Cold Silence Of Time
Open in Telegram
260
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
پناه بردن از سیلیِ پدر
به آغوشِ پدر؛
پدر یکی ست،
زننده و در آغوش گیرنده،
زیاد میزنی
بزن
کی در آغوش می گیری؟
بگو
- علیرضا روشن.
اینکه زادهی آسیایی رو میگن <جبر جغرافیایی>
اینکه لنگ در هوایی و صبحونت شده سیگار و چایی..
گیسات بند ناف من به زمینه، چی رو از من پنهون میکنی خوشگل اندر گره؟
@ColdSilenceOfTime
«عزالدین میگفت گاهی انگار توی دلم کمانچه میزنند، ویولن سل. میگفت من موسیقی بلد نیستم، اما قشنگ میزنند، تلخ میزنند. همان.»
- حسین دریابندی از قول عزالدین ماهرویان گفت.
https://telegram.me/BChatBot?start=sc-216200-lythKM9
سلام. لطفا موسیقی بیکلام کمانچه یا تار یا سه تار و ترکیبی از اینها داشتین، خیلی خیلی ممنون میشم برام بفرستید.
در رختخوابم میغلتم، یادداشتهای خاطرهام را بهم میزنم، اندیشههای پریشان و دیوانه مغزم را فشار میدهد، پشت سرم درد میگیرد، تیر میکشد، شقیقههایم داغ شده، بخودم میپیچم. لحاف را جلو چشمم نگه میدارم، فکر میکنم - خسته شدم، خوب بود میتوانستم کاسه سر خودم را باز بکنم و همه این توده نرم خاکستری پیچپیچ کله خودم را در آورده بيندازم دور، بیندازم جلو سگ.
-صادق هدایت.
Repost from Cold Silence Of Time
از چاه که آب میکشی
چای که دم میکنی
مزه ی خون نمیدهد؟
- الیاس علوی.
"کاش میتوانستم مانند زمانی که بچه و نادان بودم آهسته بخوابم، خوابی راحت و بی دغدغه"
