en
Feedback
کوجدانه (روایت دوم)

کوجدانه (روایت دوم)

Closed channel

[ چون اگه نگیم، می‌میریم. ] •در کشاکش میان تضاد‌ها و دلبستگی‌های خویش. •کژمژزبان.

Show more
2 690
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
آلبوم «پای آلبالو» رو می‌تونید از اسپاتیفای بشنوید: Spotify
آلبوم «پای آلبالو» رو می‌تونید از اسپاتیفای بشنوید: Spotify

خیلی به چیزهایی که یک نفر می‌تونه در دقایق آخر ۲۰سالگی‌ش بگه فکر کردم و چون نمی‌تونم محاسبه کنم که دقایق آخر ۲۰سالگی‌مه یا دقایق اولش، به هیچ نتیجه‌ای نرسیدم. به سال قبل که نمی‌دونم چند سالگی‌م بوده نگاه می‌کنم و هیچ خاطره‌ی منسجمی ندارم. تصاویر نامرتبط با هم، زیر پلکم می‌شینن و از زشتی بعضی‌ها و قشنگی بعضی دیگه گریه‌م می‌گیره. ۱۹ یا احتمالا ۲۰سالگی‌م، پر از تناقض بود و اگر بچلونمش، قطره‌‌قطره‌‌ی آبی که ازش می‌چکه بوی بلوغ می‌ده. دست‌هام قوی‌تر از سال گذشته‌ن و زانوهام کم‌تر از قبل توی مسیر کم می‌آرن. آدم‌هایی رو پیدا کرده‌م با دست‌های گرم، که زیر بال و پرم رو بگیرن و درخت‌هایی که بتونم زیر سایه‌شون قد بکشم و دستم به میوه‌شون برسه. غربت، درد قفسه‌ی سینه و ترس از خوابیدن و فراموش شدن رو به عنوان ارگان‌هایی از بدنم پذیرفته‌م و از فرط هیچ‌کدوم‌شون نمی‌میرم‌. محکم‌ترین لونه‌هام رو خراب کردم تا مفهوم خونه رو تو دست آدم‌ها و لای اشیا، امن‌تر از قبل بازتعریف کنم و هر وقتی از روز، گوشه‌ی یک‌کدوم‌شون آروم بگیرم. تصوری از آینده ندارم؛ از ناشناختگی‌ش نمی‌ترسم و همین‌که یک‌قدمی‌م رو ببینم، برای دووم آوردنم کافیه. قدم‌هام رو برای خودم برمی‌دارم و می‌دونم که جاده از مقصد مهم‌تره، حتی اگه قشنگ‌تر نباشه. راه می‌رم و گم نمی‌شم، اگر بشم هم گریه نمی‌کنم. رو جدول هر خیابونی چیزی منتظرمه و اگر نباشه هم دیگه اشکالی نداره. بوسم می‌کنم و بزرگ می‌شم و این بزرگ شدن، هیچ ربطی به صفحات رشدی‌م نداره. ۲۰سالگی‌ت مبارک صبورکوچولو.

Repost from Step Up
مشخصات کلاس‌های انگلیسی آموزشگاه آنلاین استپ‌آپ برای اطلاع از دوره‌ها، تعیین سطح و هماهنگی به این آی‌دی پیام بده: @dorsaforou
مشخصات کلاس‌های انگلیسی آموزشگاه آنلاین استپ‌آپ برای اطلاع از دوره‌ها، تعیین سطح و هماهنگی به این آی‌دی پیام بده: @dorsaforouzand Step Up: English Elevated.

Repost from Step Up
سلام! کلاس زبان آنلاین گروهی سطح A2/B1 با کتاب American English File 2 و ظرفیت ده نفر از هفته‌ی آینده (۱۴ مرداد) شروع می‌شه.
سلام! کلاس زبان آنلاین گروهی سطح A2/B1 با کتاب American English File 2 و ظرفیت ده نفر از هفته‌ی آینده (۱۴ مرداد) شروع می‌شه. این سطح مناسب کسایی هست که دانش زبانی بالاتر از سطح مقدماتی دارن. روزهای فرد ۹ تا ۱۰:۳۰ طول دوره: ۱۴ جلسه هزینه‌ی دوره: ۵۹۰ هزار تومان ارتباط با مدرس و ثبت‌نام: پارسا سلیمی

⭕️ دو ترم محرومیت از تحصیل به دلیل تن ندادن به حجاب اجباری #صبا_اسکندری دانشجوی مشاوره و راهنمایی دانشگاه تهران توسط شورای بد
⭕️ دو ترم محرومیت از تحصیل به دلیل تن ندادن به حجاب اجباری #صبا_اسکندری دانشجوی مشاوره و راهنمایی دانشگاه تهران توسط شورای بدوی این دانشگاه به اتهام "عدم رعایت پوشش اسلامی و یا ضوابط پوششی وزارتین" به دو نیمسال محرومیت از تحصیل با احتساب در سنوات محکوم شد. گفتنی است حداکثر حکم ممکن، در توبیخ این دانشجو منظور شده است. #حق_همگانی_تحصیل #دانشگاه_تهران 4⃣9⃣2⃣0⃣ 🆔@senfi_uni_iran

@iTz_Amir سلام دوستان، رفیق امن و مهربان من امیر در زمینه ی فروش وی پی ان فعالیت می‌کنه. نیاز به حمایت داره. ممنون میشم باهاش کانکت بشید اگر به وی پی ان نیاز دارید. رشته اش هم کامپیوتر هست، در بک گراند های مرتبط می تونه کمکتون کنه.🤍

بچه‌ها می‌دونید که در پی جریانات اخیر من از دانشگاه تعلیق شدم و برگشتم شهرستان خونه‌مون و درس و کار و زندگی تعطیل شد. و موندن توی این بیکاری و سکوت واقعا حالم رو بدتر می‌کنه. اگر کسی کار‌ ویراستاری متن، داستان کوتاه، مقاله و… سراغ داشت لطفا بهم پیام بده. کار مجازی‌ دیگه‌ای هم سراغ داشتید باز بهم پیام بدید. بوس و ممنون. اگر این پیامم فور کنید که دیگه عالی می‌شه:))))) @littlemoon317

پرنسس وارد یوتوب شد تا تو همه تپه‌ها برینه. بهترین دستور پخت استانبولی جهان رو با یه کلیک می‌تونید مشاهده کنید. https://youtu.be/n_FL4Rt46Hg

حالا که تا این‌جا اومدیم، دعوت‌تون می‌کنم که پیج مادمازل رو دنبال کنید. مادمازل می‌رقصه و الحق که رقصنده‌ی ظریف و زیبایی هم ه
حالا که تا این‌جا اومدیم، دعوت‌تون می‌کنم که پیج مادمازل رو دنبال کنید. مادمازل می‌رقصه و الحق که رقصنده‌ی ظریف و زیبایی هم هست. توی این صفحه، طلاعات تخصصی و مفیدی درباره‌ی رقصیدن به عنوان یک هنر (و نه یه کنش دامبولی) ارائه می‌کنه. برای پست‌ها زحمت می‌کشه، مطالعه می‌کنه و بیش از اون، برای رقصیدن زحمت می‌کشه و تمرین می‌کنه و چنین انسانی، لایق خوانده و دیده شدنه. علاوه بر همه‌ی این‌ها، خیلی هم نازه. پس‌ خدمت شما: https://instagram.com/_marguerite_bellydancer_?igshid=YmMyMTA2M2Y=

[ مسئله اینه که بله، من از این‌جا برای جلب توجه استفاده کردم، اما نه برای خودم. ] قبل از بازگشایی مجدد سیرک کوجدانه (روایت دوم)، باید بگم که من در تلاشم بعضی چیزها رو پشت سر بذارم. درسته که این‌مدت نمی‌نوشتم، ولی خیلی از شما می‌دونید که از ۳۱ شهریور تا ۱۷ بهمن چه اتفاقاتی برای ما افتاده. (که احتمالا لزومی به بازگو کردن همه‌شون ندارم، یه روزی ساژا فیلمش می‌کنه یا درسا کتابش یا همه‌مون می‌میریم.) اما نمی‌شه همه‌چیز رو به عهده‌ی ساژا یا درسا بذارم، لازمه که خودم هم یک‌ سری مسائل رو روشن کنم. این مدت پیام‌های ناشناس خیلی عجیبی دریافت می‌کردم که قطعا نمی‌تونستن از سمت انسان سالم و سوبری باشن. بهم می‌گفتن اسم ماهان رو به وسیله‌ای برای جلب توجه تبدیل کرده‌م و دارم ازش استفاده می‌کنم (😮‍💨). حرف‌های خیلی بدتری می‌‌زدن راستش. مسئله اینه که بله، من از این‌جا برای جلب توجه استفاده کردم، اما نه برای خودم. تنها کاری که در اون زمان از دست من بر می‌اومد، آوردن اسم ماهان بود و این‌جا تنها جایی بود که می‌تونستم اون اسم رو بگم. گفتم و ممنونم از تمام کسایی که کمکم کردن و همراه من و دیگران اسمش رو آوردن. اگر از روزهای غمناکم می‌نوشتم هم، حقم بود؛ چون اصلا علت ایجاد این چنل، نوشتن از روزهای غمناکه و ثبت چیزهایی که نمی‌تونم توی حافظه‌ی کوچکم نگه‌شون دارم. اما حالا اون کابوس تموم شده. دیگه می‌تونم اسم آدم‌های موردعلاقه‌م رو جار نزنم و توی چشم‌هاشون نگاه کنم و اسم‌شون رو به زبون بیارم. (چون دیگه زندان نیستن. =)))))؛ و برای گریه کردن توی مترو، دلیل دیگه‌ای به جز زندانی بودن عزیزترین‌هام دارم. من اکثر پست‌هایی که مربوط به اون دوره بودن رو پاک کردم تا شاید این‌جا دوباره تبدیل به سیرکی بشه که بود. کوجدانه (روایت اول و دوم)، هر دو، امن‌ترین جاها برای من بودن (و مامانم روایت دوم رو پیدا کرد. هاها.) و تلاشم رو می‌کنم که روایت دوم رو از پایگاه خبری غم‌انگیزی که بهش تبدیل شده بود خارج کنم. تلاش می‌کنم زخم‌های روی پوستم رو ببندم، خودم رو جمع می‌کنم و روی میزم می‌نویسم "تو نمی‌میری، تو سگ‌جونی ژوزه." و زنده می‌مونم. کابوس سه‌ماهه‌ی من تموم شد. زیدی قرار نیست زندان بره و ما باز نودل می‌خوریم و روی نمیکت‌‌های خیابون انقلاب می‌شینیم و آشنا می‌بینیم و با لحن سلام کردن‌مون، به هم‌دیگه می‌فهمونیم که با این آشنا بدفازیم یا خوش‌فاز. حالا من یه ادمین ساده‌ی نسبتا دلقکم که فیلم‌هاش رو با #ولی‌چه‌کادری‌بسته به اشتراک می‌ذاره و کتاب‌هاش رو با #باغ‌دلگشا و می‌تونه برای سایر محتواها هم بی‌ربط‌ترین هشتگ‌ها رو ابداع کنه؛ لحظاتش رو به واژه تبدیل می‌کنه یا به عکس، تا بعدها پیش نوه‌هاش شرمنده نشه و خاطراتی برای نشون دادن به اون‌ها داشته باشه. من وانمود می‌کنم که قبلا اتفاقی نیفتاده، شما هم وانمود کنید که اتفاقی نیفتاده. پی‌نوشت: اگر اون‌قدر با هم صمیمی هستیم که می‌دونید بودن‌تون در این چنل اشکالی نداره، بمونید و بوس. اگر هم‌دیگه رو در دنیای واقعی می‌بینیم و با هم دوست نیستیم (مثلا در یک دانشکده هستیم اما جز سلام، چیز دیگه‌ای به هم نمی‌گیم. 😮‍💨)، اگر یه بار اتفاقی هم‌دیگه رو پشت هنرها دیدیم و اسم هم‌دیگه رو نمی‌دونیم و تو فقط می‌دونی که من دوست دور فلانی‌ام، اگر فردا به راهپیمایی می‌ری و اگر وقتی کسی توی صورتت می‌گه "خدا مرده" ناراحت می‌شی، لطفا لفت بده. پی‌نوشت ۲: من معمولا اعضای چنل رو چک نمی‌کنم. بخاطر همین مسئله، یهو می‌بینم که استاد تفسیر موضوعی قرآنم توی چنلمه و حتی بهم ناشناس هم می‌ده و وقتی می‌فهمم که اون این‌جاست، پنیک می‌کنم و دلم می‌خواد همه رو ریموو کنم و خودم رو زیر میزم حبس کنم یا جیغ بکشم و فرار کنم و بزنم زیر همه‌چیز. در نتیجه، اگر می‌دونید باهاتون رودربایستی دارم و یا ازتون بدم میاد و در جمع‌های مختلف، غیبت هم‌دیگه رو می‌کنیم هم از این‌جا لفت بدین. پی‌نوشت۳: سایکومایکوبازی رو کنار بذارید. ناشناس ندین که ازم بدتون میاد. به رنج خود بدبخت‌تون که مجبوره تا لحظه‌ی مرگ تحمل‌تون کنه احترام بذارید و رنج تحمل کردن من رو بهش اضافه نکنید. پی‌نوشت ۴: موهام رو قرار بود قرمز کنم، ولی خب الان سرخابیه.

آیا باید به این‌جا برگردم، چیزها رو بنویسم و کادرها رو به اشتراک بذارم و از ۴۰۰۰ نفر بودن‌تون خجالت نکشم؟
Anonymous voting

ببخشید توی این اوضاع ولی پرتو مجبوره یه سری از کتاباش رو بفروشه، قرار شد اینجا عکساشون رو بذاره، جوین بشید شاید شما هم چیزی نیاز داشتین: @ketabketabprincess

کاش می‌تونستم شهید حسین فهمیده‌مآب به آغوش مرگ برم.

بیدار شدم و یکی دیگه ازمون کم شده بود.

سلام. وقت‌تون بخیر. با در نظر گرفتن این‌که به دی‌ماه و امتحانات ترم اول نزدیک می‌شیم و برخی از شما به دلایلی که قابل درکه از درس‌هاتون عقب موندین؛ تصمیم گرفتم که به مدت محدودی، ادبیات عمومی متوسطه‌ی اول و دوم و ادبیات تخصصی متوسطه‌ی دوم رو با هزینه‌ی معقولی تدریس کنم. اگر تهران باشید، کلاس‌ها قابلیت برگزاری حضوری دارن و اگر نه، به صورت آنلاین برگزار می‌شن. پ.ن: لازم به ذکره که مدال طلای المپیاد ادبی دارم و در زمینه‌ی آموزش ادبیات هم فعالیت داشته‌ام. اگر سوالی داشتید یا می‌خواستید ثبت‌نام کنید، اینجام: @Koojdooni_bot

Repost from جا مانده
چقدر جالبه که آدمی دلش نخواد توی مترو گریه کنه.

اگر می‌خواید اسم زندانی‌تون رو رسانه‌ای کنید، خاطره تعریف‌ نکنید. از زبان اعضای خانواده‌ش چیزی نگید. از فعالیت‌هایی که انجام داده چیزی ننویسید. اگر چنل داره، اون چنل رو به دیگران معرفی نکنید. برای جلب توجه آدم‌ها و رسانه‌ها، جون شخص زندانی رو به خطر نندازید. برای اثبات مجرم بودن خیلی از آدم‌هایی که این مدت دستگیر شدن، هیچ مدرک و شاهدی وجود نداره. مراقب باشید که به نیت کمک کردن، عامل پرونده‌سازی برای شخص زندانی نشید. ما نمی‌تونیم چنل‌ها و صفحات مجازی‌مون رو کاملا از عرزشی و پدرسوخته‌ها ایزوله کنیم. همواره احتمالا حضورشون رو در نظر بگیرید و با احتیاط درباره زندانی‌ها بنویسید.

از ۸ آبان تا امروز، با زیدی به دانشکده نرفته بودم. امروز می‌ریم و به میمنت آزادیش باید برای ۱۴، ۱۵، ۱۶ نفر چای بگیرم. ✨

احساس می‌کنم ۱۴، ۱۵، ۱۶ سال جوون شده‌م. ✨