en
Feedback
رامانا ماهارشی

رامانا ماهارشی

Open in Telegram
2 101
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+1830 days
Posts Archive
سؤال: ما بشدت به جهان توهم (Maya) عادت کرده‌ایم . به آن خاطر است که برای ما پیشرفت کردن ، این قدر سخت است. آنامالای سوامی : از دوباره بگویم ، تحقیق کنید : " این سختی برای کیست؟ " حقیقت را به خود آن چیزی که باعث همه سختی‌های شما است ندهید . سؤال: آیا هیچگونه عملکرد دیگری در این جهان، به جز کشف کردن خویش خود نداریم؟ آیا این وظیفه ما نیست که کمی عشق و همدردی برای دیگر انسان‌ها نشان دهیم؟ ... آنامالای سوامی : اگر که خویشتن را کشف کنید توانا خواهید بود عشق و همدردی را به تمامی جهان بدهید. او به‌طور خودکار از شما جریان پیدا خواهد کرد . خورشید ، سرشار از نوری است که او آن را بی هیچگونه جانب‌داری می‌دهد. اگر که با تجلی بخشیدن حقیقت خویش سرشار از نور معنوی شوید ، آن نور همه جا جاری می‌شود . آن جاری گشتن از خویش شما ، عشق و همدردی برای تمامی گیتی است. آدم ممکن است که سعی کند کار خوبی را برای دیگران انجام دهد ، اما خوبی خیلی زیادی نتیجه نخواهد شد مگر آنکه خویشتن را بشناسید. چگونه انسان نابینایی بتواند به دیگر انسان‌ها کمک کند؟ سؤال: من می‌توانم آنچه را که می‌گویید بفهمم : که ما جسم و ذهن نیستیم، و اینکه این حقیقت باید هرچه بیشتر و بیشتر تجربه شود. اما ما باید از این جسم و این ذهن مراقبت کنیم . ما باید همینطور نیز در جهان کاری کنیم. ما نمی‌توانیم فقط بنشینیم و در تمام وقت مدیتیشن کنیم. اگر آن را انجام دهیم بار مسئولیتی بر دیگران خواهیم بود. آنامالای سوامی : ما باید از جسم، با غذا دادن ، پناه دادن و لباس پوشاندن مراقبت کنیم . این ضرورت دارد زیرا که سفر معنوی برای خویش، فقط وقتی آسان است که جسم سالم باشد . اگر یک کشتی نیاز به تعمیر نداشته باشد، اگر او در وضعیت خوبی باشد، می‌توانیم به آسانی او را برای رفتن به سفری استفاده کنیم. اما نباید هدف برای آنچه را که این جسم داده شده بود است فراموش کنیم . ما نباید با فکر کردن خیلی زیاد درباره سلامتی خود یا نگران بودن از مشکلات دیگر انسان‌ها ، از مسیر اصلی منحرف شویم . هدف ما در زندگی، تجلی بخشیدن آن خویش است. به دست آوردن کمی غذا و جایی که به درد زندگی کردن و مدیتیشن کردن بخورد موضوعی ساده است . وقتی که این را بدست آوریم نباید که هیچگونه علاقه بیشتری در این جهان و مشکلات او داشته باشیم . در کتاب : Living by the Words of Bhagavan @nazerarmesh13

تو هشیاری هستی. هشیاری نام دیگر توست. ازآنجاکه تو هشیاری هستی پس نیاز نیست تا آن را به دست آوری یا پرورشش دهی. تنها کاری که ب
تو هشیاری هستی. هشیاری نام دیگر توست. ازآنجاکه تو هشیاری هستی پس نیاز نیست تا آن را به دست آوری یا پرورشش دهی. تنها کاری که باید انجام دهی این است که آگاه بودن از سایر چیزها را رها کنی، تمام چیزهایی که غیر خویش هستند. اگر فرد آگاه بودن از آنها را رها کند آنگاه فقط هشیاری ناب است که باقی می‌ماند و آن همان «خویش» است. #راماناماهارشی «که تو آن هوشی و باقی هوش‌پوش خویشتن را گم مکن یاوه مکوش» #مولانا You are awareness. Awareness is another name for you. Since you are awareness there is no need to attain or cultivate it. All that you have to do is to give up being aware of other things, that is of the not-Self. If one gives up being aware of them then pure awareness alone remains, and that is the Self. #RamanaMaharsh @nazerarmesh13

آقا و خانم کلی (Kelly)، زوج سالمندی از آمریکا ، و دیگرانی که آن‌ها را همراهی می‌کردند مایل بودند که بدانند برای بدست آوردن تم
آقا و خانم کلی (Kelly)، زوج سالمندی از آمریکا ، و دیگرانی که آن‌ها را همراهی می‌کردند مایل بودند که بدانند برای بدست آوردن تمرکز ذهن در مقابل ناراحتی نشستن برای مدیتیشن و گزیدن حشرات و غیره ، چکار باید بکنند . ماهارشی : ناراحتی ها شما را مضطرب نخواهند کرد اگر که تمرکز شما درست باشد. به ناراحتی‌ها اهمیتی ندهید. ذهن خود را به طور پیوسته در مدیتیشن حفظ کنید. اگر قدرت آن را ندارید و تلاش برای تحمل کردن گزیدن حشرات را ندارید چگونه می‌توانید امیدوار باشید که تجلی یافتن حقیقت خویش را نائل شوید؟ تجلی یافتن حقیقت، باید در وسط همه آشفتگی‌های زندگی باشد. .... ... با سختی‌ها رودررو شوید اما خویشتن را به طور پیوسته در مدیتیشن حفظ کنید. گفتگوی شماره 150 @nazerarmesh13

شاگرد: آیا عزلت برای تمرین معنوی مؤثر است؟ ماهارشی : منظور شما از عزلت چیست؟ ... شاگرد: دورماندن از دیگران. ماهارشی : چرا او
شاگرد: آیا عزلت برای تمرین معنوی مؤثر است؟ ماهارشی : منظور شما از عزلت چیست؟ ... شاگرد: دورماندن از دیگران. ماهارشی : چرا او باید انجام گردد؟ او فقط با ترس برانگیخته می‌شود. حتی در خلوت هم ترس از فضولی توسط دیگران و از ضایع شدن خلوت هست . علاوه بر آن، فکرها چگونه می‌توانند در خلوت پاک شوند؟ آیا او نباید در محیط حاضر نیز عملی شود؟ شاگرد: اما در حال حاضر ذهن منحرف می‌شود. ماهارشی : چرا اجازه می‌دهید که ذهن برود؟ خلوت برای این است که ذهن را ساکت بسازیم . این را می‌توان شلوغی نیز انجام داد. خلوت نمی‌تواند فکرهای انسان را بزداید. تمرین معنوی آن را انجام می‌دهد . همان تمرین را همینجا نیز می‌توان عملی کرد . باگوان شری رامانا ماهارشی گفتگوی شماره 156 @nazerarmesh13

سؤال کننده: " آیا رفتار درست برای تضمین رستگاری کافی نخواهد بود؟ " بگوان شری رامانا ماهارشی : رستگاری برای چه کسی؟ چه کسی رست
سؤال کننده: " آیا رفتار درست برای تضمین رستگاری کافی نخواهد بود؟ " بگوان شری رامانا ماهارشی : رستگاری برای چه کسی؟ چه کسی رستگاری را می‌خواهد؟ رفتار درست چیست؟ رفتار چیست؟ و درست چیست؟ کیست که آنچه را که درست است و آنچه را که غلط است قضاوت کند؟ براساس گردش چرخه زایش و مرگ (Samskara)، هر فردی یک چیز یا چیزی دیگر را درست در نظر می‌گیرد . فقط وقتی که حقیقت شناخته شود، آنچه که درست است می‌تواند شناخته شود. بهترین طریق آن است که یافته شود کیست که این رستگاری را می‌خواهد، و در ردیابی این " کیست " یا نفس ، تا سرمنشاء اصلی او همه رفتار درست را دربر می‌گیرد . از کتاب : Day by Day with Bhagavan سی و یکم دسامبر 1946 @nazerarmesh13

ماهارشی : خویش آگاهی محض است . اما انسان خود را با جسم ، که خود بی جان است و از اراده خود نمی‌گوید " من جسم هستم" هویت می‌دهد
ماهارشی : خویش آگاهی محض است . اما انسان خود را با جسم ، که خود بی جان است و از اراده خود نمی‌گوید " من جسم هستم" هویت می‌دهد . ... کسی دیگر اینطور می‌گوید . خویش بی نهایت نیز نمی‌گوید . چه کس دیگری آن را می‌گوید ؟ یک "من" جعلی میان آن آگاهی محض و جسم بی جان بر‌خواسته و خود را به اندازه جسم ، محدود تصور می‌کند . این را جستجو کنید و او مثل شبحی ناپدید خواهد شد . آن شبح ، نفس یا ذهن یا شخصیت است . همه متون مقدس (Sastras) براساس خیزش این شبح استوار هستند ، که نابودی او هدف آن‌ها است . وضعیت آگاهی حاضر فقط توهم است . بی توهمی هدف است و نه چیزی بیشتر . گفتگوی شماره 427 @nazerarmesh13

براستی که هیچ علتی برای انسان برای شوربخت و غمگین بودن وجود ندارد . شما خودتان محدودیت‌ها را بر ذات حقیقی وجود بی‌نهایت‌تان ت
براستی که هیچ علتی برای انسان برای شوربخت و غمگین بودن وجود ندارد . شما خودتان محدودیت‌ها را بر ذات حقیقی وجود بی‌نهایت‌تان تحمیل کرده و آنگاه شیون می‌کند که او آفریده‌ای فانی است. ... و آنگاه این یا آن تمرین معنوی را برای دگرگون ساختن محدودیت‌هایش می‌پذیرد . اما اگر خود تمرین معنوی فرض را بر وجود چنین محدودیت‌هایی می‌گیرد ، او چگونه می‌تواند به انسان کمک کند تا آن‌ها را دگرگون کند ؟ بدینسان است که می‌گویم ، بدان که تو حقیقت بی نهایت ، وجود محض – آن خویش مطلق هستی . تنها راه خلاصی یافتن از اندوه خود ، شناختن و بودن خویش است . این چگونه می‌تواند دست نیافتنی باشد؟ باگوان شری رامانا ماهارشی از کتاب : Maharshi's Gospel @nazerarmesh13

" از آگاه بودن آگاه شو. فکر کن یا بگو، «من هستم» و هیچ‌چیز دیگری به آن اضافه نکن. از سکونی که به دنبال «من هستم» می‌آید هشیار باش. حضورت را حس کن همان بودنِ عریانِ آشکار و بی‌حجاب. آن با پیر یا جوان، فقیر یا ثروتمند، خوب یا بد یا هر ویژگی دیگری متأثر نمی‌شود. آن زهدانِ وسیعِ تمامِ خلقت است، تمام فرم‌ها... #رامانا_ماهارشی @nazerarmesh13

دیدارکننده ای آمریکایی ادامه داد : آیا تعالیم شما با تعالیم دیگران فرق دارند؟ ماهارشی : طریق یکی است و تجلی یافتن حقیقت فقط یکی است. ... شاگرد: اما مردم از اینهمه روش‌ صحبت می‌کنند . ماهارشی : بستگی به خود وضعیت روحی آن‌ها دارد . شاگرد: یوگا چیست؟ ماهارشی : یوگا (وحدت) برای کسی است که در جدایی (Viyoga) است. اما در آنجا فقط یکی است . اگر حقیقت خویش را تجلی واقعیت ببخشید در آنجا هیچ تفاوتی نخواهد بود. ... ...شاگرد: آیا باید بعضی وقت‌ها کتاب باگاواد گیتا را بخوانیم ؟ ماهارشی : همیشه. شاگرد: آیا باید کتاب انجیل را نیز بخوانیم؟ ماهارشی : کتاب انجیل و کتاب گیتا یکسانند . شاگرد: کتاب انجیل یاد می‌دهد که انسان در گناه زاییده می‌شود. ماهارشی : انسان گناه است. در آنجا هیچ گونه حس انسانی در خواب عمیق وجود ندارد. فکرِ جسم، تصور گناه را می‌آورد. خود تولدِ فکر ، گناه است. ... ... شاگرد: کتاب انجیل می‌گوید که روح انسانی می‌تواند گم‌گشته شود. ماهارشی : فکرِ من ، نفس است و آن گم‌گشته می‌شود. " منِ " واقعی " من آنم که هستم " است. باگوان شری رامانا ماهارشی از گفتگوی 164 @nazerarmesh13

پل برانتون با بگوان صحبت می‌کند او با نام واقعی خود رافائل هورست (Raphael Hurst) نامیده می‌شود، پل برانتون نام مستعار نویسندگی او است . راهب (Bhkshu) : ما راه دور و درازی را در جستجوی روشن‌شدگی سفر کرده‌ایم . ... چگونه می‌توانیم او را به دست آوریم؟ ماهارشی : از طریق تفحص عمیق و مدیتیشن پیوسته. هورست : انسان‌های زیادی در غرب مدیتیشن می‌کنند، اما هیچگونه پیشرفتی را نشان نمی‌دهند. ماهارشی : از کجا می‌دانید که آن‌ها پیشرفت نمی‌کنند. پیشرفت معنوی به این آسانی قابل تشخیص نیست . هورست : من چند سال پیش چشمکهایی از سعادت را نائل شدم، اما در سال‌های بعدی او را دوباره از دست دادم. و آن وقت او را سال پیش دوباره به دست آوردم. چرا این‌طور است؟ ماهارشی : شما او را از دست دادید زیراکه مدیتیشن شما بطور طبیعی نشده بود . وقتی که بطوری که عادت باشد درونگرا بشوید لذت شعف معنوی تبدیل به تجربه‌ای طبیعی می‌شود . هورست : او می‌تواند ناشی از فقدان استادی معنوی باشد؟ ماهارشی : بله، اما استاد معنوی در درون شما است. آن استاد معنوی که در درون شما است همان خویش شما است. هورست : راه تجلی بخشیدن حقیقت خداوند چیست؟ ماهارشی : تفحص خویش، پرسیدن از خویشتن : "من کیستم ؟ "، تفحص در ماهیت خویش خود. راهب : جهان در وضعیتی از زوال است. او دائماً بطور معنوی ، اخلاقی ، فکری و در هر شکلی بدتر می‌شود . آیا یک آموزگار معنوی برای نجات دادن او از هرج‌ومرج خواهد آمد؟ ماهارشی : جبراً . وقتی‌که خوبی نزول می‌کند و نادرستی پیروز می‌شود او برای برقرار کردن دوباره نکویی می‌آید. جهان، نه خیلی خوب است و نه خیلی بد : او مخلوطی از هر دو است. خوشبختی مخلوط نشده و اندوه مخلوط نشده، در جهان یافت نمی‌شود. جهان همیشه به خداوند نیاز دارد و خداوند همیشه می‌آید. در کتاب : Surpassing Love and Grace @nazerarmesh13

سؤال: ماهارشی یکبار اشاره کردند که آزادی اراده وجود ندارد، که همه فعالیت‌های ما از پیش مقدر می‌شوند و اینکه تنها انتخاب واقعی ما هویت یافتن با جسمی که فعالیت‌ها را انجام می‌دهد است ; و یا هویت یافتن با زیربنای خویش است که جسم در او پدیدار می‌شود. کسی یکبار به ایشان گفت: اگر من این بادبزن را بر روی زمین بگذارم آیا آن نیز فعالیتی می‌باشد که برای اتفاق افتادن در این لحظه مقدر شده بوده است ؟ و بگوان جواب دادند : او فعالیتی مقدر شده خواهد بود. من فرض را بر این می‌گیرم که فعالیت‌های مقدر شده ، همه توسط خداوند امر می‌شوند ، و اینکه به عنوان نتیجه، هیچ چیزی نیست که اتفاق بیفتد که خواست خدا نباشد ، زیرا که ما به عنوان شخص ، هیچ قدرتی برای منحرف کردن متن امر خداوند نداریم . پرسشی در پیامد از این بروز پیدا می‌کند: اگر من خویش را به یاد بیاورم، آیا این نیز خواست خداوند است؟ و اگر در لحظه خاصی فراموش کنم، آیا این نیز خواست خداوند است؟ و یا با توجه به وضعیت خود من، اگر تلاشی برای شنیدن طپش صدای "من – من" بکنم، آیا این خواست خداوند است، یا اینکه او تلاش شخصی است؟ آنامالای سوامی : فراموشی از خویش اتفاق می‌افتد به خاطر عدم تفحص . پس بنابراین من می‌گویم که فراموشی را از طریق تفحص برطرف کنید. فراموشی یا عدم فراموشی ، جزئی از سرنوشت شما نیست. او چیزی است که می‌توانید از لحظه‌ای به لحظه‌ای انتخاب کنید. این آن چیزی است که بگوان گفتند . ایشان گفتند که انسان آزادی انتخاب هویت یافتن با جسم و فعالیت‌های او ، و با اینطور عمل کردن ، خویش را فراموش میکند ؛ و یا اینکه او می‌تواند خود را با خویش هویت بخشیده و آن درک را داشته باشد که جسم ،فعالیت‌های مقدر شده خود را انجام می‌دهد، و توسط قدرت خویش ، سرزنده و پایدار است . اگر شما فانوسی داشته باشید و فراموش کنید که در او نفت بریزید ، نور فانوس خاموش می‌شود. این فراموشی شما و فقدان هوشیاری شما بود که باعث شد تا نور به خاموشی بگراید. فکرهای شما جای دیگری هستند. آن‌ها مراقب فانوس نبودند. شما در هر لحظه فقط یک انتخاب واقعی دارید؛ هوشیار از خویش بودن یا هویت یافتن با جسم و ذهن . اگر شما دومی را انتخاب کنید خداوند را یا خواست خدا را ، یا سرنوشت مقدر شده را مقصر ندانید . خداوند باعث نشد که شما خویش را فراموش کنید. خود شما انتخاب را در هر لحظه از زندگی خود می‌سازید. آنامالای سوامی از کتاب : Living by the Words of Bhagavan @nazerarmesh13

یک دیدارکننده : تفاوت میان مدیتیشن (Dhyana) و تفحص خویش (Vichara) چیست؟ ماهارشی : هر دو به یک چیز منتهی می‌شوند. آنانی که برای تفحص خویش آمادگی ندارند باید تمرین مدیتیشن کنند. در این تمرین ، جوینده معنوی خویشتن را فراموش کرده ، مدیتیشن می‌کند که " من برهما هستم ، "من شیوا هستم" ؛ و بدین ترتیب است که او بر حفظ "برهما" یا "شیوا" ادامه می‌دهد ؛ و این در نهایت در آن وجود ته نشین شده , بعنوان برهما یا شیوا خاتمه پیدا خواهد کرد که او در خواهد یافت همان وجود محض ، یا بعبارت دیگر ...خویش باشد. آن کسی که پژوهش را آغاز می‌کند بر خویشتن گیر داده ، و می‌پرسد " من کیستم؟ " و خویش برای او آشکار می‌شود . شاگرد: آیا آن شناختی که با تجربه مستقیم نائل می‌شود پس از آن (دوباره) از دست می‌رود؟ ماهارشی : کتاب مقدس ناوانیتا (Kaivala Navaneeta) می‌گوید که او می‌تواند از دست برود. تجربه‌ای که بدون ریشه کن کردن همه امیال نفسانی نائل گردد نمی‌تواند به طور پیوسته باقی بماند. باید تلاش برای محو کردن امیال نفسانی انجام گرفته باشد . وگرنه باززایی پس از مرگ اتفاق می‌افتد . بعضی می‌گویند که آن تجربه مستقیم، نتیجه گوش دادن به استاد معنوی خود است ؛ دیگران می‌گویند که او نتیجه تأمل کردن است ؛ و دیگران می‌گویند که او از تمرکز ذهن و همینطور از فراهوشیاری (Samadhi) نیز هست . اگرچه که آن‌ها بطور متفاوت بر سطح می‌نگرند، در نهایت منظور آن‌ها یکی است. فقط پس از آنکه همه امیال نفسانی ریشه‌کن باشند شناخت می‌تواند بطور لغزش ناپذیری باقی بماند . باگوان شری رامانا ماهارشی گفتگوی شماره 172 @nazerarmesh13

🍃زندگینامه ماهارشی🍃 ✨ قسمت اول✨ 🪷خوانش کامل کتاب🪷 📚 کتاب "آموزه های ماهارشی" ✨ترجمه "مهران رودسری" 🌱 خوانش "زهره شُکر" 👈قبلاً چند قسمت از خلاصه کتاب رو توی کانال گذاشتم ولی قراره خوانش کامل کتاب انجام بشه🫴😊🪷 💫با نشر آگاهی ،                    هریک چراغی بیافروزیم 😊💚 #ماهارشی #آموزه_های_ماهارشی @zohreh_shokr

گفتگو با آنامالای سوامی سؤال: بعضی وقت‌ها خداوند برای بندگان به شکلی فیزیکی ظاهر می‌شود. آیا آن شکل از خداوند واقعی است یا او فقط تصور است؟ آنامالای سوامی : اگر شما نام‌ها و شکل‌ها را ببینید بر تصور خود می‌نگرید . اگر فقط خویش را ببینید بر حقیقت نگاه می‌کنید . ... نامدو (Namdev) و توکارام(Tukaram) ، عشق بزرگی به کریشنا داشتند . آن‌ها آنقدر به او فکر می‌کردند که او اغلب جلوی آن‌ها ظاهر می‌شد و با آن‌ها صحبت می‌کرد. من یکبار از بگوان پرسیدم : " چگونه این قدیسان کریشنا را می‌بینند؟ آیا شکلی که آن‌ها می‌دیدند واقعی بود؟" بگوان پاسخ دادند : " آن‌ها چگونه او را می‌بینند؟ درست به همان صورتی که من شما را می‌بینم و شما مرا می‌بینید. آن‌ها می‌توانند شکل فیزیکی را درست بهمان صورتی که انسان معمولی شکل‌های معمولی را می‌بیند دیده باشند . " این کلمات چنان قدرت مؤثری بر من داشتند که من فوراً وارد وضعیت پر سعادتی که در آن همه موهایم راست ایستادند شدم. وقتی که مریدان به بگوان گفتند که آن‌ها رؤیایی شهودی از راما یا کریشنا داشته‌اند ، ایشان بعضی وقت‌ها جواب میدادند: " اوه واقعاً ، و الان راما کجا است ؟ " وقتی که مرید تصدیق می‌کرد که او اکنون دیگر هیچ رؤیتی ندارد بگوان می‌گفتند : " رؤیت ها می‌آیند و می‌روند ؛ آن‌ها دائمی نیستند. کشف کنید کیست که آن‌ رویت‌ها را دارد ". خویش بدون شکل، تنها حقیقت است. او ماهیت واقعی خداوند است. خداوند در شکل واقعی خود، هرگز پدیدار یا ناپدید نمی‌شود؛ او همیشه حاضر است. اگر توجه خود را به سمت آن خویش برگردانید و آنجا حفظ کنید او را همان گونه‌ای که واقعاً هست تجربه خواهید کرد. در کتاب : Living by the Words of Bhagavan @nazerarmesh13

استاد معنوی خویش است ...انسان بعضی وقت‌ها در زندگی خود با او ناخشنود می‌شود ، و با آنچه که دارد راضی نیست ، او برآورده شدن آر
استاد معنوی خویش است ...انسان بعضی وقت‌ها در زندگی خود با او ناخشنود می‌شود ، و با آنچه که دارد راضی نیست ، او برآورده شدن آرزوهایش را از طریق دعا به خداوند و غیره جستجو می‌کند. ذهن او به تدریج تزکیه می‌شود تا اینکه آرزوی شناخت خدا را بیشتر برای کسب فیض رحمت او میکند بجای برآورده شدن آرزوهای دنیوی. و آنگاه ، رحمت خداوند شروع به تجلی یافتن می‌کند. خداوند، شکل استاد معنوی را به خود گرفته و جلوی عابد ظاهر شده ، به او حقیقت را تعلیم می‌دهد و ، علاوه بر آن، ذهن او را با آمیزش معنا تطهیر می‌کند . ذهن عابد قدرت به دست آورده و آنگاه توانا است تا به درون بنگرد. ذهن او با مدیتیشن تطهیر بیشتری می‌یابد و بدون کوچک‌ترین ذره‌ای از حرکت ساکت می‌ماند. آن پهنه‌ی آرام، خویش است. استاد معنوی (Guru)، هم در "بیرون " و هم در "درون " است. او از "بیرون " به ذهن هُلی برای گرایش به درون می‌دهد و از "درون " ذهن را بسمت خویش کشانده و در ساکت کردن ذهن کمک می‌کند . این فیض استاد معنوی (GuruKripta) است. هیچ تفاوتی میان خداوند، استاد معنوی و خویش وجود ندارد. باگوان شری رامانا ماهارشی از کتاب : Maharshi's Gospel @nazerarmesh13

سؤال: آیا آدم به آگاهی محض در خواب عمیق نزدیک‌تر است تا در وضعیت بیداری؟ شری رامانا ماهارشی : وضعیت‌های آگاهی خواب عمیق، رؤیا دیدن و بیداری ، فقط پدیده‌هایی هستند که در خویش ظاهر می‌شوند که خود غیر متحرک است . او همچنین وضعیتی از هوشیاری ساده است. ... آیا کسی می‌تواند در هیچ لحظه‌ای از خویش جدا بماند؟ این پرسش فقط اگر او امکانپذیر بود میتوانست ایجاد شود. سؤال: آیا مگر گفته نمی‌شود که آدم به آگاهی محض در خواب عمیق نزدیک‌تر است تا در وضعیت آگاهی بیداری؟ شری رامانا ماهارشی : آن پرسش می‌توانست نیز به همان خوبی باشد که " آیا من به خویشتن خود در خواب عمیق نزدیک‌تر هستم تا در وضعیت آگاهی بیداری؟ " خویش آگاهی محض است. هیچ‌کس هرگز نمی‌تواند دور از خویش باشد. آن پرسش ممکن است فقط اگر در آنجا دوگانگی باشد . اما در آنجا هیچگونه دوگانگی یی در آن وضعیت از آگاهی محض وجود ندارد. همان شخص می‌خوابد، رؤیا می‌بیند و بیدار می‌شود. وضعیت آگاهی بیداری بعنوان سرشار از زیبایی و پدیده‌های جالب در نظر گرفته می‌شود. غیبت چنین تجربه‌هایی باعث می‌شود که انسان بگوید که وضعیت خواب رکود است . پیش از آنکه به جلوتر برویم اجازه بدهید که این نکته را روشن کنیم. آیا قبول ندارید که در خواب خود وجود دارید؟ سؤال: بله، قبول دارم. شری رامانا ماهارشی : شما همان شخصی هستید که اکنون بیدارید . سؤال: بله. شری رامانا ماهارشی : پس بنابراین در آنجا تداومی در وضعیت‌های آگاهی خواب و بیداری هست. آن تداوم چیست؟ او فقط آن وضعیت وجود محض است. در آنجا تفاوتی در دو وضعیت آگاهی هست . آن تفاوت چیست؟ رویدادها ، به عبارتی دیگر، جسم، جهان و عینیت‌ها در وضعیت بیداری ظاهر می‌شود اما آن‌ها در خواب ناپدید می‌شوند. باگوان شری رامانا ماهارشی از کتاب : Be as you are @nazerarmesh13

شاگرد: آیا استاد معنوی به ما کمک خواهد خواهد کرد که خویش را از طریق شعائر معنوی و غیره بشناسیم؟ ماهارشی : آیا استاد معنوی دست
شاگرد: آیا استاد معنوی به ما کمک خواهد خواهد کرد که خویش را از طریق شعائر معنوی و غیره بشناسیم؟ ماهارشی : آیا استاد معنوی دست شما را می‌گیرد و در گوش شما زمزمه می‌کند؟ شما ممکن است او را مثل آنچه خودتان هستید تصور کنید. به خاطر آنکه فکر می‌کنید یک جسم هستید، فکر می‌کنید که او نیز جسمی برای انجام دادن کاری محسوس برای شما دارد. کار او در درون ، در عالم معنوی قرار دارد. ... استاد معنوی در درون است. مدیتیشن معنایش از میان برداشتن تصور جهالت آن است که او در بیرون است . اگر او بیگانه‌ای باشد که برای او منتظر هستید ، او در ضمن محکوم است که ناپدید شود. فایده‌ی برای موجودی فانی مثل آن کجا است ؟ اما تا زمانی که فکر می‌کنید جدا هستید یا آنکه جسم هستید، تا آن زمان نیز استاد معنوی " بیرونی " نیز ضرورت دارد، و او انگاری که یک جسم باشد پدیدار خواهد شد. وقتی که هویت یافتن غلط خویشتن‌ با جسم متوقف شود، در یافته خواهد شد که استاد معنوی کسی به غیر از خویش نیست . از کتاب : Maharshi's Gospel @nazerarmesh13

گفتن اینکه "من جسم نیستم" بلکه "من خویش هستم" هنوز درست نیست . هیچ فکری از "من" در وجود واقعی نیست . باگوان شری رامانا ماهارش
گفتن اینکه "من جسم نیستم" بلکه "من خویش هستم" هنوز درست نیست . هیچ فکری از "من" در وجود واقعی نیست . باگوان شری رامانا ماهارشی @nazerarmesh13

... ....این خلاصه و جوهر همه آن چیزی است که یک جوینده معنوی نیاز به دانستن دارد . آنچه که مؤکداً از او طلبیده می‌شود پژوهشی جدی و متمرکز در سر منشاء "موجودیت من" [Aham Vritti] است . باگوان شری رامانا ماهارشی از کتاب Maharshi's Gospel @nazerarmesh13

شاگرد: پس مرید باید چکار کند؟ ماهارشی : او باید فقط کلام استاد معنوی را عمل کند و در درون کار کند. استاد معنوی هم " درونی" و هم "بیرونی" است، پس بنابراین او شرایطی را می‌آفریند که شما را به درون براند و در عین حال " درونی " را برای کشاندن شما به مرکز آماده می‌کند. بنابراین او هولی از "بیرون " و کششی از " درون " را بکار می‌گیرد ، به ترتیبی که بتوانید بر مرکز تثبیت شوید. ... شما فکر می‌کنید که جهان را می‌توان با اراده خود فتح کرد . وقتی که از جهان خارجی مایوس شده باشید و به درون رانده شوید، احساس می‌کنید " اوه! در آنجا قدرتی عالی‌تر از انسان هست! " نفس مثل فیلی پرقدرت است که نمیتواند توسط چیزی کم‌قدرت‌تر از یک شیر که در اینجا کسی بجز استاد معنوی (Guru) که با نگاه او نفسِ فیل‌آسا بلرزد و بمیرد نیست، تحت کنترل در نمی‌آید. در زمانی معین خواهید دانست که شکوه شما جایی قرار دارد که از وجود داشتن متوقف شوید . برای آنکه آن وضعیت را به دست آورید، باید که خویشتن را تسلیم کنید. و آنگاه استاد معنوی می‌بیند که شما در وضعیتی آماده برای دریافت کردن هدایت هستید، و او شما را هدایت می‌کند. باگوان شری رامانا ماهارشی از کتاب : Maharshi’s Gospel @nazerarmesh13