en
Feedback
𝐐𝐮𝐞𝐫𝐞𝐧𝐜𝐢𝐚

𝐐𝐮𝐞𝐫𝐞𝐧𝐜𝐢𝐚

Open in Telegram

«وَ از تـمام جـهان، همیـن ڪه یـڪی تو را بفهمـد ڪافیسـت...» 💞✨🫂 𝐓𝐞𝐱𝐭𝐬: @Mianevesht 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜: @Kimioplay

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
763
Subscribers
+424 hours
+197 days
+9430 days
Posts Archive
«انسان، موجودی است که به همه‌چیز عادت می‌کند...» برای همین هر ماندنی، عشق نیست. بعضی‌ها به بودنت عادت می‌کنند، به صدایت، به در دسترس بودنت، به این‌که همیشه هستی و خراب نمی‌کنی. بعد یک‌روز می‌فهمی چیزی که تو آن‌را رابطه می‌دانستی، فقط یک نظمِ راحت بوده. عشق، نبودنت را می‌فهمد. عادت، فقط برنامه‌اش به‌هم می‌ریزد...

«من برای کسی یا چیزی می‌جنگم که ببینم ارزش جنگیدن داره. برای رابطه‌ای می‌جنگم که ببینم تو مسیر درستیه. برای آدمی می‌جنگم که ببینم اونم متقابل برام می‌جنگه و صدشو می‌ذاره. برای رفاقتی می‌جنگم که ببینم داخلش اون حسِ امن بودن وجود داره. برای شغلی می‌جنگم که ببینم نیازامو برطرف می‌کنه. من برای هیچ‌چیزِ یک‌طرفه و بی‌ارزشی نمی‌جنگم چون وقتمو از سرِ راه نیاوردم.»

آدم‌ها را بیشتر از حرف‌هایشان، از وقت‌هایی که برایت می‌گذارند بشناس. چون هر کسی از دوست داشتن حرف می‌زند، اما همه بلد نیستند برای دوست داشتن، بمانند...

آدمای درستِ زندگیت، اونایی‌ان که دلت می‌خواد تو روزای سختت هم کنارشون بشینی تا راحت‌تر بگذره و بودنشون باری اضافه نکنه به گرفتاری‌هات.

ببین دروغ چرا؟! واقعیت اینه که هم پول مهمه، هم ظاهر، هم خانواده‌ش، هم گذشته‌ش، هم عادت‌هاش، هم ترس‌هاش، هم تروماهایی که قبلا تجربه کرده، هم شغلش، هم دوست‌هاش، هم عقایدش... رفتارش توی خیابون، نوع حرف زدنش، اولویت‌هاش، هدف‌هاش، رفتارش با حیوون‌ها و آدم‌هایی که براش منفعتی ندارن، حتی این‌که موقع عصبانیت چقدر خودش رو کنترل می‌کنه، همه مهمه. شخصیت هر کسی از همین جزئیات شروع می‌شه؛ و تو قراره با همه‌ی این جزئیات وارد رابطه بشی.

از نقشِ قربانی بیا بیرون و برو فکر کن چجوری شخصیتِ داغونتو می‌تونی درست کنی که آدما رو فراری ندی.

رشد کن، شاخه‌شاخه، تا جایی که خودت سایه‌سارِ خودت شوی...

آخرین بی‌احترامی‌اش آن‌قدر شدید بود که دیگر خاطراتش هیچ ارزشی نداشت...!

و می‌خواستم پناهگاهِ همیشه استوارِ تو باشم تا هرگز احساس بی‌پناهی نکنی...

آیا تو جرأتش را خواهی داشت تا مرا با زخم‌هایم که هیچ‌گاه خوب نمی‌شوند دوست بداری؟!

کاش معشوق زِ عاشق طلبِ جان می‌کرد تا که هر بی‌سروپایی نشود یارِ کسی!

اما او را دوست بدار. شاید تو اولین عشقِ او نباشی، هم‌چنان که شاید آخرین عشقِ او. اما آیا مهم است؟ وقتی که می‌دانی اکنون تو را دوست دارد؟

بعضی آدم‌ها دیر وارد زندگیِ ما می‌شوند، اما خیلی زود به یکی از قدیمی‌ترین بخش‌هایِ قلب‌مان تبدیل می‌شوند. انگار ما آن‌ها را تازه ملاقات نکرده‌ایم؛ فقط بالاخره پیدایشان کرده‌ایم...

انسان‌ها اغلب از خوشبختی می‌ترسند؛ نه به این دلیل که آن را نمی‌خواهند، بلکه چون می‌دانند برای رسیدن به آن، باید چیزهایی را در خود تغییر دهند...

دلیلِ تغییرِ رفتارِ آدما دو چیزه: یا به چیزی که می‌خواستن رسیدن، یا مطمئن شدن دیگه بهش نمی‌رسن.

آدم‌ها را اغلب نه ضعف‌هایشان، بلکه خوبی‌هایشان به تراژدی می‌کشاند...!

شب‌های غمگینِ زیادی را گذرانده‌ایم و همراهِ همان شب‌ها، تبدیل به آدمِ دیگری شده‌ایم.

و دیگر هیچ‌چیز مثل قبل نشد؛ نه ما، نه زندگی، نه ایران...

Soroosh Farahmand - Dire.mp36.47 MB

هیچ‌کس عاشقِ هیچ‌کس نیست! همه‌ی ما عاشقِ بازتابِ خودمان در نگاهِ آدم‌ها می‌شویم. شیفته‌ی احساسی که از دیگران نسبت به خودمان پیدا می‌کنیم. همین...!