en
Feedback
‹ مُحاق ›

‹ مُحاق ›

Open in Telegram

• محاق: #ماهِ‌ناپیدا. • درگیر آسمانیم؛ زمین‌ را اعتباری‌ نیست! - راه‌های ارتباطی: T.me/mohaq313_bot

Show more
375
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-430 days
Posts Archive
یه جوون امشب کنج سلول تا صبح بیداره و داره میلرزه. نمیدونه این بیرون بچه‌شیعه‌های امیرالمومنین دنبال کارهاشن. هنوز قد ما به طناب نرسیده که از دور گردنش دربیاریم. میشه شما هم بیاید رو شونه‌هامون تا دستمون برسه؟ بسم‌الله.

به نام محیی و ممیت جوان ۲۷ ساله‌ای تو یکی از شهرهای جنوبی بخاطر ناتوانی در تامین وجه المصالحه، متاسفانه قراره چهارشنبه قصاص بشه. بخش زیادی از مبلغ جمع شده ولی ۵۰۰ میلیون تومن کم هست. فقط دو روز مهلت داریم برای جمع کردن این هزینه و نجات جان جگرگوشه این خانواده. بسم‌الله بگیم و طناب رو از دور گردنش دربیاریم. 6037701523071279 سلیمی

می‌گفت: خدا اگه هم ضرری می‌رسونه، تو دل همون ضرر می‌خواد بهت خیر برسونه... ضررهاش شر نیست هیچ‌وقت.. [ یا ضآرُّ یا نافِع ]

چندثانیه از بهشت

آقاجون دلای شکسته رو خوب میخری‌ها.. فکر نمی‌کردم انقدر زود بیام آغوشت :) قربونت برم که حواست به این نوکر بدت بوده و هست - دعا
آقاجون دلای شکسته رو خوب میخری‌ها.. فکر نمی‌کردم انقدر زود بیام آغوشت :) قربونت برم که حواست به این نوکر بدت بوده و هست - دعاگوی شما هستم و به نیابت ازتون دو رکعت نماز خوندم💛

از یه جایی به بعد دیگه حوصله‌ی خودتم نداری؛ فقط دلت مشهد می‌خواد.. :)

انتظار داشتن از آدمی که اولویتش تو نیستی فقط ازت یه احمق می‌سازه .

جایی که همه‌چی غلطه، درست بودنم غلطه! - بازنده | #دیالوگ

ما حسرت یک خنده‌ی دنباله‌داریم ما خسته از این روزهای بی‌قراریم :)

ما وارثان دردهای بی‌شماریم.. ما گریه‌های چشم‌های انتظاریم

توقع، رنج است.

من همانم که به آغوش تو آورد پناه؛ بغلم کن که کسی جز تو نفهمید مرا..
من همانم که به آغوش تو آورد پناه؛ بغلم کن که کسی جز تو نفهمید مرا..

کوروش آسوده بخواب رئیسی رفت سه هزارتا لوح هخامنشی رو از آمریکا برگردوند‌ @Lebasshakhse

حسِ خوشحالیِ توأم با غمِ عروسیِ رفیق..🥲

می‌خوام برم امام رضا؛ به خدا دلم تنگه دیگه..

لایق‌ وصل‌ تو که‌ من‌ نیستم‌ اذن‌ به‌ یک‌لحظه‌ نگاهم‌ بده؛

Repost from N/a
این روزا مستقل بودن گرچه از نوع نگاه بعضیا شده آیفون چهارده و حساب پر از پول و ماشین و شرکت داشتن ولی یه سری چیزایی هم هست مثل یه کوله گرفتن و تنهایی راهی مشهد شدن و یه روز مهمون آقا بودن و برگشتن که این کار،دستِ تموم حس مستقل بودنو از پشت بسته و ما در حسرتشیم.

پوشید کعبه، رخت عزای مدینه را..🖤