en
Feedback
‌BackYard | حیاط خلوت

‌BackYard | حیاط خلوت

Open in Telegram

شب است همراه با صدای سوختن چوب در شومینه‌ی بی‌خاصیت خانه‌های اعیانی فیلمهای دهه هشتاد ؛ کانال یوتیوب : https://youtube.com/@mahsajafari1372?si=2S1aaXp8QgvViPX9

Show more
394
Subscribers
-124 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
Repost from Khosro Club🦕
واقعا شکر بابت وجود آب و برق و حموم🤲🏻

کاش همچنان اوایل دهه‌ی هشتاد بود.

بهش بگین کاکل زری دیر اومدی مُرد پری به یاد مهرجویی که کشتنش و گلی ترقی که در خانه سالمندانی در فرانسه زندگی میکند و گلشیفته فراهانی که نیست . درخت گلابی، داریوش مهرجویی، ۱۳۷۶ #سینما

پس برم؟ میرم و تا شب زبان میخونم

Repost from rey’s vignette
راستش هربار یه چیزی توی مایه‌های «خب حالا بریم زندگیمون رو جمع‌ کنیم» و اینا می‌نویسم، یواشکی در ذهنم یک نفر رو تصور می‌کنم که کارهاش مونده بوده ولی داشته توی تلگرام وقت تلف می‌کرده و در مورد این فکر می‌کرده که دوباره عصر شد و امروز رو هم از دست دادم، ولی اینو می‌بینه و می‌گه شایدم هنوز از دست ندادم! و گوشیشو می‌ذاره کنار و پا می‌شه به کارهاش برسه

Repost from rey’s vignette
برگردیم سر زندگی

یکی از انگیزه‌هام برای زبان انگلیسی خوندن اینه که ناطور دشتِ سلینجر رو به زبان اصلی بخونم و خیلی از کتاب‌های دیگه رو . یا مثل
یکی از انگیزه‌هام برای زبان انگلیسی خوندن اینه که ناطور دشتِ سلینجر رو به زبان اصلی بخونم و خیلی از کتاب‌های دیگه رو . یا مثلا روزی بتونم تموم شوخی‌های سیتکام‌های Fridays و The office رو بفهمم . #کتاب

هاجر رزم‌پا رو زمانی که بالای پیجش نوشته بود خفن‌خاتون در اینستاگرام فالو میکردم و بعد همسرش رضا هاشمی رو شناختم که حتی باهاش دوست شدم و برای فیلمی که ساخت افتخار داشتم منشی‌صحنه باشم. رضا و هاجر یکی از زوج‌هایی بودن که جفتشون هویت مستقل و جالب و دانشمندی داشتن و دارن . خانوم نویسنده و آقا وکیل و فیلم‌باز زوجشون خیلی سینماییه برام . هاجر گمونم یک سال از من بزرگتره و نوشته‌هاش هیچوقت برای من بی‌معنی و الکی و مزخرف نشد . همیشه تازه‌اس همیشه از یه ور دیگه به ماجراها نگاه میکنه. الان تو کانال تلگرامش یه ماجرایی رو نوشته که اگر بخونید شاید براتون جالب باشه. یک #آدم_در_موقعیت واقعی

از سیتکام How I met your mother اصلا خوشم نمیاد و از فصل یک هم ادامه ندادم شایدم اگر میدیدم خوشم میومد اما بازیگراش لوس و بی‌نمکن حالا الان یه شبکه داره نشونش میده . یهو دیدم والتر وایت ( برایان کرانستون ) هم یه نقشی داره :))) رئیس تد بود گمونم . البته برایان یه سیتکام دیگه ام بازی کرده Malcolm in the Middle که اونجا خیلی بانمکه. #سریال

و صبحی که با ساینفلد شروع شده 🤍☘📺 با جورج الین جری کریمر #سریال
و صبحی که با ساینفلد شروع شده 🤍☘📺 با جورج الین جری کریمر #سریال

امروز روز خوبیه؛ بعد از ۲۰ روز صبح رو دیدم و خوابم داره درست میشه. من صبح‌پرسنم باید کله‌سحر بیدار بشم تا آدمِ امیدوار و پروداکتیوی باشم . باید که اون هوای خنک صبح و صدای راننده وانتی‌هایی که میوه و سبزی میفروشن رو بشنوم باید صدای باز شدن در پارکینگ‌ها و رفتن آدم‌ها به سرکار رو بشنوم و بخصوص صدای گنجشکا. صبح منو زنده میکنه . از محیا دانش که حالا واقعا دوستمه، ممنونم . پریروز خیلی بهم ریخته بودم و با محیا حرف زدم و اون بهم انگیزه داد بهم گفت شروع کن و برو جلو و خودتو با بقیه مقایسه نکن. واقعا اگر محیا آمریکا نبود قطعا میتونستم با خیال راحت برم ببینمش و از مجازی به واقعیت تبدیل کنم ارتباطمونو چون الان یکی از آدمای امنی هست که تو ذهنمه. کانال تلگرام محیا دانش‌کیفشو ببرید 🍊 و کانال یوتیوبش

امروز روز بدی بود ولی کی فردا صبحو دیده؟ جالب میشه در نهایت

و این موسیقی جادویی تا همیشه برای سپیده‌ی درباره‌الی.

سکانس گریه سپیده در آشپزخانه بعد از رفتن علیرضا . درباره الی _ اصغرفرهادی کی یادش میره این گریه رو ؟‌ #سینما

حس خوشحالی ندارم . تابستونه ولی دلم خوش نیست یعنی دلیل خوشحالی من همیشه دستاوردهامه و وقتی دستاورد ندارم یعنی وقتی سرکار نیستم یا کاری نکردم که جز پلن‌هام بوده باشه یا مسیر زندگیمو جلو نبردم یا یا یا .... حس خوشی ندارم . خوردم به بن بست کارو بارم اندازه آرزوهام نیست و زورمم به برآورده کردن خواسته‌‌هام نمیرسه از سرچ کردن آخرین قیمت مک‌بوک‌ و میز و ماشین و... خسته دلسرد و سرخورده‌ام آدمِ امن که به خاطر اون صبح بیدار بشم ندارم و پریروز گفتم حالا که آدمی نداری پس بچسب به خودت گورباباش . خودمم که فقط یا تلویزیون میبینم یا گاهی کتاب بخونم یا تو یوتیوب و اینستاگرامِ زباله‌ام آخ چقدر متنفرم از اینستاگرام. تنها کاری که فعلا خوشحال و راضی نگهم داشته ورزش کردن و رژیم گرفتنه ولی مثلا زبان هم که دارم میخونم خیلی پراکنده و به درد نخوره ولی امروز یعنی الان گفتم سفت بشینم پاش. حوصله هیچیو ندارم جز اینکه یه قدم برم جلو و خودمو خوشحال کنم. و باید برم‌ سرکار وگرنه مغزم باد میاره. @ourbackyard | #آدم_در_موقعیت

شاهرخ مسکوب >>>

Repost from rey’s vignette
«روز‌های عمر در ما می‌گذرند بی آنکه دیده شوند؛ از بس همزاد همدیگرند: همه تکرار یک نُت و یک تصویر مکرر، که نه شنیدنی‌ است نه دیدنی، عبور شبحی بی صورت و صوت در مه، و آینده‌ای عکس برگردان گذشته و زمان حالی خالی! در این میان روز‌های کمی «گذرای ماندگار»اند زیرا طرحی و رنگی دارند که در خاطرمان نقش می‌بندد و ما از برکت وجود آنها از خلال پوسته‌های خاطره، منزلگاه‌های عمر را به یاد می‌آوریم، صاحب گذشته می‌شویم و از این راه به زمان حال خود —خوب یا بد— معنا می‌دهیم.» روزها در راه، شاهرخ مسکوب

تمام.

۷۷ عکس گذاشتم؛ اسکرین‌شات‌هایم از فروردین اردیبهشت خرداد و تیر از پیج‌های مختلف . دلیلم برای اسکرین‌شات، زیبایی‌های بصری و گا
+6
۷۷ عکس گذاشتم؛ اسکرین‌شات‌هایم از فروردین اردیبهشت خرداد و تیر از پیج‌های مختلف . دلیلم برای اسکرین‌شات، زیبایی‌های بصری و گاهی محتوایی بوده . 🌱🕯🖼🤌🏻🍒🪴☄🪁🌻🌿 @ourbackyard | #اسکرینشات

۷۷ عکس گذاشتم؛ اسکرین‌شات‌هایم از فروردین اردیبهشت خرداد و تیر از پیج‌های مختلف . دلیلم برای اسکرین‌شات، زیبایی‌های بصری و گا
+9
۷۷ عکس گذاشتم؛ اسکرین‌شات‌هایم از فروردین اردیبهشت خرداد و تیر از پیج‌های مختلف . دلیلم برای اسکرین‌شات، زیبایی‌های بصری و گاهی محتوایی بوده . 🌱🕯🖼🤌🏻🍒🪴☄🪁🌻🌿 @ourbackyard | #اسکرینشات