جنگ فکری Soft War
Open in Telegram
710
Subscribers
-124 hours
+27 days
-1230 days
Posts Archive
رسالت امت اسلام را رِبعی بن عامر رضیاللهعنه در برابر رستم، فرمانده سپاه ایران، در چند جمله چنین بیان کرد:
«اللهُ ابْتَعَثَنَا لِنُخْرِجَ مَنْ شَاءَ مِنْ عِبَادَةِ الْعِبَادِ إِلَى عِبَادَةِ اللهِ، وَمِنْ ضِيقِ الدُّنْيَا إِلَى سَعَتِهَا، وَمِنْ جَوْرِ الْأَدْيَانِ إِلَى عَدْلِ الْإِسْلَامِ.»
«خداوند ما را برانگیخته است تا انسانها را از بندگی بندگان، به بندگی خدای یکتا؛ از تنگنای زندگیِ بیهدایت، به فراخی و آرامش اسلام؛ و از ستم و بیعدالتی، به عدالت اسلام دعوت کنیم.»
📖 ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمین، ص ۲۳۲.
رسولالله ﷺ اسلام را در عقیده، سیاست، اقتصاد، قضا، اخلاق، روابط اجتماعی و سیاست داخلی و خارجی بهطور کامل تطبیق کرد؛ زیرا برپایی دین همان مسئولیتی است که تمام پیامبران اولوالعزم به آن مکلف بودند و نتیجه طبیعی عدم تطبیق یا تطبیق ناقص آن، پراکندگی و تفرقه است: ﴿شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰ ۖ أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ ۚ﴾ «برای شما همان دینی را مقرر کرد که نوح را به آن سفارش کرده بود و آنچه را به تو وحی کردیم و آنچه را ابراهیم، موسی و عیسی را به آن توصیه نمودیم که: دین را برپا دارید و در آن تفرقه (پراکندگی) نکنید…» (الشورى: ۱۳).
راه وحدت در افغانستان، در حذف اقوام تحت نام ملت یا در برتریطلبی یک قوم نیست. راهحل نبوی این است که قوم وسیله شناخت، تقوا معیار عزت، اهلیت معیار مسئولیت، عدالت بنیاد حکومتداری، فرصتهای اقتصادی حقِ همگان و اسلام هویت مشترک همه گردد؛ و از فکر ملی (ناسیونالیسم) عملاً عبور شده و بر مبنای تفکر «امتسازی» در سیاست داخلی و خارجی عمل شود.
تطبیق کامل اسلام در سیاست داخلی و خارجی، بدون هیچگونه تبعیض، «امت» میسازد؛ اما تطبیق ناقص و سلیقهای، مردم را متفرق میسازد. افغانستان زمانی میتواند به محور قدرتمند امت بدل شود که از عصبیتهای قومی و ملی بگذرد، اسلام را بر همگان یکسان تطبیق کند و آن را از طریق سیاست خارجی راستین (دعوت و جهاد مشروع) به جهانیان برساند.
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً﴾ (البقرة: ۲۰۸)
«ای مؤمنان! همگی به صورت کامل در اسلام (و تسلیم) درآیید.»
نبض: چگونه میتوانیم تفرقه قومی و تعصب قبیلهای را به وحدت ایمانی امت تبدیل کنیم؟
زمانی که تحت شعارِ تطبیق اسلام، اجرای حقیقی و همهجانبه آن به فراموشی سپرده شود و پیوندهای قومی و قبیلهای به معیار قدرت، تقرر و توزیع امکانات بدل گردد، تنوع طبیعی قومی به تفرقه سیاسی تبدیل میشود. در چنین حالتی، سکوتِ تحمیلشده نارضایتی را از بین نمیبرد، بلکه آن را از مجالس رسمی به نشستهای شخصی و حجرهها منتقل میکند؛ در آنجا این تعصب مانند یک ویروس گسترش مییابد و سراسر جامعه را به اختلافات و مخالفتهای گوناگون دچار میسازد. پرسش اینجاست که رسولالله ﷺ چگونه اعرابی را که در دشمنیهای بسیار عمیقترِ قبیلهای غرق بودند، بر محور یک هویت واحد ایمانی گرد آورد؟
نخستین بنیاد دگرگونی نبوی، نه یک اندیشه محدود ملی، قومی، زبانی یا جغرافیایی، بلکه عقیده مقدس، انسانشمول و جهانیِ «لا إله إلا الله، محمد رسول الله» بود. این تنها یک کلمه عبادی نبود، بلکه شالوده یک انقلاب بزرگ در فکر، سیاست، اقتصاد و زندگی اجتماعی بود. «لا إله إلا الله» اعلام کرد که قوم، قبیله، رهبر و مصلحت شخصی نمیتوانند معیار نهایی حق و باطل باشند؛ زیرا حاکمیت و تشریع، تنها حقِ الله سبحانه و تعالی است. «محمد رسول الله» ثابت کرد که معیار عملی زندگی و حکومتداری، تنها شریعتِ آوردهشده توسط رسولالله ﷺ است.
این عقیده، انسان عرب را از حلقه تنگ قبیله به سطحِ ساختن یک امت جهانی ارتقا داد. اسلام هویتهای قومی و قبیلهای را از بین نبرد، بلکه آنها را تابع عقیده اسلامی ساخت: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ﴾ «بیگمان مؤمنان با هم برادرند.» (الحجرات: ۱۰). اسلام تنوع قومی را رد نکرد، بلکه برای آن حدود تعیین نمود: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكرمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ﴾ «ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را قومها و قبیلهها گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید؛ در حقیقت گرامیترین شما نزد الله، باتقواترین (پرهیزگارترین) شماست.» (الحجرات: ۱۳).
از اینرو، در اسلام قوم تنها وسیلهای برای شناخت است، نه معیاری برای قدرت و امتیاز. در اسلام، معیار عزت «تقوا» و معیار مسئولیت «اهلیت، امانت و توانمندی» است. بر همین بنیاد بود که بلال حبشی، سلمان فارسی، صهیب رومی، مهاجرین و انصار، همگی اعضای برابرِ یک امت واحد شدند.
رسولالله ﷺ نظامی ایجاد کرد که در آن خودی و بیگانه، قدرتمند و ناتوان، همه در برابر یک شریعت واحد برابر بودند. در قضیه یک زنِ اشرافی از قبیله قریش که درباره عدم اجرای حد بر او سفارش شده بود، آن حضرت ﷺ فرمودند: «إِنَّمَا أَهْلَكَ الَّذِينَ قَبْلَكُمْ أَنَّهُمْ كَانُوا إِذَا سَرَقَ فِيهِمُ الشَّرِيفُ تَرَكُوهُ، وَإِذَا سَرَقَ فِيهِمُ الضَّعِيفُ أَقَامُوا عَلَيْهِ الْحَدَّ، وَايْمُ اللَّهِ، لَوْ أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ سَرَقَتْ لَقَطَعْتُ يَدَهَا.» «کسانی که پیش از شما بودند، از آن رو هلاک شدند که چون شخصِ بزرگی (زورمندی) در میانشان دزدی میکرد، او را رها میکردند؛ اما چون ناتوانی دزدی میکرد، بر او حد را جاری میساختند. به الله سوگند، اگر فاطمه دختر محمد هم دزدی میکرد، دستش را قطع میکردم.» (متفقٌ علیه).
رسولالله ﷺ عصبیت قبیلهای را، که یک بار توسط برخی منافقان میان انصار و مهاجرین برانگیخته شده بود، دعوتِ «بدبو و متعفنِ» جاهلیت نامید و فرمود: «دَعُوهَا فَإِنَّهَا مُنْتِنَةٌ» (این را رها کنید که بدبو است). (متفقٌ علیه). ایشان درباره افتخارات قومی جاهلی، حتی سختتر از این فرمودند: «مَنْ تَعَزَّى بِعَزَاءِ الْجَاهِلِيَّةِ، فَأَعِضُّوهُ بِهَنِ أَبِيهِ، وَلَا تَكْنُوا.» «هر کسی که به دعوتِ قومی و نسبِ جاهلیت افتخار کرد (و بدان بالید)، به او بگویید که آلت تناسلی پدرش را به دندان بگیرد؛ و این سخن را به کنایه نگویید، بلکه با صراحت بگویید.» (مسند احمد؛ السنن الکبری للنسائی؛ صحیح).
این وحدت، یک بنیاد استوار اقتصادی نیز داشت. رسولالله ﷺ میان مهاجرین و انصار پیمان برادری (مواخات) را برقرار کرد، زمینه کار و بازار را فراهم نمود و از طریق زکات، میراث و بیتالمال، توزیع عادلانه ثروت را تنظیم کرد. ایشان ربا، احتکار، فریب و خوردن مال مردم به ناحق (برخی مالیاتها، گمرکات و رشوهها) را حرام گردانید: ﴿كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ﴾ «تا ثروت تنها میان ثروتمندان شما دستبهدست نشود.» (الحشر: ۷). اگر وظایف، داراییهای عامه، فرصتها و خدمات در دست یک گروه محدود منحصر شود، محرومیت باعث نارضایتی میگردد، نارضایتی بستر بیباوری را فراهم میکند و بیباوری شکافهای قومی ایجاد میکند؛ پس عدالت اقتصادی (توزیع عادلانه ثروت) ستون اساسی امتسازی است.
اردوغان برای ترامپ بیشتر از این چه میتواند بکند؟!
بیایید به چند مثال آشکار این "خدمات" نگاه کنیم:
1 ـ شکست انقلاب در سوریه: ایجاد موانعی در مسیر قیام و انقلاب مردم مظلوم سوریه که در نهایت منجر به شکست و انحراف این فرصت تاریخی شد.
2 ـ تغییر مدار سوریه: حذف سوریه از نفوذ و مدار روسیه و ایران و قرار دادن آن مستقیماً در راستای منافع و مدار استراتژیک امریکا.
3 تربیت حاکم موقت برای سوریه: تربیت و حمایت عروسک ها و حاکمان تحت فرمان "احمد شرع" برای تطبیق منافع و برنامه های غربی خود در منطقه.
4 سکوت و خیانت در برابر فلسطین و غزه: اکتفا به شعارهای دراماتیک و گرم در برابر نسلکشی بیرحم در غزه، اما در عمل سکوت در برابر منافع رژیم صیحونیستی
5. قدرت نظامی ترکیه یک تقلب است: استفاده نکردن از ظرفیت عظیم نظامی ترکیه، سلاح های پیشرفته، و میلیون ها سرباز در قضیه غزه، و مانع آنها از انجام هر اقدامی که به نفع غزه باشد.
6. ترویج سکولاریزم به نام اسلام میانه رو: استفاده از شعار فریبنده "اسلام میانه رو"، کمک به تطبیق دموکراسی غربی، سکولاریزم، و ارزش های غربی در جامعه.
پس واقعاً... اردوغان برای ترامپ و امریکا چه بیشتر میتواند انجام دهد؟!
گفتم چرا اینقدر ناراحتی؟
گفت دیشب من و برادرم خیلی گریه کردیم.
فکر کردم درد و بیچارهگی امت او را به گریه انداخته.
اما وقتی دلیل را پرسیدم،
با ناراحتی گفت: خبر نداری؟ دیشب رونالدو از جام جهانی حذف شد.
Repost from مکتب روشنایی
ملیگرایی با امتگرایی در تعارض است؛ هرچه بیشتر به سوی ملیگرایی و دولتهای ملی حرکت کنیم، از امتگرایی دور خواهیم ماند.
Repost from مکتب روشنایی
اگر از «عافیه صدیقی» شنیدی و شیرینی کامت تلخ نشد، بفهم که آنچه در قلبت به آن مینازی، ایمان نیست؛ مشتی از تَوَّهُم و خود فریبی است.
عافیه تنها اسم یک قربانی و ستم دیده نیست، عافیه ملاک سنجش ایمان است.
⚔️ آری، آن روز خواهد آمد!
روزی که خلافت راشده دوم بر منهج نبوت قد علم خواهد کرد، سرزمین مبارک از نجاست یهود پاک میشود و بینی یهود، آمریکا و تمام همپیمانانشان در خاک ذلت ساییده خواهد گشت.
«وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هُوَ ۖ قُلْ عَسَىٰ أَنْ يَكُونَ قَرِيبًا»
Repost from مکتب روشنایی
تا زمانی که جان در بدن دارم، آرام نخواهم نشست مگر اینکه پرچم توحید را بر فراز دیوارهای مسجدالاقصی ببینم!
فاتح بیتالمقدس سلطان صلاحالدین ایوبی رحمهالله.
هرگاه عالمی را دیدی که بر منبر، فقرا را به زهد تشویق میکند و دلخوش میسازد، اما سخنی از کسانی نمیگوید که نان و معیشت آنان را میدزدند، بدان که او دزدی است در لباس عالم.
یادداشت:
اسلام هرگز مردم را به فقر دعوت نکرده است، اگر تمام نصوص قرآن و سنت را با دقت جستجو کنی، هیچ دلیلی نخواهی یافت که مردم را به فقر یا رویگردانی از دنیا تشویق کرده باشد، بلکه اسلام دعوت به شناخت طبیعت و استفاده از نعمتها و منابع آن برای ساختن زندگیای درخور شأن و کرامت انسان است؛ زندگیای که در عین حال زمینه را برای اجرای شریعت الله فراهم سازد.
اسلام انسان را از دنیا منع نمیکند؛ بلکه او را از این بازمیدارد که دنیا را هدف اصلی و نهایی خود قرار دهد.
باید به دنیا به چشم وسیلهای برای رسیدن به آخرت نگریست و آن را همچون مزرعهای دانست که انسان برای آخرت خود در آن کشت میکند.
جای تعجب است که بعضیها میخواهند با طلاق دادن دنیا به سعادت آخرت برسند؛ در حالی که رها کردن دنیا، امت اسلامی را به ذلت، بدبختی و عقبماندگی در برابر دیگر امتها میکشاند.
#در_ذهنت_نگهدار
نتانیاهو میگوید:
«قدس پایتخت ابدی و تاریخی ما است.»
اما پرسش اینجاست:
پایتخت تاریخی و ابدی مسلمانان کجاست؟
Repost from مکتب روشنایی
اکر محمد پسر عبدالله در حال حاضر در میان ما میبود، مشکلات جهان را مثل نوشیدن یک گیلاس قهوه حل مینمود.
#_جورج_برناردشو
درست هنگامی که «حمزه میچایف» تن به شکست داد و «واحد نژند» با ضربه فنی ناکاوت شد، سه برادر فلسطینی توسط نظامیان صـ.هیـ.ونیست به شهادت رسیدند. رویداد اول برای شما بسیار مهم است، اما از دومی هیچ خبر ندارید. این یعنی شما روایت لذتمحور سکولاریسم را پذیرفتهاید و به روایت مسئولیتمحور اسلام پشت کردهاید.
وقتی هویت ما به جای «درد مشترک» با «هیجان مشترک» گره بخورد، نتیجه این میشود که باخت یک ورزشکار قلبها را میلرزاند، اما ریخته شدن خون مظلومان را کس خبر نمیشود.
از خود بپرسیم: آیا ما هنوز بخشی از آن «پیکر واحد» هستیم که پیامبر (ص) توصیف کرده بود؟ یا کار به جایی رسیده که مصداق این هشدار تند کلام نبوی شدهایم: کسی که شب را به روز برساند و به امور مسلمانان نیندیشد، مسلمان نیست!
Repost from مکتب روشنایی
بمناسبت ۱۵ سالگی یوم شهادتش
مردی را نام ببرید که در راه اسلام میلیاردها دالر سرمایه و تجارت خود را و همچنان جان خود را فدا کرد.
و نیز مردی را نام ببرید که برای حفاظت از این مرد دولت خود را فدا کرد.
هیچگاه اندیشه و مفهوم جهاد و قتال را از ذهن خود بیرون نکنید، بلکه همواره آن را در خاطر داشته باشید و به آن توجه کنید.
#شیخ_عبدالسمیع_غزنوی
Repost from مکتب روشنایی
ای مجاهدین افغانستان!
اگر عافیه صدیقی را نصرت کنید وی شما را با ساختن سلاح هستهئ نصرت خواهد کرد.!
این درد، زایمان دارد نه مرگ!
در قرآن کریم، داستان حضرت مریم (ع) فقط یک روایت تاریخی ساده نیست. این داستان، یک مثال زنده و روشن از «شکستن بنبست در سختترین شرایط ممکن» است. بر اساس آیات سوره مریم، میتوان این الگوی قرآنی را در سه مرحله روشن با وضعیت امروز امت اسلامی مقایسه کرد و از آن عبرت جمعی گرفت.
مرحله اول: مواجهه با درد و تنهایی
قرآن میفرماید: «فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَىٰ جِذْعِ النَّخْلَةِ»؛ یعنی درد زایمان، مریم (ع) را به سمت تنه درخت خرما کشاند. او در اوج پاکی و بندگی چنان تحت فشار قرار گرفت که آرزوی مرگ کرد: «ای کاش پیش از این مرده بودم». اما نکته مهم اینجاست که مریم (ع) در آن بحران، به یک بنای مصنوعی پناه نبرد، بلکه به «تنه درخت» -که در قرآن نماد ماندگاری و حقانیت است- تکیه کرد.
این صحنه، تصویری دقیق از وضعیت امروز امت اسلامی است. تهاجم فکری و نظامی استعمارگران، تحمیل نظامهای جبری، انزوای جهانی، تحریمها، تفرقههای داخلی و دردهای جانکاه، همان «درد زایمان» جمعی است. همه این سختیها نشان میدهد که نظم کنونی جهان دیگر گنجایش جان تازه امت را ندارد. تنه درختی که امت امروز باید در بحران به آن پناه ببرد، چیزی جز اصل و ریشه دین و هویت اصیلش نیست. بازگشت به این ریشه، هم «درد» دارد (چون تغییر وضعیت موجود را میطلبد) و هم «درمان» (چون تولد نظم جدید را نوید میدهد).
مرحله دوم: امداد غیبی از دل سختی
در لحظهای که مریم (ع) نه نیرویی داشت و نه پناهی، سه معجزه پیاپی رخ داد تا او را برای مسئولیت بزرگ مادری آماده کند: فرشته آمد تا به او بگوید غم مخور، چشمه آب از زیر پایش جوشید، و درخت خشکیده خرما با یک تکان ساده، خرمای تازه ریخت. در قرآن، «شجرة طیبه/درخت پاکیزه» نماد ایمان راستین است؛ درختی که ریشهاش ثابت و شاخهاش در آسمان است.
برای امت اسلامی نیز چنین است. وقتی امت به اوج اضطرار و ناامیدی میرسد، منابعی که پیش از این خشکیده یا فراموش شده و محال به نظر میرسیدند -مانند بیداری نسل جوان، ثروتهای زمینی، برداشته شدن مرزهای تحمیلی و وحدت سیاسی- به اذن الله متعال قابل دسترس و ممکن میشوند. این امدادها، پاداش استقامت در صراط مستقیم و تلاش خالصانه برای اقامه دین است. در این مرحله، نظام اسلامی مقتدر به عنوان ستون محکم جامعه، نقش همان تنه درخت را بازی میکند که افراد در سایه آن احساس امنیت میکنند؛ و ثمره شیرین آن -که همان رفاه و عدل است- کام تشنه انسان معاصر را سیراب خواهد کرد.
مرحله سوم: ظهور حق و خاموشی دشمنان
سختترین لحظه برای مریم (ع)، رویارویی با اتهامهای مردم بود. اما نوزادش عیسی (ع) در گهواره سخن گفت و فرمود: «من بنده الله هستم، او به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است...». این سخن، همه تهمتها را باطل و حقانیت مریم (ع) را ثابت ساخت. برای امت، امروز نیز تولد یک نظم جهانی یا دولت اسلامی مقتدر، در ابتدا با ناباوری، حیرت و هجمه گسترده روبهرو میشود. اما منطق این مولود جدید که بر پایه فطرت و عقل سلیم استوار است، چنان قوی و حیرتانگیز خواهد بود که مخالفان را به سکوت وامیدارد.
نظم جدید اسلامی، یک پدیده بیریشه، مصنوعی و وارداتی نیست. این نظم، بازگشت به همان ریشه دین است که مدتی خشکیده به نظر میرسید؛ اما به محض اینکه امت (مانند مریم) با اخلاص به آن تکیه کند و آن را تکان دهد، دوباره سبز میشود و ثمر میدهد. همان گونه که حضرت عیسی (ع) مأموریت داشت کتاب و حکمت را جاری کند، نتیجه دردهای کنونی امت نیز باید نظامی باشد که دین را به طور کامل اقامه کند، فتنه نظم سکولار را محو نماید و مسیر حرکت انسانها به سوی بهشت را هموار سازد.
نتیجه اینکه اگر درد هست، بیگمان زایمانی در پیش است. سنت الهی بر این است که هر چه درد شدیدتر باشد، عظمت مولود بیشتر خواهد بود. اما نکته کلیدی در آیه «وَهُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ» نهفته است؛ یعنی مریم (ع) باید خودش تنهٔ درخت را تکان میداد. این یعنی امت نباید تنها منتظر معجزه بنشیند، بلکه حرکت و تلاش در دل درد، شرط جاری شدن چشمه و فروریختن خرما است. امروز امت اسلامی درست در همان مرحله «تکیه بر تنه درخت» قرار دارد. دردها به اوج رسیده، اما صدای پای تغییر و تولد نظمی که جهانیان را به حیرت وادارد، به وضوح شنیده میشود.
نظم بعدی، فرزند همین دردهای امروز ماست و تولدش بسیار نزدیک است.
Repost from شاعر امت
یک خواهر از سوریه در فیسبوکش چنین نوشته:
جناب آقای رئیسجمهور احمدالشرع!
اینجا چه میکنید؟!
آبروی ما را بردید، ای جناب رئیسجمهور؛
اکنون در برابر بازماندگان و دیگران، با چه رویی ظاهر شویم؟
با ترامپ دیدار کردید؛ برای توجیهش فتوا تراشیدیم و ماجرا را سر و سامان دادیم...
به روسیه رفتید، همان که سوریه را به ویرانی کشاند، و آن را “سرزمین مبارک” خواندید؛ باز هم فتوا ساختیم و قضیه را جمع کردیم...
در فرانسه با نتانیاهو دیدار نمودید؛ باز کوشیدیم اوضاع را به نفعتان مرتب سازیم...
مجرمان و شبیحهها را عفو کردید و برخی را حتی به مناصبشان بازگرداندید؛ برای این نیز حیلهای اندیشیدیم و با توسل به مشایخ درباری و فرصتطلب، آن را توجیه کردیم...
اما این بار دیگر چگونه میتوان این وضعیت را اصلاح کرد؟!
به خدا سوگند، درماندهام...
رسوایِ مان ساختید، خداوند خود رسوایتان سازد!»
پ، ن: منظور از شبیحهها، افراد وابسته به حکومت قبلی سوریه است.
