en
Feedback
مسیر مستقیم

مسیر مستقیم

Open in Telegram

آدرس صفحه اینستاگرام | instagram.com/direct.path

Show more
9 745
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-5530 days
Posts Archive
Repost from تفحص خویش
من محتوای آگاهی نیستم، من خودِ آگاهی‌ام - سوامی #سارواپریاناندا * مطلب بسیار مهم و مرتبطی با پستهای قبل

Repost from تفحص خویش
"من هستم" - #سانی شارما

پاسخ به سؤالات متداول در خصوص مشاهده‌گری و مطالب قبل - #مسیرمستقیم احتمالا عزیزانی که با پستهای قبل همراه بودند این مطلب را بهتر ادراک خواهند کرد.

Repost from تفحص خویش
محو شو - #موجی نیست شو تا هستی‌ات از پی رسد تا تو هستی، هست در تو کی رسد؟

Repost from تفحص خویش
مشاهده گری - #سانی شارما

من فلانی فلانی هستم من زن هستم من ۴۱ سال سن دارم من مجرد هستم من کودکی سختی داشتم من خاطرات عاشقانه تلخی داشتم من در حال حاضر دندان‌درد دارم من غمگینم من ناامیدم دقت کنید که در تمام جملات بالا یک "من" ثابت وجود داشت و حالاتی متغیر. حالا آن جملات را نوع دیگری بررسی می‌کنیم: من از اسم و فامیلی که به من داده‌شده آگاهم. من از جنسیت این بدن آگاهم من از سن این بدن آگاهم من از وضعیت تأهلم آگاهم من از خاطراتم آگاهم من از حواس بدنم آگاهم من از عواطف و احساساتم آگاهم. در تمام جملات بالا واژه‌های "من" و "آگاه بودن" به‌طور مکرر تکرار شدند و ثابت بودند. متوجه شدیم که این "من" عنصر شناخت یا آگاهی از چیزهاست. یعنی وضعیت‌ها، حالات، اتفاقات مختلفی می‌آیند و می‌روند و این "من" هستم که از آنها "آگاه" هستم. درواقع یعنی "من مشاهده‌کننده هستم و تمام چیزهای دیگر مشاهده شدنی" برای ادراک عمیق‌تر به‌طور تجربی این موضوع را بررسی می‌کنیم: همین حالا یک فکری از اتفاقات دیروز را در ذهنتان مرور کنید. مثلاً شامی که دیشب خوردید. برای چند ثانیه چشمتان را ببندید و به آن فکر کنید. ببینید در این فضایی که افکار در درون شما رخ دادند صرفاً فقط این افکار وجود نداشتند بلکه چیزی مقدم بر این افکار وجود داشت که این افکار را فراخوانی کرد و هم‌زمان متوجه آنها نیز بود. حالا یک‌بار دیگر با علم به این موضوع چشم‌ها را ببندید و افکار مربوط به شام دیشب را مرور کنید. و این بار متوجه آن چیزی که از این افکار آگاه است و آنها را شناسایی می‌کند باشید. در حالت محاوره‌ای این‌طور میگوییم که این من هستم که از افکارم آگاهم. حالا این من را شناسایی کنید. به‌جای اینکه کاملاً غرق در افکار بشوید متوجه آن چیزی که از این افکار آگاه است باشید چون همان‌طور که گفته شد در اینجا صرفاً افکار وجود ندارند بلکه چیزی مقدم بر آنها وجود دارد که از آنها آگاه است. ما به آن چیز میگوییم "من" این "من" چیست؟ این منِ مشاهده‌کننده یا ادراک‌کننده چیست؟ آیا من مجموع چیزهایی که از آنها آگاهم هستم یا من خودِ آگاهی‌ام؟ جملاتی که در ابتدای این متن برای معرفی آمده بود صرفاً چیزهایی بود که "من" از آنها آگاه است اسم و فامیل – جنسیت- سن – خاطرات – گذشته – و .. مشاهده‌کننده، چیزهایی که مشاهده می‌کند نیست. به ادراک ذهنی بسنده نکنید بلکه این موضوع را عمیقاً درون خودتان بررسی کنید. هرچه عمیق‌تر آن را درک کنید و به مراقبه بگذارید بیشتر خود حقیقی‌تان را خواهید شناخت. من افکار و احساسات و خاطرات و تصاویری که می‌آیند و می‌روند نیستم من آن چیزی هستم که از تمام این‌ها آگاه است من چیستم؟ پاشو برو تو آینه خودتو نگاه کن و از خودت بپرس: آیا من اینم یا من اون چیزی هستم که از این آگاهه؟ #مسیرمستقیم

photo content

Repost from تفحص خویش
جستجو چیست؟ جستجو یک "توی" بتصور درآمده درون "تو" است که می‌خواهد خدا را بشناسد. هر چیزی که تو میدانی و از آن آگاهی عینیتی مشاهده شدنی است و تو آن مشاهده‌کننده هستی. در این صورت اینکه می‌خواهی خدا را بشناسی به چه معناست؟ تو این‌طور فکر می‌کنی که تو مشاهده‌کننده هستی و خدا عینیتی مشاهده شدنی اما موضوع کاملاً برعکس است. این خداست که مشاهده‌کننده است و تو عینیتی مشاهده شدنی.* #رامش_بالسکار تو ذهن نیستی. بدیهی است که ادراک‌کننده یا مشاهده‌کننده نمی‌تواند آنچه ادراک یا مشاهده می‌کند باشد. شما می‌توانید بدنتان را ادراک کنید، بنابراین شما بدنتان نیستید. شما می‌توانید افکارتان را مشاهده کنید، بنابراین شما ذهنتان نیستید. آنی که نمی‌تواند تصور و ادراک شود شمایید. #رامش_بالسکار *این چه چیزی است که از بدن، افکار و احساسات و حس‌های بدن و عواطف و خاطرات آگاه است؟ این افکار و احساسات و تصاویر و خاطرات می‌آیند و می‌روند، بدن به‌طور مدام تغییر می‌کند اما آن چیزی که از این‌ها آگاه است ثابت و پایدار اینجا و اکنون وجود دارد و همیشه حاضر است. آیا من این بدن، این افکار و احساسات و تصاویر و حس‌ها که می‌آیند و می‌روند و من از آنها آگاهم هستم یا من آن چیزی هستم که از آنها آگاه است؟ آیا من محتوای آگاهی‌ام هستم یا خودِ آگاهی‌ام؟ What is seeking? Seeking is a perceived “you” appearing in 'You' wanting to know God. Whatever you know is an object, and You are the subject. So if you want to know God, what does it mean? You think you are the subject and God is the object, but what is, is the other way around. God is the Subject and you are the object. #RameshBalsekar You are not the mind. It is axiomatic that the perceiver cannot be the perceived. You can perceive your body; therefore, you are not the body. You can perceive your thoughts; therefore, you are not the mind. That which cannot be perceived or conceived is what you ARE. #RameshBalsekar

Repost from تفحص خویش
photo content

Repost from تفحص خویش
"The unique Substance, viewed as absolute and void of all phenomena, all limitations and all multiplicity, is the Real (al-Haqq). On the other hand, viewed in His aspect of multiplicity and plurality, under which He displays Himself when clothed with phenomena, He’s the whole created universe. Therefore the universe is the outward visible expression of the Real, and the Real is the inner unseen reality of the universe. The universe before it was evolved to outward view was identical with the Real; and the Real after this evolution is identical with the universe." #Jami

Repost from تفحص خویش
«ذات یگانه، وقتی به‌عنوان مطلق و عاری از تمام پدیده‌ها و محدودیت‌ها و کثرت‌ها دیده شود، حقیقت (الحق) است. از سوی دیگر، وقتی ا
«ذات یگانه، وقتی به‌عنوان مطلق و عاری از تمام پدیده‌ها و محدودیت‌ها و کثرت‌ها دیده شود، حقیقت (الحق) است. از سوی دیگر، وقتی از جنبه کثرت و تعددش دیده شود یعنی هنگامی‌که خودش را در لباس پدیده‌ها پوشانیده است، او همچنان تمامِ این جهانِ آفریده‌شده است. بنابراین، جهانِ هستی تجلی بیرونی و قابل‌رؤیت "حقیقت" است و "حقیقت"، واقعیت نادیدنی درونِ جهانِ هستی است. جهان هستی پیش از آنکه به منظری بیرونی تکامل یابد، با "حقیقت" یکی بود؛ و "حقیقت" هم بعدازاین تکامل، با جهان هستی یکی است.» عبدالرحمن #جامی

Repost from تفحص خویش
"The unique Substance, viewed as absolute and void of all phenomena, all limitations and all multiplicity, is the Real (al-Haqq). On the other hand, viewed in His aspect of multiplicity and plurality, under which He displays Himself when clothed with phenomena, He’s the whole created universe. Therefore the universe is the outward visible expression of the Real, and the Real is the inner unseen reality of the universe. The universe before it was evolved to outward view was identical with the Real; and the Real after this evolution is identical with the universe." #Jami

Repost from تفحص خویش
«ذات یگانه، وقتی به‌عنوان مطلق و عاری از تمام پدیده‌ها و محدودیت‌ها و کثرت‌ها دیده شود، حقیقت (الحق) است. از سوی دیگر، وقتی ا
«ذات یگانه، وقتی به‌عنوان مطلق و عاری از تمام پدیده‌ها و محدودیت‌ها و کثرت‌ها دیده شود، حقیقت (الحق) است. از سوی دیگر، وقتی از جنبه کثرت و تعددش دیده شود یعنی هنگامی‌که خودش را در لباس پدیده‌ها پوشانیده است، او همچنان تمامِ این جهانِ آفریده‌شده است. بنابراین، جهانِ هستی تجلی بیرونی و قابل‌رؤیت "حقیقت" است و "حقیقت"، واقعیت نادیدنی درونِ جهانِ هستی است. جهان هستی پیش از آنکه به منظری بیرونی تکامل یابد، با "حقیقت" یکی بود؛ و "حقیقت" هم بعدازاین تکامل، با جهان هستی یکی است.» عبدالرحمن #جامی

Repost from تفحص خویش
اسپینوزا – جبر و اختیار *این ویدئو را در یوتیوب دیدم و توجه‌ام را جلب کرد و گفتم اینجا با شما هم به اشتراک بگذارم. البته ایرادی که بر کار ایشان وارد است این است که وقتی مطلبی پژوهشی به این صورت ارائه می‌شود باید منابع هم ذکر شود که متأسفانه در اینجا چیزی در این خصوص گفته نمی‌شود. اما بااین‌حال موضوع قابل‌تأملی است. لینک این ویدئو در یوتیوب

اولین و بزرگ‌ترین خطای ادراکی *هدف از ارئه مطالب اخیر یعنی از مطلب "نَفَس کِشَنده را پیدا کن" به بعد رسیدن به این موضوع بود. پس سعی کنید تا به عمق آن راه پیدا کنید.