en
Feedback
مسیح طالبیان

مسیح طالبیان

Open in Telegram
245
Subscribers
No data24 hours
+57 days
+930 days
Posts Archive
ژووانگزی مفهومی دارد تحت عنوان «gugen » ،که تمام شاعران و استادان نقد شعر، از این مفهوم نظریه پردازی کرده¬اند، از جمله مکاتب تِیمون و دانرین، و مکتب شوفو که باشو بنیاد آن را گذاشت. اما این مفهوم به چه معنا است ؟ 1)صورت خارجی دادن به یک حقیقت و یا واقعیت 2)ابزار و وسیله¬ای ادبی است که به کمک آن حقیقت را در شعر منتقل می¬کنند. 3)ظاهر کردن زیبایی و فضیلت در اشیای معمولی، در زندگی عادی 4)حامل و وسیله¬ای است که با آن می توان دائو، یا اصل کلی و فراگیر را منتقل کرد در طول تاریخ شعر ژاپن و چین، هر مکتبی حقیقت و واقعیتِ اثر هنری را به گونه¬ای متفاوت با دیگری در نظر می¬گیرد و نظریه خود را بر آن بنا می¬کند. تِیتوکو، رهبر مکتب تِیمون در شعر، اخلاقیات ژووانگزی را برای تزهیب نفس آدمیان در نظریه خود معیار قرار می¬دهد. سواین، رهبر مکتب دانرین لطیفه و طنز را معیار قرار می¬دهد تا به واسطه آن حقیقت را رونمایی کند. باشو،وجه سرگردانی در آثار ژووانگزی را معیار حقیقت قرار می¬دهد و نظریه شعر را بر این مبنا قرار می¬دهد. ایچو،نظریه پرداز مکتب دانرین در نقد مکتب تِیمون که طنز را انحراف از روح شعر می¬دانند، می¬نویسد: تسورایوکی در مقدمه خود در کتاب کوکینشو می¬نویسد که هنر شعر واکا همدست و در خدمت حکومت است. اما ماهیت شعر هایکای متفاوت است. همانطور که در بالا ذکر شد، گوگن ژوانگزی و هیچیِ لائوتزی جایی است که هایکای قرار دارد.بنابراین، دریافت و فهمِ شاعرانهء شعری مانند متن زیر از سوکان حتی وقتی که پدرم دراز به دراز در حالِ مرگ بود من همچنان می¬گوزیدم و یا این هایکو از کوبایاشی ایسا: روفتْ و بُرد کرمِ شبتاب را گوزِ اسب این هایکوها به هیچ وجه نباید تقبیح شود،دقیقاً به این دلیل که سوکان و ایسا به‌عنوان استاد بزرگ شعر هایکای ماهیت گوگِن¬مانند هایکای را درک می‌کرد که حقیقتی را با لطیفه و طنز برملا کند،حقیقتی که خیام با شگرد دیگری آن را آشکار می¬کند،بهلول به گونه دیگر، و ایرج¬میرزا همچنین.

نارنگی و ارغوان به عَرعَربُنی می¬خندند، فقط قد کشیده¬ای! «سِن¬ریو»
نارنگی و ارغوان به عَرعَربُنی می¬خندند، فقط قد کشیده¬ای! «سِن¬ریو»

نارنگی و ارغوان به عَرعَربُنی می¬خندند، فقط قد کشیده¬ای! «سِن¬ریو»
نارنگی و ارغوان به عَرعَربُنی می¬خندند، فقط قد کشیده¬ای! «سِن¬ریو»

این هایکو از سوزوکی موریو، چقدر عمیق است، چه بسیار تفسیر و تعبیر دارد، این روزها هم در گوشه کنار وطن بارها ما از چشمِ آنها که
این هایکو از سوزوکی موریو، چقدر عمیق است، چه بسیار تفسیر و تعبیر دارد، این روزها هم در گوشه کنار وطن بارها ما از چشمِ آنها که کشته می شوند، ناپدید می شویم.این ( پدید) و (ناپدید) هزاران معنی دارد.

این ( دنیای قشنگی است)، از صد ناسزا به هستی ناسزاتر است، شما خود خوب می دانید
این ( دنیای قشنگی است)، از صد ناسزا به هستی ناسزاتر است، شما خود خوب می دانید

پیرمردی امروز در پارک قیطریه نشسته بود با کمان و مُشتهء پنبه¬زنی،یک بُقچه و تَرکه¬ای که شاید عصایش بود.ناگهان این هایکو از باشو به خاطرم رسید: کمان پنبه¬زنی به روح بخشیِ بربط در بیشهء خیزران از او اجازه گرفتم و این عکس را گرفتم.اما چرا این هایکو به خاطرم آمد؟ من پیش از این¬که این هایکو به خاطرم آید فقط کمان را دیده بودم،بعد به چهرهء او خیرم شدم،که با توجه به احوالش، او برای پیداکردن مشتری و کار نیامده بود، برای فروش کمان هم نیامده بود.پس برای چه امروز و اینجا نشسته بود؟ او با تمامِ لوازمش یک «چیدمان هنری» و یا «installation » برای من مجسم شد،که خودش خبر نداشت، نه تنها خودش بلکه همهء رهگذرانی که از مقابل او می¬گذشتند، نیم¬نگاهی هم به او نداشتند.این منظر انگار چراغ چشمک¬زن همزمان که زمان حال بود،همچنین مُدام زمان را به هفتاد سال قبل فلش¬بک می¬کرد. و برمی¬گشت. فلش¬بک می¬کرد به( کمان پنبه¬زنی به روح بخشیِ بربط) و باز برمی¬گشت به (بیشهء خیزران)، که ناله¬های ساقهء خیزران در باد صدای شکستنِ «طاقت» را داشت. ابزارِ این مرد،روزی و روزگاری وسیلهء زندگی بود،به روح بخشیِ بربط،اما در امروزِ روزگار به چه کار می¬آید؟جز نمادِ «ندانم چه کنم».باشو چه خوب در هایکوی زیر«من چه فکر می¬کردم، چه شد» را تصویر کرده: ماهِ فصلِ برداشت ، چیزی که گُل می¬نمود غوزه¬های پنبه بود!

photo content

photo content

جهش که نامِ دیگری است برای«همنشینی دو ایماژ» و یا « Juxtaposition»در هایکو و حتی در شعر تانکا، در حوزهء نشانه-شناسی این دو تصویر گوشه¬های عمیقتری از فرآیند«شناخت» در ذهن انسان را نشان می¬دهد.در این پست فقط به چگونگی همنشینی ایماژ می¬پردازم و در پست بعدی به تحلیل ساختِ هایکوها از دریچهء نشانه¬شناسی خواهم پرداخت. روز همهء اَرواح، چتر سیاه پدرم را باز می کنم (پتار چوهوف) و یا این هایکوی زیر از مایکل دایلان وِلش: خورشید از میان باران، روباهی ازدواج می¬کند در رویای من این شاعران از تصویری به تصویر دیگر، ایده¬ای به ایدهء دیگر، احساسی به احساسِ دیگر ، در متن خیز برمی¬دارند و می¬جهند و تجربه خوانش هایکوی خود را به ماجراهای واقعیِ دل و ذهن تبدیل می¬کنند، طوری که خواننده آنها را صادق و واقعی می¬پندارد. هایکوهای فوق فوق¬العاده قدرتمند هستند. در هرکدام جهشی سِمانتیک و روایی از یک بخش به بخش دیگر هایکو اتفاق می¬اُفتد، و هرکدام با هر بازخوانی کمی بیشتر اعماق خودشان را آشکار می‌کنند، و هر کدام تغییر و جهش از دیداری به حسی خود را دوباره تجربه می‌کنند. همانطور که آنها را می¬خوانید و به آنها فکر می¬کنید، به آنچه که شاعران از طریق تخیلات جسورانه و مبتنی بر تجربه خود انجام داده اند توجه کنید،می¬توان صفحات زیادی در تفسیر هر کدام از آنها نوشت. روبرت بِلای ،شاعر و منتقد هایکو مفهوم«جهش» را تجربه ذهنی در کنار هم قراردادن و همنشین کردن دو ایماژ می¬داند. بدون شک همنشینی و کنار هم قراردادن ایماژها« Juxtaposition» ابزاری کلیدی در چنتهء تکنیک¬های شاعرانه استادان هایکو است که هایکوهای کوبایاشی ایسا نیز از آن بهره برده است. تکنیک ایسا هم برای ساخت هایکو شامل ارائه تصویر«A» و بلافاصله تصویر«B» در کنار همدیگر است. با خواندن چنین متنی، خوانشگر تصویر اول را در ذهن به تصویر می¬کشد، سپس به صورت ذهنی«جهش»می¬کند تا تصویر دوم را به تصویر بکشد. در سکوتی که پس از این تجربهء تخیل به وجود می‌آید، یک خواننده ماهر کمی زمان می‌برد تا تصویر«A and B » را در کنار هم بیندیشد و به این فکر کند که حرکت از یکی به دیگری، از نظر احساسی و فکری چه معنایی دارد. این جهش در واقع یک فرورفتن است، مانند قورباغه معروف باشو در برکهء قدیمی: شیرجه¬ای به مفاهیم عمیق¬تر در یک لحظه. در این دنیا ایستاده بر فراز جهنم، در تماشای شکوفه¬ها در این هایکو،ایسا تصویر جهنم (یعنی جهنم بودایی، رحمت‌آمیز نه ابدی) را در کنار تصویری از شکوفه‌های بهاری ارائه می‌دهد، حاصل این در کنار هم قرارگرفتن حاصل کاملاً دراماتیک است: تاریکی و رنج در پایین، درخشش و شادی در بالا. تصویر جفا و رنج پس از مرگ، ارزش لحظه حال زندگی و زیبایی و لذت را تشدید می¬کند. ایسا می¬گوید اگر فقط برای مدت کوتاهی، این دنیا دقیقاً برعکس جهنم شده، پس این دنیا در حال حاضر بهشت است.

photo content

بدون احساسات و عواطف سراغ هایکو و هر اثر هنری دیگری نباید رفت،چون به انتزاع ختم خواهد شد. مثلا چگونه از یک گل عکاسی کنیم و آن را به یاد ماندنی کنیم؟ سوالی است که احساسات عمیق ما به آن پاسخ درست خواهد داد.قبلا راجع به «همبستگی عینی» و یا « objective correlation» توضیح داده بودم، که به مفهوم «بیرونی کردن و تجسم عینی احساسات درونی» است که «مابه¬ازای بیرونی و عینی» باید برای احساسات خود پیدا کنیم. پل آردن نویسنده کتاب « به هر چی فکر می کنی به برعکسش هم فکر کن»،به عکسی که «آندره کرتس در دهه 1930 از یک لاله پژمرده گرفت که احساس درونی خود را از طرد شدن در ایالات متحده به تصویر بکشد، اشاره می¬کند،جایی که او «لاله و گل پژمرده بود». نویسنده معتقد است که یک طرح خوب، طرحی است که واقعیتی را بیان می کند، آنطور که دل را لمس کند و بیننده و مخاطب را به دلیل دیدن آن، متحول کند. این ویژگی در کار هنری موقعی پدید و تجسم می¬یابد، که هنرمند ابتدا با حس و احساسات آن اثر را آغاز کند .

photo content

photo content

خانم سوزوکی شیزوکو (2010-1919) یکی از بی¬پرده¬گوترین شاعران زن ژاپنی است که حتی پرده¬های اروتیک را هم دریده است،مثل اغلب زن های قربانی در شرایط سخت اقتصادی ناشی از شکست ژاپن در اوت 1945 و به دنبال آن اشغال ژاپن توسط آمریکا،او خود را شوفو می‌خواند که می‌توان صراحتاً به عنوان «فاحشه» ترجمه کرد. سایتو سانکی نویسنده، در مقاله¬ای در مورد ژاپن پس از جنگ جهانی دوم، بطور کنایی می¬گوید که «پس از 1945هر زنی، تا زمانی که زن بود، نگران گرسنگی نبود!». در یکی از هایکوهای او واژه « Natsumikan » را بکار برده که از خانواده مرکبات است، شبیه گِرپ¬فروت، اما تُرش که مورد پسند خانم¬های باردار است که ویار دارند، چون معادل این میوه را در فارسی نداریم، من آن را گِرپ¬فروت ترجمه کردم.ظاهرا شیزوکو در شرایط بعد از جنگ جهانی دوم در یک رابطه باردار شده است و لذت ویار را به از دست دادن باکرگی ترجیح می¬دهد: گِرپ¬فروت¬های تابستان حالا تُرش، گورِ پدرِ باکِرگی (سوزوکی شیزوکو) Natsumikan suppashi imasara junketsu nado summer citrus sour now the hell with virginity (Suzuki Shizuko) و یا هایکوی زیر که انگار غریزه جنسی دست از سرش برنمی¬دارد: ابرِ پیشوازِ رعد از غرب بالای سرم خِجل از غریزه از این متن چه چیزی استنباط می¬کنید؟ابری ضخیم که اغلب پیش از رعد و برق در آسمان ظاهر می شود، در واقع «نشانه» هجومِ غلیظِ غریزهء جنسی است. Thunderhead from the west above ashamed of instinct

این هایکو از برایان ریکِرت، هایکونویس و شاعر آمریکایی،لحظهء قشنگی را شکار کرده است. برایان حرکت زیگزاگی پروانه را در امتداد ی
این هایکو از برایان ریکِرت، هایکونویس و شاعر آمریکایی،لحظهء قشنگی را شکار کرده است. برایان حرکت زیگزاگی پروانه را در امتداد یک جویْ و یا نهر باریک، به کوک¬زدن تشبیه کرده است، این متن نمونه¬ای از هایکوی کارومی است که تخیل هم در آن دخیل است . دو لبهء جویْ را به هم کوک می¬زند پروانه در پرواز stitching together both sides of the stream butterfly flight (Bryan Rickert)

چقدر این هایکوی خانم کوندریت یانگ از استرالیا ، با باقیماندهء آرامگاه کوروش کبیر که نمادِ آزادگیِ و بیداری اقوام ایرانی که در
چقدر این هایکوی خانم کوندریت یانگ از استرالیا ، با باقیماندهء آرامگاه کوروش کبیر که نمادِ آزادگیِ و بیداری اقوام ایرانی که در جستجوی «هویت» خود است، همخوانی دارد: لاکِ قوزکردهء زنجره خودش را دوباره می¬زاید (خانم کوندریت یانگ، از استرالیا) خوب به واژه¬های «لاک »،«قوزکرده »،« زنجره» و « تولد دوباره» توجه کنید،آیا تمام متن هایکو گویای«قُقنوس از خاکستر خود برمی¬خیزد» نیست؟ هایکو آنچه که متن می¬گوید نیست، متن «نشانه» است،نشانه به چیزی است که در ذهن شاعر می¬گذرد، ابژه و موضوع هایکو در ذهن شاعر تفسیر شده است و به صورت متنی عینی و ملموس و « concret» به شکل پوست انداختن زنجره تصویر شده است .

6-11.pdf6.56 MB