« کاویسا »
Open in Telegram
📍 تلختر از زهرمار شیرینتر از شکلات 🔅خودت انتخاب میکنی کدوم منو ببینی https://t.me/harfmybot?start=114538758
Show more350
Subscribers
-124 hours
-37 days
-1030 days
Posts Archive
350
تا همین دیروزم فکر میکردم زندگی یه رمز و راز پیچیدهای داره که باید پیداش کنم، ولی به جون تو همین لحظه همین که هیچ کار هیولایی نمیکنی و منتظری آب جوش بیاد زندگی همین لحظههاست
350
بچه ها دقت کردید خیلی چیزا رو وقتی ازش بگذره میفهمیم؟ مثلا تو همون لحظهای که داری یه چیزی رو از دست میدی به هر دری میزنی تا از دست نره؛ اما دور که میشی بهش نگاه میکنی میبینی عه عه عه خوب شد نشدا، دم باعثبانیش گرم
350
برای بار nام اسم اینجا رو عوض کردم تا شاید دوباره بتونم بنویسم/باشم پیشتون، علیالحساب این پیام باشه تا هرکی یادش نبوده و میخواسته بره، بره تا ببینیم چند چندیم👊🏼
350
چهل روز گذشت، چهل روز و شب نفس کشیدیم زندگی نکردیم؛ بمیرم برای دل پدر و مادری که دیگه فرزندی نداره، برای فرزندی که پدر مادر نداره برای خواهر/برادری که خواهر برادرش رفته برای اونی که عشقش جلوی چشماش پر پر شده؛ انقدر زیاد بودید که هنوز فرصت نشده برای هرکدومتون چندبار بمیرم؛ هیچ وقت با هیچ چیز دیگه جای شما پر نمیشه و این خشم و کینه از بین نمیره، فراموشتون نمیکنیم.
350
Repost from متناقضنما
فردا هجدهم بهمن است. یک ماه پیش از فردا، هزاران نفر، بی آنکه بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند، برای آخرین بار صبحانه خوردند، برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند، برای آخرین بار کار کردند، برای آخرین بار آهنگ گوش دادند، برای آخرین بار رویا بافتند، برای آخرین بار لباسی را پوشیدند، برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند، برای آخرین بار خندیدند، برای آخرین بار بند کفشهای خود را بستند، برای آخرین بار گفتند:«نگران نباشید، مواظبم»، برای آخرین بار از در خانه بیرون رفتند، برای آخرین بار، مثل همیشه شجاع و شریف ماندند، برای آخرین بار به آسمان نگاه کردند، برای آخرین بار عاشق ایران بودند، برای آخرین بار امید داشتند، برای آخرین بار ترسیدند اما پا پس نکشیدند، برای آخرین بار کمک کردند، برای آخرین بار کمک خواستند و برای آخرین بار زیستند؛ و دیگر هیچوقت بازنگشتند.
350
مدتهاست محکومم به قوی بودن،
به پرت شدن و خم به ابرو نیاوردن، به رقصیدن های طولانی بعد از غمِ جانکاه؛ من به ایستادن جوری که کسی حتی به افتادنم هم شک کند عادت دارم
