en
Feedback
📚 ندبوک | NedBook 🩵✨

📚 ندبوک | NedBook 🩵✨

Closed channel

من ندام و اینجا با خوندن کتابا، زندگیای مختلف رو تجربه میکنیم 🫶🏻🩵🪐 ✨ سفارش کتاب: @NedBook_Order (هر کتابی تو ایران باشه داریم) 🎀 چنل خودمونی : @Nedventurez🎀 ✨لینک ناشناس : @NedBook_Bot ✨ چنل رضایت : @NedasFriends ✨چنل کیوتی‌جات : @Lumos_Fantasy 🪄🍭

Show more
9 995
Subscribers
No data24 hours
-1117 days
-62430 days
Posts Archive
امیدوارم حال همه‌تون خوب باشه بچه‌ها. 🫂😭 قلبم پیشتونه 💕

خیلی مراقب خودتون باشید و امیدوارم بهترین ها برامون اتفاق بیوفته❤️

جوری از شاهنامه استقبال کردین که تازه تجدید چاپ خورده بود ولی به همین زودی تمومش کردین رفت 😂
جوری از شاهنامه استقبال کردین که تازه تجدید چاپ خورده بود ولی به همین زودی تمومش کردین رفت 😂

سلام ندبوکی قشنگم❤️

👑 شاهنامه فقط یه کتاب قصه نیست؛ در واقع شناسنامه‌ی ما ایرانیاست. وقتی داستان‌های اصیل رو می‌خونی، متوجه می‌شی ریشه‌ت کجاست و
👑 شاهنامه فقط یه کتاب قصه نیست؛ در واقع شناسنامه‌ی ما ایرانیاست. وقتی داستان‌های اصیل رو می‌خونی، متوجه می‌شی ریشه‌ت کجاست و از کجا اومدی. این اصالت باعث می‌شه توی زندگی شخصی و اجتماعی هم «اصیل» فکر کنی و رفتار کنی. کسی که ریشه‌اش رو بشناسه، شخصیت محکم‌تری پیدا می‌کنه. @nedbook_order

👑شاهنامه به نثر👑 “میراث با ارزش به جا مانده از حکیم سخن ابولقاسم فردوسی” 👑نشر نگاه 👑جلد چرم و لبه رنگی 🎖قیمت: ۱.۱۵۰ ثبت
+1
👑شاهنامه به نثر👑 “میراث با ارزش به جا مانده از حکیم سخن ابولقاسم فردوسی” 👑نشر نگاه 👑جلد چرم و لبه رنگی 🎖قیمت: ۱.۱۵۰ ثبت سفارش از: @nedbook_order

کیخسرو، که نژادی دوجانبه ایرانی و تورانیذداشت، سرانجام به ایران بازگشت و به عنوان پادشاهی عادل و آرمانی، انتقام خون پدرش را گ
+1
کیخسرو، که نژادی دوجانبه ایرانی و تورانیذداشت، سرانجام به ایران بازگشت و به عنوان پادشاهی عادل و آرمانی، انتقام خون پدرش را گرفت و صلح و داد را به جهان برگردوند. داستان سیاوش در شاهنامه، نه فقط روایت کشته شدن یک شاهزاده، بلکه آیینه‌ای از شرافت، انتخاب‌های سخت اخلاقی و پیروزی نهایی حقیقت بر دروغه

مرگ سیاوش پایان داستان او نبود، بلکه آغاز حماسه‌ای بزرگ‌تر شد. فرنگیس، همسر سیاوش، پسری به نام کیخسرو به دنیا آورد که سال‌ها
+1
مرگ سیاوش پایان داستان او نبود، بلکه آغاز حماسه‌ای بزرگ‌تر شد. فرنگیس، همسر سیاوش، پسری به نام کیخسرو به دنیا آورد که سال‌ها در میان چوپانان پنهان بود تا از گزند افراسیاب در امان بماند.

سرانجام سیاوش به دست «گروی زره» و در غربت، مظلومانه سر بریده شد. فردوسی روایت می‌کند که از قطره‌ی خونی که از گلوی سیاوش بر زم
+1
سرانجام سیاوش به دست «گروی زره» و در غربت، مظلومانه سر بریده شد. فردوسی روایت می‌کند که از قطره‌ی خونی که از گلوی سیاوش بر زمین ریخت، گیاهی رویید که به «خون سیاوشان» معروف شد. مرگ او چنان تراژدی عمیقی بود که حتی در توران هم ناله و مویه بلند شد و رستم در ایران، برای انتقام خون او، قسم یاد کرد تا بساط بیداد افراسیاب را برچیند.

افراسیاب فریب دروغ‌های گرسیوز را خورد و دستور دستگیری و قتل سیاوش را داد. این شاهزاده‌ی نجیب، پیش از مرگ، خوابی دید که از کشت
+1
افراسیاب فریب دروغ‌های گرسیوز را خورد و دستور دستگیری و قتل سیاوش را داد. این شاهزاده‌ی نجیب، پیش از مرگ، خوابی دید که از کشته شدن خودش و برآمدن پسرش کیخسرو خبر می‌داد.

سیاوش در توران با استقبال گرم افراسیاب و وزیر خردمند او، پیران ویسه» روبرو شد، با «فرنگیس»، دختر افراسیاب ازدواج کرد و در آنج
+1
سیاوش در توران با استقبال گرم افراسیاب و وزیر خردمند او، پیران ویسه» روبرو شد، با «فرنگیس»، دختر افراسیاب ازدواج کرد و در آنجا شهرهایی چون «سیاوش‌گرد» را بنا نهاد که نمادی از تمدن و زیبایی بود. سیاوش در غربت نیز دست از نیکی برنداشت و تلاش کرد پل ارتباطی میان دو دشمن دیرینه باشه. اما تقدیر، خواب دیگری برای او دیده بود. گرسیوز، برادر افراسیاب، که به شکوه و محبوبیت سیاوش حسادت می‌کرد، با دروغ و تفتین، ذهن شاه توران را نسبت به دامادش مسموم کرد.

اما کیکاووس، پادشاه تندخو، با این صلح مخالفت کرد و از سیاوش خواست پیمان را بشکند و گروگان‌ها را بکشد. سیاوش که حاضر نبود شراف
+1
اما کیکاووس، پادشاه تندخو، با این صلح مخالفت کرد و از سیاوش خواست پیمان را بشکند و گروگان‌ها را بکشد. سیاوش که حاضر نبود شرافت و عهد خود را فدای قدرت‌طلبی پدر کند، تصمیم به تبعیدی خودخواسته گرفت و به توران پناهنده شد تا مظهر وفای به عهد باقی بماند.

زمانی که افراسیاب، شاه توران، دوباره به مرزهای ایران حمله کرد، سیاوش فرماندهی سپاه ایران را به همراه رستم بر عهده گرفت. افراس
+1
زمانی که افراسیاب، شاه توران، دوباره به مرزهای ایران حمله کرد، سیاوش فرماندهی سپاه ایران را به همراه رستم بر عهده گرفت. افراسیاب که در خوابی وحشتناک فرجام بد جنگ را دیده بود، پیشنهاد صلح داد. سیاوش که از جنگ بیزار و به دنبال راستی بود، صلح را پذیرفت و برای تضمین آن گروگان گرفت.

در برابر چشمان نگران هزاران ایرانی، سیاوش با شجاعت به دل شعله‌ها تاخت و لحظاتی بعد، در میان بهت و شادی مردم، صحیح و سلامت از
+1
در برابر چشمان نگران هزاران ایرانی، سیاوش با شجاعت به دل شعله‌ها تاخت و لحظاتی بعد، در میان بهت و شادی مردم، صحیح و سلامت از سوی دیگر آتش بیرون آمد. این پیروزی، سندی بر پاکی او بود، اما کینه‌ی سودابه و بی‌خردی کیکاووس همچنان سایه‌بان زندگی او ماند.

برای اثبات بی‌گناهی سیاوش، هیزم فراوانی در دشت جمع کردند و کوهی از آتش برافروختند که شعله‌هایش به آسمان می‌رسید. سیاوش، با لب
+1
برای اثبات بی‌گناهی سیاوش، هیزم فراوانی در دشت جمع کردند و کوهی از آتش برافروختند که شعله‌هایش به آسمان می‌رسید. سیاوش، با لباسی سپید و لبی خندان، سوار بر اسب وفادارش شبرنگ بهزاد شد. او پیش از ورود به آتش با خدای خویش راز و نیاز کرد و گفت اگر بی‌گناه باشد، آتش بر او سرد خواهد شد.

سودابه که از بی‌اعتنایی سیاوش خشمگین شده بود، با مکر و حیله، او را متهم به خیانت کرد. کیکاووس که میان عشق به همسر و اعتماد به
+1
سودابه که از بی‌اعتنایی سیاوش خشمگین شده بود، با مکر و حیله، او را متهم به خیانت کرد. کیکاووس که میان عشق به همسر و اعتماد به پسرش سرگردان بود، طبق نظر موبدان، سخت‌ترین راه را برای اثبات حقیقت برگزید: آزمون آتش

بازگشت سیاوش به دربار، آغاز روزهای تاریک او بود. سودابه، همسر کیکاووس و نامادری سیاوش، با دیدن این جوان نجیب، دلبسته‌ی او شد
+1
بازگشت سیاوش به دربار، آغاز روزهای تاریک او بود. سودابه، همسر کیکاووس و نامادری سیاوش، با دیدن این جوان نجیب، دلبسته‌ی او شد و بارها سعی کرد او را به راه خطا بکشاند. اما سیاوش، که نماد پاکی در فرهنگ ماست، هرگز به پدرش خیانت نکرد و در برابر وسوسه‌ها ایستاد.

سیاوش زمانی به پایتخت بازگشت که جوانی برازنده و پهلوانی بی‌همتا شده بود؛ رستم او را چنان پرورده بود که در تمام جهان کسی همتای
+1
سیاوش زمانی به پایتخت بازگشت که جوانی برازنده و پهلوانی بی‌همتا شده بود؛ رستم او را چنان پرورده بود که در تمام جهان کسی همتای او در فضیلت و زیبایی نبود.

رستم، پهلوان بزرگ ایران، وقتی شکوه و اصالت را در چشمان سیاوش دید، از شاه اجازه خواست تا تربیت او را به عهده بگیرد. سیاوش سال‌
+1
رستم، پهلوان بزرگ ایران، وقتی شکوه و اصالت را در چشمان سیاوش دید، از شاه اجازه خواست تا تربیت او را به عهده بگیرد. سیاوش سال‌ها در زابلستان، زیر سایه رستم، نه تنها فنون نبرد، تیراندازی و سوارکاری، بلکه آیین جهانداری، سخن‌وری و اخلاق را آموخت.

نتیجه‌ی این پیوند، پسری شد به اسم سیاوش؛ شاهزاده‌ای که ستاره‌شناس‌ها براش آینده‌ای پر از رنج پیش‌بینی کردن.
+1
نتیجه‌ی این پیوند، پسری شد به اسم سیاوش؛ شاهزاده‌ای که ستاره‌شناس‌ها براش آینده‌ای پر از رنج پیش‌بینی کردن.