Rain drop
Open in Telegram
تنها بر سنگ گور من بنویسید یک جنگنجو که نجنگید اما شکست خورد
Show more257
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+330 days
Posts Archive
257
بی حوصلگی کرد درین بزم کبابم
چون اشک نگون ساغر یک جرعه شرابم
پامال هوسهای جهانم، چه توان کرد
مخمل نیام اما سر هر موست به خوابم
بنیاد من آب و گل تشخیص ندارد
از دور نمایند مگر همچو سرابم
آن روز که چون شعله به خود چشم گشودم
برچهره ز خاکستر خود بود گلابم
یار از نظرم رفته و من میروم از خویش
ای ناله شتابی که درنگست شتابم
از صفحه من غیر تحیر نتوان خواند
چون آینه شستند ندانم به چه آبم
انداز غبارم چو سحر بس که بلند است
با همنفسان از لب بام است خطابم
چون ماه نوم بسکه برون دار تعین
شایسته بوس لب خویش است رکابم
ای چرخ ز سر تا قدمم رشته عجزیست
تا نگسلم از خویش مده آنهمه تابم
در جلوهگه او اثر من چه خیالست
گمگشتهتر از سایه خورشید نقابم
تا دم زدهام ساز طربها همه خشکست
آب تنکی تاخته بر روی حبابم
واکردن چشم آنقدرم ده دله دارد
بیدل به همین صفر فزوده است حسابم
بیدل دهلوی
257
بوعلی سینا در باب و طلب علم موسیقی میگه هذا العلم،این المرء؟(این علم، مردش کو؟) ولی نظرش در مورد باقی علوم برعکسه و میگه هذا المرء،این العلم؟
257
بانگ گردشهای چرخ است اینکه خلق
می نوازندش به تنبور و به حلق
ما همه اجزای آدم بوده ایم
در بهشت آن لحن ها بشنوده ایم
