en
Feedback
خوانش کتابها توسط مهران معمارزاده

خوانش کتابها توسط مهران معمارزاده

Open in Telegram
461
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
داشتم عارفنامه ایرج میرزا را می خواندم ،این هجونامه ماراهم لرزاند چه برسد به بیچاره عارف قزوینی .عارف به مشهد آمد و سری به ایرج میرزا نزد .ایرج میرزا برای دیدن عارف ،به باغ ملی آمد ولی عارف به او کم محلی کرد و گفت شازده دست از ما بدار .عارف در کنسرت به فتحعلیشاه ،توهین کرد و چون ایرج میرزا ،قاجاری بود ،هجو عارفنامه را سرود .ملک الشعرا بهار مشوق ایرج میرزا در سرودن این هجویه بود.

یکی از اساتید تاریخ دانشگاه تهران در سیر مطالعاتی و نوشتاری خود به این نتیجه رسیده که باید از آقامحمد خان قاجار عذرخواهی کند .دکتر عباس امانت مورخ برجسته هم در قاجاریه ،خواص دیگری را تشخیص می دهد که به تجدد کشور مدد رسانده است .سالهاست که می گویم و می نویسم که سیاه نمایی از سلسله های گذشته چون قاجاریه ،کار نادرستی است و وظیفه مورخ ،اندیشمند ،نویسنده ،اصحاب رسانه ای آن است که بر فراز خطاهای تاریخی ،سیاه نمایی ها ،نقدهای مکانیکی ،بایستد و با نقد دیالکتیکی به جوهره تاریخی یک سلسله دست یابد .دکتر عباس میلانی که از مخالفان چپ مآب سلسله پهلوی بود ،در سیر مطالعاتی خود به جایی رسید که موید رضاشاه پهلوی شد و کتابی برای او می نویسد .دکتر زرگری نژاد هم پس از سالها نوشتن درباره قاجاریه ،به جایی رسیده که از محضر آقامحمد خان قاجار عذرخواهی نموده است.

فیلم سوپ ریختن به تابلوی مونالیزا  توسط دو لکاته به اصطلاح طرفدار محیط زیست ،ناراحت و دژمم نمود .دنیای کثافتی شده است .بی احترامی به سنت های هنری اروپا ،سکه رایجی شده و کثافت های عقده ای به موزه ها می روند و دست رنگی بر تابلوی نقاشی می گذارند یا سوپ می پاشند .فرانسه این کوتوله ،ماکرون، هم جولانگاه این شرفسیزها شده ... شاهان در دنیا سبب پیشرفت فرهنگی شده اند .سلطنت حتا ریشه ی فلسفی دارد و در فلسفه هابز ،نقش کلیدی دارد.یکی از شاهان خوب ،فرانسوای اول یا فرانسوای بویوک بورون بود.ترکی گفتم چون او زمانی با سلطان سلیمان قانونی متحد شد و این کار عجیبی بود که یک شاه کاتولیک با یک سلطان مسلمان متحد شد.فرانسوا آدمی تحصیلکرده و دانش آموخته بود که دربارش مطاف بزرگانی چون لئوناردو داوینچی شد .داوینچی به فرانسه آمد و با خودش تابلوی مونالیزا را هم آورد.لبخند ژوکوند یا مونالیزا بر اساس سفارش یک تاجر ایتالیایی برای کشیدن عیالش ،خلق شد.او همسر سوم این تاجر پارچه بود والبته این زن هم اشراف زاده بود از خاندان های معروف توسکانی .عجیب است که لئوناردو داوینچی این سفارش را به تاجر نفروخت و آنرا با خود به فرانسه آورد.گویا لئوناردو عاشق این تابلو شده بود ولی سرانجام آنرا به فرانسوای بویوک بورون فروخت.یکی از آرزوهای من زیارت مزار لئوناردو داوینچی در فرانسه است....الان مونالیزا در موزه لوور فرانسه است به جای آنکه متعلق به احفاد تاجر پارچه باشد و این لکاته ها ،به روی آن سوپ ریختند .

Repost from خاص
سخنرانی امیرعبداللهیان را شنیدیم. و این ۷۸ سال پیش؛ زمانی که حسین علا سفیر ایران در شورای امنیت علیه حضور نظامی شوروی در خاک ایران بعد از پایان جنگ جهانی دوم چنین نطقی کرد. این شورا شوروی را محکوم و نماینده‌ی استالین خشمگین و شرم‌سار جلسه را ترک کرد @khasss

فیلمی از  شادروان حسین علا سفیر ایران در سازمان ملل علیه حضور نظامی شوروی در ایران و زبان دانی و ایران دوستی و دانش وسیعش و سخندانی او هست .دکتر بقایی نایینی درباره حسین علا چنین می گوید : دوره دوم محصلین اعزامی ،آقای علا سفیر خوشنام ایران در پاریس بود.باسواد و کتاب خوانده و مطلع هم بود.کنگره هزاره فردوسی در ایران ،تشکیل شد و آرامگاه فردوسی را ساختند.در فرانسه هم به این مناسبت تشریفاتی برگزار شد.علا با قد یک وجبی ایستاد و پس از سخنرانی وزیر فرهنگ فرانسه و رئیس آکادمی فرانسه ،نطق مفصلی به فرانسه بسیار عالی که واقعا از فرانسه وزیر فرهنگ و رئیس آکادمی عالی تر بود ،به اقرار فرانسوی ها می گویم این را ،چون ما حضور داشتیم .این صحبتش که تمام شد آمفی تئاتر یک ربع ساعت برایش دست زدند.اصلا یک افتخاری بود برای ما ...بعدا هم شنیدم که علا در زبان انگلیسی هم همین جور مسلط بوده.

اشتغال من با تاریخ و سینما و ادبیات  ،مرا با مرگ اندیشی ،آشنا کرده است .پزشک بودنم هم ،بیماری و مرگ را در جهان زیست ذهنی ام ،حک کرده است .در  سالها پیش فیلمی دیدم با بازی ویلیام هولدن ،ادری هیپبورن و تونی کورتیس...کمدی رمانتیکی بود کار پارامونت...گرفتاریهای یک سناریو نویس که وقتش را به بطالت گذراند و دیگر زمان ندارد...یک تایپیست استخدام می کند و روابط او و منشی تایپیست ،کار را به جلو می برد.هولدن و هیپبورن هردو از بزرگان سینما بودند.در فیلم "سابرینا" هم اینها در کنار هم بازی کردند با همفری بوگارت جاودانی...در همین فیلم سابرینا ،روابط عشقی بین هولدن و هیپبورن شکل گرفت ولی چون هیپبورن خانواده می خواست و هولدن وازکتومی کرده بود وصلتی رخ نداد.هولدن جمهوریخواه بود و ساقدوش عروسی رونالد ریگان هم بود.متاسفانه هولدن ،دائم الخمر بود و در همین فیلم هم که دیدم ،آثار آن مشخص بود،حتا مدتی بین فیلم هم به یک کلینیک رهسپار شد.سرانجام هولدن در خانه اش تلو تلو خورد و سرش به تخت و گزارش پزشکی قانونی ،مرگ اورا ناشی از ترومای بلانت سر و از دست دادن خون دانسته است.اورا سوزاندند و خاکسترش را به اقیانوس آرام ریختند.

امروز مطالعات تاریخی ام ،مدد رساند .زنی پنجاه و شش ساله  با دخترش آمده بود و زن ،سل استخوانی داشت .دخترش پرسید :دکتر ،مادرم این بیماری را از کجا گرفته ؟...گفتم :مادر اهل کجا هستید؟ گفت ،از روستاهای اراک ...گفتم :قالی نمی بافتید ؟ گفت :بله می بافتم .برای دختر گفتم در سلطان آباد (اراک ) دارهای قالی زیاد بود ولی شرایط بدی برای قالیبافان بود ،محیط های تاریک و نمور و غیر بهداشتی .دختر بر من آفرین گفت و گفت پیش پدر سل ایران رفتم و به من پاسخ نداد .گفتم در این مورد باید مطالعات تاریخی داشت .

به خاطر برف سنگینی که می بارید ،به کوهرنگ نرفتیم و به فارسان بازگشتیم .در خانه دوست عزیز ،جاسم خان الیاسی ،ناهار خوردیم .در فارسان و مسیر فارسان به شهرکرد ، برف سنگینی می بارید و زمین ،سپید پوش بود .تا سورشجان، برف بود و در نزدیکی شهرکرد ،باران شد و زمین ها سفید نبود .در مسیر اصفهان ،زمین سفید بود و بارش وجود داشت .به اصفهان که رسیدیم ،باران بود .سفر خوبی بود ،در مرکز افشاریه در چهارمحال ،شهرک (شهر کیان ) ،ساعاتی را گذراندیم .شهرکی ها هم غالب ،ترکند و به زبان ترکی ،سخن می گویند .شب هم کنسرتی در ارگ کیان بود که در حال پیتزا خوردن ،آنرا شنیدیم و دیدیم .به شهرکرد آمدیم و در هتل پارسیان ،استراحت کردیم .صبحانه را خوردیم و به فارسان رفتیم.برف زیادی هم دیدیم و آن را لمس کردیم .

نقاشی که رزانا از من کشیده