کرونیکا
Open in Telegram
321
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+330 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
January '25
January '25
+1
in 1 channels
December '24
+6
in 0 channels
Get PRO
November '24
+29
in 0 channels
Get PRO
October '24
+306
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 03 January | +1 | |||
| 02 January | 0 | |||
| 01 January | 0 |
Channel Posts
| 2 | جسد یکی از سربازان چترباز ایالات متحده که در میدان نبرد کشته شده است توسط هلیکوپتر از جنگلی نزدیک به مرز کامبوج خارج میشود.
۱۹۶۶ - آنری اوئه
@Chronica1975 | 279 |
| 3 | “We, I would venture to guess, are the books we have read, the paintings we have seen, the music we have heard and forgotten, the streets we have walked. We are our childhood, our family, some friends, a few loves, more than a few disappointments. A sum reduced by infinite subtractions.”
@Chronica1975 | 300 |
| 4 | “A child in the night
Cursed to survive”
The Tragedy | Pablo Picasso | 1903
@Chronica1975 | 375 |
| 5 | «قبر بیقرار» یک ترانۀ فولک ایرلندی/انگلیسیه و قصهاش از این قراره که عاشقی بعد از مرگ معشوقش به مدت دوازده ماه و یک روز، بالای قبر معشوق شیون و زاری میکنه. آخرِ سر، روح معشوق پدیدار میشه و از عاشق میخواد که از شیون دست برداره، چون صدای گریهوزاریش نمیذاره که راحت به خواب ابدی بره. عاشق درخواست یک بوسه میکنه، اما معشوق نمیپذیره و بهش میگه که این بوسه باعث میشه اون هم بمیره. عاشق اصرار میکنه و به معشوق میگه که این زندگی رو بدون اون نمیخواد و ترجیح میده در مرگ همراهش باشه، اما زن باز هم نمیپذره و از مرد میخواد به زندگیش ادامه بده تا موعد مقرر مرگ فرا برسه و دوباره به هم بپیوندن.
استیون ویلسون توی بازخوانی (و بازسازی) این ترانه جای مرد و زن رو عوض کرده و دختری جوان برای مردِ محبوبش زاری میکنه. فضای قطعه سوزناکه و وهمناک و وفادار به فضای اصلی شعر.
@Chronica1975 | 392 |
| 6 | دگربار پیلاتوس برون آمد و ایشان را گفت: «ببینید، او را بیرون نزد شما میآورم تا بدانید در او هیچ دلیلی بر محکومیت نمییابم.» پس عیسی برون آمد، در حالی که تاج خار بر سر و ردای ارغوانی بر تن داشت؛ و پیلاتوس ایشان را گفت: «اینک آن مرد!» کاهنان اعظم و نگاهبانان چون او را بدیدند، بانگ برآوردند و گفتند: «بر صلیبش کن، بر صلیبش کن!» پیلاتوس ایشان را گفت: «شما او را بگیرید و مصلوب سازید؛ چه من در او دلیلی بر محکومیت نمییابم.» یهودیان او را پاسخ گفتند: «ما را شریعتی است و طبق این شریعت، او باید بمیرد، چه خود را پسر خدا ساخته است.»
Ecce Homo (Genoa) | Caravaggio | 1605
@Chronica1975 | 350 |
| 7 | …and they were lost forever with her in the upper atmosphere where not even the highest-flying birds of memory could reach her.
@Chronica1975 | 302 |
| 8 | زن انقلابیِ افغان - انقلاب ثور - ۱۹۷۸ | 384 |
| 9 | واقعاً دستهبندی ژانری گاهی نشدنیه. شنیدن این آلبوم اما عجیبه و تجربهست.
شاید بشه اینطور گفت: یک ساختمون رو فرض کنید که هر پنجرهش به یک منظرهٔ متفاوت باز میشه: دریا، خیابان، جنگل و کوهستان.
اون ساختمون رو موسیقی متال در نظر بگیرید و پنجرهها و مناظرش رو چند سبک متفاوت و غیرمنتظرهٔ دیگه.
@Chronica1975 | 406 |
| 10 | «لیک تو به هیچچیز دیگر نمیمانی: و هرچیزی که هست، صرفاً در قیاس با تو شکل و صورت میگیرد. اگر به تو بنگرم تنها تو را میبینم، و اگر به چیزی دیگر بنگرم، تنها در قیاس با توست.»
“پسالوط، یا در باب میهنپرستی”
حکایات مندرآوردی | کارل چاپک | ترجمهٔ اسد ناصحی | نشر نی
@Chronica1975 | 426 |
| 11 | Impaled on nails of Ice.
@Chronica1975 | 452 |
| 12 | چند قاب از ویلیام کلاین
کلاینِ آمریکایی-فرانسوی، عکاس خیلی جالبیه. رویکردش به عکاسی بعضاً عجیب و نامتعارف بوده و در اینجا چیزهایی رو که توی عکاسی خیابانی میشه ازش یاد گرفت عنوان کرده.
پ.ن:
واقعاً عکاسی خیابونی جذاب و هیجانانگیزه، به نظرم یه گونهای از جسارت رو میطلبه و توی عکسهای کلاین این جسارت کاملاً مشهوده | 500 |
| 13 | “The feelings that hurt most, the emotions that sting most, are those that are absurd - The longing for impossible things, precisely because they are impossible; nostalgia for what never was; the desire for what could have been; regret over not being someone else; dissatisfaction with the world’s existence. All these half-tones of the soul’s consciousness create in us a painful landscape, an eternal sunset of what we are.”
@Chronica1975 | 420 |
| 14 | پوست انداختن | کارلوس فوئنتس | ترجمهٔ عبدالله کوثری | نشر آگه | 359 |
| 15 | Death and the Soldier | Hans Larwin | 1917
@Chronica1975 | 425 |
| 16 | یادگار روز اول مهر و آغاز پاییز.
@Chronica1975 | 410 |
| 17 | ▪️خبرنگار: ساخت فیلم «عشق» برای یادآوری فانی بودنتان است؟
▫️میشائیل هانکه: من هر روز به فانی بودنم فکر میکنم. (میخندد) برای یادآوری نیازی به فیلم ندارم.
▫️Amour (2012)
▫️Dir. Michael Haneke
🎥 @CinemaParadisooo | 293 |
| 18 | Nocturne: Blue And Silver Cremorne Lights - James Whistler - 1872
@Chronica1975 | 260 |
| 19 | And don't go there 'cause you'll never return.
@Chronica1975 | 295 |
| 20 | چند قاب از از رابرت فرانک
نگاه رابرت فرانک و دوربینش به آمریکا نگاه جالبیه.
اگر خواستید بیشتر موردش بخونید اینجا مطلب جالبی پیدا میکنید. | 392 |
