en
Feedback
رشد فردی | RoShD MeNtoR

رشد فردی | RoShD MeNtoR

Open in Telegram

- رشد فردی | برنامه ریزی | آموزش - اینجا نقشه راه رشد فردی ، تو دستاته ! آموزش دیسیپلین و NLP | 🌀 محتوای آموزشی رشد فردی | 📚 کمک به پیشرفت شما | 📈 - ارتباط : @ArMiN_MeNtoR - فقط توی تلگرامیم ، بقیه ی مجموعه های هم نام ، به ما مربوط نیست .

Show more
4 693
Subscribers
+524 hours
+397 days
+14030 days
Posts Archive
- با طراحی نکردن زندگی تان ، شما سرنوشتتان را به دست وضع موجود و شانس میسپارید . یا زندگی تان را ، عامدانه و هدفمند برنامه ریزی و طراحی میکنید . مثل درختی تنومند . یا توسط رویدادها در جهت های تصادفی کشیده میشوید . همچون حشره ای در باد .

- کتاب ها به خودی خود ، یک هدف نیستند . بلکه وسیله ای هستند برای رسیدن به یک هدف . هدف نهایی کتابخوان ، ارتقاء و اصلاح یک چیزی است . - اینکه خواننده را خوشحال تر ، آرام تر ، قوی تر ، هدفمند و منظم کند . اینکه زندگی او را عمیق کند و این وظیفه هر شخص است که وسیله و هدف را تنظیم کند .

- دنیا همیشه در حال پیشرفت و زندگی غیر قابل پیش بینیست تنها چیز ثابت ، تغییر است . - ما نمیتونیم با چیزی که دائما در حال تغییر است ، با استفاده از یک ذهنیت ثابت روبرو شویم . بنابراین هیچ نقشه ای تا ابد کار نمیکنه . هیچ رویکردی همیشه جواب نمیده . هیچ مقداری از مهیا شدن کافی نیست . چیزی که نیاز داریم چرخه مستمرِ : مشاهده - ارزیابی و انطباق میباشد .

• راه حل : میتوانید از Meditation و از کتابهای اکهارت تول استفاده کنید .

• نقل قولی هست که میگه : - You become your thoughts + شما تبدیل به افکارتون میشوید - Rule your mind or it will rule you + به ذهنتان مسلط بشید یا اون به شما چیره میشه

• آیا فکر کردن چیزی به شما اضافه میکند ؟ - آیا افق های جدیدی را روشن میکند ؟ یا همان چیزهایی که میدانید را مرور میکنید ؟ آیا هر چه فکر میکنید ژ افکارتون بیشتر غیر شفاف و مبهم میشه ؟ - بیش از حد فکر کردن یک بیماری و اعتیاد است . وقتی ما موضوع رو عاقلانه انتخاب نمیکنیم ، مغز ما به ما چیره میشه و تفکر ما رو کنترل میکنه بعد از مدتی بیش از حد قوی میشه و ما ارتباطمون و واقعیت رو از دست میدیم .

• آیا یک اولویت است ؟ - گاهی وقت ها ، موضوع فکر ما موضوع بی ربطی نیست بی اهمیت هم نیست . بلکه نکته آنجاست که این فکر ، مربوط به اولویت های فعلی ما نیست و فکر کردن به آن آنقدر زود و یا بد موقع است که آن را تبدیل به یک فکر بی فایده میکند . • حاصل این فکر چه کمکی به زندگی من میکند ؟ - نتیجه و حاصل این فکر چه خواهد بود ؟ یک تصمیم ؟ یک فکر دیگر ؟ چی ؟ آن تصمیم فکر یا . . . چه تفاوتی در زندگی من ایجاد خواهد کرد ؟ • آیا حل این پازل ، با اطلاعات فعلی من ممکن است ؟ - گاهی اوقات ، آنقدر تکه پازلهایی که داریم محدود هستن ، که تشکیل یک تصویر معنی دار و حل آن ، ممکن نیست . • آیا تحت کنترل من است ؟ - آیا موضوع فکر ، عوامل موثر در آن ، نتیجه حاصله به من ارتباطی دارد ؟ آیا من میتوانم برای آن کاری کنم ؟ آیا میتوانم روی آن تاثیر بگذارم ؟ • آيا من به زوایای مختلفی نگاه میکنم ؟ یا فقط دارم به یک دیدگاه ، چندین بار نگاه میکنم ؟ - بعضی وقت ها یک زاویه خاص به علتهایی مثل وابستگی ، طرز فکر خاص یک فرد ، عدم مهارت در فکر کردن ، ترسیدن از مواجه شدن با چیزهای ناشناخته ، کمبود اطلاعات ، ما فقط به یک زاویه خاص نگاه میکنیم . طوریکه جوانب و زوایای دیگر از دید ما پنهان میمانند و عملا ادامه فکر ، کمکی به حل و پیشبرد مسئله نمیکند . • آیا فکر کردن تنها راهیست که من میتوانم این مسئله را حل کنم ؟ - گاهی وقت ها ، یا شاید اغلب ، اوقات چیزی که ما دنبال آن میگردیم و پیدایش نمیکنیم ، نزد شخص دیگری است . چیزی که در درک ما نمی آید ، برای دیگری بدیهی ست . چیزی که برای ما جدید است ، برای دیگری کهنه و عادی از مشورت و پرسیدن بهره بگیرید .

• فکر مخرب در مقابل فکر سازنده : - گرچه تشخیص تفاوت بین یک فکر سازنده و تفکر مخرب چندان آسان نیست ، اما از آنجایی که اکثر فکر های ما مخرب و بی فایده هستند ، میتوان با طرح سوالهایی ، قسمت اعظم آنها را شناسایی کرد .

- ما نمیتونیم اتفاقی که میفته رو کنترل کنیم ولی ما میتونیم واکنش خودمون نسبت به اتفاق ها رو تنظیم کنیم . - خوش بین باشیم یا بدبین ؟ امید وار باشیم یا نا امید ؟ مثبت اندیش باشیم یا منفی باف ؟ این سوال ها مثل این است که هواشناسی فقط هوای صاف پیش بینی کنه . - طرز فکر مثبت یا منفی هر کدوم ، بخشی از واقعیت رو نادیده میگیرن ! مغز ما شواهدی که بر ضد باور های ما باشه رو کم رنگ و کم اهمیت نشون میده . - اساسا ، هر طرز فکری ، یعنی فیلتر و سانسور کردن واقعیت ، طوری که به نفع ما تغییر شکل بده . این واقعیت نیست که عوض میشه ، این ماییم که با دریافت اطلاعات ناقص ، اشتباه و تغییر چهره داده شده ، امکان واکنش درست و عملکرد موثر را از خود سلب میکنیم . - واقعیت را همانطوری که هست ببینید . نه آن طوری که دوست داریم باشد .

• انکار واقعیت ، فقط تضمین کننده شکست ، مصیبت و بلا است .

- اینکه هواشناسی میگه هوا صافه ، با کشاورزا لج نمیکنه . اگه بگه قرار هست سیل بیاد ، منفی باف و ناامید نیست . هواشناسی به نفع یا ضرر کسی کار نمیکنه . - وظیفه هواشناسی ، دیدن واقعیت است . - هوای صاف یا سیل ، تنها واقعیتهای فیزیکی هستند که وجود دارند .

- Lose , Lose , Lose , Lose , Lose , Lose , Lose , Lose , Lose , Lose , Lose , Lose , Lose , Lose , Lose , AND FUCKING WiN ! . . . « رشد منتور / @RoShD_MeNtoR »

- مسیری که به انجام کارهای درست ختم میشود ، با انجام ندادن کارهای اشتباه شروع میشود . - هر کسی میتواند هر کتابی بخواند . به هر موضوعی فکر و راجع به آن صحبت کند . همه استعداد های منحصر به فرد و ایده های ناب دارند . چیزی که بین افراد تفاوت ایجاد میکند این است که : در چه سطحی ایفای نقش میکنند . زندگیشان درباره چیست . ارزش ها و اصول عمیق آنها . نوع شخصی که در هسته مرکزی شان هستند . نظم آنها در دوران آشوب و بحران چگونگی پیش بینی و مهیا شدن آنها برای آینده . میزانی که آنها وقایع را جمع آوری و واقعیت را میبینند .

- عمده تصمیم های ما از روی عادات ما گرفته میشن . عادات نیز قابل مشاهده سنجش و تغییر هستند . - مشاهده و اصلاح عادات ، یک مهارت ، و مهارت ها اکتسابی ، قابل یادگیری و توسعه هستند . - ندانستن خجالت آور نیست . هیچکس همه چیز را نمیداند . بلکه خجالت آور و حقارت آمیز این است که طوری وانمود کنید که میدانید و طوری وانمود کنید انگار هیچ مشکلی وجود ندارد . واقعیت را در برهنه ترین حالت ممکن پذیرا باشید .

• Don't make permanent decisions based on temporary feelings . - تصمیم های دائمی از روی احساسات موقت نگیرید .

- اگر وقتی هم که انگیزه ندارید ، حاضر به انجام کاری هستید ، احتمالا آن کار را رها نخواهید کرد . اگر وقتی که زیاد خوشحال و امیدوار نیستید ، قول و تعهدی ، ارزشمند به نظر میرسد ، احتمالا تصمیم درستی خواهد بود . اگر تحت تاثیر نیازهای اولیه نباشید ، و باز هم نسبت به منبعی از رفع نیاز ، احساس کشش داشته باشید ، احتمالا آن منبع ، چیزی بیشتر از راه حلی برای رفع نیازهای اولیه تان هست . - بعد از مدتی تمرین ، به مرور تصمیمهای شما فارغ از احساساتتان خواهد شد و این شما خواهید بود که افسار امور را در دست دارید ، نه احساساتتان . - دیگر دم دمی مزاج بودن شما ، مانع شما نخواهد شد. دیگر اینکه راحت از کوره در میروید ، به عنوان نقطه ضعف ، محل سو استفاده دیگران نخواهد بود . دیگر مهربان بودن شما باعث نمی شود به هر کسی و نسنجیده اعتماد کنید . - دیگر نیازهای اولیه تان مثل پول ، داشتن همدم و سکس ، در تصمیم گیری ها و روابط و زندگی تان تاثیر نمیگذارد .

- ابتدا از این شروع کنید که ، در زمان هایی شدیدا درگیر احساسات هستید ، تصمیم نگیرید . تصمیم نگرفتن خود یک تصمیم است . - بعد از مدتی که آن حس کمی ضعیف تر شد و تسلط خود را بر روی شما از دست داد ، دوباره راجع به آن موضوع فکر کنید . - حالا که دیگر عصبانی نیستید ، آیا باز هم میخواهید با طرف مقابل ، بحث و جدل کنید ؟ حالا که انگیزه ندارید ، حاضرید آن کار را انجام دهید ؟ - حالا که نا امید نیستید ، آیا آن ماجرا ، کار یا شخص ارزشمند نیست ؟ - اگر تحت تاثیر نیازهای اولیه تان نباشید ، آیا آن راه ، راهی مناسب برای رفع نیازهایتان بود ؟ وقتی که احساس تنهایی و نیاز نمیکنید ، حاضرید وقت خود را با چه کسی تقسیم کنید ؟ - اگر وقتی هم که عصبی نیستید ، فکر میکنید که باید واکنشی نشان دهید ، احتمالا مشکل شما با آن فرد جدی هست و نیاز به رسیدگی دارد .

• حال راه حل چیست ؟

- برخی افراد تا جایی پیش میروند که احساساتشان کاملا بر آنها چیره شده و قدرت تصمیم گیری موثر را از دست میدهند . چرا که تصمیم گیری از روی احساسات برای آنها تبدیل به عادت ، و بخشی از روند تصمیم گیری و شخصیتشان شده . - تصمیم های آنها صرفا واکنشی بی اختیار و Automatic به حسی است که در لحظه نسبت به وقایع زندگی دارند . برای چنین فردی ، کنترل عواقب ، تصمیم سخت و ایجاد نتایج دلخواه و بزرگ ، غیر ممکن است .

- شما دولت مرکزی هستید و هر حس ، یک جریان فکری در یکی از استان های شما . - احساسات شما ، بخشی از قلمرو شما هستند و شما پادشاه آن قلمرو . + قلمرویی قدرتمند است که پادشاه آن تصمیم بگیرد ، نه یک جریان فکری در بخشی از آن قلمرو .