en
Feedback
شعر و عاشقی

شعر و عاشقی

Open in Telegram
505
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
اما ڪَاهی ڪسی برایت عزیزتر از خودت می‌شود و براے دل او میمانی ؛ حتی اڪَر دلت راضی بہ ماندن نباشد ..!! #سید_صالحی_علی @sheeroa
اما ڪَاهی ڪسی برایت عزیزتر از خودت می‌شود و براے دل او میمانی ؛ حتی اڪَر دلت راضی بہ ماندن نباشد ..!! #سید_صالحی_علی @sheeroadabiaat

خوب وبد هرچه نوشتند به پای خودمان انتخابى ست كه كرديم برای خودمان‌ اين وآن هيچ مهم نيست چه فكری بكنند غم نداريم‌، بزرگ است خدای خودمان‌ بگذاريم كه با فلسفه‌شان خوش باشند خودمان آينه هستيـم برای خودمان‌ ما دو روديم كه حالا سرِ دريا داريم‌ دو مسافر يله در آب و هوای خودمان‌ احتياجی بـه در و دشت نداريم‌، اگر رو به هم باز شود پنجره‌های خودمان‌ من و تـو با همه ی شهر تفاوت داريم‌ ديگران را نگذاريم بـه جای خودمان‌ درد اگر هست برای دل هم می گوييم‌ در وجود خودمان است دوای خودمان‌ ديگران هرچه كـه گفتند بگويند، بيا خودمان شعر بخوانيم برای خودمان‌ #مهدی_فرجی @sheeroadabiaat

تو را بخشیدم آن روزی که از من رد شدی، آری که پل ها خوب می فهمند معنای "گذشتن" را.. #حسین_زحمتکش @sheeroadabiaat

چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی چه شد که شیوه بیگانگی رها کردی به قهر رفتن و جور و جفا شعار تو بود چه شد که بر سر مهر آمدی وفا کردی منم که جورو جفا دیدم و وفا کردم توئی که مهر و وفا دیدی و جفا کردی بیا که با همه نامهربانیت ای ماه خوش آمدی و گل آوردی و صفا کردی بیا که چشم تو تا شرم و ناز دارد کس نپرسد از تو که این ماجرا چرا کردی منت به یک نگه آهوانه می بخشم هر آنچه ای ختنی خط من خطا کردی اگر چه کار جهان بر مراد ما نشود بیا که کار جهان بر مراد ما کردی هزار درد فرستادیم به جان لیکن چو آمدی همه آن دردها دوا کردی کلید گنج غزلهای شهریار توئی بیا که پادشه ملک دل گدا کردی #شهریار @sheeroadabiaat

بنازم چشـــــــم مســـٺٺ را ڪه ســـــر مسٺ ِجهانم ڪرد....... #امید_آذر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
بنازم چشـــــــم      مســـٺٺ را ڪه ســـــر مسٺ ِجهانم ڪرد....... #امید_آذر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@sheeroadabiaat

. اگر این شعر را خواندی دستی که آن را نوشته‌است به یاد نیاور! زیرا من، به قدری تو را دوست دارم که دلم می‌خواهد در خیال و افکار شیرین تو از یاد رفته باشم؛ مبادا به من فکر کنی و تو را غمگین سازد... #ویلیام_شکسپیر @sheeroadabiaat

  تو در ضمیرمنی چگونه از تو گریزم؟ که ناگزیر منی... #حمیدمصدق @sheeroadabiaat

اگرچه شمعی و از سوختن نپرهیزی نبینمت که غریبانه اشک می‌ریزی! هنوز غصهٔ خود را به خنده پنهان کن! بخند! گرچه تو با خنده هم غم انگیزی خزان کجا، تو کجا تک درخت ِ من! باید که برگ ِ ریخته بر شاخه‌ها بیاویزی درخت، فصل ِ خزان هم درخت می‌ماند تو «پیش فصل» بهاری نه اینکه پاییزی تو را خدا به زمین هدیه داده، چون باران که آسمان و زمین را به هم بیامیزی خدا دلش نمی‌آمد که از تو جان گیرد وگرنه از دگران کم نداشتی چیزی #فاضل_نظری @sheeroadabiaat

قصه عشق من و حُسن تو را آخر نيست... #خواجوی_ڪرمانی @sheeroadabiaat
قصه عشق من و حُسن تو را آخر نيست... #خواجوی_ڪرمانی @sheeroadabiaat

نشست و بست در و باز کرد گیسو را دلم کبوترِ بی آشیانه شد او را... ‌ نگاه کردم و دیدم که ساحری ناشی نهفته زیرِ حریر آن دو گویِ جادو را ! ‌ چنان شدم که در آن داستان ندانستند زنانِ باصره دست و ترنج و چاقو را ! ‌ چنان که نشنود از چشم‌های مضطربم، تشر زدم ز درون، زهدِ خشکِ بدخو را ‌ وصالِ ما به چه مانَد؟ (به گریه پرسیدم) به خنده گفت که: سهراب و نوش‌دارو را ! ‌ هزار عطر درآمیختم، نشد که نشد زِ یادِ من بِبَرد خاطراتِ آن بو را... ‌ #حسین_جنتی @sheeroadabiaat

محبوب ام! برای عاشق راه ها کوتاه اند،دیوار ها هم.عشق دست عاشق را دراز می کند.دستش از کنارش می رسد تا کنار شما.من در همه ی آتش ها و خاکسترها هستم.هر کجا آتشی شعله می کشد،من آنجا در حال سوختنم،خاکستر شده ام.باد می وزد و مرا می پراکند.اگر گرد و خاکی هست،آن غبار من است که نفس می کشید.خاک و خاشاک منم.چنان که شما در همه ی آب ها و هوا ها هستید.من تمام شما را دوست دارم ‌شما همه جا هستید.از همه ی جاده ها می آیید مرا فرا می گیرید.هیچ کس به اندازه ی شما با من نیست.شما همه ی تجهیزات عالم اید.گاهی به شکل آذرخشید،گاه باران،گاه رودخانه اید،گاه درخت اید،گاه آسمان. شما همه ی تجهیزات عالم اید. #محمد_صالح_علاء @sheeroadabiaat

در ازدحام دنیا اگر انسانی را یافتی که تو را می‌فهمد رهایش نکن چقدر آن‌ها که ما را نمی‌فهمند بی‌شمارند... #غسان_زغطان @sheeroadabiaat

محبوبِ من جز تــو تمامِ جهان، از حوصله ےِ من خارج است.. #محمد_صالح_علاء @sheeroadabiaat

بانوی فصل درختان سارپوش! مهتاب پنجره‌های غبارپوش! بانوی آبی آبان و آسمان! ای پرحرارتِ سردِ بهارپوش! زیبایی تارک دنیای بی‌حصار! اعجاز صومعه‌های حصارپوش! روح شرابی و قانونِ مست‌ها ای بی‌تو، خُم خفقانی خمارپوش! دیدی که رفتنت از شهرِ شعرِ من یعنی غروب ِ زمینی مزارپوش؟ پر می‌دهی که مرا در قفس کنی ای جبرِ گاه‌به‌گاه اختیارپوش! آواره‌ام که تو عریان کنی مرا آری... منم، شبحِ انتظارپوش #افشین_یداللهی @sheeroadabiaat

وقتی عشق به پایان می‌رسد بدان که عشق نبوده است، عشق را باید زندگی کرد نه آنکه به یاد آورد ... #محمود_درویش @sheeroadabiaat

مرا غرق در باران چشمانت کن و بگذار دیدگانم خیس شوند از دوست داشتنی که در نگاهت پنهان داری بمان و تمام خلوت خیالم را با دوست داشتنت تصاحب نما صدایم بزن و با انعکاس خورشید پنهان در دیدگانت خوشبختی را به ثانیه هایم تقدیم دار #امیر_عباس_خالق_وردی @sheeroadabiaat

دوستت دارم مثل گم شدن در نقاشى هاى لوور مثل پرسه در پاريس مثل شانزِليزه تو فقط هر از گاهى وطنم باش من تا هميشه دوستت خواهم دا
دوستت دارم مثل گم شدن در نقاشى هاى لوور مثل پرسه در پاريس مثل شانزِليزه تو فقط هر از گاهى وطنم باش من تا هميشه دوستت خواهم داشت... #کامران_رسول_زاده @sheeroadabiaat

گفته بودی که بیائی، غمم از دل برود آنچنان جای گرفته است که مشکل برود پایم از قوت رفتار، فرو خواهد ماند خنک آن کس که حذر کرد، پی دل برود گر همه عمر، نداده است کسی دل به خیال چون بیاید به سر کوی تو، بی‌دل برود کس ندیدم که در این شهر، گرفتار تو نیست مگر آنکس که به شب آید و غافل برود ساربان! تند مران، ورنه، چنان می‌گریم که تو و ناقه و محمل، همه در گل برود سر آن کشته بنازم که پس از کشته شدن سر خود گیرد و اندر پی قاتل برود باکم از کشته شدن نیست، از آن می‌ترسم که هنوزم رمقی باشد و قاتل برود گر همه عمر صبوحی خوش و شیرین باشد این سخن ماند ندانم که چه با دل برود   #شاطرعباس_صبوحی @sheeroadabiaat

. ستاره را گفتم: کجاست مقصد این کهکشان سرگشته؟ کجاست خانه‌ی این ناخدای سرگردان؟ کجا به آب رسد تشنه ی _انتظار_ با فریب سراب؟ ستاره گفت که خاموش، لحظه را دریاب.... فریدون_مشیری @sheeroadabiaat

تو نمیدانی امّا جهان با تو سبز خواهد بود! حتی اگر زمستان پوست‌ تن‌مان را بخشکاند...! گُلی در میانه‌ی جنوبگان خواهد رویید، که
تو نمیدانی امّا جهان با تو سبز خواهد بود! حتی اگر زمستان پوست‌ تن‌مان را بخشکاند...! گُلی در میانه‌ی جنوبگان خواهد رویید، که بوی تن تو را خواهد داد. این را بارها در گوش‌هایت زمزمه کرده‌ام، خاطرت هست!؟ #مهران_رمضانیان️ @sheeroadabiaat