[ کافه هنر🌱 ]
Open in Telegram
بیایید کتاب بخوانیم و برقصیم؛ این دو تفریح هیچ آسیبی به دنیا نخواهد زد🌱 درخواست کتاب داشتی اینجا بگو. https://t.me/HarfBeManBOT?start=MTI2Njg3NDA5Nw
Show more535
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-2730 days
Posts Archive
از وقتی یادمه آدمارو همیشه با یه قفس تصور میکردم یکی خودشو با خونه و ماشین و پول حبس این دنیا کرده یکی با بچه یکی با یه مشت اشغال روی دوشش یکی با وعده بهشت و.....
این دنیا یه سیرک مسخرست که هیچکس قرار نیست بمونه تا لحظه اخرش یه استندآپ کمدیه بی مزست که اخرش هیچکس بهش نمیخنده یه فیلم کمدیه تلخه که تا آخرین لحظه اش اشکت و در میاره خلاصه این دنیا یه توهمه شاید هممون دچار یه توههمیم که قراره ته این دنیا همه چی خوب بشه!
.
mk
از وقتی یادمه آدمارو همیشه با یه قفس تصور میکردم یکی خودشو با خونه و ماشین و پول حبس این دنیا کرده یکی با بچه یکی با یه مشت اشغال روی دوشش یکی با وعده بهشت و.....
این دنیا یه سیرک مسخرست که هیچکس قرار نیست بمونه تا لحظه اخرش یه استندآپ کمدیه بی مزست که اخرش هیچکس بهش نمیخنده یه فیلم کمدیه تلخه که تا آخرین لحظه اش اشکت و در میاره خلاصه این دنیا یه توهمه شاید هممون دچار یه توههمیم که قراره ته این دنیا همه چی خوب بشه!
.
هیچی بدتر از این نیست که در آستانه فراموش کردن یه آدم ، ادکلنی که هربار میرفتی دیدنش میزدی هم ، برات اونو یادآوری میکنه...💔
یک وقتهايی هست که بايد بگذاری موسیقیای که دوستاش داری و باهاش خاطره ساختهای، با صدای بلند در خانه پخش شود.
چای دم کنی و بگذاری نتها در چای سرریز شوند.
آنوقت دو تا چای بریزی و بگذاری روی میز و با غيابِ دیگری حرف بزنی. هی حرف بزنی با کسی که آن سوی میز ننشسته است ...
؛دورژاک
میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم - بک سهی
اسمش را چه بگذاریم؟ - افسردگی؟ او دائما احساس پستی، اضطراب، شک و تردید بیپایان به خود میکند، اما نسبت به دیگران نیز به شدت قضاوتگر است. او احساسات خود را به خوبی در محل کار و با دوستان پنهان می کند. تلاشهای او طاقت طاقت فرسا هستند و او را از ایجاد روابط عمیق باز می دارند. این نمی تواند عادی باشد. اما اگر او تا این حد ناامید است، چرا همیشه میتواند به غذای خیابانی مورد علاقهاش، کیک برنجی تند و تیز تتئوکبوکی، تمایل پیدا کند؟ آیا زندگی فقط همین است؟
بک با ضبط دیالوگ های خود با روانپزشکش در یک دوره 12 هفته ای، شروع به تفکیک حلقه های بازخورد، واکنش های تند و رفتارهای مضری می کند که او را در چرخه ای از خود آزاری محبوس می کند.
@ocbooks
Repost from کتابهایی که باید بخونیم
میخواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم - بک سهی
اسمش را چه بگذاریم؟ - افسردگی؟ او دائما احساس پستی، اضطراب، شک و تردید بیپایان به خود میکند، اما نسبت به دیگران نیز به شدت قضاوتگر است. او احساسات خود را به خوبی در محل کار و با دوستان پنهان می کند. تلاشهای او طاقت طاقت فرسا هستند و او را از ایجاد روابط عمیق باز می دارند. این نمی تواند عادی باشد. اما اگر او تا این حد ناامید است، چرا همیشه میتواند به غذای خیابانی مورد علاقهاش، کیک برنجی تند و تیز تتئوکبوکی، تمایل پیدا کند؟ آیا زندگی فقط همین است؟
بک با ضبط دیالوگ های خود با روانپزشکش در یک دوره 12 هفته ای، شروع به تفکیک حلقه های بازخورد، واکنش های تند و رفتارهای مضری می کند که او را در چرخه ای از خود آزاری محبوس می کند.
@ocbooks
عمیقا احساس تنهایی میکنم بیشتر از هروقت دیگه ایی ، خسته شدم از بس چهار دیواری اتاقمو دید زدم دیگه چنلای تلگرام همشون خسته کنندست باهر نوتیفی شیرجه میرم رو گوشی شاید کسی بخواد باهام حرف بزنه نهایت یه دوست قدیمیه که اونم بعد بیست دقیقه خسته میشه از چت کردن باهات دیگه هیچ سریالی قشنگ نیست هیچ رنگی بهم نمیاد هیچ غذایی خوشمزه نیست کاش حداقل یه رفیق صمیمی بود براش کتاب میخوندم فیلمارو نصفه نیمه تعریف میکردم براش ماکارانی میپختم ...
عمیقا احساس تنهایی میکنم........
یهروز خدا میشینه جلوت، فیلمِ زندگیِ ایدهآلتو پلی میکنه، پوزخند میزنه و میگه:
جهنمی در کار نیست، بشین تماشا کن چهجوری میتونستی زندگی کنی ولی صرفِ آدمای بیخود کردی.
ببین چهجوری میتونستی آزاد باشی ولی جلوشون نایستادی.
ببین چقد میتونستی خوشحال باشی ولی حسرت خوردی!
جهنمِ واقعی اینه
حالتی از تیمارستان را در زندگی خودم احساس میکنم.
بیگناه و در عین حال خطاکار،
نه در یک سلول،
بلکه در این شهر
زندانیام.
تیکه کتاب نامه به فلیسه از فرانتس کافکا..
