•کـولیِ دورهگـرد•
Open in Telegram
کالبد شکافیِ یک ذهن مبتلا! •اشعار و اندیشهها• برای پس از مرگم مینویسم؛ تا بعد از من، میراثی به جا ماند از واژهها. 👤 راحـیلِ دیـبا ارتباط با من: @Koliairbot چنل روانشناسی: @HichKoja
Show moreIran273 151The category is not specified
690
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
اگر دارید این پیام و میبینید
لطفاً از این کانال لفت بدید
بحثای اینجارو تو همون الو هیچ کجا @RahileDiba
ادامه میدیم
اگر لفت بدید کار کن و سبک میکنید
چون دیگه مجبور نیستم یکی یکی ریموو کنم
نطفهی نبستهی رها در رحمم
من برای تو رنج میکشم
برای همان خط تیره کمرنگ
که تنها هویتت شد.
تو؛ خون بهایِ فهمیدن بودی...
من به دوش میکشم
بار اشکهای نریخته بر مزارت را
که میان پنبههای به هم چسبیدهی لای پایم شد.
من مادر جنین بیمادرِ نفهمیدن هایم
خون از کجا میچکد؛ رحمم؟
یا از میان زخمهای کهنهی زنده به نمک در افکارم؟
من برای تویی که حتی حس نکردمت درد میکشم...
برای همان خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ!
۱ تیر ۱۴۰۱
آدمای مشهور
برای ایگوی خودشون زندگی میکنن؛
اما قهرمانها
ایگو براشون کم اهمیت ترین چیزه
و حقیقت وجود افراد دیگست که براشون اهمیت داره...
کل روز رو کار میکنم و با سر درد و کمر درد میرم تو رخت خواب و به این فکر میکنم کاش زودتر این فشار تموم بشه
مغزم بهم میگه:
نمیمیری که!
به حجم کتابام نگاه میکنم و این فکر تو سرم میاد که اگه از پسش برنیام چی؟
مغزم میگه:
نمیمیری که!
با امید سر یه چیز الکی بحث میکنیم و من کل شب فکرم درگیر آیندست و مغزم بهم میگه:
نمیمیری که!
مثلاً شب دیر میخوابم در حالی که صبح باید زود بلند بشم و فکرم درگیر این میشه که چقدر بذاره اذیت بشم
مغزم میگه:
نمیمیری که!
رنجی که الان داره شمارو از پا درمیاره
آسانسور موفقیت شماست
به این شرط که بدونید
چرا دارید رنج میکشید؟
گفتم: خیلی تنهام!
گفت: هنوز به اندازه کافی تنها نیستی
گفتم: چطور؟
گفت: وقتی به اندازه کافی تنها بشی تازه یاد میگیری بالا رو نگاه کنی...
