en
Feedback
Tapesh | تَپِش

Tapesh | تَپِش

Open in Telegram

♡هرچه آمد به سرم از تَپِش نام تو بود♡ برای انتقاد و یا تبادل به لینک زیر مراجعه کنید: @thapesh_bot اگه میخوای با ادمین ها صحبت کنی: https://t.me/thapesh/1215 لینک گپ چنل: @tapeshgroupp

Show more
569
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-830 days
Posts Archive
همین گل چیه من محتاج همون گلبرگم تو دستمو بگیر من زیر نور ماه شب بو ها رو می چینم برات آخ شب بو ها وقتی لا به لای سیاهی موهات غرق میشن...

من بزرگ نشده بودم عادت کرده بودم دستم رو بگیری تو خیابون که گم نشم بیا بیا الانم دستمو بگیر اگر الان ماه بره پشت ابر اگر آسمون گریه کنه من چیکار کنم؟ اگر عصبانی بشه آسمون سر من داد بزنه من چیکار کنم؟ چی دارم بهش بگم؟

بیا و به حرف مردم و قدیم ها فکر نکن... بیا که با همین یک گل بهار میشه زندگیم...

از کجا رفتیم که راه برگشت نمونده برامون ؟ تو گفتی بزرگ شدی ولی من اونقدر بزرگ نشدم که تو رو نخوام.....

نبودی از بر نبودی که وقتی در کوچه قدم گذاشتم صدای قلب مرا نشنیدی حتی نگاه نکردی از بر نبودی که وقتی برات کوچه رو خوندم نفهمیدی دارم از ترسام برات میگم وقتی گفتم بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم می ترسیدم از امشب از امشب که یاس های تو حیاط دارن التماس میکنن که برگردی از امشب که ماه مسیرت رو روشن کرده که گم نشی ولی نمیای

من نگفتم اما تو استیصال و درماندگی را از ژرفای نگاهم نخواندی؟ تو مرا از بر بودی،نبودی؟

حیف و صد افسوس عزیزم که نگفتمت: بی توبی کار و کسم وسعت پشتم خالیست گل تو باشی من مفلوک دو مشتم خالیست بی تو تقویم پر از جمعه بی حوصله هاست و جهان مادر آبستن خط فاصله هاست

اما من این من بیچاره هنوز هم منتظرم تا این خرابه را ویران کنی ویران تر از ویرانی هر بار میگویم اگر آمدی دریچه چشمانم را ببندم بر روی آن دو سنگ سیاه دلربا و هر بار زمزمه میکنم: گفته بودم بعد از این باید فراموشش کنم دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را

چیزی نمانده بگویی،مانده؟ ولی من میگویم به قول آذر: من خرابم بنشین ،زحمت آوار نکش نفست باز گرفت ،این همه سیگار نکش....

دلم؟ ببین دیگر تنگ نمیشود حتی آخر چیزی برایش باقی نمانده که بخواهد تنگ شود نه که از سنگ باشد نه دل من که مانند تو نبود بگذریم از چه بگویم برایت؟

خواستم بگویم مدارا کن خواستم بگویم دوام بیاور بعد ها دلت برایم تنگ خواهد شد... نگفتم

نخواستم؟ بی انصافی نکن جانان من با چنگ و دندان آخرین گلبرگ را در آغوش گرفتم نخواستی ؟ نمیدانم ؛ به خود دروغ میگویم که نمیدانم

شاید همه چیز همان روز تمام شد اما من وقتی تمام شدم که خواستم حتی یک گلبرگ روی این ساقه ی بی روح بماند و نشد نخواستی؟ نخواستم؟ یا نشد؟!

شاید همه چیز برایمان همان روزی تمام شد که گل سرخ آخرین گلبرگ خود را از بلندای ساقه اش رها کرد

Ahmad Shamloo - Ayda Dar Ayeneh [SevilMusic].mp33.24 MB

همایون شجریان_ گریه کن @thapesh

M