en
Feedback
The bear that I am

The bear that I am

Open in Telegram
3 398
Subscribers
No data24 hours
-187 days
-15330 days
Posts Archive
هر وقت یادم میفته ما توی بدنی زندگی می‌کنیم که هر لحظه می‌تونه تصمیم به ویرانگری بگیره؛ یه دور دیگه پی‌ می‌برم که چقدر پوچه همه‌چیز، چقدر آسیب‌پذیریم... چقدر مُردنی هستیم ما.

احساس می‌کنم من قرار نیست هیچ‌وقت اون آدمی باشم که پام رو روی پام بذارم و نگران هیچی نباشم. حتی وقتی به نظر میاد نگران نیستمم نگرانم.

"يه چيزی ميگم ناراحت نشو" يعنى "يه چيزی ميگم از ناراحتى بميری"

تو نمی‌تونی بفهمی در طول مسیر چه اتفاقات غیرمنتظره‌ی خوبی ممکنه برات پیش بیان.

آرومم ولي غمگين نه.

شمام تا میاید وویس ضبط کنید مامانتون از ته خونه داد میزنه : با منی؟؟

وقتی از کسی دلخور میشم، یه مدت میذارمش کنار، اگر دل خوریم رفع نشد کلا میذارمش کنار.

با هر کسی باید مثل خودش رفتار کرد، اگه مثل خودش بودن خوبه که نوش جونش، اگه بده خیلی زیاد نوش جونش.

‏هر روزی که فرد مورد نظر کنارت نیست همون ۳۱ شهریوریه که جمعه‌ست و فرداش اول مهره

‏اول فكر ميكردم آدم فقط وقتي پا نداشته باشه نميتونه راه بره الان ميگم "انگيزه"

این حجم غم رو هیچی نمی‌شوره ببره.

غم بزرگ گوله شد و رفت تو فلانم.

Ehsan Daryadel Botri.mp37.43 MB

يه روز از خواب پا ميشي و ميبيني ديگه خيلي چيزا مهم نيست.

قند از دستش افتاد توی استکان چای. مکث کرد، قند دومشم انداخت توش! گفتم: وقتی همه چیزو باختی آزادی هر کاری انجام بدی؟ گفت نه خواستم تنها نباشه

ولي رفاقت اينجوري نيس كه بذاريش كنار هر وقت لازم داشتي بري برش داري، ممكنه برگردي ببيني ديگه اونجا نيست.

تو هواي سرد فقط دل همو گرم كنين.

تو ميتوني تو زندگي هزارتا مشكل داشته باشي تا وقتي كه مريض بشي اون موقع فقط يك مشكل داري ناگهان تمام چيزايي كه نگرانشون بودي بي اهميت ميشه و خوشبختي محال به نظر ميرسه.

نصیحت ابوسعید ابوالخیر رو گوش جان بسپارید: آن یار طلب کن که تو را باشد و بس معشوقه‌ی صد هزار کَس را چه کنی؟

Repost from هشت صُبح
صبح ها از هر وقتی بیشتر دوست دارم خونه باشم.