نیــــلهال
Open in Telegram
528
Subscribers
+124 hours
+17 days
No data30 days
Posts Archive
528
مينويسم از وقتایی که به ته خط رسيدم
امشب بعد از مدتها به صفر مطلق رسیدم.
خیلی وقت شده بود محكم بودم!
دردش داشت یادم میرفت
حتی ديگه گريه ام نميكنم تا یکم حالم بهتر شه
رسيدم به اون لحظه اى كه حس ميكنى هر چقدرم تلاش كنى هيچى درست نميشه!! اره الان اونجام
باز جا زدم و نتونستم از پَسش بر بيام…
528
هر شب به خودش میگفت: فردا دیگر طاقتش تمام میشود، اما فردا که میآمد باز زندگی جریان داشت
528
من همیشه به همه میگم آدم نمیمیره که؛
تحمل کن اینم تموم میشه…
ولی دروغ میگم، آدم میمیره؛
هربار یه کوچولو میمیره :)
528
شب دوباره همانیم ،آزرده ،غمگین تنها و ترسیده از دنیا!
حتی اگر تمام روز در قویترین حالات ممکن یک انسان زیسته باشیم...
528
زندگی واقعا عجیبه!
شب کلی غصه میخوری
نگران میشی
گریه می کنی
صبح دوباره بیدار میشی
خودت رو جمع و جور می کنی
و سعی می کنی ادامه بدی
نمیدونم تا چه زمانی میشه ادامه داد!
528
فکر کردی آدمها چطور همدیگر را میکشند!؟
حتما که نباید یک چاقو را تا دسته توی پشتت فرو کنند
یا جوری نرم تر ... مثلا توی خیابان با کسی ببینیشان یا با جنجال و کشمکش بیشتر ....
آدمها با وقتهایی که باید باشند و نیستند با حرفهایی که میدانند گفتنشان از این رو به آن رو میکند زندگی ات را ولی لب از لب باز نمیکنند و یا برعکس حرفهایی که گفتنشان جان آدم را میسوزاند حتی با شب بخیرها و صبح بخیرهایی که باید بگویند و نمیگویند با دلتنگیهایی که باید
تمامت میکنند و تو در حالیکه زنده ای و نفس میکشی میمیری!
