en
Feedback
مودیسم

مودیسم

Open in Telegram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
763
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
گاهی راحت‌تره که با وجودِ اندوهی که در درونت موج میزنه، لبخند بزنی تا اینکه بخوای به همه‌ی عالم توضیح بدی که چرا غمگینی .

من اگه بدونم الان دارم سختی میکشم تا یه سال دیگه وضعم بهتر‌ میشه ،هرچقدرم سختی باشه تحمل میکنم ،به امید اون روزِ بهتر ،صبر میکنم ، میخوام بگم مردم از سختی های زیاد و فشار زیاد فریاد نزدن ، بخاطر فردایی فریاد زدن که هیچ وقت درست نمیشد و هر روز بدتر و بدتر میشد ... درد اونجاییه ک هرچقدم صبر میکنی درست نمیشه .

من آدمی نیستم که با کارها و اشتباهات بزرگی که از اطرافیانم سر میزنه ناراحت شم و ترکشون کنم؛ همیشه حرف ها و جزئیات کوچیکی بودن که بعد از گذشت یه مدتِ طولانی طرف رو از چشمم انداخته .

تغییر ممکنه سخت باشه ،اما تا حالا نشنیدم کسی بگه که ارزشش رو نداشت .

خیلی عادی شده زندگیمون ؛ نه سختی‌ها درد دارن، نه خوشی‌ها لذت !

ظ

اشتباه اینجاس که گاهی ما در حال از دست دادن احساساتمون هستیم و فکر میکنیم این به معنی قوی‌تر شدنه ‌‌.

بی تفاوتی به یه آدم رو ترجیح میدم تا تنفر ازش ، چون توی تنفر من بازم فکرم مشغوله و براش دارم انرژی مصرف میکنم .

صمیمیت زیاد از همصحبتی‌های طولانی نیست. اتفاقا اون آدمی صمیمیتش بیشتره که حرف‌های کمتری باهاش داری ،چون تک تک لحظات زندگیت رو کنارت بوده .

تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی کنارت بمونه، اما میتونی انقدر خوب باشی که با خودش بگه کاش از دستش نمیدادم .

گاهی لحظه‌های سکوت، پُر هیاهوترین دقایق زندگی هستند ،مملو از آنچه می‌خواهیم بگوییم، ولی نمی‌توانیم‌ .

اگه موقعیتی که در اون قرار داری انقدر سخته که احساس میکنی دیگه به بن‌بست رسیدی، بن‌بست‌هایی که از سر گذروندی رو یادت بیار! من و تو یادمون میره از چه روزهای تاریکی رد شدیم و گذشتیم، اما تاریخ یادش نمیره ! كافيه مرور کنی تا امروزت رو با اعتماد و باور محکم‌تری زندگی کنی. صبح میشه این شب ، یک قدم دیگه تا روشنایی باقی مونده .کافیه ادامه بدی .

از بعضی اتفاق‌ها که عبور میکنی دیگه هیچی سخت نیست، دیگه هیچی نمیتونه به آسونی ناراحتت کنه، هیچی هم نمیتونه به راحتی شادت کنه .

هرچقدر بیشتر بگذره و با کسی حرف نزنی حرف زدن برات سخت تر میشه وقتی هم که میخوای در مورد مشکلاتت صحبت کنی نمیدونی چجوری بگی از کجا بگی یا اصلا با خودت میگی چرا بگم؟ که چی؟ همین باعث میشه از دید بقیه بشی یه آدم ساکت و منزوی ولی هیچکس نمیدونه چقدر پر از حرفی ،چجوری داری بار سنگین اون همه حرفو حمل میکنی ، نمیدونن چقدر خسته ای و چجوری داری میجنگی .

در ناراحتی از آدم‌ها مرحله‌ای هست که دیگه حتی ازشون گلایه‌ نمیکنی. این یعنی اون آدم با رفتارش، هیچ امیدی برات باقی نذاشته‌، اوج استیصال .

هر آدمی توی زندگیش دغدغه‌ها، غم و غصه‌ها، مشکلات و ناراحتی‌های خودش رو داره. شاید جنس غم‌‌ها و مشکلاتمون با هم فرق کنه، اما ماهیتشون یکیه. پس غصه خوردن و غر زدن تا یه حدی طبیعیه و از یه جایی به بعد، فقط یه بهونه‌ست برای حرکت نکردن و خوشحال نبودن. در نتیجه میخوام دایره‌ی ارتباطی‌ام رو از آدم‌هایی پر کنم که علی‌رغم تمام مشکلات، میخوان برای زندگی بجنگن و دغدغه‌های درست و حسابی دارن. بدون غُرِ الکی، بدون آیه‌ی یأس، بدون انرژی منفیِ به درد نخور. آدم‌هایی که به اندازه غمگینن و به اندازه جنگجو؛ نه اون‌هایی که غم رو وسیله‌ای کردن برای تراشیدن مغز خودشون و دیگران. راستش ترجیحم اینه که یه دوست به درد بخور باشم؛ دوستی که به موقع پای درددلت میشینه و به موقع بهت میگه وقتشه که از جات بلند شی .

آدم وقتی چیزی رو فهمیده دیگه نمیتونه ندونه؛ آدم میتونه نخواد، میتونه نره، میتونه ، میتونه سکوت کنه، میتونه بخوابه، میتونه خودشو حبس کنه؛ اما نمیتونه وقتی چیزی رو فهمیده دیگه نفهمه، مثل حس دوست نداشته شدن .

ما از آنان که به خنده‌هایمان حسادت می‌کردند، غمگین‌تر بودیم .

رسیدن به بی‌خیالی، مخصوصا بعد از یه مدت که تموم ذهنت درگیرش بوده، حس بی‌نظیریه .

خب راستش هر وقت یکی ازم میپرسه خوبی، نمیتونم ریسک کنم بگم نه نیستم؛ چون حتما میپرسه چرا و من واقعا تعریفی برای حال بدِ اون موقعم ندارم؛ گاهی حتی خودمم نمیدونم چِمه و چرا خوب نیستم ؛ فقط میدونم خوب نیستم!! همین .