ساراسین
Open in Telegram
https://t.me/BiChatBot?start=sc-83767-1P4hGFq
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
430
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
430
گاهی فکر میکنم حرفها هم شبیه غذاها تاریخ انقضا دارند. یعنی باید درست و به موقع مصرف شوند. یعنی اگر تاریخ مصرفشان بگذرد، به درد نخور میشوند، دور ریختنی میشوند. فکر کن یک غذای تازه و گرم و داغ، چقدر به جانت میچسبد؟
حرفها هم همینند. تا وقتی مزه دارند، که گوشی برای شنیدن در انتظارشان باشد. زمانش که بگذرد سرد میشوند، از دهان میافتند.
گاهی به این فکر میکنم که هیچ چیز در این دنیا، به اندازهی “دوستت دارمی” که به موقع گفته نمیشود، مسموم نیست..
430
اما اگر هیچ چیز
نتواند ما را از مرگ برهاند،
لااقل عشق
از زندگی
نجاتمان خواهد داد...
#پابلو_نرودا
#بیکلامجات
@saaraaseen
.
430
وقتى برگشت، احساس کردم تمام دنيا را به من بخشيدند...
وقتى تماس گرفت دلم ريخت...
وقتى حرف مىزد و در کلمههايش ،در صدايش، در حس بين حرفهايش هزاران دوستت دارم و مرا ببخش که بد کردم و اميدوارم رابطهمان باز از سر گرفته شود و به روال سابق برگردد موج مى زد، لبخند زدم!
اما نه!
لحظاتى بعد که به خودم آمدم، ديدم لبخند کوچک و شيرينِ روى لبهايم جاى خود را به پوزخند سپرده.
ديدم همهى شور و اشتياقى که در صبحها و ظهرها و عصرها و شبها و کلا روزگار نبودنش نسبت به بازگشت و شروع دوبارهى رابطه داشتم، جاى خود را به سردى و عدم اعتماد سپرده...
دريافتم ديگر حتی حس انتقام ندارم و فاجعه اتفاق افتاده و فاجعه در رابطه چيزى نيست جز "بى تفاوتى".
همهى اينها را نوشتم که بگويم آدمهايى که يکبار ترکتان کردهاند را دوباره شروع نکنيد!
آدمهايى که يک بار ترکشان کرده و کنار گذاشتهايد را دوباره شروع نکنيد!
محال است حستان دوباره به باشکوهى حسِ سابق شود. قرار هم باشد باز احساس علاقهى سابق به سراغتان بيايد، پوستتان کنده خواهد شد؛ پوستتان کنده خواهد شد تا بتوانيد اعتماد از دست رفته را به رابطهتان بازگردانيد و پلهاى خراب شده را دوباره بسازيد.
آدمهاى تمام شده را دوباره شروع نکنيد، از من به شما نصيحت.
اما اگر توان و اراده و عشق دوبارهگیها را داريد، باشد بسم الله!
اين شما و اين ميدان...
#سارا_سلمانی
@saaraaseen
430
روزی عاشورا
عرقی جلفای
نه میشِد خوردِد
نه میشِد نَسِّد..
شعر: اسکندر آبادی
اجرا: سارا
@saaraaseen
430
به من نگو که غمگین نیستی.
من رفتار بغض را،
در گلوی تو میبینم.
میتوانم زبری اندوه را،
بر پوستت احساس کنم.
به من نگو که غمگین نیستی.
در شهر ما
مردم سنگهای ریز و درشتی شدهاند،
که در رودخانهای نامرئی،
میغلتند.
من زخمهای زیادی دارم،
پس به من حق بده بیشتر از تو بدانم.
همیشه
خانهای که پنجرههای بیشتری دارد،
روشنتر است.
علیرضا طالبی پور
@saaraaseen
