پەیلوای(دیدگاههای عادل محمدپور)
Open in Telegram
293
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-230 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
March '25
March '25
+4
in 1 channels
February '25
+13
in 6 channels
Get PRO
January '25
+10
in 1 channels
Get PRO
December '24
+9
in 2 channels
Get PRO
November '24
+11
in 2 channels
Get PRO
October '24
+13
in 1 channels
Get PRO
September '24
+10
in 3 channels
Get PRO
August '24
+10
in 2 channels
Get PRO
July '24
+6
in 1 channels
Get PRO
June '24
+10
in 4 channels
Get PRO
May '24
+4
in 1 channels
Get PRO
April '24
+5
in 2 channels
Get PRO
March '24
+5
in 3 channels
Get PRO
February '24
+8
in 1 channels
Get PRO
January '24
+8
in 2 channels
Get PRO
December '23
+12
in 1 channels
Get PRO
November '23
+9
in 2 channels
Get PRO
October '23
+8
in 2 channels
Get PRO
September '23
+8
in 0 channels
Get PRO
August '23
+10
in 0 channels
Get PRO
July '23
+5
in 0 channels
Get PRO
June '23
+2
in 0 channels
Get PRO
May '23
+5
in 0 channels
Get PRO
April '23
+2
in 0 channels
Get PRO
March '23
+6
in 0 channels
Get PRO
February '23
+4
in 0 channels
Get PRO
January '23
+3
in 0 channels
Get PRO
December '22
+4
in 0 channels
Get PRO
November '22
+8
in 0 channels
Get PRO
October '22
+1
in 0 channels
Get PRO
September '22
+3
in 0 channels
Get PRO
August '22
+1
in 0 channels
Get PRO
July '22
+4
in 0 channels
Get PRO
June '22
+10
in 0 channels
Get PRO
May '22
+8
in 0 channels
Get PRO
April '22
+13
in 0 channels
Get PRO
March '22
+8
in 0 channels
Get PRO
February '22
+6
in 0 channels
Get PRO
January '22
+11
in 0 channels
Get PRO
December '21
+13
in 0 channels
Get PRO
November '21
+9
in 0 channels
Get PRO
October '21
+10
in 0 channels
Get PRO
September '21
+3
in 0 channels
Get PRO
August '21
+3
in 0 channels
Get PRO
July '21
+13
in 0 channels
Get PRO
June '21
+2
in 0 channels
Get PRO
May '21
+240
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 30 March | 0 | |||
| 29 March | 0 | |||
| 28 March | 0 | |||
| 27 March | 0 | |||
| 26 March | 0 | |||
| 25 March | 0 | |||
| 24 March | +1 | |||
| 23 March | 0 | |||
| 22 March | +1 | |||
| 21 March | +1 | |||
| 20 March | 0 | |||
| 19 March | 0 | |||
| 18 March | 0 | |||
| 17 March | 0 | |||
| 16 March | 0 | |||
| 15 March | 0 | |||
| 14 March | 0 | |||
| 13 March | 0 | |||
| 12 March | 0 | |||
| 11 March | +1 | |||
| 10 March | 0 | |||
| 09 March | 0 | |||
| 08 March | 0 | |||
| 07 March | 0 | |||
| 06 March | 0 | |||
| 05 March | 0 | |||
| 04 March | 0 | |||
| 03 March | 0 | |||
| 02 March | 0 | |||
| 01 March | 0 |
Channel Posts
📖...در ستُردن زنگارِ كُهنگي *
/ زمینەهای نوگرایی شعر معاصر کوردی(سورانی) *
📝 عادل محمدپور
بخش(3)
پيش از اين قالب شعر كُرديِ سوراني با تاروپود(عروض و قافيه) از بنيان استوار و لايتغيري برخودار بود، نظام درهم فشرده عَروض، شبكه زباني آن را درهم تنيده، به معناي واقعي قدرت حركت و جنبيدن را از آن ايزوله كرده و در قالب يك شعر منجمد و فاقد انعطاف باقي مانده بود، اما گوران به شجاعت اين بنياد مقدسِ عاريتي را در هم ريخت و به سلطه چندين ساله فُرم بيگانه، پايان داد، عجيب اين كه قدم اول نوپردازي را به جاي اين كه به جلو بردار به عقب برداشت، اقدام (پارادوكسيكال) و متناقض نماي او هم به حقيقت، منطقي بود، زيرا سيستم زيباشناختي و ئیقاع موسیقایی نغمه(كركه) شعر هورامي، با سه هزار سابقه اكتيو تاريخي، در بطن خود واجد چنين پتانسيلي تازه بود كه بتواند با آن زنگارِ فرتوتي و كهنگيِ ساختار را از سيماي شعر( سه كوچكه بابان)، بزدايد. نمونه اي از فُرم تازه ي گوران:
يار، يار/ شيرين لەنجە و لار/چاوم ڕِوا/سەبرم سوا/هێزم لێ بڕا/هەر نەهاتی، دەرنەكەوتی/ بۆچی تۆ خوا/
پس از اين كه زمينه هاي تحول در فُرم و محتواي براي شعر كُردي سوراني فراهم شد، چنان كه مفصلاً به بحث آن پرداختيم؛ در ابتداي دهه هفتاد ميلادي، شعر كُردي وارد فضاي ديگري با فاكتورهاي نوين مي شود. جريان (روانگه و كفری) با پديده هايي مثل (لطيف هَلمَت، شيركو بی كس، عثمان عذيری، جمال شارباژيری، جلال ميرزا كريم و ...) دنياي شعر آوانگارد كُردي را براي شعر كُردستان به ارمغان مي آورد. در اين دوره به قياس دوره گوران، شعر از نظر فُرم و محتوي راديكالتر مي شود. شاعر نسبت به مسائل حساسيت بيشتري نشان مي دهد، در جهان بيني شاعران اين جريان پرنسيپ جزئي نگري، به شيوه راديكالتري از گذشته وجود دارد.
در دهه هشتاد ميلادي (طليعيت يا طليعي ها)، نقش بارزي در روند ادبي بازي كردند. شاعران تأثيرگذار اين ها بودند: عباس عبدالله يوسف، جلال برزنجي، دلشاد عبدالله، هاشم سراج، اسماعيل برزنجي و...
در دهه نود، در ادامه روند شعر دهه هشتاد، پروژه شعر هنري و فني(زناك) به وجود آمد، علاوه بر شاعران به اصطلاح طليعي، انور مصيفي و صباح رنجدر و... از چهره هاي شاخص اين جريان به حساب مي آيند. اين جريان خود را شاعران پيشرو و آوانگارد معرفي مي كردند كه آفرينش و خلاقيت و توجه به شعر ناب(پەتی) به تأثير از ت.اس اِليوت، رامبو، بودلِر و مالارمه و ... را فلسفه ي هنري و استَتيكيِ خود مي دانستند.
در اوايل دهه نود ميلادي و قيام كُردها در عراق و رسيدن به خودمختاري، در كنار ساير مسائل و ژانرهاي ديگر، شعر وضعيت ديگري به خود گرفت. به دليل وجود آزاديِ مطبوعات و گسترش چاپ و نشر، ساحت شعر مُدرن كُردي سوراني در اين منطقه از كُردستان، منحصر به فردتر است. مضاميني از قبيل: انفال، جامعه مدني، حقوق شهروندي، مطالبات زنان و مسائل اجتماعي و سياسي صبغه ي بيشتري به خود گرفت. علاوه بر شاعران ياد شده كه محصول دهه هاي گذشته(طليعيت و زناك) بودند، يك پديده منحصر به فردي به نام (بختيار علي) ظهور كرد كه در زمينه شعر مُدرن و فرامُدرن و رمان نويسي و نقد نويسي و مسائل اجتماعي و سياسي واجد نظرات خاصي است... البته اين را بايد اضافه كنم، لزوماً اين بحث هاي تئوريك، بيشتر به سير تطور شعر معاصر كُردي سوراني در كُردستان عراق مربوط مي شود، اين حركت، كليتي بود كه از آن جا شروع شد و به شعر كُردستان ايران قبل و دوران انقلاب و... تسري پيدا كرد وآن را در زير بال خود گرفت و بعدها با مؤلفه هاي ديگري بالنده شد.
اشاره كردم كه نوگرايي شعر كُرديِ سوراني در مجموع، بيشتر محصول مؤلفه هاي نوپردازيِ گوران در فُرم و محتوا بوده است اما اگر بخواهيم براي نوگراييِ شعر کردی سورانيِ روژهەلات به طور مجزا مبدأ و خاستگاه پيدا كنيم چاره اي نداريم جز اين كه از (سواره ايلخاني زاده) شروع بكنيم.
البته بي انصافي است اگر در اين جريان اسم فاتح شیخ الاسلامی(چاوه) را از قلم بيندازيم و نياوريم. قبل از انقلاب ايشان هم شعرهايي داشته اند كه داراي جوهره زيباشناختيِ شعر آزاد بوده است البته با مضامين خاص خود. در اين صورت است بايد او را وزنه اي در نوپردازيِ شعر كُردستان ايران به حساب آورد. اگرچه در قياس با سواره شعر كمتري داشته است، كميت آثار شعر آزاد سواره هم، به دليل مقتضاي زمان و شرايط موجود، قابل توجه نيستند، دفتر شعر كُرديِ سوارە «خەوەبەردينه» و شعر مشهور"شار" است كه قابل اعتنا به جوهره شعر مي باشد نقشی بە سزا در کارکرد و تحول شعر معاصر کردی ڕۆژهەڵات داشتە است.
هێمن و هەژار موکریانی هم در این جریان در گذار بینابینی نوگرایی قطعا هژمونی داشتەاند کە خود نیازمند مجالی وافرتر و نیازمند جرح و تعدیل بیشتر فرم و محتوای شعر آنها است...
✔️ فصلنامە زریبار ش (٦٨-٦٧)، بهار و تابستان ١٣٨٧
ادامە دارد...
✨✨
https://t.me/paylway
| 2 | 📖...در ستُردن زنگارِ كُهنگي *
/ زمینەهای نوگرایی شعر معاصر کوردی(سورانی) *
📝 عادل محمدپور
بخش(2)
✔️ زریبار ش (٦٨-٦٧)، بهار و تابستان ١٣٨٧
اگر شعر گذشته تك صدا بود و بيشتر به مسائل اخلاقي و نيك و بد و ايجاد فضاهاي نصيحت گونه مي پرداخت؛ شعر اين دوره به خصلت چند صدايي و ايجاد زمينه براي خلق فضاي سفيد تصاوير دست يافت، اين خصيصه در دوره هاي بعدي از اركان شعر آوانگارد كُردي مي شود. از نظر ساخت شكني و طراحي شعر نوين، قداست(بيت) از بين مي رود، شاعر به كوپله بندي و محور عمودي و كمپوزيسيون شعر مي پردازد تا پرداختن به تصويرپردازي در محور افقيِ شعر، كه پديده اي عاريتي و مرده ريگِ شعرِ كلاسيك عربي و فارسي بوده است. گوران از بنيانگذاران و تمام كننده پروسه شعر نوكُردي است كه به جاي پرداختن به ذهنيت پيش ساخته ي عنصر عَروض عربي، به ريتم نغمه(كركه) عنصر هجاييِ بيساراني و مولويِ كُرد، سرمايه هاي اصيل شعر هورامي،-كه در نوعِ ساختاريِ خود به نسبت مقيدات شعر عَروضي آزادتر است) روي مي آورد به زعم خود در اين حوزه قدم اول را در نوگرايي برمي دارد، اين را بارها در اظهار نظرهايش بيان نموده. از ويژگي هاي ديگر پروسه نوگرايي، پديد آمدنِ انواعِ ديگر شعر است از نظر فُرم و قالب، شعر آزاد، شعرآوانگارد، شعر منثور، شعر سپيد، شعر نمايشي، شعر با مايه هاي داستاني/ نمايشي بعداً روي آوردن به مسائلي از قبيل آزادي، حقوق بشر، حقوق زنان و سوژه هاي ناسيوناليستي و ... و نيز از همه مهم تر شعرهاي كودكان كه تا به امروز اين روي كردها در سرايش شعر ادامه دارد.
در شكل گيري جريان نوپردازي هر زباني، پيش زمينه هايي وجود دارد، نمي توان آن را به عنوان يك امر خلق الساعه و معلق در فضا در نظر گرفت، چون با اين سادگي ها نبوده... مثلاً در روند شكل گيري نظام نوپرداز شعر فارسي، قبل از نيما كساني مثل ابوالقاسم لاهوتي(سراينده نخستين شعر نو، شعر وفاي به عهد)، تقي رفعت(نخستين تئوريسين شعر نو)، خانم شمس كسمايي و جعفر خامنه اي، پيشگام بوده اند، اينها قبل از نيما در شعر نوگرايي شعر فارسي كارهايي كرده اند، اما با اين وصف منجر به تحول از نظام كلاسيك به نظام نوپرداز شعر نشد، چرا چون به قول شمس لنگرودي: گفتن اين سخن كه مثلاً در قرن چندم هجري يك نفر شعر بي وزن و قافيه گفته است، و يا در فلان زمان، تني چند وزن هجايي را در شعر آزموده اند، گرهي را باز نمي كند. پرسش مشخص اين است كه مبدأ شعر نو، به مثابه ي يك نظام زيبا شناختي، يك سبك و يك پاسخ به نياز عموميِ منبعث از مرحله ئي از رشد تاريخ جامعه، چه هنگامي بوده است؟ نيمايوشيج، نيز مانند ديگر شاعران نامبرده، شعر آوانگارد را از راه زبان هاي اروپايي به ويژه زبان فرانسه به زبان فارسي آورد. اما تفاوت نيما با ديگران در اين بوده است، با درك رسالت فلسفه زيباشناختي شعر و تئوريزه كردن مباحث آن، پروسه نوپردازيِ شعر فارسي را به جايگاه خود نشاند.
در پروسه نوگرايي شعر كُردي هم همين اتفاق افتاده است، البته جدا از بعضي شرايط و امكانات كه شعر كُردي در بطن از آن محروم بوده است.
چنان كه قبلاً اشاره كردم كساني مثل كامران بدرخان، قدريجان(در كردستان سوريه) رشيد نجيب، عبدالرحيم حكاري و ...(در كردستان تركيه) و شيخ نوري شيخ صالح و حتي پيرميرد. شيخ نوري شيخ صالح، مثل تقي رفعت كه تصيلكرده ي غرب و فلسفه خوانده بود و پايه هاي نظري شعر مُدرن فارسي را بناكرد، شيخ نوري هم، تئوري پرداز شعر كُردي بود... اين ها در نوپردازي پروسه شعر كُردي نقش داشته اند، اگرچه شعر اين مُدرنيست ها، داراي تنوع و تازگي، و جذابيت هاي افكار غربي و مجاورت و هم نشيني با روشنفكران تُرك بوده، اما جوهره و نظام شعريِ آن ها، همان شعر سنتي بوده است.
عبدالله گوران در قياس با آن ها از ذهنيت منسجم تري برخوردار بوده، به عبارت ديگر واجد يك دستگاه و نظام زيباشناختي اي بود كه به درك رسالت تحول در شعر دست بيابد. مي بينيم در نوپردازي فُرم شعر فارسي، صرف نظر از درك رسالت تحول در فلسفه زيباشناختي مدرن، نيما به افاعيل عَروضي وفادار ماند و در اين باره تنها به رفُرم شكستن قيد تساوي طولي دو مصراع پرداخت، و مصراع ها را كوتاه و بلند ساخت. اگرچه گوران به اندازه نيما، در مباحث تئوريكي شعر توانا نبوده، اما توانست ضمن دست برداشتن اركان دست وپاگير عَروض عربي و شكستن نُرم هاي اين شيوه كه سال ها سايه اش بر شعر كُرديِ سوراني افكنده شده بود، به جوهر زيباشناختي سيستم نغمه هجاييِ هورامي نيز برگشت، از اين نظر در ساختار شعر كُرديِ سوراني انقلاب عظيم موسيقايي برپا نمود. خود بارها به اين مهم اشاره كرده بود كه اسلوب هجايي واجد چنين پتانسيلي است كه به ذهن شاعر اجازه دهد بيشتر به خلاقيت و خلق تصاوير متنوع زباني بپردازد...
ادامە دارد...
✨✨
https://t.me/paylway | 264 |
| 3 | 📖 ڕاپۆرتی حەوتەمین دانیشتنی کومیتەی ئەدەبیاتی " ڕۆژەڤ " ناوەندی زانستی - کولتووریی ڕۆنان.
٭ کومیتەی ئەدەبیاتی " ڕۆژەڤ "
دووشەممە 20 ی ڕەشەمە ،سەعات 4 ی پاشنیوەڕۆ، بە پێی بەرنامە و پرۆژە ئەدەبییەکانی خۆی، کۆڕێکی بۆ ڕەخنە و خوێندنەوەی نۆڤڵیتی " مەسخ " ی کافکا، بە بەشداری نووسەران و شاعیران و بەشێکی بەرچاو لە خوێنەرانی چالاکی ئەدەبیات ، لە هۆڵی کونفرانسی موجتەمەعی فەرهەنگی- هونەری مەریوان ساز کرد.
٭ لە دەسپێکی کۆڕەکەدا کاک " شەریف مورادی " شاعیری نوێخواز و بەڕێوەبەری کۆڕەکە، باسێکی کورتی بە مەبەستی ناساندنی داستانی " مەسخ " پێشکەش کرد. دواتر چەند پاژ لە داستانەکە لە لایەن خانم " سوونیا نیکخا " خوێنەری چالاکی ئەدەبیات، بۆ ئامادەبوانی کۆڕ خوێندرایەوە.
٭ پاشان پانێلی ڕەخنە و خوێندنەوەی داستان، لە دوو بەشدا لە لایەن شاعیر و نووسەر " حەمەی کەریمی و یادگار رووزبە " لە تایمێکی یەک سەعاتی دا پێشکەش بە بەشداربوان کرا.
٭ حەمەی کەریمی، لە چەند خاڵی تایبەتدا بە ئاماژەدان بە خوێندنەوە و بۆچوونەکانی هەر یەک لە (ولادیمیر نابوُکف و تئۆدۆر ئادۆڕنۆ ) سەبارەت بە کارەکانی کافکا بە گشتی و بە تایبەت داستانی " مەسخ " باسێکی تیۆریک و پسپۆڕانەی دەربارەی کافکا و وەزعیەتی کافکایی و فەلسەفەی نیهلیستی و دۆڕانی مانا ( معنا باختگی) ،پێشکەش بە بەشداربوان کرد. ناو براو لە بەشێک لە قسەکانیدا ئاوڕی دایەوە لە یادداشتەکانی ئادۆڕنۆ و ڕەخنە و بۆچوونەکانی سەبارەت بە کارەکانی کافکا و ( ئۆتۆریتەی دەقی کافکایی). هاوکات لە بەشی لێکدانەوی نەسری کافکادا ئاماژەی بە هەندێک خاڵی لاواز دا کە ئادۆڕنۆ وەکوو خالی لاوازی نەسری کافکا قامک دەخاتە سەری وەکوو ( یەکنەواختی، وەسفی ئیبهامەکان و بونبەستەکان کە بەردەوام دووپات دەبنەوە لە کۆی کارەکانی کافکادا تەنانەت لە ڕۆمانە گەورەکانیشدا ) پاشان لە ڕوانگەی "ولادیمیر نابوکوف " ەوە باسی ناوەرۆک و ئەو چەمکانەی کرد کە نووسەر لە داستانی " مەسخ " دا بە باشترین شێوە کەڵکی لێ وەرگرتووە.
٭ دواتر لە بەشی دووەمی پانێلەکەدا، شاعیر و نووسەر " یادگار روزبە " باسەکەی خۆی بە سەردێڕی ( هاتنە ژوورەوەی حەشەرات قەدەغەیە ) پێشکەش کرد و دواتر لە ڕوانگەی زانستی ئێنتۆمۆلۆژی ( حەشەرە ناسی ) و هاوکات بە ئاوڕدانەوە لە بۆچوونەکانی " نابوکوف " بەرهەمەکەی خسته بەر باس و هەڵسەنگاندن.
٭ دوای تەواو بوونی پانێلەکە، ئامادەبوانی کۆڕ، لە چەند گۆشەنیگای جیاوازەوە باس و لێدوانەکانیان بە شێوەی ڕەخنە و پرسیار و وڵام سەبارەت بە کۆی باسەکان و بەرهەمەکە ئاراستە کرد.
٭ بەدیارترین باس و لێدوانەکان سەبارەت بە کۆی باسەکان و نۆفلێتەکە لە لایەن ئەم هاوڕێیانەوە بوو.
[ سابیر عەزیزی،عادڵ موحەمەد پوور، حامد بەهرامی، فەرزاد موحەمەدی، ئومید قادری. ]
٭ ئامادەبوونی نووسەران و خوێنەرانی چالاکی ئەدەبیات لە دانیشتنەکاندا ، دەبێتە هۆی گەشەسەندنی پرۆژە ئەدەبییەکان و ورووژاندنی پرس و بابەتی جیاواز و سازکردنی گوتاری ڕەخنەیی .
بە هیوای بەردەوام بوون و هەوڵی جیدی و داهێنەرانە لە پێناو هونەر و ئەدەبی پرۆفیشناڵدا. https://t.me/rojev03
✨✨
https://t.me/paylway | 69 |
| 4 | No text... | 55 |
| 5 | 📖...در ستُردن زنگارِ كُهنگي/ زمینەهای نوگرایی شعر معاصر کوردی(سورانی) *
📝 عادل محمدپور
بخش(١)
✔️ زریبار ش (٦٨-٦٧)، بهار و تابستان ١٣٨٧
قبل از اين كه وارد بحث اصلي شوم لازم است در مورد كاربردِ نا به جاي اصطلاح"شعرنو" كه از نظر روش شناسي چندان منطقي به نظر نمي رسد؛ توضيحي بدهم. مي دانيم كه شعر، آفرينشي است زباني، هر آفرينشي هم در نوع خود از جوهر نو بودن برخوردار است، پس شعري كه مثلاً سي چهل سال پيش گفته شده از نظر زماني ديگر نه تنها براي امروز فاقد صفت نو است بلكه خود ديگر شكلي از شعر گذشته به شمار مي رود. لفظ "نو" تنها براي تقابل با كهنه بودن استعمال دارد، پس با اين توضيح لفظ معاصر، آزاد يا امروز و... زيبنده تر است.
براي ريشه يابي خاستگاه پروسه نوگرايي در شعر كُردي-به قياس شعر ساير ملت ها- نخست بايد پيش زمينه هاي آن را بررسي كرد، بدون تأمل دراين مقوله نمي توان به كُنهِ واقعيت هاي ساختاري و محتوايي آن پي برد. يقيناً شعر كُردي در سير تحول و تطور خود با يك سري از علل و عوامل بروني و دروني مواجه بوده كه با تأسّيِ از اين مؤلفه ها تأثير خود را پذيرفته است. اول تأثيرپذيري بروني از پروسه فكري-ادبيِ جهان غرب، كه آن هم به نوبه خود معلول پديده نهضت روشنگري در قرن 18 ميلادي و نتيجه ي آراء و ديدگاه هاي فيلسوفان اين جنبش فكري/فلسفي در اروپا در قرون بعد بوده است. در سير تطور تاريخ ادبيات مي بينيم كه همان طور كه دموكراسيِ بورژوازي قدرت را زميني كرد و به حريم فرديت حرمت و آزادي شهروندي بخشيد، در حوزه ادبيات نيز منجر به سرنگوني بت نويسنده و سامان پدر و استبداد نخبگي شد، بدينسان ادبيات ديگر نه منبع الهامات نخبگان، بلكه براي سيراب كردن عطشِ من و رشد و بالندگي استوانه فكري و پاسخگويي به علائق خوانندگان فراهم آمد. در واقع اين توجه به همان فرديتي بود كه محصول دوران مدرن در تمدن غرب شمرده مي شد. خواهيم ديد كه اين روند فكري در شعر معاصر كُردي بي تأثير نبوده است. به عقيده پژوهش گران عوامل زير در پديدآمدن پروسه نوزايي دخيل بوده است :
حس ناسيوناليستي و آرمان هاي قومي و جنبش هاي ملي گرايي، انقلاب كارگري اكتبر 1917، به وجودآمدن تشكيلات ادبي، روشنفكري و اجتماعي در داخل كردستان بعد از جنگ هاي اول و دوم جهاني، آمدن شرق شناسان و كُردشناسان غربي و تأثير بر فرهنگ و ادب كُردي، تأسيس چاپخانه و مكتوب نمودن آثار خطي، چاپ روزنامه و مجلات كُردي و تأسيس مدارس كُردي، ارتباط با دنياي غرب و مجامع روشنفكري دول همسايه كه زودتر با پديده هاي غربي آشنايي يافته بودند و...
با چاپ اولين شماره روزنامه كُردستان(در سال 1898) دنياي ادب و روشنفكري كُردستان وارد فاز جديدي مي شود، شعرهاي تازه، منبعث از افكار نوين و مضامين تازه، از طرف (عبدالرحيم رحمي حكاري، مصطفي شوقي، پيرمرد، شيخ نوري شيخ صالح ، رشيد نجيب، گوران ، زيور) و... در روزنامه هاي كُردستان و ژين (از فعال ترين نشريه منتشره ي كُردي آن هنگام در كُردستان) چاپ و منتشر مي شوند. اين تعامل با دنياي غرب توانست مستقيم روي شاعران و فعالان فرهنگي ادبي تأثير بگذارد، از راه يادگيري وآشنايي با آثار زبان هاي اروپايي، يا ترجمه ي آن ها به زبان تركي و يا استفاده مستقيم از آثار تركي، كه در آن زمان بسياري از روشنفكران كُرد از جمله (پيرمرد، شيخ نوري شيخ صالح، دلدار، گوران، زيور) و...از كُردستان عراق، (كامران بدرخان و قدريجان)از كُردستان سوريه، (مصطفي شوقي، عبدالرحيم رحمي حكاري، رشيد نجيب، محمود جودت) و... زبان تركي را يا مي دانستند يا به خوبي ياد گرفته بودند و از عناصر مُدرن و مضامين نو (اُدباي فجر آتي، جريان مُدرن شعر تركي در آن زمان كه توسط توفيق فكرت و جلال ساهر رهبري مي شد)متأثر مي شدند و آن را در زبان كُردي با فُرم و انديشه اي جديد در مقايسه با شعر كلاسيك پيشتر از خود، به كار مي گرفتند.
آن چه شعرهاي اين شاعران، به ويژه اشعار گوران را با دنياي شعر كلاسيك متفاوت مي ساخت: انحراف از ذهنيت قيد عَروض و قافيه پردازي سنتي است: كم رنگ كردن نقش قافيه در سرايش شعر و شكستن قالب هاي عاريتي عَروض عربي و برگشتن به مايه هاي جوهري شعر هورامي. بعد ديدگاه واقع نگري شاعران در رابطه با اُبژه هاي پيرامون و تعامل با مكانيزم خلاق در آفرينش شعر از ديگر خصوصيات اين دوره از شعر كُردي بود. در متون گذشته ما ذهنيت شاعران كلاسيك، بيشتر اسطوره كردن واقعيت ها بود، واقعيت ها پيراموني را با ذهنيت اسطوره اي خود به تصاوير فراواقع آميخته مي كردند، اما نقش ذهني شاعران اين دوره از شعر كُردي، واژگونه شد، آنان سعي مي كردند بيشتر به مفاهيم ملموس جامعه كُردي بپردازند. از ديگر مؤلفه هاي شعري اين دوره، لرزان نمودن پايەهاي زبان فاخر و اشرافي/ صوفيانه ي گذشتگان بود، مسائل ملي و فولكلوريك و مضامين پيراموني با عناصر ساده و ملموس زبان بيان شعر مي شد.
✨✨
https://t.me/paylway | 537 |
| 6 | هونەر دلێ دڵوو گوزارەینە نمەخوڵقیۆ، چەپەوانە، ئینە گوزارەکێنێ کە دلێ هونەرینە سەر هۆرمدٚانە و باسانێوی تێئۆریکیێ- ڕەخنەیێ شێعرێ مارانە شۆنی وێشارە. وەرەچەم نەگێرتەی ئی ڕوەکەردیە، بۆ بە دیاردێوی گردٚگیر و خەسارەتەتێو و ئافەتێوی تایبەتی پێسەو موریانەی نیشۆنە گیانوو ئەدەبیاتیما و دیمەن و دلێنەو[1] شێعرێما موەرۆنە و بێ ئانەی دەرکش پنە بکەرمێنە یاوۆ یاگێوە، ئەگەر هەناسەما نەچنۆ، گنمێ هەناسە بڕکێ. چنی ئینەیە، هەر باسێو تێئۆریکی بە پاڵپەشتیێوی سەقامگێرتەی زانشتی و تەجروبەکریا و هەر پاسە بە پێوەننیێوی هەراویی کۆئاوەزی نیازش هەن. یانێ حەتمەن بەینوو «تێئۆری و هەرمانێ ئەدەبیێ[2]» پێوەننیێوی هێقم و پردێوی مەحکەمە وجوودش بۆ، ئننا ئی «دوانێ» بێ ئەنترینی نمەتاوانە کارسازێ بانە و منی وەردەنگی بیاونانە مەخسەدٚ...
[1] - فرم و محتوی
[2] - نظریە و کنشهای ادبی
✔️ چراوکە/ ئامادەو چاپی، عادڵ محەمەدپوور، ل ١٤٣
✨✨
https://t.me/paylway | 70 |
| 7 | 📖 انگارههای تمامیتخواهانه در ضربالمثلهای اورامان
📝 محمد حسینی
🔻 منبع: فصلنامە زریبار، ش 64، سال 1386
مدیر مسئول و صاحب امتیاز عادل محمدپور
سردبیر مسعود بینندە
شورای نویسندگان: مسعود بینندە، عادل محمدپور، علی دلاویز و حمزە محمدی
........................
در این مقاله ...میخواهم به بیان گوهر و حقیقت ضربالمثل و نقش آن در فرهنگ جوامع بشری و بسترهای مختلف در جریان زندگی اشاره نمایم.
به نظر بنده «ضربالمثل» بخشی از عناصر فرهنگ معنوی و ساختار گفتاری هر ملت و قوم و عشیرهای است که در حرکت چگونه زیستن در جوانب مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنان به طور طبیعی و خودانگیخته شکل گرفته است.
ضربالمثلها آینهی تمامنما، بایگانی حافظهی تاریخي، بازتاب طبیعی آداب و رسوم، خلق و خوی، سنتهای نیاکان، شیوههای زندگی و تفکر و بالاخره مظهر و نماد واقعی هر ملت و قومی هستند.
ضربالمثلها در پاتولوژی حرکتها و مکاتب و حاکمیتهای شکلیافته در میان هر ملتی در جوانب مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی نقش (DNA) ها را برای بازشناسی جریانهای گوناگون بازی میکنند.
✨✨
https://t.me/paylway | 64 |
| 8 | 📖 انگارههای تمامیتخواهانه در ضربالمثلهای اورامان
📝 محمد حسینی
🔻 منبع: فصلنامە زریبار، ش 64، سال 1386
مدیر مسئول و صاحب امتیاز عادل محمدپور
سردبیر مسعود بینندە
شورای نویسندگان: مسعود بینندە، عادل محمدپور، علی دلاویز و حمزە محمدی
........................
✨✨
https://t.me/paylway | 77 |
| 9 | 📖 تعريف و تقسيم بندي علمي نشريات
📝 عادل محمدپور
🔻 منبع: راهنمای مطبوعات كُردی، سير تاريخی و بازشناسیِ ساختار، عادل محمدپور، ئەوین، 1396، صص ١٣-١١
در فرهنگ ها، لغت نامه ها و مراجع به نوشتجات چاپيِ روزنامه، مجله و اوراقي كه هر روز يا هر هفته يا ماه حاوي اخبار و اطلاعات داخلي، خارجي، حوادث، مسائل سياسي، اجتماعي و غيره به طور مرتب انتشار يابد «جريده[1]، مطبوعه يا نشريه»[2] و به زبان كُردي «چاپهمهني، čāpamani و بلاوكراوه، Bilāvkirāva، وه لاکریا، Walākiryā و بلاوُك، Bilāvok» گفته ميشود. در اصطلاح امروزي و در قوانين هر كشوري براي انتشارات ادواري، واژه «مطبوعات» و براي قوانين خاص روزنامه و مجله ها «قانون مطبوعات، یاسای چاپه مه نی به كار مي برند. در قانون مطبوعات ايران درتعريف مطبوعات آمده است: «نشرياتي كه به طور منظم با نام ثابت و تاريخ و شمارهي رديف در زمينههاي گوناگون خبري، انتقادي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي، كشاورزي، فرهنگي، ديني، علمي، فني، نظامي، هنري، ورزشي، و نظاير اينها منتشر مي شوند»[3] مطبوعات گفته مي شود...
✨✨
https://t.me/paylway | 82 |
| 10 | 📖 شێعرە ویرێ وەڵفەرزانە نیا
شێعرە پایەی یۆوەمنە نمەتاوۆ فکر بۆ؛ شێعرە هونەروو زەریف واتەیا. شاعێر فکرێ و بابەتێ عەقڵیێ نمارۆنە یا باسشا نمەکەرۆ. مەسەلەن بابەتوو وەشەسیایی، مەرگ و... چە سروشتی و چە مێتا سروشتیشنە هەر بیێنێ و درێژایى تاریخینە شاعیرێ قسێشا چا بابەتاوە کەردێنێ بەڵام هەر شاعێرێو ڕایێوی تایبەتیش پەی تەعبیر جە ئا بابەتانە بیێنە و ئینە یانێو ئەزموونێ تایبێ ئا شاعێرا.
کە پاسەن موهێم نیەن کە کام بابەتەو شێعرە منویسی، موهێم ئانەنە چەنی ئەزموونێ تایبێ وێت چی بابەتانە مارینە و دەربڕشا کەرینە کە چێوەڵتەر نەبیێنێ و بێ گومان تەعبیر جە سووچە دیایو قووڵێ وێت کەرانێ، چوون دماتەر ئانە کە کەم پێویا و غیابێنێ، شێوازە تایبەکێ وێتەنێ. بە لەونێویتەر ئا نەقڵە کە شێعرێ گێرۆوە، پەیوەننیێش بە ئەزموونێ قووڵێ شاعێریوە هەنێ. بە نموونە فرەو شاعێرا مەیا تێزوو عەشقی یا مەرگی، دووبارە کەراوە، ئینە یانێ پێسەو گوزارێوی خەبەری مدٚیا پەی عەشقی و عەشقیچ خۆ هەر بیەن و قسێش چۆ کریاینێ، موهێم ئانەن تۆ چێشت واتەن کە وەڵتەر ئەویتەری نەواتەن کە پاسەن هەرپاجۆرە کە واتما؛ شێعرە جە پایەی یەکەمنە نمەتاوۆ هیچ ویرێوی وەڵفەرزانە بۆ...
📝 ئەدۆنێس، زانکۆو سەلاحەدینی-بەشوو زوانى عەرەبى، بڕگێو جە قسەکاش/21/4/2009، عەبدولموتەلێب عەبدوڵڵا، و.عادڵ م
✨✨
https://t.me/paylway | 341 |
| 11 | 📖 «مەنوچێهر ئاتەشی (١٣١٠-١٣٨٤) و پەیڤێک
✔️ شاعێری ناسراوی هاوچەرخی ئێران *
عادڵ محەمەدپوور
ئاماژە:
ئەم شاعێرە پاش تەمەنێکی دوور و درێژ لە داهێنانی شێعر و دانانی چەندین دیوان و وەرگێڕاندنی چەندین کتێب و نوسینی چەندەها وتاری ئەدەبی-هونەری و...، سەرەنجام لە (29)ی خەزەڵوەری ساڵی (1384)ی ک.ه لە تەمەنی (74) ساڵیدا دڵی لە لێدان کەوت و لە بیمارستانی (سینا)ی تاران کۆچی دوایی کرد. ئەم دیمانە لە ساڵی (1380)ی ک.ه واتە (4) ساڵ پێش لە کۆچی لە پیشانگای چاپەمەنییە سەراسەرییەکانی تاران(نمایشگاە سراسری مەتبووعات) لە نووسینگەی گۆڤاری (کارنامە) کە ئەو دەم لە ژێر چاودێری زانستی ئەم شاعێرەدا چاپ و بڵاو دەکرایەوە، سازکراوە و ئێستا دەخرێتە بەر دیدی خوێنەرانی ئەدەب دۆست.
✨✨ | 108 |
| 12 | «مەنوچێهر ئاتەشی (١٣١٠-١٣٨٤) و پەیڤێک
شاعێری ناسراوی هاوچەرخی ئێران *
عادڵ محەمەدپوور
ئاماژە:
ئەم شاعێرە پاش تەمەنێکی دوور و درێژ لە داهێنانی شێعر و دانانی چەندین دیوان و وەرگێڕاندنی چەندین کتێب و نوسینی چەندەها وتاری ئەدەبی-هونەری و...، سەرەنجام لە (29)ی خەزەڵوەری ساڵی (1384)ی ک.ه لە تەمەنی (74) ساڵیدا دڵی لە لێدان کەوت و لە بیمارستانی (سینا)ی تاران کۆچی دوایی کرد. ئەم دیمانە لە ساڵی (1380)ی ک.ه واتە (4) ساڵ پێش لە کۆچی لە پیشانگای چاپەمەنییە سەراسەرییەکانی تاران(نمایشگاە سراسری مەتبووعات) لە نووسینگەی گۆڤاری (کارنامە) کە ئەو دەم لە ژێر چاودێری زانستی ئەم شاعێرەدا چاپ و بڵاو دەکرایەوە، سازکراوە و ئێستا دەخرێتە بەر دیدی خوێنەرانی ئەدەب دۆست.
✨✨ | 1 |
| 13 | 📖 ڕەچەڵەک ناسیی ناوْشوێنی مەریوان و پۆلێک دەلالەتی ئەفسانەیی- مێژوویی و...
✔️ عادڵ محەمەدپوور
دەسپێک:
ڕەچەڵەک ناسی (Etymology) یانێ خوێندنەوەی مێژوویی و لێکدانەوەی گۆڕانکاریی وشە و چەپکە وشەکان لە دوو بواری واج ناسی (Phonology) و واتا ناسی (Semantics). ناوشوێنەکان هەڵگری دوو واتان: یا تاق مانان ، یا کۆ مانا. تاق ماناکان؛ سادە، ساکار و قامووسین و تەنیا هەڵگری ناو، ئاوەڵ ناو یان بیرئانینی کارەساتێکی بۆنەیی و تایبەتین: حەسەناوڵە، ڕەشەدێ، دەمەیەو، تازاوا، سەوڵاوا، کامیاران و... ناوْشوێنە چەن ماناییەکان؛ ڕەمزینە، توێدار، فرە ڕەگەزی و چەند هێمایین. یانێ هەنبانەیەک لە چەمکی جۆراوجۆری ئوستوورەیی، ئەفسانەیی و مێژوویی کە ڕەمز، کود و واتاکانیان بە سانایی نیشانەگەردانی و ڕەمزناسین ناکرێن: هورامان، مەریوان، پێنجوێن، نژمار، سلێن، سنە، تەتە، ئەرارا، زێویە و... ناوْشوێنی مەریوان کە جێگای باسی ئێمەیە؛ مۆرفێمەکانی (مەر+ ی+ وان) هەرکام شیاوی باسی تایبەی خۆیانن کە لەم وتارەدا ڕاژە و بەدواچوون و لێکدانەوەیان بۆ دەکرێت.
ناواخن:
ئەم نووسینە لە دوو بەشدا پێشکەش دەکرێت. بەشی یەکەم: پێناسە و کارکردی ئەفسانە و ئوستوورە و بەشی دووەم: باسی ڕوانگەکان و دەنگۆڕکێی وشەی مەریوان[1]، خراوەتە بەر باس و لێکدانەوە و شرۆفاندن.
ئەلف) پێناسە و تێڕوانینی ئەفسانە و ئوستوورە و دەلالەتی ناوْشوێنەکان...
تێبینی: ئەم نووسراوە پێشتر دانراوە و لە سەر داوای پۆلێک لە دۆستان، دووبارە دادەنرێتەوە.
درێژە👇
http://peyliway.blogfa.com/post/296/%da%95%db%95%da%86%db%95%da%b5%db%95%da%a9-%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%88%d9%92%d8%b4%d9%88%db%8e%d9%86%db%8c-%d9%85%db%95%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%be%db%86%d9%84%db%8e%da%a9-%d8%af%db%95%d9%84%d8%a7%d9%84%db%95%d8%aa%db%8c-%d8%a6%db%95%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%95%db%8c%db%8c-%d9%85%db%8e%da%98%d9%88%d9%88%db%8c%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d9%be%d9%88%d8%b1
✨✨
https://t.me/paylway | 118 |
| 14 | 📖 وتار:
✔️ ڕێخەناسیی ناوْشوێنی مەریوان و
پۆلێک دەلالەتی ئەفسانەیی- مێژوویی و...
📝 عادڵ محەمەدپوور
دەسپێک:
ڕێخەناسی (Etymology) یانێ خوێندنەوەی مێژوویی و لێکدانەوەی گۆڕانکاریی وشە و چەپکە وشەکان لە دوو بواری واج ناسی (Phonology) و واتا ناسی (Semantics). ناوشوێنەکان هەڵگری دوو واتان:
یا تاق مانان ، یا کۆ مانا.
تاق ماناکان؛ سادە، ساکار و قامووسین و تەنیا هەڵگری ناو، ئاوەڵ ناو یان بیرئانینی کارەساتێکی بۆنەیی و تایبەتین:
وەک حەسەناوڵە، ڕەشەدێ، دەمەیەو، تازاوا، سەوڵاوا، کامیاران و...
ناوْشوێنە چەن ماناییەکان؛ ڕەمزینە، توێدار، فرە ڕەگەزی و چەند هێمایین. یانێ هەنبانەیەک لە چەمکی جۆراوجۆری ئوستوورەیی، ئەفسانەیی و مێژوویی کە ڕەمز، کود و واتاکانیان بە سانایی نیشانەگەردانی و ڕەمزناسین ناکرێن:
وەک: هورامان، مەریوان، پێنجوێن، نژمار، سلێن، سنە، تەتە، ئەرارا، زێویە و...
ناوْشوێنی مەریوان کە جێگای باسی ئێمەیە؛ مۆرفێمەکانی (مەر+ ی+ وان) هەرکام شیاوی باسی تایبەی خۆیانن کە لەم وتارەدا ڕاژە و بەدواچوون و لێکدانەوەیان بۆ دەکرێت.
ناواخن:
ئەم نووسینە لە دوو بەشدا پێشکەش دەکرێت. بەشی یەکەم: پێناسە و کارکردی ئەفسانە و ئوستوورە و بەشی دووەم: باسی ڕوانگەکان و دەنگۆڕکێی وشەی مەریوان[1]، خراوەتە بەر باس و لێکدانەوە و شرۆفاندن...
✔️ ئەم وتارە پێنجشەممە ١٤٠٠/٩/١٨ لە (یەکەمین پەنێلی کۆنفرانسی مەریوان ناسی) وەک وتاری هەڵبژێردراو، خوێنراوەتە و هەر جارێک بەشێکی لەم کاناڵەدا پێشکەش دەکرێت
درێژەی هەیە
✨✨
https://t.me/paylway | 10 |
| 15 | 🔴 پیام عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان
🔸 "فراخوان صلح و جامعه دموکراتیک"
🔸 حزب کارگران کردستان؛ در قرن بیستم، خشونتآمیزترین قرن تاریخ و در بستر جنگهای جهانی اول و دوم، سوسیالیسم واقعگرا و فضای جنگ سرد کە حاکم بر جهان بود و بهویژه در شرایط انکار واقعیت موجودیت کُردها و محدودیتهای ناشی از ممنوعیت آزادیها شکل گرفت.
از نظر نظریه، برنامه، استراتژی و تاکتیک، حزب کارگران کردستان به شدت تحت تأثیر واقعیت سیستم سوسیالیسم واقعگرای قرن قرار داشت. فروپاشی سوسیالیسم واقعگرا در دهه ۱۹۹۰ به دلایل داخلی و همچنین حل بحران انکار هویت در کشور و پیشرفتهایی که در زمینه آزادی بیان حاصل شد، باعث ایجاد فقر معنایی و تکرار مفرط در پ.ک.ک گردید. بنابراین، همانند دیگر نمونههای مشابه عمر خود را به پایان رسانده و انحلال آن ضروری شده است.
🔸 روابط ترک-کرد؛ ترکها و کردها در طول بیش از هزار سال تاریخ مشترک خود، برای حفظ موجودیت خویش و مقاومت در برابر قدرتهای هژمونیک، همواره بر اساس تمایل متقابل در یک اتحاد ناگزیر باقی ماندهاند.
مدرنیته سرمایهداری طی ۲۰۰ سال گذشته این اتحاد را هدف اصلی خود برای تخریب قرار داده است. نیروهای متأثر از این روند با مبانی طبقاتی خود این هدف را پذیرفتهاند. با تفاسیر تکبعدی جمهوری، این روند سرعت بیشتری گرفت. وظیفه اصلی امروز بازسازی این رابطه تاریخی که بسیار شکننده شده است، با روحیه برادری و بدون نادیده گرفتن باورهاست.
نیاز به جامعه دموکراتیک اجتنابناپذیر است. حرکت انقلابی و تشدد پ.ک.ک که طولانیترین و گستردهترین حرکت در تاریخ جمهوری [ترکیه]بوده است، ناشی از بسته بودن کانالهای سیاست دموکراتیک بوده است.
🔸 نتیجه اجتنابناپذیر گرایش افراطی ملیگرایانه؛ راهکارهایی چون دولت ملی جداگانه، فدراسیون، خودمختاری اداری و راهکارهای فرهنگی نمیتوانند پاسخگوی جامعهشناسی تاریخی جوامع باشند.
احترام به هویتها، بیان آزادانه خودشان و سازماندهی دموکراتیک آنها تنها با وجود جامعه دموکراتیک و فضای سیاسی ممکن است که هر گروه بتواند ساختارهای اجتماعی-اقتصادی و سیاسی مورد نظر خود را ایجاد کند.
قرن دوم جمهوری تنها زمانی میتواند با ثبات دائمی و برادرانه ادامه یابد که با دموکراسی مزین شود. برای جستجوها و تحقق سیستمهای جدید هیچ راهی جز دموکراسی وجود ندارد. نمیتواند وجود داشته باشد. توافق دموکراتیک روش اساسی است.
🔸 زبان دوره صلح و جامعه دموکراتیک نیز باید مطابق با واقعیت توسعه یابد.
در این فضایی که با فراخوان آقای دولت باغچلی، ارادهای که توسط آقای رئیس جمهور مطرح شده و رویکرد مثبت سایر احزاب سیاسی نسبت به فراخوان مذکور شکل گرفته است، من فراخوان خلع سلاح را مطرح میکنم و مسئولیت تاریخی این فراخوان را میپذیرم.
همانند هر جامعه یا حزب مدرن دیگری که وجود آن به زور پایان نیافته باشد، برای ادغام داوطلبانه با دولت و جامعه کنگره خود را برگزار کنید و تصمیم بگیرید؛ همه گروهها باید سلاح را کنار بگذارند و پکک باید منحل شود.
به تمامی گروههایی که به زندگی مشترک باور دارند و به فراخوان من بلە میگویندسلام میرسانم.
۲۵ فوریه ۲۰۲۵
عبدالله اوجالان
https://t.me/ronahikurd | 1 |
| 16 | 📖 چکیارەو وتاروو تاقانە سەیدی و
نرخ شناسیی چەپکێو تەجرۆبێ جیاوازێ دلێدەقیێ دیوانەکەیش
(سۆڵاوا، سەیدی شناسی ئەنجومەنوو حەیران هورامی ١-٣-١٤٠٣)
✔️ دەقوو وتارەکەی نزیک بە 5000 کەلیمێن
📝 عادڵ محەمەدپوور
..........................................
¨ شاعێرێ گەورێ دوێ کاراکترێشا هەنێ؛ یۆشا شاعێرەن ئا کەسایەتیە کە شێعرەکێ منیۆرە؛ یۆیچشا منی شاعێرانەشا کە پێرسۆناو شاعێرین، نێقابێو دریان ڕوەشەرە کە ئینا پەشتوو سەرەو شاعێریوە و کونێشەکانە حوزوورش هەن و جارجاریچ دژایەتیچ مرمانۆ پەی کەسایەتیی یۆوەمی؛ تەقابولێ شاعێریچ چیگەوە سەرچەمە گێرانە و با بە ئێحتێماڵێ و باری هونەریێ.
· ئی ئەگەر و نەگەرێنێ کە ئازادٚیی عەمەڵ مدٚا بە شاعێری و تەجرۆبێ جۆراوجۆرێش
حافز جار هەن شەرابوەرا و جاریچ هەن حافزوو قورعانین، بەڵام فەلسەفەو حافزی تەڕکیزەن سەروو ئەوەخێزنیی هونەری(صنعت کردن):
حافظم در مجلسی، دُردی کشم در محفلی
وین عجایب بین کە چون با خلق، صنعت می کنم
یا: سەنایی غەزنەوی و دوێ ژیوی ستایشگرانە و ژیوی عێرفانیش
عقل در کوی عشق نابیناست
عاقلی کار بوعلی سیناست (حدیقە سنایی)
یا: شەتەحیاتێ شێعرێ عێرفانیێ و تەقابولوو عەشق و عەقڵی
عەشق: (بلاکیف، نامعلووم، ابلاغ اقناعی)
عەقڵ؛ (باچگونە، ابلاغ اسباتی)
نموونەشا؛ تەقابولوو ئەشاعرە و موعتەزێلە، (اناالحق، سبحانی ما اعظم شانی) واتەی مەنسوور حەلاج و بایزیدی بستامی...
درێژەش👇
https://peyliway.blogfa.com/post/309/%d8%aa%d8%a7%d9%82%d8%a7%d9%86%db%95-%d8%b3%db%95%db%8c%d8%af%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%b1%d8%ae-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c%db%8c-%da%86%db%95%d9%be%da%a9%db%8e%d9%88-%d8%aa%db%95%d8%ac%d8%b1%db%86%d8%a8%db%8e-%d8%ac%db%8c%d8%a7%d9%88%d8%a7%d8%b2%db%8e-%d8%af%d9%84%db%8e%d8%af%db%95%d9%82%db%8c%db%8e-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%db%95%da%a9%db%95%db%8c%d8%b4-(%d8%b3%db%86%da%b5%d8%a7%d9%88%d8%a7%d8%8c-%d8%b3%db%95%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a6%db%95%d9%86%d8%ac%d9%88%d9%85%db%95%d9%86
✨✨
https://t.me/paylway | 102 |
| 17 | 📖 تصورات نادرست پیرامون زبان
زبان میتواند ابزاری برای بهوجودآمدن بیعدالتیها باشد؛ زیرا اگرچه اساسِ عدالتِ اجتماعی بر پایۀ عدم تبعیض جنسیتی، نژادی، قومیتی، گرایشهای جنسیتی و مذهبی استوار است؛ اما در این میان زبان بهندرت مبنای عدم تبعیض افراد، جوامع و ملتها قرارگرفته است. در این راستا، اگر مسائل زبانی بر اساس «برنامۀ آگاهسازی گویشی [1]» در دوران مدرسه بهعنوان واحدهای درسی در نظام آموزشی گنجانده شود، این مسائل چندان برجسته نخواهد شد.
به باور پیلر[1] تنوع زبانی مشخصه همۀ جوامع بشری است. ازاینجهت «عدالت اجتماعی» اساساً بر تبعیض جنسیتی، نژادی، اتنیکی، گرایشهای جنسی، مذهبی و... تمرکز میکند؛ اما مسئلۀ تنوع زبانی بهندرت اساس تبعیض در جوامع و ملتها قرارمیگیرد. با این وصف، اگر به چگونگی ارتباط بین تنوع زبانی و عدالت اجتماعی واقف نباشیم یا نتوانیم تبعیضهای ناشی از زبان را بشناسیم، نمیتوانیم در مسیر ایجاد یک تغییر مثبت گام برداریم (پیلر، ۲۰۱۶: ۲-۱).
با این وصف، کسانی که «تبعیض زبانی[2]» را نمیپذیرند، هیچگاه تبعیضهای نژادی، اتنیکی، جنسیتی و... را نخواهند پذیرفت. تبعیض زبانی یک رفتار ناعادلانه نسبت به زبان گویشوران است که از سوی زبانهای فرادست برجسته میشود. فیلیپسون[3] (۱۹۹۲) واژۀ تبعیض زبانی را ابداع نمود که با واژههای نژادپرستی و جنسیتزدگی همسو است و معتقد بود تمامی آموزشها به زبانی غیر از زبان نخست، پدیدهای امپریالیستی است، حتی اگر انگیزۀ آموزشدهنده این باشد که به دانشآموز کمک کند تا از فقر بیرون بیاید و به فرصتهای شغلی برابر دست یابد. ازاینرو، تا زمانی که با همۀ زبانها بهطور مساوی رفتار نشود، همۀ مدارس چندزبانه، به تبعیض زبانی متهماند (فیلیپسون، ۱۹۹۲: ۴۷-۴۶).
[1]. Dialect Awareness Program
[1]. Piller
[2]. Linguistic Discrimination / Linguism
[3]. Philipsson
📝 د. عادل محمدی
✨✨
@paylway | 1 021 |
| 18 | 📖 تصاحب میل جمعی و ابزورد تاریخی
تصاحب میل جمعی، یکی از آشکارترین و خشونتبارترین روشهای تصاحب قدرت در جوامع غیردموکراتیک است. یک میل جمعی بر اساس نارضایتی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی شکل میگیرد و سپس کسانی که به هر دلیلی از دایرهی مفصلبندی قدرت بیرون رانده شدهاند یا مغضوب ساختارهای موجوداند، به وسوسه میافتند تا این میل جمعی آواره را به نفع امیال و اهداف خود مصادره کنند. پس ردای منجی به تن میکنند؛ اما سرانجام تبدیل به همان بدمنی میشوند که پیش از این میل جمعی از آن گریخته بود. این دور باطل، مدام تکرار میشود و عجیبتر آن است که مردم چنین جامعهای فکر میکنند این منجی جدید با همهی منجیانی که تبدیل به بدمنهای تاریخ شدهاند، تفاوت اساسی دارد. آنچه این «ابزورد تاریخی» را دامن میزند چیزی جز فراموشی تاریخی نیست. امیدی که فکر میکند از این ستون به آن ستون فرج است، اما فاجعه تولید میکند. از آنجایی که آگاهیِ ناگهانی، نمیتواند واقعیت جدید یا ساختارهای متفاوت تولید کند، میل جمعی دوباره دچار فراموشی میشود. میلی که نمیداند مشکل اصلی در ساختارها است نه در شخصیتها و منجیها؛ زیرا در این میل، فراموشی به مثابهی عنصر ساختاری است که نمیتواند بین ساختارها و سوژهها تفکیک قائل شود.
به همین دلیل هم نمیتواند از گذشته درس بگیرد چرا که با هر منجی تاریخ دوباره برایش آغاز میشد. گسستی که فلسفهی تاریخ را در قهرمانان میجوید نه در گفتمانها. بنابراین وقتی ساختارها و گفتمانها تغییر نکردهاند حتی اصلحترین و متعهدترین افراد تبدیل به بدمن میشوند. در این شرایط یک بازی نحس مدام به شکل چرخهای تکرار میشود: امید آغازین، انباشت نارضایتی و قیام برای عدالتی که از دست رفته است. قیامی که باز، زمان را حلقوی میبیند و چون نمیتواند بنیادهای پولادین را تغییر دهد متوسل به هویتهایی میشود که خود را منجی یک وضعیت تاریخ میدانند و سرانجام این نتیجه تثبیت میشود که این منجی نوظهور مثل آنها نیست یا امیدوارند که نباشد؛ اما ساختارهای از پیش موجود هر سوژهای را میتواند به شکل خود در آورد. سوژه، زمانی با ساختارها رابطهی دیالکتیک برقرار میکند که ساختارها او را منحرف نکنند. در غیر این صورت مقاومت انقلابی سوژهها راه به جایی نمیبرد و ساختار یا او را از بین میبرند یا او را اهلی میکنند. بنابراین همیشه در تولید اختناق و تصلب ساختارها امری پیشینی هستند.
جهان غرب حداقل از نیمهی دوم قرن بیستم به دلیل تجربهی فاشیسم و نازیسم به سوژهها بدبین شده، این بدبینی حتی به جهان هنر و ادبیات هم راه پیدا کرده است؛ زیرا میداند ساختارهای معیوب، سوژههای خطرناک تولید میکند؛ بنابراین بهترین کار زنده نگه داشتن ساختارهای دموکراتیک است تا نگذارد سوژهها، نفع جمعی را تبدیل به نفع فردی کنند.
📝 سینا جهاندیده
✨✨
@paylway | 126 |
| 19 | 📖 دەربەن دزڵیە و دیمەنێوی زمسانی
✨✨
https://t.me/paylway | 109 |
| 20 | مسیحِ چارمیخِ ابدیتِ یک تاریخ است.
و انسانهایی که پا درزنجیر
به آهنگِ طبلِ خونِشان میسرایند تاریخِشان را
حواریونِ جهانگیرِ یک دیناند.
و استفراغِ هر خون از دهانِ هر اعدام
رضای خودرویی را میخشکاند
بر خرزهرهی دروازهی یک بهشت.
و قطرهقطرهی هر خونِ این انسانی که در برابرِ من ایستاده است
سیلیست
که پُلی را از پسِ شتابندگانِ تاریخ
خراب میکند
و سوراخِ هر گلوله بر هر پیکر
دروازهییست که سه نفر صد نفر هزار نفر
که سیصد هزار نفر
از آن میگذرند
رو به بُرجِ زمردِ فردا.
و معبرِ هر گلوله بر هر گوشت
دهانِ سگیست که عاجِ گرانبهای پادشاهی را
در انوالیدی میجَوَد.
و لقمهی دهانِ جنازهی هر بیچیزْ پادشاه
رضاخان!
شرفِ یک پادشاهِ بیهمهچیز است.
و آن کس که برای یک قبا بر تن و سه قبا در صندوق
و آن کس که برای یک لقمه در دهان و سه نان در کف
و آن کس که برای یک خانه در شهر و سه خانه در ده
با قبا و نان و خانهی یک تاریخ چنان کند که تو کردی، رضاخان
نامش نیست انسان.
نه، نامش انسان نیست، انسان نیست
من نمیدانم چیست
به جز یک سلطان!
📝 احمد شاملو / بهمن ۱۳۲۹
برشی از شعر بلند«قصیده برای انسان بهمن»/ قطعنامه
✨✨
@paylway | 99 |
