماند.»

همیشه همه چیز جلو چشامون نیست؛ گاهی ما رنج های آدما رو نمیبینیم👌

«آه خدای من! چقدر ستاره باید اُفول کند تا این صبح بدمد...؟!» #احمدجان_عثمان