کوجدانه (روایت دوم)
Closed channel
[ چون اگه نگیم، میمیریم. ] •در کشاکش میان تضادها و دلبستگیهای خویش. •کژمژزبان.
Show more2 690
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
2 690
Repost from وینستون سیلور
کوتاه میگم، این جریان تزریق دارو به بازداشتیهایی که دارن آزاد میشن موثق نیست. قطعا فشار روانیای که به فرد بازداشتی وارد میشه شدیده اما همچنان هیچ مدرک خاصی برای تزریق دارو وجود نداره. ممکنه مثل جریان «اگر تجاوز نبود منم میومدم توی خیابون» یه تاکتیک از طرف سایبریها باشه. اکانتهایی که این مطلب رو شیر میکنن چک کنید و مادامی که مدرکی نداریم جلوی وایرال شدن این موضوع بایستید.
2 690
سگ بشاشه تو هر نفسی که بدون تو دارم میکشم. دلم تنگ شده و هر لحظه تنگتر میشه. نمیتونم صبر کنم برای روزی که میای و هر بار چشمهامو رو هم میذارم خوابش رو میبینم. بیا.
2 690
یاد صدات میافتم، سعی میکنم پوستت رو به یاد بیارم و بعد از ۲۷ روز نمیتونم همهچیز رو به درستی تصور کنم، توی مترو گریهم میگیره و دوباره به خط چشمم میبازم.
2 690
اگر بهم پیامی دادین و ندیدم، بابتش عذر میخوام. شرایط خوبی برای معاشرت ندارم.
اگر حالم رو پرسیدین؛ ممنونم. خوب نیستم و تلاش میکنم زنده بمونم.
اگر گفتید مراقب خودم باشم؛ هستم. تنها وظیفهم اینه که تا اومدنش زنده بمونم. آدمهای اندکی هم دارم که توو زنده موندن کمکم میکنن.
اگر گفتید "کاری داشتی بگو."؛ واقعا بابتش ممنونم. هیچکاری جز صبر کردن و ادامه دادن ندارم.
دوستتون دارم و بابت آدمِ سابق و سالم و معاشرتکنی نبودنم عذر میخوام.
وقتی ماهان بیاد، درست میشم.
