𝑮𝒉𝒐𝒇𝒓𝒂𝒏
Open in Telegram
بين الكلمة والصورة، أبحث عن أثرٍ لا يزول. میان واژه و تصویر، در جستوجوی اثری هستم که از میان نرود لا ابرح حتئ أبلغ ✨ ادمین @asmaabyat2 @asma2005_bot
Show more777
Subscribers
+524 hours
+137 days
+630 days
Posts Archive
777
+1
.لستُ وحيدة. غيابك يملأُ المكان.
تنها نیستم٬ نبودت فضا را پر میکند
#لاادري
#غفران_عبیات
📚:Asma_abyat
777
لستُ غيمة..
لكنني كلما حادثتك بقلبي..
أهْطِلُ مطراً..
ابر نیستم
اما هر بار که با قلبم با تو سخن بگویم
باران میبارم..
#لقائلة
#غفران_عبیات
📚:Asma_abyat
777
يا حبيبي، كلُّ حبٍّ منحته لك، هو ملكك إلى الأبد. لن أطلبه منك يومًا، ولن أندم عليه، ولن أعتبره يومًا هباءً. أتمنى، في ساعات الصمت، حين يثقل العالم على روحك، أن تتذكّر أن هناك من نظر إليك، ورأى فيك شيئًا يستحقّ التمسّك به. وإن شعرت يومًا بدفءٍ لا تعرف مصدره، خفيفٍ كذكرى عابرة، فلعلّ ذلك أنا... في مكانٍ ما، في زمنٍ ما، ما زلتُ أفي بوعدي لك.عزیزِ من، هر عشقی که به تو بخشیدم، تا ابد از آنِ توست؛ نه روزی آن را از تو خواهم خواست، نه از دوست داشتنت پشیمان خواهم شد، و نه هرگز خواهم پنداشت که این همه عشق، بیهوده بوده است. آرزو میکنم در آن ساعتهای خاموش، آنگاه که سنگینیِ جهان بر شانههای روحت مینشیند، به یاد بیاوری که کسی بود که به تو نگریست و در تو چیزی دید که ارزشِ ماندن و دل سپردن داشت. و اگر روزی، بیآنکه بدانی از کجا، گرمایی آرام و لطیف را احساس کردی، گرمایی سبک، شبیه خاطرهای دور، شاید آن من باشم... جایی در گوشهای از جهان، در زمانی دور از دسترس، که هنوز، آرام و بیصدا، به وعدهای که به تو دادهام وفادار ماندهام. #غفران_عبیات 📚:Asma_abyat
777
اذ سألوك يوما عني قل لهم كانت عنيدة أحبّني أكثر مما ينبغي تستفزني ثم تأتي الية باكية وتسألني اتحبني؟ غيورة جدا تكره كل من يدور حولي مندفعة نحوي دائما وكأني كل وجهتها وكل الطرقاتاگر روزی از تو دربارهی من پرسیدند، به آنها بگو: «لجباز بود؛ مرا بیش از آنچه باید، دوست میداشت. مرا به خشم میآورد، و بعد، گریان به سویم میآمد و میپرسید: دوستم داری؟ بسیار حسود بود؛ از هر آنکس که گرداگردم میگشت، بیزار بود. همیشه بیمحابا به سوی من میآمد، انگار که من تمامِ مقصدش بودم و همهی راهها، سرانجام، به من میرسیدند.» #غفران_عبیات 📚:Asma_abyat
777
بچه ها شما بی عرضه نیستید ، شما دارید گران ترین تورم بعد جنگ جهانی دوم رو در تاریخ بشریت نسبت به درآمد افراد جامعه تجربه میکنید....
گشت شهری و عکاسی، در اوج گرما؛ برای دیدنِ جریان زندگی و ادامه دادنش، هرچقدر هم سخت باشد.
#غفران_عبیات
📚:Asma_abyat
777
صبح بخیریادت باشد که در میان هیاهو، نفس بکشی. یادت باشد که هنوز طبیعت، ادبیات، درختان و فشردن دستهای یکدیگر وجود دارند. #غفران_عبیات
777
+1
بالاخره «آدریانا؛ مسافری از ایتالیا» اکران شد؛ مستندی حاصل هشت سال تلاش و همراهی حبیب علوانی با تالابهای خوزستان.
روایتی که از سفر یک فلامینگو آغاز میشود، اما خیلی زود به قصهی خودِ تالابها میرسد؛ به سیل و خشکسالی، بحران آب و تغییرات اقلیمی، و زخمهایی که دخالتهای انسانی، شرکتها و صنایع بر پیکر طبیعت و زیستبوم خوزستان گذاشتهاند.
با این حال، فیلم در سکوت اکران شد و بیشتر مخاطبانش همان علاقهمندان و مخاطبان خاص سینمای مستند بودند؛ و جای خالی مسئولانی که باید بیش از همه چنین آثاری را ببینند و حمایت کنند، محسوس بود
📚:Asma_abyat
777
به من گفت: «دختر، اینطور به من نگاه نکن! این چشمهای تو بالاخره مرا وادار به یک خبط بزرگی در زندگی خواهد کرد.» گفتم: «این خبط شما آرزوی من است.»
چشمهایش / بزرگ علوی📚:Asma_abyat
777
سه اصل را اگر مراعات کنید، آسايش بر شما فزون خواهد شد:
1 . به وقت خوشحالى "قول" ندهید
2 . به وقت خشم "پاسخ" ندهید
3 . و در هنگام غم "تصمیم" نگیرید
ابو علی سینا
777
وَأنتِ تُعِدّينَ قهوةَ الصباحِ،
أُفكّرُ: كيفَ يكونُ الوطنُ امرأةً؟
و تو که قهوهی صبح را آماده میکنی،
با خود میاندیشم:
چگونه ممکن است وطن، یک زن باشد؟
#لاادري
#غفران_عبیات
📚:Asma_abyat
777
«اگر من شما را از دست دادهام،
شما هم در عوض دلی را از دست دادهاید
که تپشهای عاشقانه آن را در هیچجای
دیگر نخواهید یافت.»
از نامههای فروغ فرخزاد به پرویز شاپور📚:Asma_abyat
777
«دوست داشتنت برایم به ظرافت گرفتنِ دستِ دخترکی خردسال است، میخواهم مواظب این دخترک باشم، نگذارم زمین بخورد، گرسنه بماند یا اسیرِ دست انسانهای بد شود و دلش بشکند.»
از نامههای ناظم حکمت به همسرش پیرایه📚:Asma_abyat
777
ماذا يصيرُ العُمر أن لم تكن عيناكِ
عمر چه میشود، اگر چشمان تو نباشد؟
#لاادري
#غفران_عبیات
📚:Asma_abyat
777
صباح الخير
قل لي لغة ... لم تسمعها امرأة غيري
با من با ادبیاتی سخن بگو،
که هیچ زنی جز من نشنیده باشد.
#سعاد_صباح
#غفران_عبیات
📚:Asma_abyat
777
آسف يا أمي...لم اساوي ربعي
كما كنتِ تطمحين
انهم يضربون عصفورين بحجر واحد
بينما انا أضمدهما..
مرا ببخش مادر... آنگونه که آرزو داشتی نشدم؛
مثل دوستانم نشدم.
آنها با یک سنگ، دو گنجشک میزنند؛
و من، زخمِ همان گنجشکها را میبندم
#لاأدري
#غفران_عبیات
📚:Asma_abyat
777
ربّما أغلَق الله بابًا أحببتَه، ليفتح لك بابًا لم يخطر لك على بال.
شاید خدا دری را که دوست داشتی بست، تا دری را به رویت بگشاید که هرگز به ذهنت خطور نکرده بود.
#غفران_عبیات
📚:Asma_abyat
777
نمنا بحضن غيرك ليش ترضى بهاي
غيرك مَن علينا وحضنك شكبره
چرا راضی میشوی که ما در آغوشِ دیگری بیارامیم؟
چرا دیگری بر ما منّت نهد، وقتی آغوشِ تو اینچنین فراخ است؟
#الگاطع
#غفران_عبیات
📚:Asma_abyat
777
گاهي با دویدن برای رسیدن به کسی نفسی برای ماندن در کنار او نخواهی داشت؛
پس با کسی بمان که نصف راه را به سمتت دویده باشد...!
#عباس_معروفی
📚:Asma_abyat
