ART & CONSOLATIONS🕯
Open in Telegram
موسیقی ، هنر و ادبیات و سینما . http://instagram.com/art.and.consolations
Show more2 300
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-2630 days
Posts Archive
2 300
🎈 عنوان صدا : Yann Tiersen - Sur le fil
🔅 کیفیت صدا :
320Kbps
🇮🇷 [ لینک دانلود نیم بهای این صدا ]
• لینک در 6 ساعت آینده منقضی میشود
✨ Received by © @YproloaderBot2 300
Repost from ART & CONSOLATIONS🕯
"چه کنم که توان از من میگریزد"
چه کنم که توان از من میگریزد،
وقتی نامِ کوچکِ او را
در حضورِ من بر زبان میآورند.
از کنارِ هیزمی خاکستر شده
از گذرگاهی جنگلی میگذرم
بادی نرم و نابهنگام میوزد،
سبکسرانه با بویی از بهار.
و قلبِ من در آن
خبرهایی از دوردستها میشنود،
خبرهای بد
او زنده است، نفس میکشد،
اما غمی به دل ندارد!
آنا آخماتووا
2 300
. وی یکی از مهمترین شاعران روسیه در قرن بیستم محسوب میشود و نامش در فهرست نهایی نامزدانِ جایزهی نوبل ادبیات در سال ۱۹۶۵ قرار گرفت. او یکی از بنیانگذاران مکتب شعری آکمهایسم
بودهاست. بنمایههای اشعار وی را گذر زمان، خاطرات و یادبودهای گذشته، سرنوشت زن هنرمند و دشواریها و تلخیهای زیستن و نوشتن در زیر سایهی استالینیسم تشکیل میدهد. گسترهی شعرهای وی از تصنیفهای کوتاه تا اشعاری با ساختار پیچیده را در بر میگیرد. سبک او که مشخصهاش ایجاز و قیود عاطفی است، بهوضوح بکر و متمایز از شاعران همدوره خود است و لحن زنانهی استوار، پیشگامانه و شفاف وی، فصل جدیدی در شعر روسیه را رقم زد.
پدرش، آندره گارنکو، وقتی شنید که آنا میخواهد شاعر شود، تصور کرد شاعر بدی خواهد شد و برای همین به او اخطار داد که نام خانوادگیشان را با این شعرها خراب نکند. آنا هم از نام جد مادریاش "آخماتووا" استفاده کرد.
نخستین شعر آخماتووا با نام "بر انگشتان دست او حلقههای درختان است" در همان سال در نشریه روسیزبان سیریوسکه در پاریس منتشر میشد، چاپ شد.
در سال ۱۹۱۰، در بیست و یک سالگی، با وجود مخالفت خانوادهاش، با شاعری به نام نیکولای گومیلیف ازدواج کرد.
آخماتووا و همسرش و چند شاعر دیگر، گروه موسوم به «کارگاه شعر» را تشکیل دادند و مکتب آکمهایسم را بنیان نهادند.
در طی جنگ جهانی دوم، آنا آخماتووا، لنینگراد محاصرهشده را ترک کرد. او در تاشکند در بیمارستانهای نظامی شعرخوانی میکرد. در دوران جنگ، چند شعر از او در مطبوعات چاپ شد. پس از آن نیز هنگامی که از تاشکند بازمیگشت، در سالن موزهی پلیتکنیک مسکو و در برابر جمعیتی سههزار نفری، شعر خواند. در پایان این جلسه، جمعیت با به پا خاستن و کفزدنی پرشور و ممتد، نشان داد که علیرغم فشار سانسور و اختناق، مردم چهرههای تسلیمناپذیر را میشناسد و ارج میگذارند.
در ۱۲ دسامبر ۱۹۶۸ در ایتالیا جایزه اتنا تائورمینا به او اهدا شد.
سالهای آخر عمر آنا آخماتووا سرشار از فعالیت ادبی بود و او در اوج شهرت و محبوبیت بهسر میبرد.
او از دهه پنجاه به بعد چندین بار سکته قلبی کرد و هرسال چند هفتهای در آسایشگاه یا بیمارستان بستری میشد تا آن که سرانجام درپاییز ۱۹۶۵ دچار حمله قلبی شد و دیگر هرگز سلامت خود را بهطور کامل بهدست نیاورد و در ۵ مارس ۱۹۶۶ در مسکو درگذشت.
جنازهی او را به لنینگراد برگرداندند.
او پس از مرگش، بزرگترین شاعر زن روسیه نامیده شد.
2 300
آنا آخماتووا (آنّا آندرییوا گارینکو) زادهی ۱۸۸۹، شاعر و نویسندهی اهل روسیه بود. وی یکی از مهمترین شاعران روسیه در قرن بیستم محسوب میشود
2 300
"چه کنم که توان از من میگریزد"
چه کنم که توان از من میگریزد،
وقتی نامِ کوچکِ او را
در حضورِ من بر زبان میآورند.
از کنارِ هیزمی خاکستر شده
از گذرگاهی جنگلی میگذرم
بادی نرم و نابهنگام میوزد،
سبکسرانه با بویی از بهار.
و قلبِ من در آن
خبرهایی از دوردستها میشنود،
خبرهای بد
او زنده است، نفس میکشد،
اما غمی به دل ندارد!
آنا آخماتووا
2 300
آنا آخماتووا (آنّا آندرییوا گارینکو) زادهی ۱۸۸۹، شاعر و نویسندهی اهل روسیه بود. وی یکی از مهمترین شاعران روسیه در قرن بیستم محسوب میشود و نامش در فهرست نهایی نامزدانِ جایزهی نوبل ادبیات در سال ۱۹۶۵ قرار گرفت. او یکی از بنیانگذاران مکتب شعری آکمهایسم
بودهاست. بنمایههای اشعار وی را گذر زمان، خاطرات و یادبودهای گذشته، سرنوشت زن هنرمند و دشواریها و تلخیهای زیستن و نوشتن در زیر سایهی استالینیسم تشکیل میدهد. گسترهی شعرهای وی از تصنیفهای کوتاه تا اشعاری با ساختار پیچیده را در بر میگیرد. سبک او که مشخصهاش ایجاز و قیود عاطفی است، بهوضوح بکر و متمایز از شاعران همدوره خود است و لحن زنانهی استوار، پیشگامانه و شفاف وی، فصل جدیدی در شعر روسیه را رقم زد.
پدرش، آندره گارنکو، وقتی شنید که آنا میخواهد شاعر شود، تصور کرد شاعر بدی خواهد شد و برای همین به او اخطار داد که نام خانوادگیشان را با این شعرها خراب نکند. آنا هم از نام جد مادریاش "آخماتووا" استفاده کرد.
نخستین شعر آخماتووا با نام "بر انگشتان دست او حلقههای درختان است" در همان سال در نشریه روسیزبان سیریوسکه در پاریس منتشر میشد، چاپ شد.
در سال ۱۹۱۰، در بیست و یک سالگی، با وجود مخالفت خانوادهاش، با شاعری به نام نیکولای گومیلیف ازدواج کرد.
آخماتووا و همسرش و چند شاعر دیگر، گروه موسوم به «کارگاه شعر» را تشکیل دادند و مکتب آکمهایسم را بنیان نهادند.
در طی جنگ جهانی دوم، آنا آخماتووا، لنینگراد محاصرهشده را ترک کرد. او در تاشکند در بیمارستانهای نظامی شعرخوانی میکرد. در دوران جنگ، چند شعر از او در مطبوعات چاپ شد.
2 300
آنا آخماتووا (آنّا آندرییوا گارینکو) زادهی ۱۸۸۹، شاعر و نویسندهی اهل روسیه بود. وی یکی از مهمترین شاعران روسیه در قرن بیستم محسوب میشود و نامش در فهرست نهایی نامزدانِ جایزهی نوبل ادبیات در سال ۱۹۶۵ قرار گرفت. او یکی از بنیانگذاران مکتب شعری آکمهایسم
بودهاست. بنمایههای اشعار وی را گذر زمان، خاطرات و یادبودهای گذشته، سرنوشت زن هنرمند و دشواریها و تلخیهای زیستن و نوشتن در زیر سایهی استالینیسم تشکیل میدهد. گسترهی شعرهای وی از تصنیفهای کوتاه تا اشعاری با ساختار پیچیده را در بر میگیرد. سبک او که مشخصهاش ایجاز و قیود عاطفی است، بهوضوح بکر و متمایز از شاعران همدوره خود است و لحن زنانهی استوار، پیشگامانه و شفاف وی، فصل جدیدی در شعر روسیه را رقم زد.
پدرش، آندره گارنکو، وقتی شنید که آنا میخواهد شاعر شود، تصور کرد شاعر بدی خواهد شد و برای همین به او اخطار داد که نام خانوادگیشان را با این شعرها خراب نکند. آنا هم از نام جد مادریاش "آخماتووا" استفاده کرد.
نخستین شعر آخماتووا با نام "بر انگشتان دست او حلقههای درختان است" در همان سال در نشریه روسیزبان سیریوسکه در پاریس منتشر میشد، چاپ شد.
در سال ۱۹۱۰، در بیست و یک سالگی، با وجود مخالفت خانوادهاش، با شاعری به نام نیکولای گومیلیف ازدواج کرد.
آخماتووا و همسرش و چند شاعر دیگر، گروه موسوم به «کارگاه شعر» را تشکیل دادند و مکتب آکمهایسم را بنیان نهادند.
در طی جنگ جهانی دوم، آنا آخماتووا، لنینگراد محاصرهشده را ترک کرد. او در تاشکند در بیمارستانهای نظامی شعرخوانی میکرد. در دوران جنگ، چند شعر از او در مطبوعات چاپ شد. پس از آن نیز هنگامی که از تاشکند بازمیگشت، در سالن موزهی پلیتکنیک مسکو و در برابر جمعیتی سههزار نفری، شعر خواند. در پایان این جلسه، جمعیت با به پا خاستن و کفزدنی پرشور و ممتد، نشان داد که علیرغم فشار سانسور و اختناق، مردم چهرههای تسلیمناپذیر را میشناسد و ارج میگذارند.
در ۱۲ دسامبر ۱۹۶۸ در ایتالیا جایزه اتنا تائورمینا به او اهدا شد.
سالهای آخر عمر آنا آخماتووا سرشار از فعالیت ادبی بود و او در اوج شهرت و محبوبیت بهسر میبرد.
او از دهه پنجاه به بعد چندین بار سکته قلبی کرد و هرسال چند هفتهای در آسایشگاه یا بیمارستان بستری میشد تا آن که سرانجام درپاییز ۱۹۶۵ دچار حمله قلبی شد و دیگر هرگز سلامت خود را بهطور کامل بهدست نیاورد و در ۵ مارس ۱۹۶۶ در مسکو درگذشت.
جنازهی او را به لنینگراد برگرداندند.
او پس از مرگش، بزرگترین شاعر زن روسیه نامیده شد.
2 300
🍂
قلم بر در نبستهام
شمع روشن نکردهام
وتو میدانی که خستهتر از آنام
که به خواب فکر کنم
دشتها را تماشا میکنم
که در تاریکی شامگاهی، شب میشوند
من محو صدای توام
صدای تو در اینجا پژواک پیدا میکند
فقدان، بار سنگینیست بر دوش
و زندگی دوزخیست نفرین شده
پیش از این چه سخت باور داشتم
تو باز میگردی...
#آنا_آخماتووا
2 300
نمیدانستم چه میخواهم
از زندگی میترسیدم، میکوشیدم از آن کناره بگیرم، و در همان حال هنوز امیدی هم به آن داشتم.
تولستوی
اعتراف
2 300
Genre: Alternative dance, trip hop, acid jazz, blues rock 1997
(the theme song for the HBO drama The Sopranos )
@Consolationart
2 300
آنانی که وعده بهشت را میدهند،
جز جهنمِ روی زمین، چیزی به وجود نمیآوردند.
_کارل پوپر
