en
Feedback
مسیر مستقیم

مسیر مستقیم

Open in Telegram

آدرس صفحه اینستاگرام | instagram.com/direct.path

Show more
9 745
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-5530 days
Posts Archive
Repost from تفحص خویش
پرسشگر: باگوان، من مارتین هستم. به اینجا آمدم تا از شما یاد بگیرم که چطور می‌توان بدون رنج و بدبختی زندگی کرد. چطور چنین چیزی
پرسشگر: باگوان، من مارتین هستم. به اینجا آمدم تا از شما یاد بگیرم که چطور می‌توان بدون رنج و بدبختی زندگی کرد. چطور چنین چیزی ممکن است؟ من کی از تمام این رنج‌ها رها خواهم شد؟ باگوان #رامانا ماهارشی: هنگامی‌که متوجه شوی که هیچ مارتینی اصلاً وجود ندارند. مارتین: متوجه نمی‌شوم ممکن است بیشتر توضیح دهید؟ رامانا ماهارشی: شما خودتان را فردی به نام مارتین تصور می‌کنید که مشغول زندگی کردن است؛ اما در حقیقت فقط زندگی است که وجود دارد، فقط آگاهی است که وجود دارد، فقط خویش است که وجود دارد و چیزی بیرون یا جدا از آن اصلاً وجود ندارد. Questioner: "I am Martin. I came here to learn from you how to live without any misery. How is that possible? When will I be free from all suffering?" #Ramana Maharshi : "When you realize that Martin do not exist." Martin: "I don't understand. Can you elaborate, please?" Ramana Maharshi: "You imagine yourself to be an individual entity named Martin who is living life. In reality, there is only Life itself, only Consciousness, only the Self, and nothing is outside or apart from that.

Repost from تفحص خویش
به‌جای اینکه افکار و احساساتتان باشید، آن آگاهی پشت آن‌ها باشید." #اکهارت تُله *دقت کن که چیزی درونت از این افکار و احساسات و
به‌جای اینکه افکار و احساساتتان باشید، آن آگاهی پشت آن‌ها باشید." #اکهارت تُله *دقت کن که چیزی درونت از این افکار و احساسات و عواطف آگاه است. چه چیزی از غمگین بودنت آگاه است؟ چه چیزی از شاد بودنت آگاه است؟ تو «آن» هستی و نه خودِ غم یا خودِ شادی. با «آن» بمان. آن چیزی که از احساسات و عواطفت آگاه است همان است که هم‌اکنون خود به خودی نفس می‌کشد، همان است که خود به خودی تقسیم سلولی انجام می‌دهد و خود به خودی در قلب می‌تپد. همان است که می‌بیند و همان است که می‌شنود. تو همانی. این همان چیزی است که از وجود افکار و احساسات و ادراکات آگاه هست. در مثال صفحه‌نمایش و محتوای آن، همان صفحه‌نمایش است که ثابت و بی‌تغییر است، همان چیزی است که از تجربه‌ها آگاه است. تو همانی. خودت را صرفاً با محتوای زندگی‌ات اشتباه نگیر. تو خیلی بزرگ‌تر از این شخص و ماجراهایش هستی.

تمرکزِ توجه - شرحی بر دو مطلب قبل #مسیرمستقیم مطلب مرتبط: مرگ ایگو

تمام آنچه نیاز است این است که تمرکزِ توجه‌مان را از محتوایِ تجربه آزاد کنیم و آنگاه وجودمان خودبه‌خود خواهد درخشید. #روپرت_اس
تمام آنچه نیاز است این است که تمرکزِ توجه‌مان را از محتوایِ تجربه آزاد کنیم و آنگاه وجودمان خودبه‌خود خواهد درخشید. #روپرت_اسپایرا

Repost from تفحص خویش
مرگ ایگو – چطور افکار را بی‌هیچ تلاشی حذف کنید *اگر شما مدتی است که با این کانال آشنا هستید احتمالاً همین مطلب را به طرق دیگر بارها در ویدیوها یا متن‌ها دیده‌اید و خوانده‌اید اما شنیدن این مطلب در بیان جوانی که عمیقاً متوجه این موضوع شده شیرینی دیگری داشت. تکنیکی که ارائه می‌شود را می‌توانید به‌طور مرتب با چیزهای گوناگونی که در طول روز با آنها روبه‌رو می‌شوید انجام دهید به‌طور مثال در راه رفتن: چه چیزی از حسی که با برخورد پا با زمین ایجاد می‌شود آگاه است و آن را شناسایی می‌کند؟ چه چیزی از تکانه‌های دو دست هنگام راه رفتن آگاه است؟ در حین فکر کردن یا احساس کردن: چه چیزی از این افکار آگاه است، چه چیزی از این حس – هر حسی که باشد ازجمله ترس، هیجان، غم... – آگاه است؟ حین غذا خوردن: چه چیزی از طعم این غذا آگاه است؟ و ...

Repost from تفحص خویش
مرگ ایگو – چطور افکار را بی‌هیچ تلاشی حذف کنید *اگر شما مدتی است که با این کانال آشنا هستید احتمالاً همین مطلب را به طرق دیگر بارها در ویدیوها یا متن‌ها دیده‌اید و خوانده‌اید اما شنیدن این مطلب در بیان جوانی که عمیقاً متوجه این موضوع شده شیرینی دیگری داشت. تکنیکی که ارائه می‌شود را می‌توانید به‌طور مرتب با چیزهای گوناگونی که در طول روز با آنها روبه‌رو می‌شوید انجام دهید به‌طور مثال در راه رفتن: چه چیزی از حسی که با برخورد پا با زمین ایجاد می‌شود آگاه است و آن را شناسایی می‌کند؟ چه چیزی از تکانه‌های دو دست هنگام راه رفتن آگاه است؟ در حین فکر کردن یا احساس کردن: چه چیزی از این افکار آگاه است، چه چیزی از این حس – هر حسی که باشد ازجمله ترس، هیجان، غم... – آگاه است؟ حین غذا خوردن: چه چیزی از طعم این غذا آگاه است؟ و ...

این افکار و احساسات هستند که اولویت‌هایی دارند، انتخاب می‌کنند، دوست دارند و دوست ندارند، جستجو می‌کنند و مقاومت می‌کنند، ستا
این افکار و احساسات هستند که اولویت‌هایی دارند، انتخاب می‌کنند، دوست دارند و دوست ندارند، جستجو می‌کنند و مقاومت می‌کنند، ستایش می‌کنند و سرزنش می‌کنند، امید دارند و ناامید می‌شوند، قضاوت می‌کنند و محکوم می‌کنند، اما خود واقعی ما –آگاهی- یعنی آنی که از این افکار و احساسات آگاه است و آنها را شناسایی می‌کند، در پیش‌داوری‌های آنها شریک نیست. آگاهی به تمام انسان‌ها و چیزها یکسان می‌نگرد، آن‌گونه که خورشید به همه‌چیز به‌طور مساوی می‌تابد. #روپرت_اسپایرا Thoughts and feelings have preferences, make choices, like and dislike, seek and resist, praise and blame, hope and despair, judge and condemn, but our Self, Awareness, that which knows them, does not share their prejudices. Awareness looks on all people and things alike, as the sun shines on all objects equally. RupertSpira#

خالی شو تا زمانی که موج باشی درگیر ماجرای موج بودنی اما هنگامی‌که موج با خالی شدن از خودش، با مرگِ بر موج بودنش، متوجه‌یِ حقیقت خودش که «آب بودنِ محض» است شد آنگاه وقتی به هر سو نگاه کند دیگر آن حباب‌ها و امواجِ گوناگون را نمی‌بیند. او چشمِ‌حقیقت‌بین پیدا کرده و در تمامِ اقیانوس به هر سو که نگاه می‌کند دیگر کثرتی نمی‌بیند و این «آب» است که در همه‌جا می‌بیند و اینجاست که متوجه می‌شود: «که یکی هست و هیچ نیست جز او» پس ازآنچه فکر می‌کنی هستی خالی شو تا به آنچه حقیقتاً هستی زنده شوی. از تمامِ خودت خالی شو، از هرچه درباره خودت میدانی و خودت را آن می‌پنداری خالی شو. تو آن چیزی که فکر می‌کنی هستی، نیستی. از تمامِ آنچه فکر می‌کنی هستی خالی شو. در این خالی شدن نیاز به ترس و نگرانی نیست. تمام ترس‌ها و نگرانی‌ها مربوط به آن چیزی است که باید از آن خالی شوی. در صورت خالی شدن دیگر چیزی اینجا نیست تا ترس و نگرانی شامل حالش شود. ترس و غم و افسردگی و نگرانی اثرات جانبی این موج، یعنی این شخصِ توهمی است. چون شخصی در اینجا نباشد ترس و غم و نگرانی دیگر هیچ مفهوم و کارکردی ندارند. خالی شو. آن‌قدر از تمام چیزهایی که خودت را آن‌ها می‌پنداری خالی شو تا دیگر چیزی برای خالی شدن باقی نماند. تو این ماجراهایِ زندگی‌ات نیستی. روی این سؤالات تعمق کن: در خالی بودنِ محض تو چیستی؟ این چیزی که اکنون، از آن شخصی که گمان می‌کرد هست تماماً خالی‌شده، چیست؟ این تویِ تماماً خالی‌شده از «همه‌چیز»، چیستی؟ مطلقاً هیچ جوابی نده فقط باش در این سکوتِ خالی بودنِ محض، بمان و هرچه بیشتر به عمق آن فروبرو. خالیِ خالیِ خالیِ خا ... #مسیرمستقیم

photo content

+4
Znh1.mp328.46 MB

Repost from تفحص خویش
علاوه بر نسخه صوتی قبل، یکی دیگر از دوستان هم محبت کردند و فایل صوتی دیگری از کتاب سه قصه اثر هرمان هسه آماده کردند و به همه ما هدیه دادند سپاس از مهر و همراهی این عزیز 🙏🌸 متن کتاب را در اینجا بخوانید.

+4
Znh1.mp328.46 MB

Repost from تفحص خویش
علاوه بر نسخه صوتی قبل، یکی دیگر از دوستان هم محبت کردند و فایل صوتی دیگری از کتاب سه قصه اثر هرمان هسه آمده کردند و به همه ما هدیه دادند سپاس از مهر و همراهی این عزیز 🙏🌸 متن کتاب را در اینجا بخوانید.

Repost from تفحص خویش
درست و غلط، رنج و لذت فقط در ذهن وجود دارند. آنها ربطی به تو ندارند. تو آزاد و رهایی. تو مشاهده‌گرِ یگانه‌یِ تمامِ چیزهایی که
درست و غلط، رنج و لذت فقط در ذهن وجود دارند. آنها ربطی به تو ندارند. تو آزاد و رهایی. تو مشاهده‌گرِ یگانه‌یِ تمامِ چیزهایی که وجود دارند هستی، تو تا همیشه آزادی. تنها محدودیت تو، ندیدن همین موضوع است. #آشتاواکرا گیتا شرح مطلب بالا را در متن زیر پیدا کنید: "آنی که باعث می‌شود تا فکر کنی که تو انسانی خودش انسان نیست، بلکه نقطه‌ی بی‌بُعدی از آگاهی است، یک هیچِ آگاه؛ تمام آنچه درباره خودت می‌توانی بگویی، «من هستم» است. تو وجودِ محض، هشیاری و سعادتی. ادراک این موضوع، پایانِ تمامِ جستجوهاست." #نیسارگاداتا ماهاراج Right and wrong, pleasure and pain, exist in mind only. They are not your concern. You are free. You are the solitary Witness of All that is, forever free. Your only bondage is not seeing This. #Ashtavakra Gita That which makes you think that you are a human is not human. It is but a dimensionless point of consciousness, a conscious nothing; all you can say about yourself is: ‘I am.’ You are pure being — awareness — bliss. To realise that is the end of all seeking. #Nisargadatta Maharaj

Repost from تفحص خویش
بدون پذیرش این واقعیت که همه چیز تغییر می‌کند، نمی‌توانیم به آرامش کامل برسیم. هرچند که این موضوع امری حقیقی است اما متاسفانه
بدون پذیرش این واقعیت که همه چیز تغییر می‌کند، نمی‌توانیم به آرامش کامل برسیم. هرچند که این موضوع امری حقیقی است اما متاسفانه پذیرش آن برای ما سخت است. از آنجا که ما نمیتوانیم حقیقت ناپایداری را بپذیریم پس در نتیجه رنج میکشیم. در واقع علت رنج ما عدم پذیرش همین حقیقت است. همه چیز تغییر میکند و چیزی وجود ندارد که به آن بچسبید. این مهمترین تعلیم بوداست. استاد ذن شونریو #سوزوکی Without accepting the fact that everything changes, we cannot find perfect composure. But unfortunately, although it is true, it is difficult for us to accept it. Because we cannot accept the truth of transiency, we suffer. So the cause of suffering is our non-acceptance of this truth. Everything changes. There is nothing to stick to. That is the Buddha’s most important teaching. Shunryū #Suzuki

Repost from تفحص خویش
خودِ واقعیت علت رنج نیست بلکه نوعِ نگاهِ شما به واقعیت است که علت آن است. همیشه ماجرا مربوط به بیننده است و نه آنچه دیده می‌ش
خودِ واقعیت علت رنج نیست بلکه نوعِ نگاهِ شما به واقعیت است که علت آن است. همیشه ماجرا مربوط به بیننده است و نه آنچه دیده می‌شود.

Repost from تفحص خویش
«چرا همه شادند جز من» – #اکهارت تُله

تو وجودی بیکران در جامه‌ی تجربه‌ی انسانی هستی - #روپرت_اسپایرا *مطلبی کوتاه و در عین حال بسیار مهم که نیاز است جهت ادراک عمیقتر چندین بار دیده شود. عنوان اصلی ویدئو: You Are Infinite Being Clothed in Human Experience

Repost from تفحص خویش
کتاب لمعات – فخرالدین عراقی

Repost from تفحص خویش
عشق آتشی است که چون در دل افتد هرچه در دل یابد همه بسوزد، تا حدی که صورت معشوق را نیز از دل محو کند. مجنون در این سوزش بود، گ
عشق آتشی است که چون در دل افتد هرچه در دل یابد همه بسوزد، تا حدی که صورت معشوق را نیز از دل محو کند. مجنون در این سوزش بود، گفتند: لیلی آمد، گفت:‌ من خود لیلی‌ام و سر بگریبان فرو برد، لیلی گفت:‌سر بر آر که منم محبوب تو " آخر بنگر که از که می‌مانی باز؟" گفت: الیک عنی، فان حبک قد شغلنی عنک. (رهایم کن و مرا به حال خود بگذار به درستی که عشق تو مرا مشغول داشته است از تو.) خواهم که چنان کنی بعشقم مشغول کز عشق تو با تو هم نپردازم بیش
و شرح این رموز آنست که عشق به حکم احببت سر از گریبان عاشقی برزند، آنگاه بدامن معشوق درآویزد و چون هر دو را به سمت دوئی و کثرت موهوم یابد، نخست روی هر یک از دیگری بگرداند، آنگاه لباس دوئی از سر هر دو برکشد و هر دو را به رنگ خود که یگانگی صرف است برآرد.
"این همه رنگهای پر نیرنگ خُم وحدت کند همه یک رنگ" لمعات – فخرالدین عراقی *این مطلب را که مطالعه میکردم به یاد بیت زیر از مولانا افتادم که: "عشق آن شعله‌ست کو چون بر فروخت هرچه جز معشوق باقی جمله سوخت" و عجیب اینجا بود که عراقی حتی معشوق را نیز محو میکند و فقط عشق را باقی میگذارد.