en
Feedback
mimetic

mimetic

Open in Telegram
335
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+130 days
Posts Archive
. یک نقطه‌ی بزرگ روشن – همواره – قلبم را می‌فشارد ⚫️ سال بهار که می‌رسد چلچله‌ها به‌یاد می‌آیند – و من از یاد می‌روم ⚫️ اینک که ماه کلاغی‌ست با جیغش – بر سرم و پلکان‌های خیس و تقه‌ی در ( که پاسخی ندارد ⚫️ رمه‌ها که بیایند مردانگی‌یم را– نزد سگ‌های سرمازده– به زمین می‌نهم و دور می‌شوم. از کتاب " وصلت در منحنی سوم " #پرویز_اسلامپور .

sticker.webp0.03 KB

وقتی به زبان آلمانی حرف می‌زنیم ناچاریم احساسات پرشور آلمانی را هم درک کنیم. به‌قول گادامر هر زبانی را باید از طریق زندگی در آن آموخت. @mimetic_art

sticker.webp0.03 KB

. همیشه ترس برای من با جذبه و کشش همراه بوده... بچه که بودم از یک مجسمه‌ی چوبی چینی می‌ترسیدم. بعدها با یک دختر مبتلا به تالاسمی ماژور در مهدکودک مواجه شدم که در حد مرگ ازش می‌ترسیدم. مادرم مجبور شد من‌را از مهدکودک بیرون بیاورد. خانه‌ی ما کنار مهدکودک بود. تا مدت‌ها کنار پنجره نمی‌رفتم از ترس این که ببینمش. دختر تالاسمی برام یادآور آن مجسمه‌ی چینی بود. قبل‌تر، یک تک‌چشم را در رویا دیده بودم. وقتی با مادرم به سینما می‌رفتیم خیال می‌کردم که روی پرده آن تک‌چشم را خواهم دید و چشم‌هایم را می‌بستم‌. چهار پنج‌ سالم بود که کارتون چاق و لاغر پخش شد و آن رباط یک‌چشم X 125 دوباره آرکی‌تایپ تک‌چشم را کابوس هر شبم کرد. البته کارتون چوبین هم بی‌تاثیر نبود‌. یک بار برادرم به یک مجسمه‌ی بزرگ پینوکیو که در پارک بود اشاره کرد و گفت این از آنهایی است که تو بچه بودی ازش می‌ترسیدی. همان لحظه از دیدن مجسمه یکه خوردم و ترس برم داشت، چون اصلاً تا آن لحظه مجسمه را ندیده بودم. هنوز شب‌ها که به دستشویی می‌روم خیال می‌کنم نباید به پنجره نگاه کنم چون اگر این کار را بکنم از دیدن چهره‌ای در قاب پنجره زهره‌ام خواهد ترکید... @mimetic_art

sticker.webp0.03 KB

یک بار دیگر... @mimetic_art

. بعضی چیزها انگار همیشه بووده‌اند و همیشه هم خواهند بود مثل این آداجیو. حتی اگر در طوفان حوادث ژیر غبار فرلموشی دفن شوند روزی دوباره کسی خواهد آمد و از تو خواهدشان ساخت. گاهی می‌انریشم اگر بعضی چیزها را نمی‌دیدم یا نمی‌شنیرم به‌ دنیا آمدنم چه مقشود و حاصلی داشت. کیرکگور در مقدمه کتاب بیماری به‌سوی مرگ دعابی زیبایی می‌کند. می‌گوید خداوندا برای دیرن آن‌چه به من مربوط است چشمانی تیز به من عطا کن و برای آنچه به من مربوط نیست چشمانی ضعیف... @mimetic_art

Arvo Pärt - De Profundis.mp314.17 MB

. حرکت قلم سریع و جسورانه با ضربه‌های قاطع از مشخصه‌های آثار ونگوگ است. ونگوگ نور را که گویی واقعیت فیزیکی آن را مشاهده می‌کند با لایه‌های ضخیم رنگ و حرکت چرخشی قلم بصورت ذرات پراکنده و منبسط به تصویر می‌کشد و گاهی بصورت امواج که تصویری پویا و شگفت‌انگیز را خلق می‌کند. ونگوگ شخصیت خود را با شخصیت رنگ‌ها درمی‌آمیزد، چندان که شیدایی خود را به رنگ‌ها تسری می‌دهد و آن‌ها را وامی‌دارد که عمیق‌ترین حالات روانی و عاطفی او را بیان کنند. شاید نقطه‌هایی که ونگوگ می‌گذارد و حرکت قلم او در جهات مختلف که تصویری رویاگونه را خلق می‌کند من را به رویاهای کودکی‌ام می‌برد که در بیداری می‌دیدم... @mimetic_art

Before the Fireplace #Vincent_vanGogh @mimetic_art
Before the Fireplace #Vincent_vanGogh @mimetic_art

sticker.webp0.03 KB

. و بهار که مرثیه‌ی جاوید برگ را در نفیر یک لحظه‌ی علف و مویرگ تیره‌‌ی وحشت خبر می‌دهد نمک و حرکت ورید #پرویز_اسلامپور @mimetic_art

پل میرابو شعری از گیوم آپولینر با صدای شاعر

اورلیا ژرار دو نروال

sticker.webp0.03 KB

SPHINX #Jean_Cocteau @mimetic_art
SPHINX #Jean_Cocteau @mimetic_art

photo content

sticker.webp0.03 KB