en
Feedback
📚بوک‌ دات‌ کام📚

📚بوک‌ دات‌ کام📚

Open in Telegram

کتاب یه دوست قدیمیه. دوستی که خیلی از ماها یه مدته باهاش قهر کردیم. بیاین با این دوست قدیمی آشتی کنیم!😊 گروه هم خوانی @Lets_read_a_book ناشناس چنل اگه نظری دارین خوشحال میشم اینجا باهام در میون بزارین https://t.me/BiChatBot?start=sc-319798-NVTYEM8

Show more
681
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
#آهنگ 🎶نکته دان عشق 🎤علیرضا عصار این آهنگ خوانش یکی از شعرهای حافظه. می‌گن حافظ این شعر رو در وصف حال شهدای کربلا گفته. @Book_dot_com📚

🌙خطای طبیعت با امکان وجود دادن به انسان، طبیعت مرتکب خطایی بسیار بزرگتر از یک اشتباه محاسباتی شد: طبیعت به جان خودش سوءقصد کرد. 📖عواقب به دنیا آمدن ✍️امیل چوران #شبانگاه @Book_dot_com 📚

📜زندگی‌نامه‌ی "ویلیام فاکنر" فاکنر در سال ۱۸۹۷ میلادی در نیو آلبانی، میسیسیپی به‌دنیا آمد. در ۱۹۰۲ خانواده‌اش به آکسفورد، مرکز دانشگاهی می‌سی‌سی‌پی، نقل مکان کرد. به دلیل وزن کم و قد کوتاه در ارتش ایالات متحده پذیرفته نشد ولی به عنوان دانشجوی دانشگاه افسری در یگان پرواز سلطنتی در تورنتوی کانادا نام‌نویسی کرد و در ۲ دسامبر ۱۹۱۸ به عنوان افتخاری ستوان دومی نایل شد. فاکنر وارد دانشگاه می‌سی‌سی‌پی شد و در سال ۱۹۲۴ از دانشگاه انصراف داد و در ۱۹۲۵ همراه با دوستش با یک کشتی باربری به ایتالیا رفت و از آنجا پای پیاده رهسپار آلمان و فرانسه شد. در ژوئن ۱۹۲۹ با استل اولدم ازدواج کرد. سفرهایی به هالیوود و نیویورک داشت و درین فاصله چندین فیلمنامه و نمایشنامه نوشت. در ۱۹۴۹ جایزه نوبل ادبیات به او داده شد و خطابهٔ مشهور خود را در آنجا خواند. بعداً نیز جایزه پولیتزر را برای کتاب شهر در سال ۱۹۵۷ دریافت نمود. فاکنر در سبک‌های گوناگون شامل رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، شعر و مقاله صاحب اثر است.  شهرت او عمدتاً به خاطر رمان‌ها و داستان‌های کوتاهش است که بسیاری از آن‌ها در شهر خیالی یوکناپاتافااتفاق می‌افتد که فاکنر آن را بر اساس ناحیهٔ لافایت  که بیشتر زندگی خود را در آنجا سپری کرده بود، و ناحیه هالی اسپرینگز/مارشال  آفریده‌است. فاکنر یکی از مهم‌ترین نویسندگان ادبیات آمریکا و مشخصاً ادبیات جنوب آمریکاست. با اینکه اولین آثار فاکنر از سال ۱۹۱۹، و بیشترشان در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ منتشر شده بود، وی تا هنگام دریافت جایزهٔ نوبل در سال ۱۹۴۹ نسبتاً ناشناخته مانده بود. در سال ۱۹۹۸، مؤسسه کتابخانه نوین رمان خشم و هیاهوی او را ششمین کتاب در فهرست صد رمان برتر انگلیسی قرن بیستم قرار داد، رمان گوربه‌گور و روشنایی در ماه اوت هم در این فهرست قرار دارند. رمان آبشالوم، آبشالوم! او هم اغلب در فهرست‌های مشابه گنجانده می‌شود. او در ۶ ژوئیه ۱۹۶۲، سه هفته بعد از آنکه از اسب افتاد، بر اثر سکته قلبی در بیهالیا، میسیسیپی در گذشت. @Book_dot_com📚

#پاسپورت ✍🏻ویلیام کاتبرت فاکنر زاده‌ی: ۲۵ سپتامبر ۱۸۹۷ درگذشت: ۶ ژوئیه ۱۹۶۲ ملیت: آمریکایی 🇺🇸 فعالیت‌ها: رمان‌نویس، شاعر �
#پاسپورت ✍🏻ویلیام کاتبرت فاکنر زاده‌ی: ۲۵ سپتامبر ۱۸۹۷ درگذشت: ۶ ژوئیه ۱۹۶۲ ملیت: آمریکایی 🇺🇸 فعالیت‌ها: رمان‌نویس، شاعر 📚آثار: مواجب بخور و نمیر، پشه‌ها، سارتوریس، خشم و هیاهو، گور به گور، حریم، روشنایی ماه اوت، دکل، ابشالوم ابشالوم، شکست‌ناپذیر، نخل‌های وحشی، دهکده، برخیز ای موسی، ناخوانده در غبار، رکوئیم برای یک راهبه، یک افسانه، شهر، عمارت،حرامیان @Book_dot_com📚

🌙دادخواه اگر حتی یک پیرزن یهودی در آن سوی مرزهای اسلامی به حسین نامه بنویسد و از او داد بخواهد، حسین در یاری او لحظه‌ای درنگ نخواهد کرد. 📖نامیرا ✍️صادق کرمیار #شبانگاه @Book_dot_com 📚

از اونجایی که خیلی‌ها گفتن این پست‌ها رو ندیدن تصمیم گرفتم هر از گاهی مثل امروز دوباره ارسالشون کنم.

#جاکتابی 🪧اینجا یه کتابخونه فوق‌العاده با طراحی اساطیری شگفت انگیزه🤩 سراسر کتابخونه با نقاشی، گچ‌بری، مجسمه‌های زیبا، ستون‌
+3
#جاکتابی 🪧اینجا یه کتابخونه فوق‌العاده با طراحی اساطیری شگفت انگیزه🤩 سراسر کتابخونه با نقاشی، گچ‌بری، مجسمه‌های زیبا، ستون‌های تماشایی و… پر شده. 🏬کتابخانه صومعه ویبلینگن | Wiblinglen Abbey Library @book_dot_com / ☾𝙰𝙵𝚁𝙴☽📚

🌙ریشه‌های فقر دزد های کوچک قربانی فقرند؛ و دزد های بزرگ ریشه های فقر! عدالت حقیقی، در حذف ریشه های فقر است، نه در به زنجیر کشیدن قربانیان فقر. 📖تسخیرشدگان ✍️فئودور داستایوفسکی #شبانگاه @Book_dot_com 📚

#پاورقی 📍تا حالا چیزی درباره‌ی کتابی با صفحات خالی شنیدین؟ پروفسور شرایدان سیموو کتابی باعنوان "چیزهایی جز رابطه‌ی جنسی که م
#پاورقی 📍تا حالا چیزی درباره‌ی کتابی با صفحات خالی شنیدین؟ پروفسور شرایدان سیموو کتابی باعنوان "چیزهایی جز رابطه‌ی جنسی که مردان به آن‌ها می‌اندیشند" منتشر کرد. این کتاب بعد از انتشار به یکی از کتاب‌های پرفروش آمازون تبدیل شد. نکته جالب درباره‌ی این کتاب اینکه کتاب فقط شامل 200 صحفه سفیده. @Book_dot_com📚

🌙سخن از حقوق پایمال شده کسانی که از حکومت نصیبی ندارند و بر کنارند، از حقوق پایمال شدهٔ مردم سخن می‌گویند، هنگامی که نصیبی از حکومت می‌برند و بر کاری گمارده می‌شوند، فقط بر ثروت خود می‌افزایند. 📖نامیرا ✍️صادق کرمیار 💬به نظرتون همه آدم‌های طالب قدرت دورو و دروغگوین یا ذات قدرت اینه؟ #شبانگاه @Book_dot_com 📚

#حسوحال 💫حس و حال آدم‌ها موقع کتاب خوندن خیلی دوست داشتنیه. مهم نیست پیر باشن یا جوون و حتی بچه‌های کوچیک، فارغ از همه چیز اون‌ها یه جور خیلی قشنگی به نظر میان. @book_dot_com📚

🔔 اطلاعیه بچه‌ها همونطور که احتمالا در جریانین ما یه گروه همخوانی کتاب داریم الان کتاب چهارم تموم شده و قراره کتاب پنجم رو شروع کنیم برای پنجمین همخوانی کتاب "کتابخانه نیمه شب" انتخاب شده🌃 همخوانی از شنبه ۷ مرداد ماه شروع می‌شه. خوشحال میشم به ما ملحق بشین🤗 https://t.me/Lets_read_a_book

🌙اگر بخواهد پیروز شود من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‏‌ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده‏‌ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین پیروی کند. 🗣 ماهاتما گاندی 💬نظر شما درباره قیام امام حسین چیه؟ #شبانگاه #سخن_چین @Book_dot_com📚

🗞معرفی کتاب"نامیرا" کتاب نامیرا مجموعه‌ی کاملی از احساساته. شک و تردید، خشم و نفرت، غم و اندوه و حتی عشق و محبت. داستان کتاب در میان جنگ و آشوب و فضای اون دوران عشق رو هم به تصویر می‌کشه و داستان رو ملایم ‌تر و زیباتر می‌کنه. نکته اینکه با وجود همه این در هم تنیدگی‌های داستان باز هم نویسنده می‌تونه این اشفتگی رو مدیریت کنه و ذهن خواننده رو آروم می‌کنه. نویسنده سعی کرده به متن حالتی تاریخی بده و اون رو کمی سنگین کنه اما در کنارش مراقب هم بوده که از کلمات نا آشنا و فراموش شده‌ای که ممکنه مخاطب معنای اون رو ندونه استفاده نکنه. این باعث شده در عین اینکه به کتاب حال و هوای قدیمی بده متن رو ساده و روون نگه داره تا مخاطب موقع خوندنش اذیت نشده و کمال لذت رو ببره. این کتاب هر از گاهی از روایات یا احادیث هم در متنش استفاده می‌کنه اما این استفاده به قدری به جاست و در متن حل شده که اصلا مخاطب رو اذیت نمی‌کنه و حتی باعث درک بهتر داستان می‌شه. کتاب تا حدی شروعی گنگ و به تعبیری مبهم داره و مقدمه‌ی اون به دور از هرج و مرج اصلی داستانه ولی همراه با آشوب و حادثه است. البته که شروع جذابیه اما چون مخاطب رو به وسط یه ماجرا پرت می‌کنه باعث گیج شدن خواننده می‌شه. نویسنده این دوره تاریخی رو خیلی جذاب به تصویر کشیده و با فضاسازی عالی و توصیفات هوشمندانه مخاطب رو به خوبی وارد حال و هوای اون دوران می‌کنه. مخصوصا فضا و التهابات و تردیدها و تنش‌های اون دوره و تفکراتی که مردم کوفه در اون زمان داشتن رو به خوبی برای خواننده شرح می‌ده. این کتاب سعی کرده وقایع تاریخی رو به درستی به تصویر بکشه و تا حد امکان از شبهات و اختلاف نظرهایی که در روایات تاریخی هست دوری کنه و واقعا باعث شده روایت داستان دقیق‌تر و قابل اطمینان‌تر می‌شه. شخصیت‌های داستان پردازش خوبی دارن. نویسنده به هیچکس برچسب خوب یا بد نمی‌زنه بلکه اون‌ها رو افرادی معرفی می‌کنن که تردیدها و اشتباهات و اهداف خودشون رو دارن. این کاراکترها به خوبی از نظر اهداف و باورها به خواننده معرفی می‌شن و خواننده می‌تونه به خوبی اون‌ها رو درک کنه و باهاشون همراه بشه و در آخر خودش درباره اون‌ها قضاوت کنه. فصل پایانی داستان خیلی جذابه. می‌شه گفت بهترین بخش داستان چند صفحه پایانی کتابه. البته تا حدی پایان ناگهانیه و مخاطب رو شوکه می‌کنه و خوب می‌شه گفت به خاطر اینکه انتظار می‌رفت ادامه داشته باشه. چیزی که تا حدی باعث می‌شد این پایان کمی من رو اذیت کنه و از زیبایی اون کم کنه ناتموم موندن داستان بعضی از شخصیت‌هاست که حضور نسبتا پر رنگی در داستان داشتن. ولی با این وجود پایان خیلی هوشمندانه‌ای داشته. این داستان یه ایراد فاحش در نگارشش داره و اون هم ضعف در بخش گفت و گوهاست. نویسنده مکالمه بین دو نفر رو به صورت خطی نوشته و هر بار گوینده رو مشخص کرده که کمی آزاردهنده است. مخصوصا که در گفت و گو بین دو نفر گوینده کاملا مشخصه و نیازی به تاکید بر هویت اون نیست. این تکرار گاهی باعث می‌شه تمرکز خواننده از جریان اصلی صحبت پرت بشه و تمرکز اون رو سخت می‌کنه. @book_dot_com📚

#معرفی_کتاب 📖کتاب: نامیرا ✍️نویسنده: صادق کرمیار انتشارات: نیستان ژانر: رمان تاریخی 📜خلاصه کتاب: این داستان روایت زن و مرد
#معرفی_کتاب 📖کتاب: نامیرا ✍️نویسنده: صادق کرمیار انتشارات: نیستان ژانر: رمان تاریخی 📜خلاصه کتاب: این داستان روایت زن و مرد جوانی است که میان عشق و احساساتشون درگیر ماجراهای سال 61 می‌شن و سعی می‌کنن حق رو نبرد بین حسین و یزید پیدا کنن و این داستان مسیر رسیدن اون‌ها به حقیقت و پایان دادن به تردیدهاشونه. @book_dot_com📚

🌙نگو دریغ به روز مرگ چو تابوت من روان باشد گمان مبر که مرا درد این جهان باشد برای من مگری و مگو دریغ دریغ به دوغ دیو درافتی دریغ آن باشد جنازه‌ام چو ببینی مگو فراق فراق مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد مرا به گور سپاری مگو وداع وداع که گور پرده جمعیت جنان باشد فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر غروب شمس و قمر را چرا زبان باشد تو را غروب نماید ولی شروق بود لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد کدام دانه فرورفت در زمین که نرست چرا به دانه انسانت این گمان باشد کدام دلو فرورفت و پر برون نامد چاه یوسف جان را چرا فغان باشد دهان چو بستی از این سوی آن طرف بگشا که های هوی تو در جو لامکان باشد ✍️مولانا #شبانگاه #شب_شعر @Book_dot_com📚

#پروفایل 📸عکس پروفایل آوردم برای دخترهای کتاب‌خون. اگه دوست داشتین هفته دیگه پروفایل‌های پسرونه رو هم ‌می‌زارم @Book_dot_com
+8
#پروفایل 📸عکس پروفایل آوردم برای دخترهای کتاب‌خون. اگه دوست داشتین هفته دیگه پروفایل‌های پسرونه رو هم ‌می‌زارم @Book_dot_com📚

🎼متن و ترجمه آهنگ"شب هنگام" No sign of life did flicker هیچ نشانی از زندگی باقی نمانده بود In floods of tears she cried در میان سیل اشک‌هایی که او(یاوانا) گریست "All hope's lost it can't be undone تمام امید از دست رفته و نمی‌توان جبرانش کرد They're wasted and gone" آنها(دو درخت) نیست و نابود شده‌اند "Save me your speeches سخنانتان را برای خودتان نگه دارید I know (They blinded us all) من می‌دانم -آنها همه‌ی ما را کور کرده بودند- What you want چیزی که شما می‌خواهید You will take it away from me شما می‌خواهید آنها (سیلماریل‌ها) را از من بگیرید Take it and I know for sure بگیریدشان و مطمئن باشید The light she once brought in که نوری که زمانی او (یاوانا) ایجاد کرد Is gone forevermore" برای همیشه از دست رفته است» Like sorrowful seaguls they sang همچون مرغان دریایی غمزده نوا سر دادند: Lost in the deep shades «-ما- در اعماق سایه‌هایی گم شده‌ایم The misty cloud brought که ابرهای مه آلود برایمان آوردند (Come take a look at the sky) -شیون‌ زمانیکه زیبایی از بین رفت به آسمان خواست- Monstrous it covered the shore هیولاوش ساحل را پوشاند Fearful into the unknown هراسان به درون ناشناخته‌ها» Quietly it crept in new horror به آرامی در دل وحشتی جدید خزید Insanity reigned جنون حکمرانی را به دست گرفت And spilled the first blood و اولین خون را (در آمان) ریخت When the old king was slain زمانیکه شاه قدیمی کشته شد Nightfall شب هنگام Quietly it crept in and changed us all به آهستگی به درون خزید و همه‌ی ما را تغییر داد Nightfall شب هنگام Quietly it crept in and changed us all به آهستگی به درون خزید و همه‌ی ما را تغییر داد Nightfall شب هنگام Immortal land lies down in agony سرزمین بی‌مرگی را در رنج و عذاب گرفتار کرد "How long shall we mourn in the dark «تا به کی باید در تاریکی عزا بگیریم؟ The bliss and the beauty will not return سعادت و زیبایی باز نخواهد گشت Say farewell to sadness and grief با اندوه و ماتم وداع کنید Though long and hard the road might be" قدم در راه طولانی و سختی که پیشِ رو خواهد بود بگذارید» But even in silence I heard the words اما حتی در سکوت نیز کلمات را می‌توانستم بشنوم "An oath we shall swear «باید که قسم یاد کنیم By the name of the one به نام آن یگانه (ایلوواتار) Until the world's end تا پایان دنیا این قسم نمی‌تواند شکسته شود» Just wondering how برایم شگفت آور است I can still hear these voices inside که هنوز می‌توانم این صداها را درونم بشنوم The doom of the Noldor drew near نابودی نولدور نزدیک شده The words of a banished king کلمات شاهی تبعید شده را شنیدم "I swear revenge" «من سوگند می‌خورم انتقام بگیرم» Filled with anger aflamed our hearts سرساز از خشمی که قلبمان را شعله‌ور ساخت Full of hate, full of pride لبریز از نفرت، لبریز از غرور Oh we screamed for revenge ما فریاد انتقامجویی سر دادیم. Nightfall شب هنگام Quietly it crept in and changed us all به آهستگی به درون خزید و همه‌ی ما را تغییر داد Nightfall شب هنگام Quietly it crept in and changed us all به آهستگی به درون خزید و همه‌ی ما را تغییر داد Nightfall شب هنگام Immortal land lies down in agony سرزمین بی‌مرگی را در رنج و عذاب گرفتار کرد "Vala he is that's what you said «که گفتی او (ملکور) یک والاست (Freely you came and) آزادانه آمدی و Then your oath's been sworn in vain پس قسمی که خوردید بیهوده است Never trust the northern winds -پس هیچگاه به بادهای شمالی اعتماد نکنید- Never turn your back on friends" هیچوقت به دوستان پشت نکنید» "Oh I'm heir of the high lord!" «اوه، من وارث شاه برین هستم» "You better don't trust him" «بهتر است که به او اعتماد نکنید» The enemy of mine «دشمن من (ملکور)، Isn't he of your kind and آیا او از همنوعان شما (والار) نیست و Finally you may follow me yeah سرانجام ممکن است از پی من بیایید» "Farewell" بدرود He said او گفت Nightfall شب هنگام Quietly it crept in and changed us all به آهستگی به درون خزید و همه‌ی ما را تغییر داد Nightfall شب هنگام Quietly it crept in and changed us all به آهستگی به درون خزید و همه‌ی ما را تغییر داد Nightfall شب هنگام @Book_dot_com📚

#آهنگ 🎶Nightfall 🎤Blind Guardian این آهنگ اشاره‌های زیادی به مجموعه سیلماریلیون تالکین داره و در واقع این مجموعه رو بازخوانی کرده. معنی آهنگ شاید برای دیگران کمی گنگ باشه اما چیزیه که دوستداران سرزمین میانه قطعا عاشقش میشن. @Book_dot_com📚

🌙سرمشق هموطنان برخلاف اراده‌ء امپراتور و تمام مردمِ روسیه، سمولنسک تسلیم دشمن می‌شود، اما اهالی این شهر که می‌بینند فریب استاندارشان را خورده‌اند شهر خود را آتش می‌زنند و خانه‌سوخته و پاک‌باخته با دست خالی و دلی پُر از دریغ روی به سوی مسکو می‌نهند و سرمشق هموطنان خود می‌گردند و آتش کینه و نفرت نسبت به دشمن را در دلها تیز می‌کنند. 📖جنگ و صلح ✍️تولستوی 💬به نظرتون چقدر کارشون معقول بوده؟ #شبانگاه @Book_dot_com 📚