703
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1330 days
Posts Archive
703
یک روز تکتک کسایی که به زودیاک باور دارن رو تو یه اتاق جمع میکنم، سرتاپاشون رو نفت میریزم و با روشن کردن یهدونه کبریت، آرامش رو به روانم هدیه میدم.
703
روحم اون روز، با بوسهای که جیمین روی دست تهیونگ کاشت پرواز کرد و دیگه هم به کالبدش برنگشت.
