505
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
505
ریشه در اعماق ِ اقیانوس دارد –شاید–
این گیسو پریشان کرده
بید ِ وحشی ِ باران
یا، نه، دریاییست گویی، واژگونه، برفراز شهر،
شهرِ سوگواران.
هرزمانی که فرو میبارد از حد بیش
ریشه در من میدواند پرسشی پیگیر،
با تشویش:
رنگ این شبهای وحشت را
تواند شست آیا از دل یاران؟
چشمها و چشمهها خشکاند.
روشنیها محو در تاریکی دلتنگ،
همچنان که نامها در ننگ!
هرچه پیرامون ما رنگ تباهی شد.
آه، باران، ای امیدِ جان ِ بیداران!
بر پلیدیها _که ما عمریست در گرداب آن غرقیم_
آیا، چیره خواهی شد؟
#فریدون_مشیری
@sheeroadabiaat
505
پشت هیچستان
چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی
در بن برگی بدود
زنگ باران
به صدا می آید
آدم این جا تنهاست...!
#سهراب_سپهری
@sheeroadabiaat
505
چه خوش افسانه میگویی به افسونهای خاموشی
مرا از یاد خود بستان بدین خواب فراموشی
ز موج چشم مستت چون دل سرگشته برگیرم
که من خود غرقه خواهم شد درین دریای مدهوشی
می از جام مودت نوش و در کار محبت کوش
به مستی ، بی خمارست این می نوشین اگر نوشی
سخن ها داشتم دور از فریب چشم غمازت
چو زلفت گر مرا بودی مجال حرف در گوشی
نمیسنجد و می رنجند ازین زیبا سخن سایه
بیا تا گم کنم خود را به خلوتهای خاموشی...
#هوشنگ_ابتهاج
@sheeroadabiaat
505
بالاخره یکیو پیدا میکنی که میبینی نصف خونِ اون تو رگاته، نصف مغزِ اون تو سرته، نصفِ قلب اون تو قلبته، نصف زمان تو با اونه، و میبنی که نصف از تو تو وجود یه نفر دیگه اس؛ اونوقت میفهمی که زندگی ارزش ادامه دادن داره
@sheeroadabiaat
505
به هر دلبستنم عمری پشیمانی بدهکارم
نباید دل به هرکس بست، اما دوستت دارم
پر از شور و شعف با سر به سویت میدوم چون رود
تو دریا باش تا خود را به آغوش تو بسپارم
دلآزار است یا دلخواه! ماییم و همین یک دل
ببر! یا بازگردان! من به هر صورت زیانکارم
ملامت میکنندم دوستان در عشق و حق دارند
تو بیزار از منی! اما مگر من دست بردارم
تو خواب روزهای روشن خود را ببین ای دوست!
شبت خوش گرچه امشب نیز من تا صبح بیدارم
#فاضل_نظری
@sheeroadabiaat
505
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام باده گلگون خراب کن
خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد
گر برگ عیش میطلبی ترک خواب کن
روزی که چرخ از گل ما کوزهها کند
زنهار کاسه سر ما پرشراب کن
ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
با ما به جام باده صافی خطاب کن
کار صواب باده پرستیست حافظا
برخیز و عزم جزم به کار صواب کن
#حافظ
@sheeroadabiaat
505
من عاقبت از اینجا خواهم رفت
پروانهای که با شب میرفت
این فال را برای دلم دید
دیری است
مثلِ ستارها چمدانم را
از شوقِ ماهیان و تنهایی خودم
پر کردهام ولی
مهلت نمیدهند که مثلِ کبوتری
در شرم صبح پر بگشایم
با یک سبد ترانه و لبخند
خود را به کاروان برسانم
امّا
من عاقبت از اینجا خواهم رفت
پروانهای که با شب میرفت
این فال را برای دلم دید....
#شفيعي_کدکنی
@sheeroadabiaat
505
به سانِ رود
که در نشیب درّه سر به سنگ می زند
رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست
زنده باش . . .
#هوشنگ_ابتهاج
@sheeroadabiaat
505
.
دلِ خود
چون به سرِ زلف تو دیدم گفتم
ای خوش آن دم که پریشان به پریشـان برسد...
#طالب_آملی
@sheeroadabiaat
505
.
دلم گم شدن میخواهد
یک جاده
با اشانتیونِ یک ناکجا آباد در مقصد..
جایی که
عقلِ مردمانش
به درکِ دلبستگیها پا بدهد و
هوای دلهاشان آنقدر آفتابی باشد
که بفهمند حجم سایهای را
که از عشق زیر پاهایت قد کشیده است..
دلم رفتن میخواهد
به جایی که
دلِ اهالیاش از اشکهای من آب نخورد..
جایی که
عُشاقش شعرم را ناشنیده نگیرند و
اشتیاق عشقِ نشسته در نگاهم را کور نکنند..
دلم گم شدن میخواهد..
حمیدرضا هندی
@sheeroadabiaat
505
ای که در زلف گرهگیرِ تو تاب افتادهست
خوب بر حلقِ دلِ خلق، طناب افتادهست!
هر که را مینگرم، سوخته از آتش عشق
مگر از روی نکوی تو نقاب افتادهست؟
من از آن رو زدهام خیمه به دریای وجود
که هوایت به سرم همچو حباب افتادهست
آن غریبم که شگفت آیدم از همّت سیل
که به دنبال منِ خانهخراب افتادهست
دل به این بحر خطرناک چه بندی؟ که دُرَش
قطرهای بوده که از چشم سحاب افتادهست...
#آتش_اصفهانی
@sheeroadabiaat
505
گفتمش؛
شیرینترین آواز چیست ؟
چشم غمگینش به رویم خیره ماند
قطره قطره اشکش از مژگان چکید
لرزه افتادش به گیسوی بلند
زیر لب غمناک خواند:
"نالهٔ زنجیرها بر دست من ...
در میان اشکها پرسیدمش؛
خوشترین لبخند چیست
شعلهای در چشم تاريکش شکفت
جوش خون در گونهاش آتشفشاند
گفت لبخندی که عشق سربلند
وقت مردن بر لب مردان نشاند
من ز جا برخاستم؛
بوسیدمش
#هوشنگ_ابتهاج
@sheeroadabiaat
505
صدا زدنت چه میچسبد...
فکرش را بکن.!!!
پای کوه نشسته باشی و صدایت بزنم،
و
جانم...
جانم...
جانم...
گفتنهایی که "تکرار" میشوند
#مهران_رمضانیان
505
.
عشق اتشے است
ڪه چون در دل افتد،
هرچه در دل یابد همه را بسوزاند
تا حدے ڪه صورت معشوق را از دل محو ڪند،
مجنون در این حالت بود ڪه باو گفتند:
«لیلے امد».گفت:«من خود لیلیم»
شیخ فَخرُالدّین عَراقی
@sheeroadabiaat
505
کجای قصه
نگفته ام دوستت دارم؟!
بگذار فکر کنم
هیچ کجا انگار!
تا یادم می آید،
بهانه هایم هم،
پُر بود از فریاد
فریاد اینکه،
دیوانه!من دیوانه توام!
اما ببخش مرا
انگار همچون کودکی نوزاد بوده ام
که هرچه تقلا می کند
کسی نمی فهمد که شیر می خواهد
که گرمای تن مادر می خواهد ....
اما حالا که می نویسم
بارها بخوان!
بلند بخوان!
دیوانه،
دوستت دارم
#عادل_دانتیسم
@sheeroadabiaat
505
اما ڪَاهی ڪسی برایت
عزیزتر از خودت میشود
و براے دل او
میمانی ؛
حتی اڪَر دلت
راضی بہ ماندن نباشد ..!!
#سید_صالحی_علی
@sheeroadabiaat
505
اما ڪَاهی ڪسی برایت
عزیزتر از خودت میشود
و براے دل او
میمانی ؛
حتی اڪَر دلت
راضی بہ ماندن نباشد ..!!
#سید_صالحی_علی
