رمــــــ📚سرای آهو دخترصحرا
Open in Telegram
کانال رمانسرا رمان⏪⏪عاشقانه💟تخیلی💠هیجانی ترسناک پلیسی✴ ◀◀کتاب شعر 💟داستان 💟بزرگان شاعران💟فلسفی ودرسی💟 💠رمان انلاین💠رمان صوتی💠 تاسیس97/11/28
Show more3 363
Subscribers
No data24 hours
+127 days
+4130 days
Posts Archive
آنجا که گمان کردی در دنیا کسی تو را نمیفهمد
مرا به یاد بیاور...
- خدا
#شب_خوش
‘نمی دانم از دلتنگی عاشق ترم
یا از عاشقی دلتنگ تر
فقط میدانم در آغوش منی
بی آنکه باشی..
ای معشوق خوشنام دیدی آرام آرام
رفتی تو در قلب و جان من زیبا روی خوش پیمان من
آرام جان من دین و ایمان من در کنج قلبت من زندانی
من به قربان چنین زندانبانی، من به قربان چنین زندانبانی
چشمانت نمیرود دیگر از یاد خندیدی و غصه هایم رفت به باد
آباد کردی خانه ام خانه ات آباد ای جان ای جان ای جان
ای دلدار مهربان و بی آزار دست از دلبری بی حدت بردار
ای تو سوگلی این قلب بیمار ای جان ای جان ای جان
༄ུ
و اڪَر همه فراموشت ڪنند
من تو را به یاد دارم ...
تو را ڪه نام ڪوچڪت شروع اندوهم بود
زیرا جز این غم مدام
چیزے برایم نمانده است...
قهرم با خودم ...
ڪه تو رو حتی بیشتر از مادرت
دووووست داشت ...
#شبتونبمهـــــردلدار🍂♥️
🍁@ahoo9547
خدایا دستانم خالی است
اما دلم قرص است، چون تو هستی،
توکل میکنم و اطمینان به قدرتت
که تنهایم نمی.گذاری
فردا بیشتر از همیشه مراقبم باش،
فردا تو دریایم باش و مرا چون قایقی
به سوی ساحل هدایت کن
خدایا هیچ ندارم جز امید به تو،
کمکم کن...
تارو پود دلم دست توست
• نام کتاب: #شلیک_خاموش
• نویسنده: #امیر_عشیری
• خلاصه:
رمان حول محور ماجراهای خسرو، یک خبرنگار جسور، میچرخد. خسرو که در پی کشف راز یک قتل مرموز است، به دنیای پررمزوراز جاسوسی، توطئه و جنایت کشیده میشود. او در این مسیر با شخصیتهای مختلفی از جمله قاتلان، مأموران مخفی، زنان زیبا و افراد مرموز روبهرو میشود و برای رسیدن به حقیقت باید خطرات زیادی را پشت سر بگذارد. • ژانر: #ایرانی #ادبیات_ایران 📘☕️
• نام کتاب: #بائودولینو
• نویسنده: #اومبرتو_اکو
• خلاصه:
کتاب بائودولینو، رمانی نوشتهی اومبرتو اکو است که نخستین بار در سال 2000 به چاپ رسید. بائودولینو که در خانوادهای ساده و روستایی در شمال ایتالیا به دنیا آمده، دو استعداد ویژه دارد: استعداد در یادگیری زبانها و مهارت در دروغ گفتن. او در کودکی، فرماندهای خارجی را در جنگل میبیند و با شیرینزبانی و هوش خود، او را تحتتأثیر قرار میدهد. فرمانده - که معلوم میشود امپراتور فردریک بارباروسا است - بائودولینو را به فرزندخواندگی میپذیرد و او را برای تحصیل به پاریس میفرستد. بائودولینو در این شهر، دوستانی بیباک و ماجراجو را پیدا میکند. بائودولینو و دوستانش که غرق در دنیای اساطیر و خیالهای خود هستند، به منظور پیدا کردن کشیش/پادشاهی افسانهای به نام پرستر جان، جستوجویی عجیب و دگرگونکننده را آغاز میکنند. • ژانر: #خارجی #ادبیات_فرانسه #ادبیات_ایتالیا #ادبیات_داستانی #تاریخی #فانتزی 📘☕️
دانلود رمان خیانتکار عاشق « جلد سوم»
نویسنده: فاطمه عبدالله زاده
تعداد صفحات : 700
ژانـــر : عاشقانه، جنایی، درام
———————
خلاصه:
وقتی خونواده ام از هم پاشید پدرم رو توی تیمارستان رها کردم و وارد سازمان مخفی ای شدم که به عنوان یه جاسوس خطرناک تعلیمم داد؛ چند سال بعد عاشق مردی شدم که مأمور ویران کردنش بودم و در نهایت با انجام مأموریتم تبدیل به خیانتکار عاشق شدم؛ چند سال بعد طی اتفاقاتی که بخاطر تاثیر داروها یادم نمیاد دوباره به هم رسیدیم اما هنوز خوشبختی زودگذرم رو زندگی نکرده بودم که طوفانی از گذشته به سراغم اومد و هزاران قدم پرتم کرد عقب…
برگشتم به تیمارستانی که تموم عمرم ازش فرار می کردم!…
اونا میگن همهٔ اینا رویاست، توهمی که ساختهٔ ذهن خیال پردازمه…
داستانی که یه قاتل ساخته تا باهاش از واقعیت فرار کنه و باورش بشه بیرون از این زندان، خونه و خونواده ای داره که منتظرشن…
به تکه های آینه ای که شکستم نگاه می کنم و دختری رو می بینم که غرق توی خون داره بهم می خنده.
لحظه ای بعد پدرم رو می بینم که بهم لبخند میزنه در حالی که می دونم لب هاش با این حرکت غریبه ان؛ متقابلاً لبخند می زنم، بابا بلاخره
دانلود رمان انتقام جادوگر ( بخش دوم رمان هیجان جوانی)
نویسنده: آفتاب صالحی
تعداد صفحات : 170
ژانـــر : عاشقانه
خلاصه:
با قدم اش به روستا سیلی ویرانگر در رو ستا جاری شد ..آسمان انگار که عقده هزار ساله در دل داشته باشد ، شب و روز بارید ، بارید،،،گله و رمه روستاییان بی بهانه شبها تلف می شدند،،،کودکان ناقص الخلقه یکی پس از دیگری دنیا می آمدند...بچه های زیبای روستا بدون هیچ ردی گم می شدند...او کیست؟؟؟؟چرا با قدم این همه نکبت و بدبختی سر مردم روستا آواره شد،،،با قد بلند لاغر لاغر، طوری که استخوان هایش بیرون زده بود،،،پوست زرد ، زرد متمایل به سرخ ،،، چشمهای ریز و سیاهش که انگار در گودی عمیقی فرو رفته اند...با نگاهش رعب و وحشت به تن مردم روستا مستولی می شد،،،در نگاهش دنیایی از کینه ، نفرت و خشم موج می زد،،،نگاه هایش مثل شیری خشمگین بود که برای شکار بیچاره چنگ و دندان نشان می داد،،،به راستی او کیست ؟؟؟؟
⚠️ تذکر و اخطار
هرگونه اس
