Rahil Translate
Open in Telegram
مترجم:🌸راحیل🌸 🔵مدیرعامل آلفا(فایل آماده فروشی) ⚪من رو مرموز دنبال کن ج/1(فایل آماده فروشی) 💙رومئو(فایل آماده فروش) خریداری و پرداخت شده (فایل اماده فروش) سایر رمان ها: @rahillro @rahilasha @rahilarahil عیارسنج ها و فایل های رایگان: @tarjomehayerahil
Show more2 381
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+330 days
Posts Archive
2 381
🖤Empire of Flame and Thorns - Marion Black Wood🐉🩸🔥🐉 امپراتوری شعله و خار – خطرناکترین دارک فانتزی سال که بالهاتو میسوزونه و قلبتو خاکستر میکنه! 🖤🩸 #ترند در #تیک_تاک🖤💦
یه پری سرکش. یه فرمانده بیرحم اژدها. و یه آزمون مرگبار که زندگیشون رو زیر و رو میکنه. سلنا هیل، که توی دربار سیلی توسط یه جنگل خار به دام افتاده، زیر سلطه اژدهانماها زندگی میکنه. تنها شانسش برای به دست آوردن آزادی، شرکت توی آزمونهای تاوان هست: یه رقابت مرگبار که جادوگرهای پری رو در برابر هم قرار میده. فقط سه نفر میتونن برنده بشن، و سلنا قصد داره یکی از اونها باشه. فقط یه مشکل وجود داره. دریون رایت، فرمانده بیرحم ارتش اژدها نماها، مصممه که باعث شکستش بشه. اون نماد هر چیزیه که سلنا ازش متنفره، و اگه بفهمه که اون هم عضوی از شورش مخفی پریهاست، نه تنها شانسش برای برنده شدن رو خراب میکنه، بلکه اون رو میکُشه. اما هر چی بیشتر با اون وقت میگذرونه، بیشتر خودش رو به طرز غیرقابل توضیحی جذب اون میبینه. و هیچ چیز توی یه آزمون مرگبار خطرناکتر از یه قلب پریشون نیست.سلنا هیل پری سرکشِ خاردار، اسیر جنگلِ زنده و دربار اژدهانماها تنها شانس آزادی: برنده شدن در آزمون مرگبار تاوان🧝🏻♀ دریون رایت فرمانده بیرحم ارتش اژدهانماها، شعلهی سیاهِ نابودگر مصمم که سلنا رو بشکنه، نابود کنه… یا مال خودش کنه🐉 نفرت ← وسوسه ← تسلیم کامل ❤️🔥 هر نگاه یه جرقهست، هر لمس یه انفجار، هر بوسه یه جنگ تمامعیار وقتی پریِ شورشی عاشق دشمنِ اژدهاییش میشه، جهان میسوزه، خون میریزه، و هوس ممنوعه از خاکستر برمیخیزه. #امپراتوری_شعله_و_خار #راحیل_احمدی #دارک_فانتزی #اژدها_رومنس #انیمز_تو_لاورز #فول_اسپایسی #پری_سرکش #فرمانده_بی_رحم #دشمنی_تا_عاشق #فانتزی_تاریک_داغ 🌶️😈🥵🔥🐉 مخصوص بزرگسالانِ بیپروا که عاشقِ سوختنِ آهستهان ⚠️🔞 همین حالا وارد قلمرو ممنوعه شو و تسلیم شعله بشو:👇🏻👇🏻 https://t.me/rahilasha https://t.me/rahilasha https://t.me/rahilasha https://t.me/rahilasha https://t.me/rahilasha خار به تنت فرو میره، شعله به روحت میرسه. مقاومت = مرگ تسلیم = لذت ابدی انتخاب با توئه، پری کوچولو… بسوز یا سلطهش رو بپذیر 🐉🖤🩸
2 381
💗 Kate Crew 👇🏻🏍💨
ملکهی رومنس تاریک و انتقامی با سرعتِ دیوانهوار! 🖤💕
"روک و یاغی (شورشی)" – جایی که انتقام، گازِ موتورِ عشقِ ممنوعه رو میده! 🏍🩷💥
💖 تصور کن: بادِ شبِ داغِ خیابانها، موتورسوار خالکوبیشده که مثل سایههای خطرناک میتازه، و عشقی که از تعقیبِ ساده به یه وسواسِ مرگبار تبدیل میشه!
نه قصههای رمانتیکِ آبکی، فقط سرعتِ نفسگیر، شوخیهای تلخِ خندهدار، و خیانتهایی که قلبت رو با سرعتِ ۲۰۰ تا میبره! 😈❤️🔥
"روک و یاغی" تو رو به جادهی بیبازگشت میندازه!
💗 - جلد اولِ حماسی The Mavericks: از آرزوهای شکستهی ریگان فلچر تا نقشههای انتقامی روک امرسون .. هر صفحه یه پیچِ تیزِ احساسی!
🖤 - شخصیتهای وحشی و واقعی: دخترِ محبوسِ عمارت با روحِ آزاد، مردِ موتورسوارِ خشن با زخمهایِ پنهان، و رازهایی که مثل تصادفِ مرگبار عمل میکنن!
💗 - هیجان 🔥🔞 بیمهار: رومنسِ تاریک با طعمِ انتقام، شوخیهایِ تند و تیز، سرعتِ بالا و صحنههایی از عشق که نبضِت رو به سقف میزنه!
💕 #رمان_روک_و_یاغی #دارک_رومنس_انتقامی
#موتورسواری_خطرناک #عشق_ممنوعه 🖤💣🏍️
📌 ترجمهای پرسرعت و روان از راحیل احمدی – فقط برای افرادی که عاشقِ آدرنالینِ خامن! 🩷
مترجم: راحیل احمدی | نویسنده: Kate Crew 😏🛐
هشدارِ قرمز: یه بار گاز بدی، دیگه ترمزِ ممکن نیست. عاشق شو، انتقام بگیر، یا سقوط کن! 🖤🏍️🩸
https://t.me/rahilasha
https://t.me/rahilasha
https://t.me/rahilasha
https://t.me/rahilasha
https://t.me/rahilasha
💝 #روک_امبرسون #ریگان_فلچر #هیجان_بالا #راحیل💝
2 381
▰ 𝐍e𝐯𝐚𝐀𝐥𝐭𝐚𝐣💦🔥😈
ستارهی درخشان رمانهای مافیایی / دارک رومنس / اروتیک – perfectly imperfect از #نوا_آلتاج🤤🫦
🩸«« سری زیبای ناقص »»🩸
سفری هیجانانگیز به عمق عشق و انتقام – ۱۲ جلد پر از تعلیق به همراه اسپینآف «میراث مافیا»، جایی که قلبها در زنجیرهای ممنوعه اسیر میشوند🥹🫀.
در اعماق امپراتوری مافیا، جایی که هر راز میتواند ویرانگر باشد.
روابط پنهان و تمایلات سرکش بیدار میشوند.
از زیرزمینهای مرموز تا برجهای نفوذناپذیر.
زیبای ناقص قصهای از شورهای ممنوعه است که روی لبهی پرتگاه هیجان و وحشت پرواز میکنند.
هر جلد شما را به ورطهی احساسات تند و تیز، توطئههای لایهلایه و لحظات #مافیایی #اروتیک سرکش میبرد.
پر از آدرنالین هستید برای این ماجراجویی خطرناک و فریبنده؟!
▰⭕️ ۱۲ جلد تمامعیار: داستانهایی که نفستان را حبس میکنند تا پایان. ❗️
▱⭕️ قهرمانهای چندلایه: مردان بیرحم، زنان مصمم، و رمزهایی که سرنوشت را زیر و رو میکنند. ❗️
▰⭕️ راست و پوستکنده: شور، دروغ و هوس بدون هیچ فیلتری. ❗️
ترجمهای جذاب و سیال برای خوانندگان بالغ ‼️🔞📛
دریافت و خرید کل سری از کانال:
https://t.me/rahilasha
https://t.me/rahilasha
https://t.me/rahilasha
https://t.me/rahilasha
تا جلد دوازدهم کاملاً آماده و کل مجموعه با #اسپینآف «« رمان #میراث_مافیا »» موجوده❕⚠️
الان غوطهور شید در جهان مافیایی و پر رمز #زیبای_ناقص🩸😏 دانلود کنین و به دام بیفتید 📖💥🔞
2 381
سلام دوستان عزیز لیست رمان های مجموعه ما خدمت شما🩷
مجموعه کیرا هادسون
https://t.me/kiera_hudson
آثروپاتا
https://t.me/+EnsAw3PLPddkYzI0
ساقدوشی برای استخدام
https://t.me/+FAzWgVRXSBk0ZmE8
ترجمه های راحیل
https://t.me/+fixz0G3ibQVlMTA0
افعی و بال شب
https://t.me/+cIFU-0uLsTs3NDQ0
ترجمه های سورا
https://t.me/+2GUPfdEQqGNhOWY0
دنیای ترجمه
https://t.me/+ZciHHfUJEeJmYTdk
سرزمین ترجمه
https://t.me/+omGZyoGBmyo4MzM8
پسران بوربون
https://t.me/+O2nIlkJl1D1iNjRk
تورنگال
https://t.me/+chsVa5a4dGk2OGI0
مامیچکا
https://t.me/+f2niXug0-H85NDVk
ترجمه های مامیچکا
https://t.me/+OHPkwbpFELMzMGI0
همخونهی خون آشام
https://t.me/+djbNmv24V2YyZjQ0
در میان گرگ ها
https://t.me/+fw1VXPbgmM5hNzVk
بلادونای سمی
https://t.me/+7hB6P06DB65mMDA0
نیکس و لوم
https://t.me/+4bBtlp6-dGQ2MDFk
ترجمه های راحیل
https://t.me/+6-7UnfIBP2syZTI8
سرزمین رمان
https://t.me/+iZicLHK2CUc5MzVk
وحشی های سرزمین یخزده
https://t.me/+x0yldwqMJiAyZjlk
عطش شیطان
https://t.me/+faJz67R8VBA2Mjlk
هجوم قحطی
https://t.me/+eSCbaD_kUFYzMzI0
دعوتنامه
https://t.me/+_BIB7c3a8Sw1ZjQ0
دنیای ترجمه
https://t.me/+IHnVV6S-0pgwMjdk
ترجمه های راحیل
https://t.me/+9JLoFMHln1E3NTg8
ترجمه های یلدا
https://t.me/+0yXcTbLQ7BQwOWY0
رمان های پرستش معین
https://t.me/+zdRmu0V3DFNhZjk0
2 381
سلام دوستان عزیز لیست رمان های مجموعه ما خدمت شما🩷
مجموعه کیرا هادسون
https://t.me/kiera_hudson
آثروپاتا
https://t.me/+EnsAw3PLPddkYzI0
ساقدوشی برای استخدام
https://t.me/+FAzWgVRXSBk0ZmE8
ترجمه های راحیل
https://t.me/+fixz0G3ibQVlMTA0
افعی و بال شب
https://t.me/+cIFU-0uLsTs3NDQ0
ترجمه های سورا
https://t.me/+2GUPfdEQqGNhOWY0
دنیای ترجمه
https://t.me/+ZciHHfUJEeJmYTdk
سرزمین ترجمه
https://t.me/+omGZyoGBmyo4MzM8
پسران بوربون
https://t.me/+O2nIlkJl1D1iNjRk
تورنگال
https://t.me/+chsVa5a4dGk2OGI0
مامیچکا
https://t.me/+f2niXug0-H85NDVk
ترجمه های مامیچکا
https://t.me/+OHPkwbpFELMzMGI0
همخونهی خون آشام
https://t.me/+djbNmv24V2YyZjQ0
در میان گرگ ها
https://t.me/+fw1VXPbgmM5hNzVk
بلادونای سمی
https://t.me/+7hB6P06DB65mMDA0
نیکس و لوم
https://t.me/+4bBtlp6-dGQ2MDFk
ترجمه های راحیل
https://t.me/+6-7UnfIBP2syZTI8
سرزمین رمان
https://t.me/+iZicLHK2CUc5MzVk
وحشی های سرزمین یخزده
https://t.me/+x0yldwqMJiAyZjlk
عطش شیطان
https://t.me/+faJz67R8VBA2Mjlk
هجوم قحطی
https://t.me/+eSCbaD_kUFYzMzI0
دعوتنامه
https://t.me/+_BIB7c3a8Sw1ZjQ0
رمان های پرستش معین
https://t.me/+zdRmu0V3DFNhZjk0
2 381
🌒🥀🖤
مجموعه کیرا هادسون
https://t.me/+K-fFa_wXm4djOWE0
آثروپاتا
https://t.me/+EnsAw3PLPddkYzI0
ساقدوشی برای استخدام
https://t.me/+FAzWgVRXSBk0ZmE8
ترجمه های راحیل
https://t.me/+fixz0G3ibQVlMTA0
افعی و بال شب
https://t.me/+cIFU-0uLsTs3NDQ0
ترجمه های سورا
https://t.me/+2GUPfdEQqGNhOWY0
دنیای ترجمه
https://t.me/+ZciHHfUJEeJmYTdk
سرزمین ترجمه
https://t.me/+omGZyoGBmyo4MzM8
پسران بوربون
https://t.me/+O2nIlkJl1D1iNjRk
تورنگال
https://t.me/+chsVa5a4dGk2OGI0
مامیچکا
https://t.me/+f2niXug0-H85NDVk
ترجمه های مامیچکا
https://t.me/+OHPkwbpFELMzMGI0
همخونهی خون آشام
https://t.me/+djbNmv24V2YyZjQ0
در میان گرگ ها
https://t.me/+fw1VXPbgmM5hNzVk
بلادونای سمی
https://t.me/+7hB6P06DB65mMDA0
نیکس و لوم
https://t.me/+4bBtlp6-dGQ2MDFk
ترجمه های راحیل
https://t.me/+6-7UnfIBP2syZTI8
سرزمین رمان
https://t.me/+iZicLHK2CUc5MzVk
وحشی های سرزمین یخزده
https://t.me/+x0yldwqMJiAyZjlk
عطش شیطان
https://t.me/+faJz67R8VBA2Mjlk
هجوم قحطی
https://t.me/+eSCbaD_kUFYzMzI0
رمان های پرستش معین
https://t.me/+zdRmu0V3DFNhZjk0
2 381
#رمان_رومئو
#part_120
من مطمئن نیستم که چطوری به این پاسخ بدم، اما مجبور نیستم. رومئو می بینه که قولش چقدر برای من ارزش داره و با بوسه ای بر پیشونیم مهر می زنه و این قول رو مهر و موم دار میکنه
_من اینو برای تو جبران می کنم، فرشته. اون قدر احساس خوبی بهت خواهم داد که همه چیز رو فراموش کنی
ناله می کنم و سری تکون میدم و پاهامو بازتر از قبل می کنم. من خودم رو برای آلت هیولایی اون آماده می کنم، اما رومئو با چرخوندن موقعیت ما منو غافلگیر می کنه.
اون باسنم رو توی دستان بزرگش می گیره و منو ثابت می کنه و منو در پوزیشنی که روی شکمش هستم قرارم میده.
به چشمان سیاه زغالی اون نگاه می کنم، اون قدر چشماش عمیق و پر از احساساته که برای هر دوی ما تازگی داره.
من نمی تونم باور کنم که اون منو می خواپ. هيبت و شگفتی توی چهره اش به من مي فهمونه كه اونم همين فكر رو در مورد من داره.
فکر می کنم که اون منو دوست داره، فکر می کنم منم اونو دوست دارم.
من عشق رو توی چشماش میبینم همونطور که من عاشق اونم
در حالی که از این احساسی که بهش دارم قلبم متورم میشه زمزمه میکنم:
،
_اوه، رومئو...
ناله می کنم، نمی دونم چطوری افکارم رو بهش بیان کنم.
_میدونم، فرشته. منم اینو حس میکنم. من تو رو احساس می کنم
اون منو بلند می کنه و در طول سخت آلتش هدایتم می کنه.
کمی روی آلتش فرو میرم، وقتی که کلاهک آلتش منو کاملاً باز میکنه، نفس نفس میزنم.
کُس من در این تماس کوچولو اسپاسم میکنه و موجی از رطوبت رو روی آلت اون میپوشونه، که بهم کمک میکنه کمی بیشتر به پایین سُر بخورم.
2 381
#رمان_رومئو
#part_119
اون طوری دنبال میشه که انگار خیلی مشغول فکر کردن به تمام کارهاییه که می خواد باهام انجام بده تا فکرش رو تموم کنه
_تو چی ...؟
رومئو منو از وان بیرون می کشه و با من در آغوشش می ایسته، آب و حباب ها به همه جا می پاشن.
اون منو به سمت تخت می بره و من قهقهه می زنم و پاهام رو بالا می برم و دور کمرش حلقه میکنم و وقتی منو روی تشک نرم پرت میکنه نفس نفس میزنم.
اون خیلی مدل آلفاست
و من عاشق اینم.
هیکل عظیمش روی من میفته، اما اون با دستی در دو طرف سرم خودشو می گیره. به طور خودکار پاهام رو دور باسنش حلقه می کنم و وقتی احساس می کنم آلت کلفت و سنگینش روی شکاف کُسم افتاده، ناله می کنم.
در حالی که برای یه بوسه به طرفش خم میشم زیر لب زمزمه میکنم:
_من بهت نیاز دارم، رومئو
اون برام باز میشه و اجازه میده که من کنترل خودم رو از دست بدم
از شهوت غرشی میکنه و میگه:
_گاییدم اینو، منم بهت نیاز دارم، تالیا. تمام روز توی ذهنم بودی، من باید تمام روز اینجا با تو می بودم، توی بدن لعنتی و سکسیت گم می شدم و بهت نشون می دادم که چقدر بهت نیاز دارم
زمزمه و ناله می کنم و نوک انگشتام رو روی ته ریش خفیف گونه اش می کشم:
_اشکال نداره، تو الان اینجایی
_این اشکال داره، خوشگله، تو واسه من همیشه اولویت هستی، واسه همیشه، میخوام که اینو بدونی تو همیشه برام توی همه چی اولویتی
2 381
#رمان_رومئو
#part_118
با لحن ملایم و پر از پشیمونی میگه:
_امروز صبح نباید تو رو ترک می کردم
کراوات مشکیش رو شل میکنه و قبل از باز کردن دکمههای بالای پیرهنش، اونو پشت سرش میندازه.
اون توی باز کردن دکمه های پیرهنش ناامید میشه و به پارچه پیرهنش طوری چنگ می زنه و پارچه رو توی تنش جر میده که باعث میشه دکمه ها بیرون بیان و هر کدومشون توی اتاق حموم پخش بشن.
از اشتیاقش می خندم، گرمای اعترافش منو پر می کنه و می درخشم و لبخند پت و پهنی میزنم.
مجبور نبودم به اون بگم که بعد از برخورد جنسی شدید و سکس داغمون از تنها موندنم ناراحت شده بودم. اون فقط اینو می دونست و اون الان بیش از حد آماده ست تا باهام اینو جبران کنه.
در حالی که توی وان میشینم و سینه هام رو نمایان میکنم ازش می پرسم:
_توی وان بهم ملحق میشی؟
چشمهای رومئو روی سینهام قفل میشن و حبابها رو تماشا میکنم که به آرومی روی پوستم میلغزن تا نوک سینههای سخت و حساسم رو نمایان کنن.
اون می غره و ناله می کنه و لب پایینش رو گاز می گیره وقتی که سوراخ های دماغش از شهوت و میل به من شعله ور میشه.
کمربندش توی ثانیه بعد باز میشه و شلوار و شورت باکسر اون لحظهای بعد در حالی که به سمت وان میره از تنش بیرون میان.
وای خدای من، بدنش فوق العاده سکسیه
با این همه خالکوبی روی سینه ها و شکم و بازوهاش اون مثل یه اثر هنریه.
رومئو مثل یه گرگ بد بزرگ و گرسنست که دنبال طعمشه
و من طعمه ی اونم.
می غره:
_من باید برای هر دومون یه وان بزرگتر بخرم، ولی فعلا...
2 381
#رمان_رومئو
#part_117
#فصل_نهم
#تالیا
رومئو مجبور شد ساعت هشت صبح امروز برای یه جلسه بره و من اینو به خودم دروغ نمیگم، از اینکه اون تمام روز رو توی تختخواب با من سپری نکرد، ناامید نشدم، به خصوص بعد از اینکه باکرگیم رو بهش دادم.
این احساس مزخرف و حال گیری میکرد، ولی، من اینو متوجهم. منظورم اینه که من انتخاب زیادی ندارم.
یعنی انتظار داشتم که رئیس مافیا برای این کارشو بپیچونه و از زیر کار در بره؟ این مرد بدیهیه که زندگی سختی داره، و اگه من میخوام فرصتی برای جنگیدن برای همیشه داشتن رومئو داشته باشم، باید به این واقعیت عادت کنم.
به علاوه، اون دو کارمند زن رو فرستاده تا تمام روز منو نوازش و لوس کنن. من یه ماساژ، یه ماسک موی دوست داشتنی، چندین درمان مرطوب کننده صورت، یه مانیکور و پدیکور انجام دادم و الان توی حموم حباب دار با یه لیوان آب خیار و نعنا استراحت می کنم.
بنابراین شما اینو میدونین. اوضاع خیلی بد نیست
آنجلا، یکی از کارکنان، از در حموم می پرسه:
_چیزی دیگه ای هست که بتونم برات بیارم، خانم؟
صدای بلندی درست از بیرون در کمی باز به گوش می رسه:
_از این به بعد هر چیزی که اون نیاز داشته باشه براش میاری. تو و مارگارت برای این روز مرخص شدین.
کمی مکث میشه، و بعدش صدای خفهای رو میشنوم:
_ممنون که از اون مراقبت میکنی
من نمی تونم صورت آنجلا رو ببینم، اما می تونم تصور کنم که حدقه ی چشماش از سرش بیرون زده.
من این احساس رو دارم که رومئو خیلی اهل تعارف یا قدردانی نیست، اما به نظر می رسه که در حال تغییره.
حداقل در مورد مراقبت من.
اون اینو خیلی جدی می گیره، که فقط این باعث میشه که اونو بیشتر دوست داشته باشم.
که این نشون میده که من واسه اون یه چیز با ارزش و مهم و گرانبهام
هیچ کس تا به حال به این اندازه به شادی و خوشبختی من اهمیتی نداده.
لحظهای بعد، رومئو وارد حموم میشه و چشمهاش روی بدن برهنهام بالا و پایین میچرخه، هرچند که بیشتر بدنم از آب و حباب پوشیده شده.
شهوت محسوسه، نیاز اون به من توی بدنش موج می زنه. اما وقتی نگاه اون با نگاه من روبرو و تلاقی میشه، به طرز شگفت انگیزی نگاهش لطیفه.
2 381
دلبر هایلند🩷
https://t.me/+zdRmu0V3DFNhZjk0
آثروپاتا🩷
https://t.me/+EnsAw3PLPddkYzI0
نیکس خدای شب🩷
https://t.me/+4bBtlp6-dGQ2MDFk
عطش شیطان🩷
https://t.me/+faJz67R8VBA2Mjlk
همخونهی خون آشام🩷
https://t.me/+djbNmv24V2YyZjQ0
در میان گرگ ها🩷
https://t.me/+fw1VXPbgmM5hNzVk
دعوتنامه 🩷
https://t.me/+_BIB7c3a8Sw1ZjQ0
ترجمه های راحیل🩷
https://t.me/+6-7UnfIBP2syZTI8
وحشی های سرزمین یخزده 🩷
https://t.me/+x0yldwqMJiAyZjlk
بلادونای سمی🩷
https://t.me/+7hB6P06DB65mMDA0
همسر فراموش شده🩷
https://t.me/+f2niXug0-H85NDVk
عذاب زیبا🩷
https://t.me/+chsVa5a4dGk2OGI0
نجاتم بده🩷
https://t.me/+2GUPfdEQqGNhOWY0
ترجمه های مامیچکا🩷
https://t.me/+OHPkwbpFELMzMGI0
مجموعه پسران بور بور🩷
https://t.me/+O2nIlkJl1D1iNjRk
ساقدوشی برای استخدام🩷
https://t.me/+FAzWgVRXSBk0ZmE8
مجموعه پسران بوربون🩷
https://t.me/+O2nIlkJl1D1iNjRk
ترجمه های راحیل🩷
https://t.me/+fixz0G3ibQVlMTA0
میل تاریک من🩷
https://t.me/+omGZyoGBmyo4MzM8
هجوم قحطی🩷
https://t.me/+eSCbaD_kUFYzMzI0
مجموعه حرامزادههای بوکسور🩷
https://t.me/+ZciHHfUJEeJmYTdk
سرزمین رمان🩷
https://t.me/+iZicLHK2CUc5MzVk
مجموعه مکنزی🩷
https://t.me/+zdRmu0V3DFNhZjk0
2 381
دلبر هایلند🩷
https://t.me/+zdRmu0V3DFNhZjk0
آثروپاتا🩷
https://t.me/+EnsAw3PLPddkYzI0
نیکس خدای شب🩷
https://t.me/+4bBtlp6-dGQ2MDFk
عطش شیطان🩷
https://t.me/+faJz67R8VBA2Mjlk
همخونهی خون آشام🩷
https://t.me/+djbNmv24V2YyZjQ0
در میان گرگ ها🩷
https://t.me/+fw1VXPbgmM5hNzVk
ترجمه های راحیل🩷
https://t.me/+6-7UnfIBP2syZTI8
وحشی های سرزمین یخزده 🩷
https://t.me/+x0yldwqMJiAyZjlk
بلادونای سمی🩷
https://t.me/+7hB6P06DB65mMDA0
همسر فراموش شده🩷
https://t.me/+f2niXug0-H85NDVk
عذاب زیبا🩷
https://t.me/+chsVa5a4dGk2OGI0
نجاتم بده🩷
https://t.me/+2GUPfdEQqGNhOWY0
ترجمه های مامیچکا🩷
https://t.me/+OHPkwbpFELMzMGI0
مجموعه پسران بور بور🩷
https://t.me/+O2nIlkJl1D1iNjRk
ساقدوشی برای استخدام🩷
https://t.me/+FAzWgVRXSBk0ZmE8
مجموعه پسران بوربون🩷
https://t.me/+O2nIlkJl1D1iNjRk
ترجمه های راحیل🩷
https://t.me/+fixz0G3ibQVlMTA0
میل تاریک من🩷
https://t.me/+omGZyoGBmyo4MzM8
هجوم قحطی🩷
https://t.me/+eSCbaD_kUFYzMzI0
مجموعه حرامزادههای بوکسور🩷
https://t.me/+ZciHHfUJEeJmYTdk
سرزمین رمان🩷
https://t.me/+iZicLHK2CUc5MzVk
مجموعه مکنزی🩷
https://t.me/+zdRmu0V3DFNhZjk0
2 381
دلبر هایلند💜
https://t.me/+zdRmu0V3DFNhZjk0
آثروپاتا🩷
https://t.me/+EnsAw3PLPddkYzI0
نیکس خدای شب 💜
https://t.me/+4bBtlp6-dGQ2MDFk
عطش شیطان🩷
https://t.me/+faJz67R8VBA2Mjlk
همخونهی خون آشام💜
https://t.me/+djbNmv24V2YyZjQ0
در میان گرگ ها🩷
https://t.me/+fw1VXPbgmM5hNzVk
ترجمه های راحیل💜
https://t.me/+6-7UnfIBP2syZTI8
وحشی های سرزمین یخزده 🩷
https://t.me/+x0yldwqMJiAyZjlk
بلادونای سمی💜
https://t.me/+7hB6P06DB65mMDA0
همسر فراموش شده🩷
https://t.me/+f2niXug0-H85NDVk
عذاب زیبا 💜
https://t.me/+chsVa5a4dGk2OGI0
نجاتم بده🩷
https://t.me/+2GUPfdEQqGNhOWY0
ترجمه های مامیچکا💜
https://t.me/+OHPkwbpFELMzMGI0
مجموعه پسران بور بور🩷
https://t.me/+O2nIlkJl1D1iNjRk
ساقدوشی برای استخدام 💜
https://t.me/+FAzWgVRXSBk0ZmE8
مجموعه پسران بوربون🩷
https://t.me/+O2nIlkJl1D1iNjRk
ترجمه های راحیل💜
https://t.me/+fixz0G3ibQVlMTA0
میل تاریک من🩷
https://t.me/+omGZyoGBmyo4MzM8
هجوم قحطی💜
https://t.me/+eSCbaD_kUFYzMzI0
مجموعه حرامزادههای بوکسور🩷
https://t.me/+ZciHHfUJEeJmYTdk
سرزمین رمان💜
https://t.me/+iZicLHK2CUc5MzVk
مجموعه مکنزی🩷
https://t.me/+zdRmu0V3DFNhZjk0
2 381
💗 Kate Crew 👇🏻🏍💨
ملکهی رومنس تاریک و انتقامی با سرعتِ دیوانهوار! 🖤💕
"روک و یاغی (شورشی)" – جایی که انتقام، گازِ موتورِ عشقِ ممنوعه رو میده! 🏍🩷💥
💖 تصور کن: بادِ شبِ داغِ خیابانها، موتورسوار خالکوبیشده که مثل سایههای خطرناک میتازه، و عشقی که از تعقیبِ ساده به یه وسواسِ مرگبار تبدیل میشه!
نه قصههای رمانتیکِ آبکی، فقط سرعتِ نفسگیر، شوخیهای تلخِ خندهدار، و خیانتهایی که قلبت رو با سرعتِ ۲۰۰ تا میبره! 😈❤️🔥
"روک و یاغی" تو رو به جادهی بیبازگشت میندازه!
💗 - جلد اولِ حماسی The Mavericks: از آرزوهای شکستهی ریگان فلچر تا نقشههای انتقامی روک امرسون .. هر صفحه یه پیچِ تیزِ احساسی!
🖤 - شخصیتهای وحشی و واقعی: دخترِ محبوسِ عمارت با روحِ آزاد، مردِ موتورسوارِ خشن با زخمهایِ پنهان، و رازهایی که مثل تصادفِ مرگبار عمل میکنن!
💗 - هیجان 🔥🔞 بیمهار: رومنسِ تاریک با طعمِ انتقام، شوخیهایِ تند و تیز، سرعتِ بالا و صحنههایی از عشق که نبضِت رو به سقف میزنه!
💕 #رمان_روک_و_یاغی #دارک_رومنس_انتقامی
#موتورسواری_خطرناک #عشق_ممنوعه 🖤💣🏍️
📌 ترجمهای پرسرعت و روان از راحیل احمدی – فقط برای افرادی که عاشقِ آدرنالینِ خامن! 🩷
مترجم: راحیل احمدی | نویسنده: Kate Crew 😏🛐
هشدارِ قرمز: یه بار گاز بدی، دیگه ترمزِ ممکن نیست. عاشق شو، انتقام بگیر، یا سقوط کن! 🖤🏍️🩸
https://t.me/rahilasha
https://t.me/rahilasha
https://t.me/rahilasha
https://t.me/rahilasha
https://t.me/rahilasha
💝 #روک_امبرسون #ریگان_فلچر #هیجان_بالا #راحیل💝
2 381
رمان امپراتوری شعله و خار
فانتزی، دارک، اروتیک، اژدهایی، اسپایسی، انیمز تو لاورز
یه پری سرکش. یه فرمانده بیرحم اژدها. و یه آزمون مرگبار که زندگیشون رو زیر و رو میکنه.
سلنا هیل، که توی دربار سیلی توسط یه جنگل خار به دام افتاده، زیر سلطه اژدهانماها زندگی میکنه. تنها شانسش برای به دست آوردن آزادی، شرکت توی آزمونهای تاوان هست: یه رقابت مرگبار که جادوگرهای پری رو در برابر هم قرار میده. فقط سه نفر میتونن برنده بشن، و سلنا قصد داره یکی از اونها باشه. فقط یه مشکل وجود داره. دریون رایت، فرمانده بیرحم ارتش اژدها نماها، مصممه که باعث شکستش بشه. اون نماد هر چیزیه که سلنا ازش متنفره، و اگه بفهمه که اون هم عضوی از شورش مخفی پریهاست، نه تنها شانسش برای برنده شدن رو خراب میکنه، بلکه اون رو میکُشه. اما هر چی بیشتر با اون وقت میگذرونه، بیشتر خودش رو به طرز غیرقابل توضیحی جذب اون میبینه.
و هیچ چیز توی یه آزمون مرگبار خطرناکتر از یه قلب پریشون نیست.
مخصوصاً قلبی که برای دشمن میتپه.
👇👇👇
https://t.me/+V2zunOsaUqGLNU5i
https://t.me/+V2zunOsaUqGLNU5i
https://t.me/+V2zunOsaUqGLNU5i
https://t.me/+V2zunOsaUqGLNU5i
2 381
Repost from ترجمه های راحیل
#رمان_شیطان ☠🔞✝😈
مترجم : #راحیل
وضعیت: #رایگان
جلد چهارم از مجموعه Monsters and Beauties ( هیولاها و دلبرها)
#نویسنده : جنیکا اسنو
#ژانر:
فانتزی، تخیلی عاشقانه، اروتیک، هیولایی، شیطان، صورت اسکلتی
#خلاصه:
از دست یه هیولا فرار کردم، فقط برای اینکه بیفتم تو چنگال یه هیولای دیگه.
از دست یه پدر ظالم و یه ازدواج اجباری فرار کردم، عمیقاً تو جنگل پنهان شدم، به امید اینکه ناپدید بشم.
خونریزی داشتم، خسته و ناامید بودم، تو یه غار پنهان شدم—اما سریع فهمیدم تنها نیستم.
چیزی از تاریکی منو تماشا میکرد.
اون عظیم بود، شاخدار… یه موجودی که از کابوسها بیرون اومده بود.
و لحظهای که چشمان درخشانش به من خیره شد، یه چیز رو بدون شک فهمیدم. من مالِ اون بودم.
حالا، تو مخفیگاهش گیر افتاده بودم، ادعا شده توسط یه هیولا که حاضر نبود منو رها کنه.
فکر میکردم دارم به سمت آزادی میدوئم.
اما فقط مستقیم دویدم تو آغوشش.
و حتی بیشتر وحشت کرده بودم، چون… نمیخواستم برم.
لینک کانال مترجم :
https://t.me/joinchat/AAAAAFds7pzrGlKhizVOYg2 381
Repost from ترجمه های راحیل
#فروش_رمان_شکارچی💥🔥🔞😊😈
#ژانر: تخیلی، فانتزی، عاشقانه، اروتیک، هیولایی، گرگینه ای، اقتباسی هات از افسانه شنل قرمزی💅🌺🎯🚺
✅جلد دوم مجموعه هیولاها و دلبرها
✅جلد اولش اسمش هیولاست که ترجمه شده.
✅#هر_جلد_داستان_مجزا_داره
#مترجم: راحیل
#قیمت: 40 هزار تومان
#نویسنده: جنیکا اسنو
#خلاصه:
#مارسلا
اگه گرگ بد گنده، شنل قرمزی رو فقط واسه لذت خودش میدزدید چی؟
بعد از فوت مادربزرگم، یه حس پوچی بهم دست داد. یه کار بی سر و ته داشتم، دوست و فامیلی نداشتم، و داشتم توی این دنیای جدید، کاملا تنها، راه خودمو پیدا میکردم.
راه حل عالی؟
یه سفر یک بار توی عمرم به آلاسکا برم و با طبیعت و چیزایی که خوشحالم میکنه دوباره ارتباط برقرار کنم. توی یه کلبه بدون برق، آب لوله کشی یا آنتن موبایل، تنها بودن عالی به نظر میرسید. تا اینکه توی طبیعت سختی کشیدم و فهمیدم شاید این بهترین ایده نبود. همه چی خوب پیش میرفت تا اینکه دیگه نرفت، و فهمیدم تنها نیستم.
اون #شکارچی بود و من #شکارش. و وقتی بالاخره با کسی که تعقیبم میکرد روبرو شدم، اصلا چیزی نبود که توی وحشی ترین رویاهام تصور کرده باشم.
اون یه هیولا بود، یه موجود پشمالوی واقعی، یه گرگینه بزرگ و غول پیکر که گفت منو به عنوان جفتش انتخاب کرده و حالا مالِ اونم.
منو برد به مخفیگاهش، جایی که بهم دست زد، لیسم زد... بهم لذت داد. و با وجود اینکه میدونستم باید باهاش و این واقعیت جدید بجنگم، بیشتر میخواستم. شاید گرگ ترسناک به نظر میرسید، بزرگتر و قوی تر از هر چیزی که میتونستم تصور کنم، اما تنها هدفش خوشحال کردن من بود.
سوال اصلی این بود که آیا اصلا میخواستم به تمدن و زندگی قبلیم برگردم؟
🟡🔴برای خواندن ادامه ی این رمان جذاب و زیبا هزینه رو به شماره حساب 6037697550705716 به نام راحله احمدی واریز کرده و شات واریزی رو به آیدی زیر ارسال نمائید
👇👇👇👇
@rahila7
❌❌تاریخ تحویل فایل: بعد از واریز 💜
لینک چنل پارت گذاری مترجم
👇👇👇👇👇👇
https://t.me/+V2zunOsaUqGLNU5i
لینک عیارسنج بقیه کتاب های من:
@tarjomehayerahil
