[ کافه هنر🌱 ]
Open in Telegram
بیایید کتاب بخوانیم و برقصیم؛ این دو تفریح هیچ آسیبی به دنیا نخواهد زد🌱 درخواست کتاب داشتی اینجا بگو. https://t.me/HarfBeManBOT?start=MTI2Njg3NDA5Nw
Show more535
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-2730 days
Posts Archive
من از کسی به دل نمی گیرم؛
یه دایره توجه تو زندگیم دارم که هرکی داخلشه برام به شدت اهمیت داره و براش تمام تلاش و توجهمو میذارم و کنارشم.
ورود به این دایره سخته، اما خارج شدنش هیچ کاری نداره.
پس دیگه خودمو زیاد درگیر چرا و چون رفتار بد دیگران نسبت به خودم یا عوض شدنشون نمی کنم، از حدشون بگذرن مجبورم راه خروج رو نشونشون بدم.
دیگه واقعا وقت و حوصله بحث کردن نیست .
مشکلی با خلوت بودن زندگیم ندارم، فقط میخوام همونایی که هستن واقعی و درست باشن! همین.
وحید خوشبین
ااین روزا چه قدررر تکراری شدن!
چه قدر دلگیر شده می خوایین یکم حرف برنیم؟❤️
شاید از چیزایی که این روزا اذیتمون میکنه و با گفتنش ممکنه حالمون بهتر بشه؛!
ااین روزا چه قدررر تکراری شدن!
چه قدر دلگیر شده می خوایین یکم حرف برنیم؟❤️
شاید از چیزایی که این روزا اذیتمون میکنه و با گفتنش ممکنه حالمون بهتر بشه؛!
یه جا خوندم نوشته بود:
من برای ماه ها خودم نبودم و کسی متوجه نشد
و من با تمام وجودم حسش کردم:))
.
🌱
مثلا همانی بشود که میخواستی، مثلا ذوق کنی و از ته دلت بگویی آخیییش!
مثلا حال دلت خوب باشد و به هرکس که رسیدی حال خوب و لبخندهای غلیظ تعارف کنی. مثلا بخندی، خندهات بشود قهقهه، مثلا ذوق کنی و ذوقت برق شود و بریزد توی چشمهات. مثلا هی دنبال کسی بگردی که بیتکلف بنشینی مقابلش و هی از حال خوبت و اتفاقات خوبی که افتاده حرف بزنی و ذوق کنی، هی حرف بزنی و از شدت هیجان، بالا و پایین بپری. مثلا کیف کنی از اینکه دیوانه خطاب شوی، مثلا شبها توی دلت قند آب شود و ثانیهها را تا رسیدن روز بعد بشماری. مثلا کلی دلیل برای خوشحالی داشتهباشی. کلی انگیزه، کلی دلخوشی، کلی حادثهی خوبِ در آستانهی وقوع...
مثلا رسیدهباشی به تمام چیزی که از جهان میخواستی...
-نرگس صرافیان طوفان
@Paradisiha
حال این روزامو فقط این اهنگ وصف میکنه....
ترکیب این اهنگ و صدای بارون همون ترکیبیه که میتونه منو از پا دربیاره....
📖 سونات اشباح
👤 آگوست استریندبرگ
🗃 #نمایشنامه #درام #تئاتر #ادبیات_سوئد
✍🏻 نمایشنامه ای برگرفته از موسیقی بتهوون که در آن علاوه بر شخصیت های انسانی، اشباح، خون آشام و مومیایی نیز وجود دارند. نمایشنامه ای وحشتناک که وجوه اسرار آمیز زندگی، اوهام، غم ها و ناامیدی ها را به تصویر میکشد.
از یه سنی به بعد دیگه از ته دل نخندیدم دیگه از هیچ چیزی لذت نبردم دیگه هیچ چیزی منو خوشحال نکرد دیگه هیچ بچه ایی رو پشت چراغ قرمز نخندوندم من تبدیل شدم به یه انسان گرفتار در افکار مزاحم خودش !
دلم میخواد یکی دستمو بگیره بلندم از این منجلابی که داخلشم
شاید یه رفتن ناگهانی و نبودنم بتونه حالمو بهتر کنه.....
hm
