en
Feedback
𝒁𝒉𝒊𝒎𝒂𝒏𝒆𝒉

𝒁𝒉𝒊𝒎𝒂𝒏𝒆𝒉

Open in Telegram

𝑻𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝒈𝒊𝒓𝒍𝒔 𝒘𝒉𝒐 𝒅𝒓𝒆𝒂𝒎 𝒐𝒇 𝒎𝒆𝒆𝒕𝒊𝒏𝒈 𝒂 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒃𝒖𝒕 𝒆𝒏𝒅 𝒖𝒑 𝒇𝒂𝒍𝒍𝒊𝒏𝒈 𝒇𝒐𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒊𝒔𝒖𝒏𝒅𝒆𝒓𝒔𝒕𝒐𝒐𝒅 𝒗𝒊𝒍𝒍𝒂𝒊𝒏. ☁️🏹✨

Show more
358
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
یه دوست خیلی قدیمی تو توییتر فالوم کرده و به طرز عجیبی خوشحال و دلتنگ شدم.

Repost from N/a
آخرین نفرم. به همه جا خوب نگاه می‌کنم، قاب نقاشی‌ام، کتاب‌های نخوانده‌ و لباس‌هایی که کنار هم مرتب و به ترتیب رنگ چیده‌ام، تابلو و گلدان‌های مورد علاقه مادرم، مبل راحتی محبوب پدرم. تمام اتاق و هر گوشه خانه را خوب نگاه می‌کنم تا به خاطرم بسپارم. امیدوارم وقتی بازگشتم همه چیز همان‌طور که با غم زیاد دلی ترسیده رها کردم باقی مانده باشد.

Repost from N/a

Où va-t-on? Quand on n’a plus de maison? Les fleurs sous le béton.. Maman! Dis-le-moi, où va-t-on? کجا می‌ریم؟ وقتی دیگه خونه‌ای نداریم؟ گل‌ها زیر سیمان و بتن.. مامان! بهم بگو، به کجا می‌ریم؟
𝐷𝑜𝐻

Repost from N/a
بچه‌ها با جیغ و خنده در حیاط خانهٔ رو به رو، دنبال هم می‌دوند و پر سر و صدا بازی می‌کنند، گشنجک‌ها آواز همیشگیشان را می‌خوانند و و سبک بال‌های خاکستری گوشه پنجره نشسته، نفس تازه می‌کنند. همسایه پیر ساختمان با پاکت میوه و خوراکی به خانه برمی‌گردد. باد گرم می‌وزد و با پرده سبُک اتاق بازی می‌کند و من به صدای گربه کوچک تازه متولد شده داخل حیاط گوش می‌سپارم. دقیقه‌ها کش میآیند برایم، انگار سال‌هاست که در این روز و شب‌ها گیر افتاده‌ام و از خدا می‌خواهم ماه امشب به آسمان نیاید. شب‌ها دلگیر و پر اضطراب می‌گذرند، آسمان نارنجی و صدای آواز پرنده‌ها نمی‌آید، کوچک‌های سرکش در حیاط و خیابان بازی نمی‌کنند و زندگی متوقف می‌شود. امان از صداها... اینجا، این روزها، سال‌ها طول می‌کشد که خورشید طلوع کند. انگار نور خورشید به خاکمان نمی‌تابد. ما در شب گیر کرده‌ایم و نمی‌دانم که کی؟ کی آرامش صبح سپید دوباره به قلب‌های لرزانمان باز خواهد گشت..!
بیست و پنجم خرداد یک هزار و چهارصد و چهار. در ابتدای غروب آفتاب. ساعت شش و سی هفت دقیقه‌.

Repost from N/a
اشک می‌ریزی و می‌گویی: پس رویاهایمان چه؟ می‌بوسمت و می‌گویم: بخواب،‌ در خاورمیانه رویا داشتن، خودش رویاست.

Repost from N/a

برای پرواز اجازه نگیر بال ها مال تو هستند و آسمان مال هيچكس 𝒁𝒉𝒊𝒎𝒂𝒏𝒆𝒉

لازم نیست هیچ وقت کسی را نرنجانید تا آدم خوبی باشید. بعضی وقت‌ها لازم است آدم‌ها برنجند، چون چیزی که از شما می خواهند منطقی نیست. -از کتاب «از زندگی چه میخواهی؟» 𝒁𝒉𝒊𝒎𝒂𝒏𝒆𝒉

سلام روزتون بخیر💕

Repost from N/a
گفت: باورت میشه؟ انگار همه‌ی تلاش این مدتّم فقط برای برداشتن آوار بوده، «من هیچی نساختم.»
و بعدش هم گفت: همیشه یه رنج بزرگتری از رنج ما تو دنیا هست.
-یه متن رندوم از آدمی که نمی‌دونم.
𝐷𝑜𝐻

Repost from N/a
𝒀𝒐𝒖'𝒓𝒆 𝒂 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝒎𝒆 𝒏𝒐𝒘.❤️ #The_Secret_World_of_Arrietty🍃🥄👩🏻‍🦰🔍✨ 𝑺𝒕𝒖𝒅𝒊𝒐 𝑮𝒉𝒊𝒃𝒍𝒊

«روح من زیبا بود، اما تو در آن رنج کاشتی.»

عاشق لباسای گشادم، پیژامه های بلند و بزرگ و گشاد، شلوارای بگ، لباسای گشاد که به پوست تنم نچسبن. نمیدونم علاقم چرا این مدلی شده

Repost from N/a