ART & CONSOLATIONS🕯
Open in Telegram
موسیقی ، هنر و ادبیات و سینما . http://instagram.com/art.and.consolations
Show more2 300
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-2630 days
Posts Archive
2 300
Repost from کرانهها
این مملکت هر شب
ما را با حس درماندگی و ناچاری خوابمان میکند
و هر صبح
با یک حس شرمساری که متعلق به ما نیست
بیدارمان میکند
اِجه تِمِلکوران
سیامک تقیزاده
◾️ @karanehaa
2 300
گلدان شمعدانی لبهی پنجره ، میخواهد ستارههای فروافتادهی برف را بچیند.
برف میبارد و همهجا را بر هم میریزد و محو میکند ردپاهای چوبی نردبان سیاه را. فرو میریزد بر تقاطع محصور در برف خیابان
برف میبارد برف میبارد ، این ردای کهنهی وصله شدهی گنبد آسمان است که آرام آرام زمین را میپوشاند.
برف میبارد
( شعر از بوریس پاسترناک،خالق رمان دکتر ژیواگو)
Music 🎶: A Winter's Tale _ Queen
#Rock #افسانه _زمستان
شعر از #فردی_مرکوری
#برف #موسیقی #زمستان #queen #freddiemercury #snowing #winter #silkymoon #ماه_نقره_ای
2 300
Repost from MycinemareviewsB
The Girl with the Needle (2024)
سینمای سوئد
نامزد اسکار بهترین فیلم بین المللی
Director:
Magnus von Horn
Writers:
Line Langebek Knudsen - Magnus von Horn
Stars:
Vic Carmen Sonne - Trine Dyrholm -Besir Zeciri
2 300
Repost from ART & CONSOLATIONS🕯
.
میروی از یادها گویی هرگز نبودهای
از یاد میروی، چو مرگِ پرندهای
چو کلیسای مهجوری
چو عشقِ گذرایی
چو گُلی در برف
میروی از یادها.
.
#محمود_درویش
Music: Wahdon_ Fairuz
@Consolationart
2 300
.
میروی از یادها گویی هرگز نبودهای
از یاد میروی، چو مرگِ پرندهای
چو کلیسای مهجوری
چو عشقِ گذرایی
چو گُلی در برف
میروی از یادها.
.
#محمود_درویش
Music: Wahdon_ Fairuz
@Consolationart
2 300
.
کافیست دست به دکمههایت ببری
تا زمان تسلیمِ پوستت شود
و دستم
تسلیمِ زمستان
.
خانه در انحصارِ توست
من در انحصارِ خودم
راهی طولانیست
از من تا خانه
تا صحنهی نمایشِ تو
.
چگونه دانههای برف میتوانند بسوزانند؟!
چگونه مردهای میتواند سوختن را حس کند؟!
.
ای برفِ سالهای بیبرفی
تنت برابرم به خاطرهای میماند
و خاطره را نمیشود لمس کرد، چشید، بوسید
برابر خاطره تنها تویی و اشک
.
از آغوشم جدا میشوی
پرده را کنار میزنی
نورِ بر پوستت
آفتاب است
بر برفهای نشسته
.
تمام شده است باریدن
تمام شده است دیوانگیِ دانهها در تاریکی
حالا در سکوت
همهچیز آب میشود
.
من نیمرُخِ برف را دیدم
آنگاه که خیره به پنجره
چون جا ماندهای از کوچ انتظار میکشیدی
انتظارِ آمدنِ برف را
.
میدانم
تو عاقبت روزی
به برف میپیوندی
.
.
.
.
.
• از کتاب "نیمرُخِ برف" | چاپ دوم : ۱۴۰۲
#علیرضا_قاسمیان_خمسه
@alirezaqasemiankhamseh
