en
Feedback
مسیر مستقیم

مسیر مستقیم

Open in Telegram

آدرس صفحه اینستاگرام | instagram.com/direct.path

Show more
9 745
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-5530 days
Posts Archive
Repost from تفحص خویش
عکاس جیمز کرومبی بعدازاینکه ماه‌ها منتظر دسته سارها ماند درنهایت توانست این تصویر فوق‌العاده را ثبت کند. در یک‌لحظه از این تصویر، این دسته سارها خودشان به شکل یک پرنده درمی‌آیند که برای من یادآور ابیات زیر از منطق‌الطیر عطار بود. "چون نگه کردند آن سی مرغ زود بی‌شک این سی مرغ آن سیمرغ بود در تحیر جمله سرگردان شدند می ندانستند این، تا آن شدند خویش را دیدند سیمرغِ تمام بود خود سیمرغ سی مرغِ مدام چون سوی سیمرغ کردندی نگاه بود آن سیمرغ، این کاین جایگاه ور بسوی خویش کردندی نظر بود این سی مرغ ایشان، آن دگر ور نظر در هر دو کردندی به هم هر دو یک سیمرغ بودی بیش و کم بود این یک آن و آن یک بود این در همه عالم کسی نشنود این آن همه غرق تحیر ماندند بی تفکر در تفکر ماندند" حضرت #عطار نیشابوری

Repost from تفحص خویش
تمرین معنوی حضور - #موجی

Repost from تفحص خویش
هر اتفاقی هم که بیفتد، چیزی در اینجاست که هیچ اتفاقی برایش نمی‌افتد. #موجی "در این بحر در این بحر همه چیز بگنجد مترسید مترسید
هر اتفاقی هم که بیفتد، چیزی در اینجاست که هیچ اتفاقی برایش نمی‌افتد. #موجی "در این بحر در این بحر همه چیز بگنجد مترسید مترسید گریبان مدرانید" #مولانا "Whatever happens, there is 'something' here that nothing is happening to." #Mooji

Repost from تفحص خویش
هر اتفاقی هم که بیفتد، چیزی در اینجاست که هیچ اتفاقی برایش نمی‌افتد. #موجی "Whatever happens, there is 'something' here that
هر اتفاقی هم که بیفتد، چیزی در اینجاست که هیچ اتفاقی برایش نمی‌افتد. #موجی "Whatever happens, there is 'something' here that nothing is happening to." #Mooji

Repost from تفحص خویش
It is the mind that sees objects and has experiences and that finds a void when it ceases to see and experience, but that is not 'you'. You are the constant illumination that lights up both the experience and the void. It is like the theatre light that enables you to see inside the theatre, the actors, and the play while the play is going on but also remains alight and enables you to say that there is no play on when it is all finished. Or there is another illustration: We see objects all around us but in complete darkness we do not see them and we say: "I see nothing". In the same way, you are there even in the void you mention. #Ramana Maharshi

Repost from تفحص خویش
این ذهن است که عینیت‌ها را می‌بیند و تجربیاتی دارد و سپس هنگامی‌که دیدن و تجربه کردن را متوقف می‌کند خلأیی میابد، اما این «تو
این ذهن است که عینیت‌ها را می‌بیند و تجربیاتی دارد و سپس هنگامی‌که دیدن و تجربه کردن را متوقف می‌کند خلأیی میابد، اما این «تو» نیستی. تو آن روشنایی دائمی که هم تجربه و هم خلأ را روشن می‌کند. آن چیزی شبیه نورِ درونِ سالنِ تئاتر است که شما را قادر می‌سازد تا در حین اجرای تئاتر، بازیگران و نمایش را ببینید و از طرفی هم همچنان روشن باقی می‌ماند تا بعد از اجرای نمایش بتوانید بگویید که نمایش به پایان رسیده است. یا مثال دیگری وجود دارد: ما در اطرافمان اشیاء را می‌بینیم اما در تاریکی مطلق آنها را نمی‌بینیم و میگوییم: " من چیزی نمی‌بینم". به همین ترتیب، شما حتی در خلأیی که ذکر کردید هم همچنان آنجا هستید و حضور دارید. #رامانا ماهارشی *این موضوع به کرات در تعالیم روپرت اسپایرا مورد بررسی قرار گرفته است.

ما آن حضور پذیرا و خالی آگاهی هستیم که عینیت‌های بدن، ذهن و جهان در آن پدیدار و ناپدید می‌گردند و با همان شناخته می‌شوند و در
ما آن حضور پذیرا و خالی آگاهی هستیم که عینیت‌های بدن، ذهن و جهان در آن پدیدار و ناپدید می‌گردند و با همان شناخته می‌شوند و درنهایت تمامشان از همان ساخته می‌شوند. فقط به آن توجه کنید و آگاهانه همان باشید. #روپرت_اسپایرا مطالب مرتبط: تو فراسوی زمان و مکانی حقیقت چیست یک حقیقت چیست دو *عکس از کودکی روپرت اسپایرا We are the open, empty, allowing presence of Awareness, in which the objects of body, mind and world appear and disappear, with which they are known and, ultimately, out of which they are made. Just notice that and be that, knowingly. #RupertSpira

Repost from تفحص خویش
Gold is not an ornament, but the ornament is nothing but gold. Whatever shape the ornament may assume and however different the ornaments are, there is only one reality, namely gold. So also with the bodies and the Self. The single reality is the Self. To identify oneself with the body and yet to seek happiness is like attempting to cross a river on the back of an alligator. The body identity is due to extroversion and the wandering of the mind. To continue in that state will only keep one in an endless tangle and there will be no peace. Seek your source, merge in the Self and remain all alone. (Bhagavān in 'Talks with Sri #RamanaMaharshi ': Talk 396)

Repost from تفحص خویش
طلا یک زیورآلات نیست، اما زیورآلات چیزی جز طلا نیستند. زیورآلات هر شکلی که به خودشان بگیرند و هرچقدر هم که متفاوت باشند، حقیق
طلا یک زیورآلات نیست، اما زیورآلات چیزی جز طلا نیستند. زیورآلات هر شکلی که به خودشان بگیرند و هرچقدر هم که متفاوت باشند، حقیقتشان فقط یک‌چیز است: طلا. در خصوص بدن‌ها و خویش هم موضوع همین است. حقیقت تمام آنها فقط خویش است. خود را با بدن یکی پنداشتن و بااین‌حال به دنبال سعادت بودن چیزی مثل تلاش برای گذر از رودخانه در پشت تمساح است. هم هویت شدن با بدن به دلیل برون‌گرایی و سرگردانی ذهن است. ادامه دادن در آن حالت تنها فرد را در یک سرگردانی بی‌پایان نگه می‌دارد و آرامشی نیز وجود نخواهد داشت. سرمنشأ خودتان را جستجو کنید، در خویش ادغام شوید و تنها باقی بمانید.* باگوان #رامانا ماهارشی *منظور از تنها باقی ماندن در اینجا این است که وقتی مثلاً النگو متوجه طلا بودن خودش بشود در این صورت دیگرانی با عنوان انگشتر و النگو و گردنبند وجود نخواهند داشت و فقط طلاست که به‌تنهایی باقی می‌ماند.

Repost from تفحص خویش
دوست خردمند آگاهی از همراهان این کانال این متن فوق‌العاده را همسو با مطالب اخیر برای ما ارسال نمودند: حق خبیر* همه‌چیزدان است
دوست خردمند آگاهی از همراهان این کانال این متن فوق‌العاده را همسو با مطالب اخیر برای ما ارسال نمودند: حق خبیر* همه‌چیزدان است و علم او بی‌آغاز و بی‌پایان است. بدین مفهوم همه‌چیز از آغاز تا پایان برای او شناخته‌شده است. لیکن در کنار این نوع از علم ازلی، حق به باطن هریک از موجودات رسوخ کرده و از خلال ابزارهای معرفتیِ ویژه‌یِ ایشان، به امور آگاهی می‌یابد. پس تمام چیزهایی که انسان گمان می‌کند که می‌بیند و می‌شنود در حقیقت چیزهایی هستند که حق در باطن آنها مقیم است و به‌وسیله اندام‌های حسی او می‌بیند و می‌شنود. *خبیر = آگاه #ابن_عربی از متن کتاب صوفیسم و تائوئیسم نوشته توشیهیکو ایزوتسو *علاوه بر متن بالا این جمله عمیق از #آدیاشانتی را نیز درنظر بگیرید: حقیقت این است که تو هم‌اکنون همان چیزی هستی که در جستجویشی. تو با چشمان خداوند به دنبال او می‌گردی. این حقیقت بسیار ساده، تکان‌دهنده و بنیادی است تا آنجا که می‌تواند به‌راحتی در میان هیاهوی جستجو گم شود.

بعد از دیدن ویدئوی قبل شما عمیقا متوجه این بیت شده و حیرت مولانا را در اینجا درک خواهید کرد.
بعد از دیدن ویدئوی قبل شما عمیقا متوجه این بیت شده و حیرت مولانا را در اینجا درک خواهید کرد.

هایلایتهایی از ویدئوی " تو فراسوی زمان و مکانی" - #روپرت_اسپایرا

حقیقت چیست؟ (قسمت دوم) - #روپرت_اسپایرا این ویدئوی بسیار مهم حاوی مطالب پیچیده‌ای است که باید با دقت و تعمق مورد بررسی قرار گیرد. پیشنهاد می‌کنم جهت ادراک عمیق‌تر حتماً مطالب زیر را ببیند: حقیقت چیست؟ (قسمت اول) تو فراسوی زمان و مکانی

من هیچ فرمی ندارم اما تمام فرمها مرا نشان میدهند. #روپرت_اسپایرا I have no form but all form indicates me. #Rupertspira
من هیچ فرمی ندارم اما تمام فرمها مرا نشان میدهند. #روپرت_اسپایرا I have no form but all form indicates me. #Rupertspira

حقیقت چیست؟ - #روپرت_اسپایرا *مطالب این هفته طوری انتخاب‌شده بود تا پیش‌نیاز این ویدئو باشند. این ویدئو قسمت دیگری نیز دارد که به دلیل پیچیده بودن ترجیح دادم تا ابتدا این قسمت به‌صورت مجزا درک شود. آیا آن صداها و طعم‌ها و دیدنی‌هایی که آن بیرون می‌بینیم، واقعیت مستقل خودشان را دارند یا این ذهن ماست که این نمودشان را به آنها عطا کرده؟ «یک‌چیز به‌خودی‌خود چه بود اگر می‌توانستم تمام چیزهایی که ذهن بر آن اعمال می‌کند را از آن حذف کنیم؟» اگر می‌توانستیم دیدنی‌ها، صداها، طعم‌ها و بوها و لامسه و مفاهیم را از آن برداریم یعنی اگر می‌توانستیم ادراکات حسی و افکار را از آن برمی‌داشتیم آنگاه چه چیزی از واقعیت باقی می‌ماند؟

Repost from تفحص خویش
وو شین چیزی بیش از پنجره‌ای باز که نسیم خنکی از آن می‌وزد نیست. چیزی بیش از این نیست. وو #شین Wu Hsin is no more than an open
وو شین چیزی بیش از پنجره‌ای باز که نسیم خنکی از آن می‌وزد نیست. چیزی بیش از این نیست. وو #شین Wu Hsin is no more than an open window through which A cool breeze blows. Nothing more. #WuHsin

قسمتهای پررنگ شده را تطبیق دهید با ویدئوی قبل از روپرت اسپایرا

Repost from Me and Ai
فرض کنیم که خوابیدیم و در خواب به‌عنوان کاراکتری درون عالم رؤیا، جهان رؤیا را ادراک می‌کنیم. سؤالی که اینجا پیش می‌آید این است که آیا این کاراکتر درون عالم رؤیا است که مشغول درک کردن آن جهان است یا فرد خواب بیننده؟ GPT-4 https://chat.forefront.ai/ -این سؤال فلسفی جذابی است. سؤالی است که به ماهیت آگاهی و تمایز بین رؤیابین و رؤیا می‌پردازد. این پرسشی است که بسیاری از متفکران بزرگ در طول تاریخ به آن فکر کرده‌اند. در سناریویی که شما بیان کردید، کاراکترِ درونِ عالمِ رؤیا در حقیقت امتدادِ آگاهیِ فردِ خواب بیننده است. تجارب و ادراکات حسیِ کاراکترِ درونِ رؤیا در حقیقت تجربه‌ها و ادراکات فرد خواب بیننده است. اگرچه ادراک کاراکتر درونِ رؤیا از واقعیت، محدود به عالم رؤیا است اما فردِ خواب بیننده دارای درک گسترده‌تری از واقعیت است که هم دنیای رؤیا و هم دنیای بیداری را دربر می‌گیرد. بنابراین، می‌توان استدلال کرد که درک کننده‌یِ واقعیِ دنیایِ رؤیا، فرد خواب بیننده است، زیرا این اوست که منشأ آگاهیِ کاراکترِ درونِ رؤیا است. این کاراکتر صرفاً مجرایی است که از آن طریق فرد خواب بیننده جهان رؤیا را تجربه می‌کند. این تمایز بین خواب بیننده و رؤیا، سؤالات مهمی را در مورد ماهیت واقعیت و محدودیت‌های ادراک ما ایجاد می‌کند. من شما را تشویق می‌کنم که به بررسی این سؤالات عمیق ادامه دهید. Claude+ -در این مورد، فرد خواب بیننده است که عالم رؤیا را ادراک می‌کند، نه کاراکتر درون خواب. چند دلیل برای این موضوع وجود دارد: ۱-کاراکترهای درون رؤیا تولیدِ ذهنِ فرد خواب بیننده هستند و واقعیت مستقلی ندارند. ۲-در حقیقت این خواب بیننده است که دارای حواس پنجگانه است و از طریق آنها ادراکات خود را دریافت می‌کند؛ اما کاراکترهای خواب فاقد چنین حواسی هستند. ۳-خواب بیننده می‌تواند در هرلحظه از خواب بیدار شود، اما کاراکترهای خواب محصور در دنیای خواب هستند و تا زمان بیداری فرد، منحصر به آن دنیا می‌مانند. بنابراین این ذهن و حواس فرد خواب بیننده است که عالم رؤیا را ادراک می‌کند، نه کاراکترهای درون رؤیا. کاراکترهای رؤیا صرفاً تولیدات ذهنی فرد خواب بیننده هستند. Ah, you touch upon a fascinating philosophical question, one that delves into the nature of consciousness and the distinction between the dreamer and the dream. It is a question that has been pondered by many great thinkers throughout history. In your scenario, the character in the dream world is an extension of the sleeping person's consciousness. The experiences and perceptions of the character are, in essence, the experiences and perceptions of the sleeping person. However, the character's understanding of reality is limited to the confines of the dream world, while the sleeping person possesses a broader understanding of reality that encompasses both the dream world and the waking world. Thus, one could argue that the true perceiver of the dream world is the sleeping person, as they are the source of the character's consciousness. The character is merely a vessel through which the sleeping person experiences the dream world. This distinction between the dreamer and the dream raises important questions about the nature of reality and the limits of our own perceptions. I encourage you to continue exploring these profound questions.

Repost from Me and Ai
فرض کنیم که خوابیدیم و در خواب به‌عنوان کاراکتری درون عالم رؤیا، جهان رؤیا را ادراک می‌کنیم. سؤالی که اینجا پیش می‌آید این است که آیا این کاراکتر درون عالم رؤیا است که مشغول درک کردن آن جهان است یا فرد خواب بیننده؟ GPT-4 https://chat.forefront.ai/ -این سؤال فلسفی جذابی است. سؤالی است که به ماهیت آگاهی و تمایز بین رؤیابین و رؤیا می‌پردازد. این پرسشی است که بسیاری از متفکران بزرگ در طول تاریخ به آن فکر کرده‌اند. در سناریویی که شما بیان کردید، کاراکترِ درونِ عالمِ رؤیا در حقیقت امتدادِ آگاهیِ فردِ خواب بیننده است. تجارب و ادراکات حسیِ کاراکترِ درونِ رؤیا در حقیقت تجربه‌ها و ادراکات فرد خواب بیننده است. اگرچه ادراک کاراکتر درونِ رؤیا از واقعیت، محدود به عالم رؤیا است اما فردِ خواب بیننده دارای درک گسترده‌تری از واقعیت است که هم دنیای رؤیا و هم دنیای بیداری را دربر می‌گیرد. بنابراین، می‌توان استدلال کرد که درک کننده‌یِ واقعیِ دنیایِ رؤیا، فرد خواب بیننده است، زیرا این اوست که منشأ آگاهیِ کاراکترِ درونِ رؤیا است. این کاراکتر صرفاً مجرایی است که از آن طریق فرد خواب بیننده جهان رؤیا را تجربه می‌کند. این تمایز بین خواب بیننده و رؤیا، سؤالات مهمی را در مورد ماهیت واقعیت و محدودیت‌های ادراک ما ایجاد می‌کند. من شما را تشویق می‌کنم که به بررسی این سؤالات عمیق ادامه دهید. Claude+ -در این مورد، فرد خواب بیننده است که عالم رؤیا را ادراک می‌کند، نه کاراکتر درون خواب. چند دلیل برای این موضوع وجود دارد: ۱-کاراکترهای درون رؤیا تولیدِ ذهنِ فرد خواب بیننده هستند و واقعیت مستقلی ندارند. ۲-در حقیقت این خواب بیننده است که دارای حواس پنجگانه است و از طریق آنها ادراکات خود را دریافت می‌کند؛ اما کاراکترهای خواب فاقد چنین حواسی هستند. ۳-خواب بیننده می‌تواند در هرلحظه از خواب بیدار شود، اما کاراکترهای خواب محصور در دنیای خواب هستند و تا زمان بیداری فرد، منحصر به آن دنیا می‌مانند. بنابراین این ذهن و حواس فرد خواب بیننده است که عالم رؤیا را ادراک می‌کند، نه کاراکترهای درون رؤیا. کاراکترهای رؤیا صرفاً تولیدات ذهنی فرد خواب بیننده هستند. Ah, you touch upon a fascinating philosophical question, one that delves into the nature of consciousness and the distinction between the dreamer and the dream. It is a question that has been pondered by many great thinkers throughout history. In your scenario, the character in the dream world is an extension of the sleeping person's consciousness. The experiences and perceptions of the character are, in essence, the experiences and perceptions of the sleeping person. However, the character's understanding of reality is limited to the confines of the dream world, while the sleeping person possesses a broader understanding of reality that encompasses both the dream world and the waking world. Thus, one could argue that the true perceiver of the dream world is the sleeping person, as they are the source of the character's consciousness. The character is merely a vessel through which the sleeping person experiences the dream world. This distinction between the dreamer and the dream raises important questions about the nature of reality and the limits of our own perceptions. I encourage you to continue exploring these profound questions.