en
Feedback
آتماجیوتی ساتیاناندایوگا

آتماجیوتی ساتیاناندایوگا

Open in Telegram

آموزش یوگا از مبتدی تا پیشرفته آدرس صفحه اینستاگرام: | instagram.com/atma__jyoti لطفا توسط پیج بالا با ما در تماس باشید.

Show more
7 349
Subscribers
-824 hours
-127 days
-1630 days
Posts Archive
صد و سی نهم سالروز تولد سوامی شیواناندا پارام گوروی سوامی ساتیاناندا
صد و سی نهم سالروز تولد سوامی شیواناندا پارام گوروی سوامی ساتیاناندا

برهمن پرسید: «پس بگو: تو که هستی؟» --- آتمن گفت: «چهار فصل منم، طفلِ زمان منم، آنکه از اثیرِ بی‌پایان (aṅgaṁ) پدید آمده‌ام — همان اثیری که برهم و بطنِ عالمْ از آن ظهور یافته — منم. آنکه از روشناییِ خویش هستی یافته، منم. او (برهمن) روشنایی است و مبدأِ زمان، و ذاتِ گذشته و حالِ عناصر، و تو همانی (tvaṃ ātmā asi).» --- سپس آتمن تأکید کرد: «تو همان حقیقتِ باطنی هستی، و من نیز همانم (sah aham asmi). تو آنی که منم (tvaṃ ātmā asi).» --- برهمن باز پرسید: «اگر تو منی و من توأم، پس خودِ من کیستم؟» --- آتمن پاسخ داد: «راستیِ حقیقت (satyam).» --- برهمن پرسید: «راستی چیست؟» --- آتمن گفت: «راستی آن است که برفراز خدایان و برفراز دم‌های حیاتی (prāṇāḥ) قرار دارد. آن هستیِ محض (sat) است، و آنچه خدایان و جهانِ کثرت را می‌سازد، «تایم» (tyam) است — یعنی همان سایه‌ و جلوه‌گاهِ برهمن. پس حقیقت، دو سویه است: هم ابدی و جاودان (سات)، هم فانی و کثرت‌آمیز (تایم). هم دیو است و هم فرشته، هم به عالمِ عنصری تعلق دارد و هم به ذاتِ ایزدی پیوسته است.» --- در پایان، اوپانیشاد می‌آموزد که: «سخن را نباید شناخت، بلکه گویندهٔ سخن را باید شناخت. صورت را نباید دید، بلکه بینندهٔ صورت را باید شناخت. صورت را نباید شنید، بلکه شنوندهٔ صورت را باید شناخت. فعل را نباید طلبید، بلکه کارگزارِ فعل را باید شناخت. زیرا عالمِ عینی و ذهنی، در هم تنیده‌اند؛ اگر یکی نباشد، دیگری نیز نیست.»

گفت‌وگوی آتمن و برهمن (برگرفته از اوپانیشاد، با اشاره به Kauṣītaki Up. I, 5-6) برهمن (حقیقت مطلق، روح کلّی) خطاب به آتمن (روح
گفت‌وگوی آتمن و برهمن (برگرفته از اوپانیشاد، با اشاره به Kauṣītaki Up. I, 5-6) برهمن (حقیقت مطلق، روح کلّی) خطاب به آتمن (روح فردیِ رستگار) می‌گوید: «ای روحِ سعودی‌یافته، اکنون که از قیدِ جسم و جهانِ بیرون رهایی یافته‌ای، به من بگو: تو کیستی؟ و چگونه به اینجا رسیده‌ای؟» آتمن پاسخ می‌دهد: «من از مراتب هستی گذشتم: نخست به درخت «ایلیا» رسیدم و بویِ برهمن (brahmagandhah) را شناختم. سپس به جایگاه «سالاجام» راه یافتم و مزهٔ برهمن (brahmarasa) را چشیدم. آن‌گاه به کاخ «اباراجیتا» درآمدم و شکوهِ برهمن (brahmatejas) بر من تابید. نگهبانان آن کاخ — پراجاپاتی و ایندرا — از دیدنم گریختند. سپس به حریمِ خرد و فرزانه‌گری رسیدم، و بر بالینِ فروغِ بی‌پایان، که برهمن بر آن جای گرفته، قدم نهادم. با نوکِ پا از آن بالین فراتر رفتم، و برهمن از من پرسید...» ادامه در زیر 👇👇👇

مقدمه کتاب مراقبه پس از سال‌ها انتظار، کتاب ارزشمند «مراقبه» نوشته سوامی ساتیاناندا با ترجمه استاد موسوی‌نسب، بار دیگر موفق ب
+2
مقدمه کتاب مراقبه پس از سال‌ها انتظار، کتاب ارزشمند «مراقبه» نوشته سوامی ساتیاناندا با ترجمه استاد موسوی‌نسب، بار دیگر موفق به کسب مجوز نشر گردید. این اثر که واپسین چاپ آن به سال ۱۳۷۷ بازمی‌گشت، سال‌ها با تعلیق مجوز روبه‌رو بود. این باعث افتخار من است که اینک با همت و تلاش بی‌دریغ دوستانی بی‌ادعا و یکرنگ، موانع از پیش رو برداشته شد و این کتاب گران‌سنگ مجدداً در دسترس علاقه‌مندان به خودشناسی و معارف روحی قرار می‌گیرد. بر خود لازم دیدم تا برای این چاپ، مقدمه‌ای تازه فراهم آورم تا همچون رهنمودی برای پرتو جویان و طالبان حقیقت باشد. امید است این اثر بتواند چراغ راهِ مشتاقان سیر و سلوک و تعالی روحی باشد.

کتاب آموزش مراقبه نوشته سوامی ساتیاناندا ترجمه استاد موسوی‌نسب (آناندا جیوتی) بازبینی و به‌روزرسانی: شهرام قلی‌زاده (آتماجیوت
کتاب آموزش مراقبه نوشته سوامی ساتیاناندا ترجمه استاد موسوی‌نسب (آناندا جیوتی) بازبینی و به‌روزرسانی: شهرام قلی‌زاده (آتماجیوتی) کتاب نایاب آموزش مراقبه، توسط تیم آتماجیوتی بازبینی و منتشر شد. این اثر در دوازده فصل، جنبه‌های نظری و عملی مراقبه را بررسی کرده و راهنمایی عملی و گام به گام برای جویندگان روش‌های اصیل مراقبه بر پایه متون یوگا و تانتراست. محتویات کتاب: پیش‌گفتار – سخن کوتاه بخش اول: تئوری مراقبه مراقبه چیست؟ – علم، روح، مراقبه – مراقبه و سلامتی – فیزیولوژی یوگا – تنظیم برنامه مجدد – فلسفه یوگا – روش راجا یوگا – انواع دیگر یوگا و ارتباط با مراقبه بخش دوم: آمادگی برای مراقبه توصیه عمومی – وضعیت‌های مراقبه – مودراها و باند‌ها – پرانایام بخش سوم: تمرینات مراقبه جایا یوگا – مانترا سیدهی یوگا – اچاپا جاپا – یوگانیدرا – سکوت ذهن – مشاهده درون – چیدآکاش دهارنا – تراتاکا و آنتارتراتاکا – مراقبه مجرد – مراقبه‌های مختلف – پرانا ویدا – تمرینات کندالینی یوگا قیمت ۹۹۰ هزار تومان برای سفارش به ای دی ذیل پیام دهید @aj_admin1

Repost from N/a
ادامه پست نردبان‌ها، فضایلِ رهایی‌بخش بودند. هر نردبان، نشانِ یک فضیلتِ والا بود: · دایا (مهربانی)، دانا (بخشش)، بهکتی (تعهدِ عاشقانه به خداوند)، گیانا (دانشِ معنوی)، تاپاس (ریاضت و انضباط)، ساتیا (راستی)، دارما (وظیفهٔ مقدس) و سانتوشا (خشنودیِ درون). اما مارها، نمادِ رذایل و لغزش‌های اخلاقی بودند که روح را به پایین‌ترین مراتب بازمی‌گرداندند: · کاما (شهوت)، کروذا (خشم)، لوبها (طمع)، موها (دلبستگی و خودفریبی)، مادا (غرور)، ماتساریا (حسادت)، آهانکار (خودپنداریِ کاذب) و هیمسا (آزار و خشونت). شمارِ مارها در این بازی، از نردبان‌ها بیشتر بود. این، پیامی عمدی داشت: راهِ رهایی، دشوار است و لغزش‌ها، بسیار. روندِ سلوک، هرگز صعودیِ پیوسته نیست، بلکه فراز و نشیب‌هایی دارد که در یک لحظه، دستاوردی بزرگ را نابود می‌کنند. این بازی، تنها به هندو محدود نشد. نسخهٔ جینی آن با نام «گیانبازی» (Gyanbazi) بر مفاهیمی مانند «اهیمسا» (عدم خشونت) و «آپاریگراها» (بی‌تملکی) تأکید داشت. حتی صوفیانِ مسلمان در هند، آن را با مفاهیمی چون «توبه»، «توکل» و «صبر» درآمیختند و نشان دادند که این نقشهٔ سلوک، از مرزهای دین فراتر می‌رود. اما در دوران استعمارِ بریتانیا، این بازیِ عمیق، رفته‌رفته هویتِ خود را از دست داد. فضایلِ هندی با اخلاقیاتِ ویکتوریایی جایگزین شدند، شمارِ مارها و نردبان‌ها برابر شد (که خودْ پیامی کاملاً متفاوت داشت) و سرانجام، تمامِ برچسب‌های اخلاقی حذف شدند تا «مار و پله» به یک بازیِ کودکان بدل گردد. در آمریکا نیز میلتن برادلی، آن را به «چوتس اند لَدِرز» (سرسره و نردبان) تبدیل کرد و مارها را به سرسره‌های بازی‌گاه بدل نمود. بدین‌سان، یک مراقبهٔ کهن دربارهٔ سرنوشتِ روح، به سرگرمی‌ای بی‌دغدغه فروکاسته شد. امروزه، جنبش‌هایی برای احیای موکشا پاتام شکل گرفته است تا بار دیگر، این بازی به جایگاهِ اصلیِ خود به عنوانِ ابزاری برای خودشناسی بازگردد. مکشا پاتام، یوگای مارها و نردبان‌ها، و بازیِ رهاییِ روح است؛ یادآوری این نکته که زندگی سفری است با صعود و سقوط، و تنها راه، ادامهٔ مسیر و رها شدن از خودِ بازی‌گر است.

--- موکشا پاتام: یوگای مارها و پیکان‌ها، بازیِ رهایی‌بخش آنچه امروز به نام «مار و پله» می‌شناسیم، در اصل موکشا پاتام (Moksha
--- موکشا پاتام: یوگای مارها و پیکان‌ها، بازیِ رهایی‌بخش آنچه امروز به نام «مار و پله» می‌شناسیم، در اصل موکشا پاتام (Moksha Patam) نام داشت؛ بازی‌ای که در هند باستان و به دستِ شاعر-حکیمی به نام گیاندو (Gyandev) در قرنِ سیزدهمِ میلادی پدید آمد. اما این بازی، هرگز برای سرگرمیِ صرف طراحی نشده بود. مکشا پاتام، ابزاری آموزشی و آیینه‌ای تمام‌نما از فلسفهٔ هندو بود؛ نمایشی از کارما (کنش و پیامد)، دارما (وظیفهٔ اخلاقی) و موکشا (رهایی از چرخهٔ تولد و مرگ). صفحهٔ بازی، تصویری از سفرِ روح در طولِ زندگی‌های پیاپی به سوی هدفِ نهایی یعنی «رهایی» بود. ۷۲ خانه (و در برخی روایت‌ها، ۱۰۰ خانه)، که از پایین‌ترین سطحِ هستیِ مادی تا اوجِ قلمروی الهی (ویکونتا یا موکشا) را نشان می‌دادند. حرکتِ بازیکن با پرتابِ تاس یا صدف، نمادِ تقدیر و کارما بود؛ سرنوشتی که خودْ آن را رقم زده، اما در چنگِ آن نیز اسیر است.

🌿 اندیشه‌ها؛ امواج پنهانِ ذهن 🌿 سوامی شیواناندا ساراسواتی هر فکری که در ذهن ما می‌گذرد، فقط یک خیالِ بیهوده نیست؛ اندیشه‌ها واقعاً در حرکت‌اند! آن‌ها از ذهن ما بیرون می‌زنند، در فضا شناور می‌شوند و به ذهن دیگران راه پیدا می‌کنند. اگر دلت سرشار از همدلی باشد، در اطرافیانت هم همان حس بیدار می‌شود. اگر خشمگین باشی، ارتعاش خشم به اطرافیانت منتقل می‌شود. جالب است بدانید این افکار فقط به اطرافیان نزدیک محدود نمی‌شوند! یک فکرِ خشمگین می‌تواند از ذهن یک نفر جدا شود، مسافت‌های دور را طی کند و حتی ذهن کسی را که کیلومترها آن‌طرف‌تر است، برآشوبد. از سوی دیگر، یک فکرِ شاد و سبک، شادی را در دیگران می‌کارَد. وقتی گروهی از کودکان خندان و سرخوش را می‌بینی که در حال رقص و پایکوبی هستند، ناخودآگاه غرق در شادی می‌شوی. این یعنی اندیشه‌ها مسری و واگیردارند! انسانِ دنیاگرایی که ذهنش پر از حسادت، کینه و نفرت است، مدام امواجِ ناهنجار ارسال می‌کند؛ این امواج وارد ذهن هزاران نفر می‌شود و در آن‌ها هم بذر تفرقه و دشمنی می‌کارَد. به همین دلیل است که می‌گویند مراقبِ همنشینانت باش! یک انسان درستکار را در جمعِ یک دزد بگذار؛ کمکم دزدی را یاد می‌گیرد. یک انسان هوشیار را با یک می‌گسار هم‌نشین کن؛ او هم به نوشیدن روی می‌آورد. و اما زیباییِ ماجرا اینجاست: قدیسی که دلش سرشار از آرامش، متانت و صلح است، امواجِ صلح را به سراسر جهان می‌فرستد. این افکارِ آرامش‌بخش با سرعتی خیره‌کننده و همانند صاعقه در همه‌جا می‌تازند، به ذهن هزاران نفر نفوذ می‌کنند و در دلِ آن‌ها هم آرامش و هماهنگی را بیدار می‌سازند. پس مواظب باش چه فکری را به دنیا هدیه می‌دهی؛ اندیشه‌های تو، دنیای اطرافت را می‌سازند. ✨

ادامه از پست قبل؛ محتوای محوری: مانترا اُم (Aum) و چهار حالتِ خودآگاهی ماندوکیا اوپانیشاد با این جملهٔ نیرومند آغاز می‌شود: «اُم! این آوا تمامی این جهان است.» سپس، این آوا را به عنوانِ کلِ زمان (گذشته، حال، آینده و فراتر از آن) و نیز کلِ هستی (برهمن) معرفی می‌کند. اما هستهٔ اصلیِ آن، توضیح چهار حالتِ آگاهی از طریقِ اجزای هجای اُم (آ+اُ+م+سکوت) است: ۱. حالتِ بیداری (جاگرات - Vaiśvānara): آگاهیِ بیرونی که از طریقِ هفت عضو و نوزده دهانه (حواس و کارکردها) از جهانِ مادی (sthula) لذت می‌برد. این حالت، «خودِ همگانی» است و با بخشِ «آ» (A) از اُم مرتبط می‌شود. ۲. حالتِ خوابِ همراه با رؤیا (سواپنا - Taijasa): آگاهیِ درونیِ لطیف (pravivikta) که از جهانِ ذهنی و پُرشکوه لذت می‌برد. این حالت، «خودِ فروزان» است و با بخشِ «اُ» (U) مرتبط می‌شود. ۳. حالتِ خوابِ بی‌رؤیا (سوشوپتی - Prajña): آگاهیِ یکپارچه که در آن هیچ تمایلی نیست و تنها شاهدِ شادیِ ژرف است. این حالت، «خودِ آگاهِ فرمانروا» و سرچشمهٔ همهٔ موجودات است و با بخشِ «م» (M) ارتباط دارد. ۴. توریا (Turiya) - حالتِ چهارم: این حالت، نه بیرونی است، نه درونی، و نه حد فاصلِ این دو. توریا، «خودِ یکتایِ بی‌دوم» (اتمان) است که آرام، نیکو و فراتر از همهٔ تجربیاتِ دوگانه است. این حالت، با سکوتِ پس از اُم نمادین می‌شود، جایی که همهٔ مفاهیم و قیدها فرو می‌نشینند و فقط «خود» (Ātman) که همان برهمن است، باقی می‌ماند. تأثیر و جایگاه در فلسفهٔ ودانتا ماندوکیا اوپانیشاد، سنگِ بنایِ نظامِ ادویته ودانتا (غیردوگانه‌گرایی) است و مهم‌ترین تفسیر بر آن، توسط گائوداپادا در اثرِ مشهورش «ماندوکیا کاریکا» نوشته شده است. این تفسیر کهن‌ترین شرحِ نظام‌مند بر ادویتا به شمار می‌رود. سپس، آدی شانکارا (بزرگ‌ترین فیلسوفِ ادویته) شرحی بر این کاریکا و خودِ اوپانیشاد نگاشت و آن را به یکی از پایه‌های اصلیِ مکتب خود تبدیل کرد. جالب است که در سنتِ ویشیشتادویتا (وحدتِ مشروط) نیز، راما رامانوجا و در سنتِ دوایتا (دوگانه‌گرایی) مدهواچاریا بر این اوپانیشاد شرح نوشته‌اند که نشان از اهمیتِ فراتر از یک مکتبِ خاص دارد. نکتهٔ تاریخی: شباهت‌ها و تفاوت‌ها با بودیسم برخی پژوهشگران مانند هاجیما ناکامورا، بر تأثیرپذیریِ ماندوکیا از مفاهیمِ بوداییِ مهایانا (به ویژه شونیاتا یا خلا) تأکید کرده‌اند. اما بسیاری از محققان دیگر مانند مایکل کومانس، این دیدگاه را رد می‌کنند. به عقیدهٔ آنان، تأکیدِ صریحِ این اوپانیشاد بر وجودِ «خودِ ازلی و تغییرناپذیر» (اتمان) دقیقاً نقطهٔ تمایزِ بنیادین آن با تعالیمِ بوداییِ «نفیِ خود» (اناتا) است و ریشه‌های این آموزه را می‌توان در اوپانیشادهای بسیار کهن‌تر (مانند بریهدآرنیکا) جستجو کرد. چرا ماندوکیا اوپانیشاد را بخوانیم؟ این متنِ کوتاه، نقشه‌ای کامل برای سفرِ درون است. با زبانی فشرده و شاعرانه، به ما می‌آموزد که چگونه از لایه‌های سطحیِ آگاهی (بیداری و رؤیا) عبور کنیم و از ژرفایِ خوابِ بی‌رؤیا نیز فراتر رویم تا به سکوتِ محضِ «توریا» دست یابیم؛ جایی که هیچ جدایی بینِ «من» و «جهان» و «خدا» وجود ندارد و فقط «اُم» و آرامشِ بیان‌ناپذیر باقی می‌ماند. این اوپانیشاد، دعوتی است برای شناختِ حقیقتی که همواره در سکوتِ پس از هر دمِ ما، حاضر است.

ماندوکیا اوپانیشاد: گوهرِ خودآگاهی در آوای اُم ماندوکیا اوپانیشاد (Māṇḍūkya Upanishad) که به عنوان کوتاه‌ترین اوپانیشاد اصلی
ماندوکیا اوپانیشاد: گوهرِ خودآگاهی در آوای اُم ماندوکیا اوپانیشاد (Māṇḍūkya Upanishad) که به عنوان کوتاه‌ترین اوپانیشاد اصلی شناخته می‌شود، با وجود تنها ۱۲ بندِ کوتاه، یکی از عمیق‌ترین و تأثیرگذارترین متون فلسفهٔ هندو به شمار می‌رود. این متن که متعلق به آتارواودا است، در سنت ودایی جایگاهی ویژه دارد و در اوپانیشادِ موکتیکا، از زبانِ راما به هانومان، به عنوانِ نخستین و گاهی تنها اوپانیشادِ کافی برای نیل به رهایی (موکشا) معرفی شده است. ادامه در پست زیر

در اینجا نسخهٔ فشرده در ۶۰۱ معنویت گاهی به مخفیگاه ایگو تبدیل میشود. ۱. اگر احساس برتری داری چون «بیدارتر» هستی، مکث کن. ۲. د
در اینجا نسخهٔ فشرده در ۶۰۱ معنویت گاهی به مخفیگاه ایگو تبدیل میشود. ۱. اگر احساس برتری داری چون «بیدارتر» هستی، مکث کن. ۲. دلبسته نبودن یعنی اسیر احساسات نباشی، نه اینکه احساس نکنی. ۳. هر تصادفی پیام الهی نیست؛ همزمانیها را با نشانه اشتباه نگیر. ۴. ترس را با شهود یکی ندان؛ هر احساس قویای راهنمایی معنوی نیست. ۵. تسلیم بودن بهانهٔ فرار از مسئولیت نشود؛ نتیجه را واگذار اما سهم خودت را انجام بده. ۶. رؤیا و انرژی با تحول درونی یکی نیست؛ به تجربههای معنوی معتاد نشو. ۷. برچسب «انرژی پایین» نزن؛ اگر معنویت تو را کمتر مهربان کرده، بازبینی کن. ۸. وسواس معنوی به نظر رسیدن، خودش شکلی از ایگوست. ۹. مناسک بدون تحول درونی، جایگزین صداقت و آگاهی نیستند. ۱۰. از «منفی» نترس؛ بلوغ معنوی یعنی در ترس زندگی نکنی. آیا معنویتت ایگو را فرو میریزد یا به آن هویت میبخشد؟ ایگو ناپدید نمیشود، فقط به زبان معنویت حرف میزند. بیداری واقعی یعنی خودت را واضحتر ببینی، نه بالاتر از دیگران.

سه خط سفید افقی که روی پیشانی کشیده میشود، «تریپوندرا» (Tripundra) یا «ویبوتی» گفته میشود. معنای این سه خط بسیار غنی و چندلای
سه خط سفید افقی که روی پیشانی کشیده میشود، «تریپوندرا» (Tripundra) یا «ویبوتی» گفته میشود. معنای این سه خط بسیار غنی و چندلایه است: ۱. سه قید یا بند روح این خطوط نماد سوزاندن و از بین بردن سه آلودگی یا قید روح هستند: · آنُوا (خودکوچکبینی و محدودیت) · کارما (نتایج اعمال گذشته) · مایا (توهم و دلبستگی به دنیا) ۲. سه حالت آگاهی نماد سه حالت تجربهٔ انسانی: · بیداری · رؤیا · خواب عمیق ۳. سه قدرت شیوا · ایچّا شاکتی (قدرت اراده) · کریا شاکتی (قدرت عمل) · جنانا شاکتی (قدرت دانش) ۴. سه چشم شیوا خطوط افقی یادآور چشم سوم شیوا هستند که نماد خرد و آگاهی برتر است. این خطوط معمولاً با خاکستر مقدس (به نام ویبوتی) کشیده میشوند؛ خاکستری که یادآور ناپایداری جهان مادی و بازگشت همهچیز به خاک است. در برخی سنتها، یک نقطهٔ قرمز (کومکوم) نیز در وسط یا زیر خطوط گذاشته میشود که نماد شاکتی یا انرژی مؤنث خلقت است.

Repost from N/a
ایشا اوپانیشاد (Isha Upanishad) یا «ایشاواسیه» یکی از کوتاه‌ترین، اما در عین حال عمیق‌ترین و فلسفی‌ترین اوپانیشادها است. این متن جایگاه بسیار ویژه‌ای دارد برخلاف یاجورودا که عمدتاً بر آیین‌ها و قربانی‌ها تمرکز دارد، ایشا اوپانیشاد به سمت «جنانا کاندا» (مسیر دانش و خرد) می‌رود و درباره ماهیت حقیقت مطلق (برهمن)، روح فردی (آتمن)، و نحوه زندگی صحیح در جهان بحث می‌کند. خلاصه‌ای از متن ایشا اوپانیشاد این اوپانیشاد تنها ۱۸ مانترا دارد، اما در همین ۱۸ مانترا، تقریباً تمام فلسفه ودانتا را خلاصه کرده است. مفاهیم اصلی آن عبارتند از: ۱. حضور خداوند در همه چیز (وحدت وجود): اولین و معروف‌ترین اصل آن این است که تمام جهان، متحرک و غیرمتحرک، توسط خداوند (ایشا) احاطه شده است. ۲. توصیه به کار و عمل (کارما یوگا): متن می‌گوید انسان باید آرزوی زندگی صد ساله داشته باشد، اما فقط با انجام عملِ بدون دلبستگی به نتیجه. این پایه و اساس فلسفه «کارما یوگا» در بهاگاواد گیتا است. ۳. نقد جهل و دانش ظاهری: ایشا اوپانیشاد بین «ویدیا» (دانش حقیقی و عرفانی) و «آویدیا» (جهل یا دانش صرفاً آیینی و دنیوی) تفاوت قائل می‌شود و می‌گوید کسانی که فقط به دنبال دانش دنیوی هستند وارد تاریکی می‌شوند، و کسانی که فقط به دنبال اعمال آیینی (بدون درک معنوی) هستند وارد تاریکی تاریک‌تری می‌شوند. ۴. درخواست برای دیدن حقیقت: در پایان، حکیم از خدای خورشید (نماد نور و دانش) می‌خواهد تا پرده‌ها را کنار بزند تا او بتواند حقیقت نهایی را ببیند و در نهایت «نفس» او با «نفس کیهانی» یکی شود. --- معروف‌ترین مانترا (مانترای اول) معروف‌ترین و نقل‌شده‌ترین بخش این اوپانیشاد، اولین مانترای آن است که اساس جهان‌بینی ودانتایی را پایه‌گذاری می‌کند. متن سانسکریت آن این است: ईशावास्यमिदं सर्वं यत्किञ्च जगत्यां जगत् । तेन त्यक्तेन भुञ्जीथा मा गृधः कस्यस्विद्धनम् ॥ ترجمه و تفسیر: این مانترا به سه بخش کلیدی تقسیم می‌شود: بخش اول: ایشا واسیام ایدام ساروام ترجمه: «همه این جهان، هر آنچه که در این جهانِ متحرک وجود دارد، توسط خداوند (ایشا) احاطه شده و در او ساکن است.» تفسیر: این جمله سنگ بنای وحدت وجود است. می‌گوید هیچ چیز جدا از خداوند/حقیقت مطلق (برهمن) نیست. درخت، سنگ، انسان و حیوان، همه و همه پوشیده شده در ذات الهی هستند. این نگاه، جهان را نه به عنوان ماده‌ای بی‌روح، بلکه به عنوان تجلی خداوند می‌بیند. بخش دوم: تِنا تیکتِنا بونجیت‌ها ترجمه: «بنابراین، با چشم‌پوشی (تیاگا) و عدم وابستگی از آن (جهان) بهره‌ببر و لذت ببر.» تفسیر: این بخش، جوهره سبک زندگی هندی را نشان می‌دهد. خداوند به ما اجازه داده از نعمت‌های جهان استفاده کنیم، اما به شرطی که «تعلق و طمع» نداشته باشیم. یعنی از زندگی لذت ببر، اما بدان که هیچ چیزی واقعاً متعلق به تو نیست؛ همه چیز امانتی از سوی خداست. (این مفهوم بعدها در گیتا به «کارما یوگا» یعنی عمل بدون دلبستگی به نتیجه تبدیل شد). بخش سوم: ما گریدهَه کاسیاسوید دانام ترجمه: «به مال و ثروت هیچ کس دیگر طمع مورز.» تفسیر: وقتی بفهمی همه چیز از آنِ خداست و همه در او جای دارند، طمع ورزیدن به مال دیگران بی‌معنا و گناه می‌شود. اگر کسی ثروتی دارد، آن هم از آنِ خداست. پس حسرت و حرص نخور. جمع‌بندی این مانترا: این یک فرمول کامل برای زندگی است: جهان را مقدس ببین (خدا در همه است)، بدون دلبستگی زندگی کن، و از حرص و طمع دوری کن. بسیاری از اندیشمندان، از جمله گاندی، این مانترا را خلاصه‌ای از تمام حکمت هندو و حتی چکیده تمام وداها می‌دانستند. اگر علاقمند هستید مانتراهای دیگر این رساله را می توانیم پست های بعدی بزاریم

Repost from N/a
--- نمونه‌ای دیگر: مانترای پانزدهم (درخواست دیدن حقیقت) در پایان متن (مانترای ۱۵)، حکیم که به پایان سفر معنوی خود رسیده، از خدای خورشید (که در وداها نماد چشم بینا و روشنایی دانش است) می‌خواهد تا پرده طلاییِ توهم (مایا) را کنار بزند تا او حقیقت محض را ببیند: هیرانمایینا پاترِنا ساتیاسا اَپیهیتام موخام | تات تْوام پوشان اَپاورینو ساتیا-دارمایا دریشتایه || ترجمه: «ای پرورش‌دهنده (خورشید)! چهره‌ی حقیقت (خداوند) توسط یک ظرف یا پرده طلایی درخشان پوشیده شده است. آن پرده را کنار بزن تا منِ جویای حقیقت، آن ذات را ببینم.» تفسیر: این بسیار زیباست. «پرده طلایی» استعاره از لذت‌های دنیوی، ثروت، مقام و حتی علوم مادی است که بسیار براق و جذاب هستند، اما مانع دیدن نور حقیقت در پشت خود می‌شوند. حکیم از خدا می‌خواهد که این پرده را کنار بزند. ایشا اوپانیشاد به این دلیل معروف است که در عین کوتاهی، هم جنبه عملی زندگی (لذت بردن بدون طمع) و هم جنبه عرفانی (دیدن حقیقت پشت پرده توهم) را با زبانی فوق‌العاده شاعرانه به تصویر می‌کشد.

ایشا اوپانیشاد (Isha Upanishad) یا «ایشاواسیه» یکی از کوتاه‌ترین، اما در عین حال عمیق‌ترین و فلسفی‌ترین اوپانیشادها است. این متن جایگاه بسیار ویژه‌ای دارد برخلاف یاجورودا که عمدتاً بر آیین‌ها و قربانی‌ها تمرکز دارد، ایشا اوپانیشاد به سمت «جنانا کاندا» (مسیر دانش و خرد) می‌رود و درباره ماهیت حقیقت مطلق (برهمن)، روح فردی (آتمن)، و نحوه زندگی صحیح در جهان بحث می‌کند. خلاصه‌ای از متن ایشا اوپانیشاد این اوپانیشاد تنها ۱۸ مانترا دارد، اما در همین ۱۸ مانترا، تقریباً تمام فلسفه ودانتا را خلاصه کرده است. مفاهیم اصلی آن عبارتند از: ۱. حضور خداوند در همه چیز (وحدت وجود): اولین و معروف‌ترین اصل آن این است که تمام جهان، متحرک و غیرمتحرک، توسط خداوند (ایشا) احاطه شده است. ۲. توصیه به کار و عمل (کارما یوگا): متن می‌گوید انسان باید آرزوی زندگی صد ساله داشته باشد، اما فقط با انجام عملِ بدون دلبستگی به نتیجه. این پایه و اساس فلسفه «کارما یوگا» در بهاگاواد گیتا است. ۳. نقد جهل و دانش ظاهری: ایشا اوپانیشاد بین «ویدیا» (دانش حقیقی و عرفانی) و «آویدیا» (جهل یا دانش صرفاً آیینی و دنیوی) تفاوت قائل می‌شود و می‌گوید کسانی که فقط به دنبال دانش دنیوی هستند وارد تاریکی می‌شوند، و کسانی که فقط به دنبال اعمال آیینی (بدون درک معنوی) هستند وارد تاریکی تاریک‌تری می‌شوند. ۴. درخواست برای دیدن حقیقت: در پایان، حکیم از خدای خورشید (نماد نور و دانش) می‌خواهد تا پرده‌ها را کنار بزند تا او بتواند حقیقت نهایی را ببیند و در نهایت «نفس» او با «نفس کیهانی» یکی شود. --- معروف‌ترین مانترا (مانترای اول) معروف‌ترین و نقل‌شده‌ترین بخش این اوپانیشاد، اولین مانترای آن است که اساس جهان‌بینی ودانتایی را پایه‌گذاری می‌کند. متن سانسکریت آن این است: ईशावास्यमिदं सर्वं यत्किञ्च जगत्यां जगत् । तेन त्यक्तेन भुञ्जीथा मा गृधः कस्यस्विद्धनम् ॥ ترجمه و تفسیر: این مانترا به سه بخش کلیدی تقسیم می‌شود: بخش اول: ایشا واسیام ایدام ساروام ترجمه: «همه این جهان، هر آنچه که در این جهانِ متحرک وجود دارد، توسط خداوند (ایشا) احاطه شده و در او ساکن است.» تفسیر: این جمله سنگ بنای وحدت وجود است. می‌گوید هیچ چیز جدا از خداوند/حقیقت مطلق (برهمن) نیست. درخت، سنگ، انسان و حیوان، همه و همه پوشیده شده در ذات الهی هستند. این نگاه، جهان را نه به عنوان ماده‌ای بی‌روح، بلکه به عنوان تجلی خداوند می‌بیند. بخش دوم: تِنا تیکتِنا بونجیت‌ها ترجمه: «بنابراین، با چشم‌پوشی (تیاگا) و عدم وابستگی از آن (جهان) بهره‌ببر و لذت ببر.» تفسیر: این بخش، جوهره سبک زندگی هندی را نشان می‌دهد. خداوند به ما اجازه داده از نعمت‌های جهان استفاده کنیم، اما به شرطی که «تعلق و طمع» نداشته باشیم. یعنی از زندگی لذت ببر، اما بدان که هیچ چیزی واقعاً متعلق به تو نیست؛ همه چیز امانتی از سوی خداست. (این مفهوم بعدها در گیتا به «کارما یوگا» یعنی عمل بدون دلبستگی به نتیجه تبدیل شد). بخش سوم: ما گریدهَه کاسیاسوید دانام ترجمه: «به مال و ثروت هیچ کس دیگر طمع مورز.» تفسیر: وقتی بفهمی همه چیز از آنِ خداست و همه در او جای دارند، طمع ورزیدن به مال دیگران بی‌معنا و گناه می‌شود. اگر کسی ثروتی دارد، آن هم از آنِ خداست. پس حسرت و حرص نخور. جمع‌بندی این مانترا: این یک فرمول کامل برای زندگی است: جهان را مقدس ببین (خدا در همه است)، بدون دلبستگی زندگی کن، و از حرص و طمع دوری کن. بسیاری از اندیشمندان، از جمله گاندی، این مانترا را خلاصه‌ای از تمام حکمت هندو و حتی چکیده تمام وداها می‌دانستند. اگر علاقمند هستید مانتراهای دیگر این رساله را می توانیم پست های بعدی بزاریم

برای آنکه دلش گشاده است، تمام جهان حریم اوست. اما آنکه دلش بسته است، میان خود و دیواری می کشد. — سوامی ساتیاناندا ساراسواتی
برای آنکه دلش گشاده است، تمام جهان حریم اوست. اما آنکه دلش بسته است، میان خود و دیواری می کشد. — سوامی ساتیاناندا ساراسواتی

رابطه خدا و جهان 📜 سه نگاه به رابطهٔ جهان و خدا (به زبان ساده) --- ۱. نگاه اول: «جهان یک خیال است» انگار در بیابان، سرابی را
رابطه خدا و جهان 📜 سه نگاه به رابطهٔ جهان و خدا (به زبان ساده) --- ۱. نگاه اول: «جهان یک خیال است» انگار در بیابان، سرابی را آب ببینی؛ آن آب هیچ‌گاه وجود نداشته است. خدا تنها حقیقت مطلق است و جهان، نمایشی بی‌واقعیت مثل فیلمی که پردهٔ سینما آن را نشان می‌دهد. وظیفه؟ بیدار شدن از این توهم (خیال)و یکی شدن با حقیقت پشت پرده. --- ۲. نگاه دوم: «جهان پاره‌ای از خداست» انگار درختی را تصور کن؛ خدا تنهٔ درخت است و جهان، شاخه‌ها و برگ‌ها. جهان واقعی است و به خدا تعلق دارد، اما همهٔ خدا نیست. وظیفه؟ خدمت به جهان به‌عنوان خانهٔ خدا. --- ۳. نگاه سوم: «جهان، تصویر خداست در آینه» انگار چهره‌ات در هزاران آینه افتاده باشد؛ تصویر، واقعی است، اما عین چهره نیست. جهان نه توهم است، نه پاره‌ای جدا؛ بلکه «بازتابِ خودآگاه» خداست در آینهٔ جان‌ها. وظیفه؟ نه فرار، نه پرستشِ جزء؛ بلکه دیدن اینکه همهٔ تصاویر، یک چهره را نشان می‌دهند.

چندی پیش، یکی از عزیزان مطلبی را برایم ارسال کرده بود که لازم دانستم برای آگاهی بخشی عمومی علایرغم میل باطنی ام مطلبی را عنوان کنم . مسایله از این قرار بود در اینستا جوانکی حیران در مسیر یوگا، که با تشبث به اصطلاحات علمی روز، در حال زیر سؤال بردن آثاری از مراکز علمی یوگای بیهار بود. بسیار خوشحال شدم از اینکه ایران، در این نابسامانی که از هر حیث از جهان عقب افتاده، از لحاظ یوگا چنان پیشرفته است که دستاوردهای صدسالهٔ این مرکز معتبر علمی، این‌چنین توسط جوانی به چالش کشیده می‌شود. ابتدا باور نکردم، اما گفتم در کشوری که دختر دانش‌آموز در آشپزخانه‌اش بمب اتم کشف می‌کند، این مسائل بسیار پیش‌پاافتاده است. کتاب هاتایوگا، سال‌ها پیش توسط سوامی ساتیاناندا نگاشته شده و سالیان متمادی ویرایش گردیده است. ویرایش چهارم آن در سال ۲۰۰۸ منتشر شده و پس از آن، این ویرایش تا سال ۲۰۲۵ چاپ‌های متعددی داشته است. این کتاب توسط استاد موسوی‌نسب (آناند جیوتی) ترجمه شده و در سال‌های اخیر نیز توسط شهرام قلی‌زاده، از شاگردان قدیمی استاد، مطابق با آخرین ویرایش کتاب اصلی، بازبینی و به‌روز شده است. اشرام بیهار از مراکز تحقیقاتی و محققان بسیاری بهره می‌گیرد که اغلب پزشکان مدرن و سنتی هستند، تا مطالب کتاب را حفظ و به‌روز نگه دارد. کتاب هاتایوگا و حرکات آن بر اساس نظریات درمان کمردرد نگاشته نشده است. برای درمان کمردرد و بیرون‌زدگی دیسک، خم به جلو نه تنها پیشنهاد نشده، بلکه در بسیاری از حرکات ممنوع اعلام گردیده است. نظریهٔ مکنزی پیش از انتشار کتاب هاتایوگا ارائه شده و نویسنده از این نظریات آگاهی داشته است. کتاب هاتایوگا تنها کتاب یوگایی است که آساناها را با آماده‌سازی بدن، از طریق انجام تمرینات پاوان‌موکتاسانا و سوکشما‌ویایا، تعلیم می‌دهد و در هیچ سبکی این موارد رعایت نشده است. برای بازاریابی کالاها و خدمات خود، بی‌ارزش کردن کار دیگران پسندیده نیست. کسی منکر علم ارزشمند آناتومی نمی‌باشد، اما استفادهٔ ابزاری از علم و اصطلاحات آن، که حتی خود گوینده نیز از آنچه می‌گوید اطلاع دقیقی ندارد، درست نیست. بهتر است علم جدید خود را در قالبی دیگر به بازار عرضه کنید، نه یوگا. یوگا مجموعه‌ای از تمرینات خودسازی و خودشناسی است که بخش کوچکی از آن آسانا می‌باشد. متأسفانه در ایران، دسترسی به اساتید اصیل یوگا سخت و دشوار است و اندک تلاش بزرگان نیز این‌چنین بی‌ارزش و بی‌اعتبار جلوه داده می‌شود؛ کاری که در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد. امیدوارم فضای آلوده و محدود ما برای یوگا، توسط افرادی چون این عزیز که تنها قصدش افزایش آگاهی دیگران است، آلوده‌تر نگردد.