en
Feedback
شعر و عاشقی

شعر و عاشقی

Open in Telegram
505
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
من ازپشت شبهای بی خاطره من ازپشت زندان غم آمدم من از آرزوهای دور و دراز من از خواب چشمان نم آمدم تو تعبیر رویای نادیده ای تو نوری که برسایه تابیده ای تو یک آسمان بخشش بی طلب تو برخاک تردید باریده ای تو یک خانه در کوچۀ زندگی تو یک کوچه درشهر آزادگی تو یک شهر درسرزمین حضور تویی راز بودن به این سادگی مرا با نگاهت به رویا ببر مرا تا تماشای فردا ببر دلم قطره ای بی تپش درسراب مرا تا تکاپوی دریا ببر #افشین_یداللهی @sheeroadabiaat

چون سرمه می وزی قدمت روی دیده هاست لطف خط شکسته به شیب کشیده هاست هرکس که روی ماه تو را دیده، دیده است فرقی که بین دیده و بین شنیده هاست موی تو نیست ریخته بر روی شانه هات هاشور شاعرانه‌ی شب بر سپیده هاست من یک چنار پیرم و هر شاخه ای ز من دستی به التماس به سمت پریده هاست از عشق او بترس غزل مجلسش نرو امروز میهمانی یوسف ندیده هاست...! #حامد_عسکری @sheeroadabiaat

بنویس... دوستت دارم! همین طور که مینویسی بخوان و آرام تکرارش کن... دوباره و دوباره! بنویس بوسه... بخوان! بوسه... تعجب نکن میخ
بنویس... دوستت دارم! همین طور که مینویسی بخوان و آرام تکرارش کن... دوباره و دوباره! بنویس بوسه... بخوان! بوسه... تعجب نکن میخواهم لبهایت را عادت دهم به این که فقط ببوسند مرا. که تنها بگویند دوستم داری... #حامد_نیازی @sheeroadabiaat

هر روز مي پرسي که : آيا دوستم داري ؟ من ، جاي پاسخ بر نگاهت خيره مي مانم تو در نگاه من ، چه مي خواني ، نمي دانم اما به جاي من ، تو پاسخ مي دهي : آري ! ما هر دو مي دانيم چشم و زبان ، پنهان و پيدا ، رازگويانند وآنها که دل به يکديگر دارند حرف ضمير دوست را ناگفته مي دانند ننوشته مي خوانند من « دوست دارم» را پيوسته ، در چشم تو مي خوانم نا گفته ، مي دانم من آنچه را احساس بايد کرد يا از نگاه دوست بايد خواند هرگز نمي پرسم هرگز نمي پرسم که : آيا دوستم داری قلب من و چشم تو مي گويد به من : آری ... #فریدون_مشیری @sheeroadabiaat

فراموش نکن؛ ‏شمع را ‏نخی آب می‌کند ‏که در آغوش کشیده است ‏#جمال_ثریا @sheeroadabiaat

ای عشق، ای معشوق آشنای همه عاشقانه‌ها هر کس زبان حال خودش را ترانه گفت: گل با شکوفه شبنم به شرم و صبح به لبخند و دريا به موج و موج به ريگ کرانه ها. يک لحظه از نگاه تو کافی است تا دلم سودا کند دمی به همه جاودانه‌ها... ‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎ #قیصر_امین‌پور      @sheeroadabiaat

دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت و مهربانی را نثار من می کرد دلم برای کسی تنگ است که تا شمال ترین شمال با من رفت و در جنوب ترین جنوب با من بود کسی که بی من ماند کسی که با من نیست #حمیدمصدق @sheeroadabiaat

دوستت دارم مثل گم شدن در نقاشى هاى لوور مثل پرسه در پاريس مثل شانزِليزه تو فقط هر از گاهى وطنم باش من تا هميشه دوستت خواهم دا
دوستت دارم مثل گم شدن در نقاشى هاى لوور مثل پرسه در پاريس مثل شانزِليزه تو فقط هر از گاهى وطنم باش من تا هميشه دوستت خواهم داشت... #کامران_رسول_زاده @sheeroadabiaat

محبوب ام! ما را به آب دیده شب و روز ماجراست.شما می روید،من می میرم.شما می آیید،من زنده می شوم.همه می گویند خوب است،عشق است،تو عاشقی.نمی دانم شاید راست می گویند،من عاشقم.شما نیستید،من خاموش می شوم.شما که می روید،من می میرم،باز می گردید،زنده می شوم. #محمد_صالح_علاء @sheeroadabiaat

" و من به شما میگویم که زندگی به راستی تاریکی ست، مگر آنکه شوقی باشد، و شوق همیشه کورست، مگر آنکه دانشی باشد، و دانش همیشه بیهوده ست، مگر آنکه کاری باشد، و کار همیشه تهی ست، مگر آنکه مهری باشد." پیامبر/جبران خلیل جبران @sheeroadabiaat

بنویس... دوستت دارم! همین طور که مینویسی بخوان و آرام تکرارش کن... دوباره و دوباره! بنویس بوسه... بخوان! بوسه... تعجب نکن میخ
بنویس... دوستت دارم! همین طور که مینویسی بخوان و آرام تکرارش کن... دوباره و دوباره! بنویس بوسه... بخوان! بوسه... تعجب نکن میخواهم لبهایت را عادت دهم به این که فقط ببوسند مرا. که تنها بگویند دوستم داری... #حامد_نیازی @sheeroadabiaat

‏و ما زمستان دیگرى را سپرى خواهیم کرد. با عصیان بزرگى که در درونمان هست و تنها چیزى که گرممان مى‌دارد، آتش مقدس امیدوارى‌ست.... #ناظم_حکمت @sheeroadabiaat

همسایه‌ی عزیزِ ما، سرِ شب تار می‌زند آتش به جانِ مردم بیدار می‌زند او تار می‌زند، کوچه‌ی ما آه می‌کشد درخت گریه می‌کند، پنجره سر به دیوار می‌زند چراغ‌های محله خاموش می‌شوند تاریکی و ترانه، هم‌آغوش می شوند از خاطرات دور، عطر تو می‌وَزد گل‌های پشت پنجره بیهوش می‌شوند او تار می‌زند او تار می‌زند او تار می‌زند او تار می‌زند، تا که دل ما غزل شود... #محمد_صالح_علاء @sheeroadabiaat

امشب کنار غزل‌های من بخواب شاید جهانِ تو آرام‌تر شـــــــود... افشین_یداللهی @sheeroadabiaat
امشب کنار غزل‌های من بخواب شاید جهانِ تو آرام‌تر شـــــــود... افشین_یداللهی @sheeroadabiaat

دوستت دارم چنان با احتیاط؛ مثل شاید چنان باور نکردنی؛ مثل آری چنان طولانی؛ مثل تا چه پیش آید! #هرمان_دکونیک @sheeroadabiaat

دلم تا برایت تنگ می‌شود نه شعر می‌خوانم نه ترانه گوش می‌دهم نه حرف هایمان را تکرار می‌کنم دلم تا برایت تنگ می‌شود می‌نشینم اسمت را می‌نویسم می‌نویسم..می‌نویسم بعد می‌گویم این همه او پس دلتنگی چرا؟ دلم تا برایت تنگ می‌شود میمِ مالکیت، به آخرِ اسمت اضافه می‌کنم و باز عاشقت می‌شوم.. #گروس_عبدالملکیان @sheeroadabiaat

‌ «قلب من به این امید می‌تپد که تو هستی، تویی وجود دارد که من می‌توانم آن را ببینم؛ او را ببوسم، او را در آغوش خود بفشارم و او را احساس کنم.» احمد شاملو ‌ @sheeroadabiaat

در کدامین پنجره‌ی شب فریاد بزنم؟ به که گویم ؟ به بهار یا زمستان ؟ به پاییز یا تابستان ؟ به مادرم یا به خدا ؟ به که گویم که من دنیای بی تو را هرگز و هرگز نمی‌خواهم!؟ #محمد_مقیمی @sheeroadabiaat

هرچه را که می خواهی از دست بده، اما قلبی را که برای خوشحالی تو تلاش زیادی میکند از دست نده، زیرا قلب هایی هستند که هرگز نمیتوان آنها را جبران کرد.... #غسان_كنفانی @sheeroadabiaat

بعد از این شعر یکی خواست به پایان برسد پیش چشمان خدا به سر و سامان برسد ”ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند” مگذارند کمی آب به گلدان برسد آنقدر چاه عمیق است که باید فهمید یوسف این بار بعید است به کنعان برسد... فکر کن! حبس ابد باشی و یکبار فقط به مشامت نَمی از بوی خیابان برسد! سال نفرین شده در قرن مصیبت یعنی هی زمستان برود، باز زمستان برسد! حال من مثل عروسی است که بختش مرده پشت در منتظر است آینه قرآن برسد مرگ وقتی است که از عالم و آدم ببری دلت این بار به گرگان بیابان برسد یک نفر داشت از این خاطره ها رد میشد آرزو کرد که این مرد...به پایان برسد.... #پویا_جمشیدی @sheeroadabiaat