کانال عمو جانی🔞
Open in Telegram
😊☝️ لب را هنرِ خنده بیاموز وگرنه گریاندنِ یک جمعِ پریشان هنری نیست... برای تبلیغات با ایدی @Marym76i در ارتباط باشید
Show more4 349
Subscribers
No data24 hours
+37 days
-3430 days
Posts Archive
4 349
مامانم میره کلاس سفال و تصمیم گرفته که تموم زندگیمونو سفالی کنه. امروز میگفت مامان جان میخوای برات جا عودی سفالی درست کنم؟؟ گفتم عزیزم من از بوی عود سردرد میگیرم اخه. گفت پس جامدادی چی؟ :))))))))))
*دَوا*
4 349
بزرگترین باری که میتونی روی دوش بچهت بذاری، شبحِ اون زندگیه که فدای بزرگکردنش کردی.
تو از علایقت گذشتی، از دوستات، از رؤیاهات.
با یه آه میگی: «همه کارام واسه بچههامه.»
فداکاریتو مثل یه مدال افتخار به سینهت میزنی.
اما یه حقیقت ناراحتکننده وجود داره:
فداکاری تو هدیه نیست. یه بدهیه. یه بدهی که داری تحویل بچهت میدی. بدهیای که هیچوقت، هیچجور نمیتونه پسش بده.
اونا عشق تو رو حس نمیکنن، سنگینی دلخوری ناگفتهت رو حس میکنن و با این حس بزرگ میشن که انگار مقصر شادینشده زندگی تو هستن. تو دیگه براشون پدر یا مادر نیستی، شدی پروژه مادامالعمرشون.داری بهشون یاد میدی که بزرگسالی یعنی یه بیابون خشک و بیلذته و عشق یعنی نابودی خودت.
بزرگترین هدیهای که میتونی به بچهت بدی،
نه فداکردن زندگیت، بلکه خوب زندگیکردنه.
برو دنبال علاقههات.
برو دوستاتو ببین.
برو «خودت» باش.
بچهت یه شهید نمیخواد.
یه الگو میخواد.
*ارسلان معین*
4 349
+1
مواظب نفوذ سرما کنار پنجره ها باشید، باعث میشه گل و گیاه شما شته بگیره
*🌿🌱Dr_GreenSavior🍀🌱*
4 349
پسر همسایمون دور روزه تنهاست
مامان باباش رفتن سفر
هم دیروز هم الان از خونه شون بوی نون سوخته میاد
همش توی این فکرم چی میکشه که این بو رو داره 😑🥴
*پری نازم*
4 349
آرتا گز میخواسته. مامانش بهش نداده چون اضافه وزن داره و نباید بیحساب شیرینی بخوره.
آرتا دویده طبقه ی پایین پیش مامان بزرگ و گفته بهم گز بده.
اما برخلاف تمام داستانهایی که تا حالا شنیدین، مامان بزرگ گفته تا مامانت اجازه ندن از گز خبری نیست.
آرتا هم جیغ کشیده که دوستت ندارم.مامان بزرگ گفته من دوستت دارم ولی حرف، حرف مامانته.
آرتا سه روزه با مامان بزرگ قهره که البته فاقد اهمیت...
*bita_kh96*
4 349
جدی جدی هیچ رفیقی برام نمونده.
اکثرا مهاجرت کردن یا متاهل و مفقودالاثر شدن یا این قدر گرفتار!!!! شدن فرصت یه تماس 5 دقیقه ای هم ندارن.
دلم پوسید هیشکی نیست چار کلام باهاش حرف بزنم
*Iman*
4 349
اول راهنمایی بودم، یه داستان از عزیز نسین خوندم. نوشته بود: من و همسرم همدیگر رو بوسیدیم و بچهدار شدیم....
تا سالها فکر میکردم راه بچهدار شدن همینه و هی حس میکردم یک جای کار میلنگه و منطقی نیست.
*فرانی هميشگی*
4 349
میدونید من کجا فهمیدم نامحسوس تبدیل به زن خونه شدم؟
اونجایی که دوست پسرم هرروز با رُز میومد خونه ولی امروز با یه گلدون سانسوریا اومد و گفت عشقم برات گل گرفتم🫠
*فيجو*
4 349
من اگه شیشه هم بکش نمیتونم به چنین تمرکزی دست پیدا کنم. سر پیچ سوم به بعد در حالی که دارم فکر میکنم چرا تو فلان دعوا جواب فحش یارو رو ندادم، خودم و ماشینو میندازم تو دره.
*خودشه*
4 349
به خواهرم گفتم شلوار اضافه داری بهم بدی؟ در کولهش رو باز کرد گفت خودم نه ولی از شلوارهای تو اضافه برداشتم اوردم بیا.=)))
*یورص*
4 349
الان میفهمم دخترا چی میکشن. واقعاً این مردا روانیت میکنن، نمیشه حدس زد حرکت بعدیشونو.
*Kasro*
4 349
کارگاه گجت رو یادتونه به شکل این ماشین درمیود؟فکر میکردم الکیه تا اینکه رفت پشت فرمونش نشت حرکت کرد😁
*Alireza*
4 349
دو ردیف از کلیدای کیبوردم کار نمیکرد، با کلی زحمت بازش کردم، همه کلیداشو در آوردم تمیزشون کردم و از روز اولشم قشنگتر شد، بستم به امید اینکه درست شده باشه و الان پنج ردیفش کار نمیکنه.
• Le Bushido •
4 349
قیافه هایمون شبیه یک مشت کاش،اما، اگر، امیدوارم
شده، یک مشت خیالاتی مستیم که خماری حالا داره سیلی هوشیاری میزنه
• Elham •
