en
Feedback
رامانا ماهارشی

رامانا ماهارشی

Open in Telegram
2 101
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+1830 days
Posts Archive
. تا وقتی «من» را بدن، ذهن و داستان شخصی بدانم، جهان همچون رؤیایی ادامه دارد — تصاویر می‌آیند و می‌روند، و من در میان آن‌ها سرگردانم. اما لحظه‌ای که تفحص آغاز می‌شود… «این من کیست؟» با بازگشتِ آگاهی به سرچشمه‌ی خویش، فرافکنی فرو می‌ریزد، پرده از تصوی... 🍭 Download by Regainstagram

. ✨ داستان یک کشف ناگهانی: دیوید گودمن و رامانا ماهارشی ✨ تصور کنید در میان قفسه‌های پرشمار یک کتابخانه به دنبال گمشده‌ای معنوی هستید، ناگهان کتابی از قفسه رها می‌شود و درست در آغوش شما جای می‌گیرد. این سرنوشت‌سازترین لحظه برای #آرتور_آزبورن بود؛ لح... 🍭 Download by Regainstagram

🍃"در دنیای واقعی چطور زندگی کنیم؟" شما در متونِ مقدسِ باستانی، چنین جملاتی را می شنوید که توسط فرزانگانِ خاموش بیان گشته اند "دنیا یک توهم است" "گذشته وجود ندارد" "شما بدنتان نیستید" اما بعد.. چشمتان را باز می کنید و می بینید که ، موعدِ اجاره خانه سر رسیده دکتر تشخیص بیماری می دهد خاطره ی فقدان یک عزیز، همچون موجی به شما ضربه میزند و دردِ کمرتان فریاد می زند که بدون شک،این یک امری واقعیست.. و بعد سوالی صادقانه، از اعماق روحتان بر میخیزد که: اگر تمام این ها توهم هستند، پس چرا این قدر دردناکند؟؟ اگر زمان وجود ندارد، چرا من اسیر پیامدِ کارهایم هستم؟؟ چگونه میتوانم در دنیایی زندگی کنم که میگویند واقعی نیست؟؟ #رابرت آدامز 📝ترجمه شده توسط کانال تفحص خویش ☆ مرتبط با پست مربوط به آلن واتس(سورپرایز) 🎙با صدای نیروانا🦋 https://t.me/Nirvanachannel1111

⁨ ایران؛ از اسطوره تا امروز. از ماه و رویا، از اسب‌های سپیدِ افسانه‌ها، از شکوهِ سنگ و تاریخ، تا قدرتِ شیر و صلابتِ ایستادن. و در نهایت… ایران یعنی مردم. من، تو، ما. ایران همیشه زنده است 💚🤍❤️✨⁩... 🍭 Download by Regainstagram

در شامگاه آرامِ «آروناچالا»، مردی پرسید: «باگوان، چرا باورها بر زندگی من حکمرانی می‌کنند؟» #رامانا گفت: «زیرا تو هرگز به آن ک
+2
در شامگاه آرامِ «آروناچالا»، مردی پرسید: «باگوان، چرا باورها بر زندگی من حکمرانی می‌کنند؟» #رامانا گفت: «زیرا تو هرگز به آن کسی که این باورها را دارد، نگاه نمی‌کنی.» مرد پرسید: «آیا این باورها نیستند که باعث رنج من می‌شوند؟» رامانا پاسخ داد: «آن‌ها آن "منی" را خلق می‌کنند که رنج می‌کشد.» او دوباره پرسید: «چگونه به تمام این سیستمِ باوری پایان دهم؟» رامانا گفت: «باورکننده (کسی که باور دارد) را پیدا کن. بدون او، هیچ باوری باقی نمی‌ماند.»

🍃پس از محو من-فکر دیگر کسی باقی نمی ماند تا عملی انجام دهد فرایند کاملا خود به خودی است. کافیستتو درمیان نباشی چرا که: چو تو بیرون شدی ، او اندر آید به تو ، بی تو جمالِ خود نماید 🖊نویسنده ‌کانال تفحص خویش 🎙باصدای نیروانا🦋 https://t.me/Nirvanachannel1111

رامانا ماهارشی برای تبیین ساختار تجربه‌ی ذهنی انسان، از تمثیلی بسیار گویا با عنوان «تمثیل تسبیح» استفاده می‌کنند. در این تمثیل، دانه‌های تسبیح نماد افکار، احساسات، عواطف و تجربیات روزمره هستند، درحالی‌که نخ تسبیح – که همه دانه‌ها را به هم متصل نگه می‌دارد – نماینده «اولین فکر» یا همان «من-فکر» است. این «من-فکر» همان چیزی است که ما خود را با آن شناسایی می‌کنیم؛ یعنی همین شخصیت فردی مانند علی، مریم یا سارا. تمام دانه‌های تسبیح به نخ وابسته‌اند و بدون آن نمی‌توانند پایدار بمانند. به همین ترتیب، تمام افکار، احساسات و رویدادهای زندگی به این «من» وابسته هستند و بدون آن وجود خارجی ندارند. رامانا تأکید می‌کند که اگر نخ (من-فکر) را بیرون بکشیم – مثلاً در حالت خواب عمیق یا سامادهی – تمام دانه‌ها (جهان ظاهری و افکار دیگر) فرومی‌ریزند و ناپدید می‌شوند. دانه‌ها برای وجود داشتن، نیاز به تکیه‌گاه «من» دارند. نقل قولی مفهومی از رامانا در کتاب «نان یار؟» (Who Am I?) این ایده را تأیید می‌کند: «از تمام افکاری که در ذهن برمی‌خیزند، فکر 'من' نخستین فکر است. تنها پس از برخاستنِ این فکر است که سایر افکار برمی‌خیزند.» دیوید گادمن، یکی از شارحان برجسته تعالیم رامانا، این تمثیل را چنین تفسیر می‌کند: «من-فکر» (که رامانا آن را 'I-thought' می‌نامد) مانند نخی در گردنبند است که تمام باورها، افکار و ادراکات را به هم پیوند می‌دهد. این «من»، سوژه‌ای است که همه‌چیز را تجربه می‌کند، اما معمولاً توجه ما به اشیاء (دانه‌ها) جلب می‌شود، نه به سوژه (نخ). گادمن می‌گوید این «من-فکر» خیالی است و با چسبیدن به عناصر غیرخودی مانند بدن، ذهن و جهان، رنج ایجاد می‌کند. برای تمرین، باید لحظه‌به‌لحظه این «من» را زیر سؤال ببریم و توجه را روی آن متمرکز کنیم، بدون اینکه اجازه دهیم به افکار گذرا بچسبد. با این روش، «من-فکر» فروکش می‌کند و به منبع خود یعنی خویش حقیقی بازمی‌گردد، جایی که ناپدید شده و خویش را آشکار می‌سازد. گادمن برای توضیح بیشتر، از استعاره دیگری از رامانا بهره می‌برد: تصور کنید «من-فکر» مانند پیراهن مردی است که روی زمین افتاده. سگ صاحب می‌تواند بوی او را از پیراهن استشمام کند و با دنبال کردن آن، به صاحب واقعی برسد. «من-فکر» هرچند واقعی نیست، اما بویی از واقعیت (خویش) دارد و با تمرکز بر آن، می‌توان به منبع حقیقی دست یافت. این فرآیند تفحص خویش (atma-vichara) است که در نهایت به یگانگی منجر می‌شود و تمایز بین سوژه و شیء را از میان برمی‌دارد. مایکل جیمز، شارح دیگری از تعالیم رامانا، تأکید می‌کند که نباید وقت خود را صرف بررسی دانه‌ها (افکار گوناگون) کنیم؛ بلکه باید مستقیماً «نخ» را بگیریم. اما کدام نخ؟ در مراحل اولیه تمرین، توجه را از دانه‌ها برمی‌داریم و روی «من-فکر» متمرکز می‌شویم، که نقش نخی را ایفا می‌کند و تمام تجربیات به آن وابسته‌اند. وقتی به این «من-فکر» خیره می‌شویم و می‌پرسیم «من کیستم؟» یا «این من از کجا برمی‌خیزد؟»، خود نخ (من-فکر) شروع به محو شدن می‌کند. جیمز توضیح می‌دهد که ego (نخ خیالی) و دانه‌ها (افکار) همه به آگاهی خالص «من هستم» وابسته‌اند، که زیربنای همه چیز است و در تمام حالات – بیداری، خواب و خواب عمیق – پایدار می‌ماند. هدف نهایی این است که با گرفتن نخ (من-فکر) و عقب‌نشینی به سمت منبع، آن را تا جایی دنبال کنیم که در «قلب» (خویش حقیقی) ناپدید شود. توجه کنید که پس از محو «من-فکر»، دیگر کسی باقی نمی‌ماند تا عملی انجام دهد؛ فرآیند کاملاً خودبه‌خودی است. کافی است «تو» در میان نباشی، چراکه: «چو تو بیرون شدی او اندر آید به تو بی‌تو جمال خود نماید» #تفحص_خویش

این پادکست توسط هوش مصنوعی آماده شده است، اما پرامپت هایی جهت هدایت درست به آن داده شد. منابع: https://sriramanateachings.org/ https://www.davidgodman.org/an-introduction-to-sri-ramanas-life-and-teachings/ https://o-meditation.com/wp-content/uploads/2011/05/talks-with-ramana-maharshi-part-1.pdf https://www.scribd.com/document/517743272/Ramana-Maharshi-Silence-Vimp 🍭 Download by Regainstagram

شاگرد: قدرت‌های انسان‌های برتر کدامند؟ بگوان : چه آن قدرت‌ها را مافوق یا مادون بنامیم ، چه آن‌ها از ذهن باشند یا آن‌گونه که شما می گوئید از ذهن برتر باشند ، آن‌ها فقط با توجه به آن کسی که آن‌ها را صاحب است وجود دارند. کشف کنید که او چه کسی است . بگوان : آن کسی که در خویش سکونت دارد هرگز نباید از توجه متمرکز خود برای آن خویش یا آن وجود محضی که او است منحرف شود . اگر او لغزش کند یا از آن وضعیت منحرف شود ، ممکن است چند گونه از رؤیتی که توسط ذهن جادو شده‌اند دیده شوند ; اما آدم نباید با چنین رؤیت‌هایی گمراه شود – که می‌توانند از نور یا فضا باشند – یا می‌توانند صدای پژواک (Nada) یا صداهای لطیفی که شنیده می‌شوند باشند ، یا رؤیت هایی از خدایی شخصی شده باشند , که می توانند در درون یا بیرون از ذهن باشند ، انگاری که آن‌ها حقیقتی عینی داشته باشند . وقتی که خود مبنای هوشی که توسط آن این رؤیت ها و غیره تشخیص داده می‌شوند یا درک می‌شوند خود غلط یا توهمی باشد ، چگونه می توانند آن عینیت هایی که بدین ترتیب شناخته می‌شوند ، که باز هم کمتر از رؤیت هایی که دریافت می‌شوند حقیقی است حقیقت داشته باشند ؟ در آنجا انسان‌های ابلهی هستند که بدون آنکه درک کنند که خود آن‌ها توسط آن قدرت الهی به حرکت واداشته شده‌اند ، برای بدست آوردن همه قدرت‌های خارق‌العاده ی عمل جستجو می‌کنند . آن‌ها مثل انسان فلجی هستند که گفت : " من می‌توانم کار دشمن را تمام کنم اگر که کسی پاهای مرا نگه دارد " . ازآنجایی‌که آرامش ذهنی ، در رهایی دائمی است، چگونه آن‌هایی که ذهن خود را برای قدرت‌های خارق‌العاده – که به جز از طریق فعالیت ذهن ، دست‌نیافتنی نیستند – به اسارت درمی‌آورند ، در سعادت رهایی روح که تحرکات ذهن را سرکوب می‌کند غرق شوند؟ در کتاب : The Teachings of Bhagavan Sri Ramana Maharshi in His Own Words از : ARTHUR OSBORNE

ذهن چیست و چگونه آرام می‌گیرد؟ - بر اساس تعالیم #رامانا ماهارشی

"شما باید میان آن «من» که در خود ناب و خالص است و «من-فکر» تمایز قائل شوید. «من-فکر» صرفاً یک فکر است؛ همان است که من و دیگرا
"شما باید میان آن «من» که در خود ناب و خالص است و «من-فکر» تمایز قائل شوید. «من-فکر» صرفاً یک فکر است؛ همان است که من و دیگران را می‌بیند (اشاره به دوگانگی)، می‌خوابد، بیدار می‌شود، می‌خورد، می‌اندیشد، می‌میرد و دوباره زاده می‌شود. اما آن «منِ» ناب، وجودِ محض است؛ هستیِ جاودانی است که از غفلت و توهّم برخاسته از افکار رهاست. اگر به عنوان همین «من» بمانی—یعنی همان هستیِ محض، بی‌هیچ فکری—آنگاه «من-فکر» محو گشته و توهّم برای همیشه از میان می‌رود. در سینما، تصاویر فقط در نورِ بسیار کم یا تاریکی دیده می‌شوند؛ اما وقتی چراغ‌ها روشن شوند، تمام آن تصاویر ناپدید می‌گردند. درست به همان صورت، در پرتو نورافکنِ آن خویشِ متعال، همه‌چیز محو می‌شود." #رامانا ماهارشی

لحظه ای وجود دارد لحظه ای که، تمام این سرو صداها متوقف شوند هر انسانی در نهایت با آن روبرو خواهد شد. آنگاه که نفس درنگ میکند و بدن به آرامی به یاد میآورد که هرگز قرار نبود بماند.. ما آن لحظه را مرگ می نامیم. اما رامانا ماهارشی از شما سوالی می پرسد. سوالی که قادر است واقعیت را بشکافد "هنگامی که بدن بمیرد، آن کیست که می میرد"؟ 📝ترجمه شده توسط کانال تفحص خویش 🎙با صدای نیروانا🦋 https://t.me/Nirvanachannel1111

پرسش «من کیستم؟» در واقع برای به‌دست‌آوردن یک پاسخ نیست. هدف از پرسش «من کیستم؟» محوِ پرسشگر است. #رامانا ماهارشی
پرسش «من کیستم؟» در واقع برای به‌دست‌آوردن یک پاسخ نیست. هدف از پرسش «من کیستم؟» محوِ پرسشگر است. #رامانا ماهارشی

«قیمت هر کاله* می‌دانی که چیست قیمت خود را ندانی احمقیست» #مولانا 🌱🌱 باگوان #رامانا ماهارشی «علت اینکه مردم هرگز راضی نمی‌شوند و همیشه چیزهای بیشتری می‌خواهند این است که حتی اگر تمام دنیا را بدست آورند و در اختیار داشته باشند، همه‌ی آن چیزها همچنان در قیاس با خویش خودشان که ابدی و بی‌نهایت است، ناچیز و هیچ است. هر چیزی که کمتر از ابدیت و بی‌نهایت باشد هرگز نمی‌تواند برای مدت زیادی شما را راضی و خرسند نگه دارد زیرا آن مخالفِ ماهیت حقیقی شماست. تو آگاهی نامحدودی پس خودت را با سپردن قلبت به سایه‌ها محدود نکن. تمام چیزها می‌آیند و می‌روند درحالی‌که تو همیشه حاضری. فقط ادراک حقیقت خویش است که منشأ سعادت و شادمانیِ ماندگار است.» «تو به قیمت ورای دو جهانی چه کنم قدر خود نمی‌دانی...» #مولانا @nazerarmesh13

این «من» که از درون برمی‌خیزد چیست؟ این من فقط فکری است حباب‌وار که از سطح متلاطم آگاهی بالا میاید. در هنگام خواب، دریا آرام است پس هیچ حبابی بالا نمی‌آید اما در همان حال نیز شما هستید و آگاه هستید که هستید شما آن «من» که برمی‌خیزد و فرو می‌شود نیستید شما آن هشیاری یگانه در همه‌چیز هستید آن نورِ وجودِ خلق ناشده و جاودان. ذهن یعنی آن حجاب، «خویش» را یعنی آن نورِ آگاهیِ سعادتِ متعالیِ نامحدود را ربوده و پنهان کرده است. هنگامی‌که صورت ذهن با تفحصِ کامل و دقیقِ «من کیستم؟» نابود شود آنگاه نور حقیقی به‌طور باشکوهی به‌عنوان آن فضایِ متعالِ ماهیتِ حقیقی خواهد درخشید. تفحص "من کیستم" چگونه است؟ ذهن فقط با استفاده از تفحص «من کیستم؟» فروکش خواهد کرد. این فکر «من کیستم؟» (که ابزاری است تا توجه را به سمت «خویش» برگرداند) سایر افکار را از بین برده و درنهایت خودش نیز از بین می‌رود. همچون چوبی که هیزم‌ها را با آن به هم می‌زنند و درنهایت خودش را نیز در آتش می‌سوزانند. اگر افکار دیگری برخاستند (که یعنی توجه از خویش برگشته و به بیرون افتاده) فرد باید بدون اینکه تلاش کند تا آن افکار را ادامه دهد تفحص کند که «این افکار برای چه کسی برخاسته‌اند؟» چه اهمیتی دارد که چند فکر بالا می‌آیند؟ (هدف این است تا توجه را از افکار برداشته و آن را دوباره به خویش برگردانیم) شرحش به این صورت است: در همان لحظه که هر فکری برخاست اگر فرد با دقت تفحص کند که «این فکر برای چه کسی برخاسته؟» مشخص می‌شود که «آن برای من برخاسته» و سپس اگر فرد تفحص کند که «من کیستم؟» آنگاه ذهن ــ یعنی نیروی توجه ــ از افکار به سرچشمه خود یعنی خویش برمی‌گردد؛ و ازآنجاکه دیگر کسی آنجا نیست که به آن فکر توجه کند، فکری که برخاسته بود، فروکش می‌کند. با تکرار چنین تمرینی، نیروی ذهن برای ماندن در سرچشمهٔ خویش افزایش می‌یابد. هنگامی‌که ذهن (عامل توجه) که نامحسوس و ظریف است از طریق مغز و حواس که زمخت و محسوس هستند به بیرون برود اسم‌ها و فرم‌ها (عینیت‌ها و دنیا) که زمخت و محسوس هستند ظاهر می‌شوند؛ اما هنگامی‌که آن در قلب (خویش) ساکن شود اسم‌ها و فرم‌ها از بین می‌روند. نگه‌داشتن ذهن در قلب (همان‌طور که در بالا توضیح داده شد، یعنی متمرکز کردن توجه بر خویش) و اجازه بیرون رفتن به آن ندادن را «توجه به درون» (antarmukham) میگویند. اجازه دادن به آن برای بیرون رفتن از قلب «توجه به بیرون» (bahirmukham) میگویند. بنابراین هنگامی‌که ذهن در قلب ساکن باشد «من» (یعنی همان «من-فکر» یا ایگو) که ریشه تمام افکار است از بین رفته و فقط آن خویشِ جاودانهٔ همیشه‌حاضر می‌درخشد. جایی یا حالتی که حتی کوچک‌ترین اثری از «من-فکر» وجود نداشته باشد آن خویش است. آن به‌تنهایی «سکوت» نامیده می‌شود. باگوان #رامانا ماهارشی

"آیا بهتر نیست که فرد به‌جای قطع میلیون‌ها برگ و صدها شاخه‌ی یک درخت، تنه‌ی آن را قطع کند؟ به همین ترتیب موفقیت فردی که تلاش
"آیا بهتر نیست که فرد به‌جای قطع میلیون‌ها برگ و صدها شاخه‌ی یک درخت، تنه‌ی آن را قطع کند؟ به همین ترتیب موفقیت فردی که تلاش می‌کند تا میلیون‌ها میلیون فکر را نابود کند در این است که من-فکر یعنی ریشه‌ی آن‌ها را نابود کند." "اگر از برخاستن من-فکر که ریشه تمام افکار است- جلوگیری شود از به وجود آمدن سایر افکار نیز جلوگیری خواهد شد." باگوان #رامانا ماهارشی If the ‘I’-thought – the root of all thoughts – is prevented from rising, all other thoughts will also be prevented. If a man wants to cut down the millions of leaves and hundreds of branches of a tree, is it not enough if he cuts down the trunk? Similarly, a man who is trying to destroy all the millions and millions of thoughts will have succeeded in doing so if he destroys the ‘I’-thought, their root. Bhagavan Sri #Ramana Maharshi

🕊آموزه های من کیستم(جستجوی خود) 🕊 🍃قسمت دهم🍃 ✨تفحص خویش در تعالیم رامانا ماهارشی✨ ✍🏻رامانا ماهارشی 💚خوانش: زهره شُکر 🫶🏻 ✨ ترجمه شده توسط کانال تفحص خویش @zohreh_shokr اینستاگرام | تلگرام #رامانا_ماهارشی #ماهارشی #من_کیستم

🍃" تفحص خویش "در تعالیم #رامانا ماهارشی این پرسش "من کیستم" را مانند یک ذکر تکرار نکن. تفحص یه فعالیت ذهنی نیست بلکه آن توجهِ معطوفِ به درون است. وقتی افکار بر میخیزند، دنبالشان نکن، در عوض بپرس: فکر کننده کیست؟ بگذار تا افکار فروکش کنند و به حسِّ من بازگرد. با ظهور هر فکر به درون بازگرد.. ذهن در قلب ، غرق خواهد شد و در آنجا گم می شود و آنگاه فقط خویش باقی می ماند.. 📝 ترجمه شده توسط کانال تفحص خویش 🎙با صدای نیروانا🦋 https://t.me/Nirvanachannel1111

تفحص خویش درتعالیم #رامانا ماهارشی